بهرام پیشگیر

گردشگری/ تاریخی/ جاذبه های گردشگری/خاطرات/حوادث و رویدادها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «#شاه عباس#ارامنه#اصفهان#اقتصاد#» ثبت شده است

گردشگری از منظر اقتصادی

موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

اقتصاد و جهانی شدن

باسمه تعالی

 

اقتصاد و جهانی شدن

  

بهرام پیشگیر


کارشناس ارشد تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

 

Email=pishgir.bahram@Yahoo.Com

کلید واژه: جهانی شدن / اقتصاد/ تهدیدها/ فرصتها

 

جهانی شدن فرآیند و تحولی است که مرزهای سیاسی و اقتصادی را کمرنگ می کند بطوری که در نهایت ممکن است آن را بکلی از بین ببرد.جهانی شدن یک پدیده چند بعدی است که آثار و نتایج آن حوزه های سیاسی، فرهنگی ، حقوقی و اقتصادی و ... را در برمی گیرد. جهانی شدن اقتصاد در حقیقت از نیمه اول قرن 20 شروع و بعد از جنگ جهانی دوم با ایجاد سازمان ملل متحد ، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول ابعاد تازه ای یافت. جهانی شدن مرزها را به هم نزدیک کرد و با خود  فرصتها و چالشهای جدیدی آورد. یکی از حوزه های که جهانی شدن بر آن تاثیر بسیار مهمی دارد حوزه اقتصادی است  زیرا حوزه اقتصاد یکی از ضروری ترین مسایلی است که حیات هر فرد ، خانواده و جامعه و کشورها به آن بستگی دارد. اقتصاد جوامع درارتباط با یگدیکر نقاط قوت و ضعف خود را آشکار می نماید اما پژوهشها نشان می دهد که عموماً اقتصاد کشورهای  توسعه یافته برنده این تقابل اقتصادی است و نشان می دهد که مراکز عمده اقتصاد جهانی در منطقه آمریکای شمالی، اروپا و جنوب شرقی آسیا قراردارند و روند جهانی شدن بیشتر به نفع مناطق مذکور می باشد. لذا بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته که از بازار پولی و مالی کارآمدی برخودار نیستند از پدیده جهانی شدن اقتصاد بهره زیاد نخواهند برد و در حقیقت روند جهانی شدن اقتصاد به نفع کشورهای قدرتمند خواهد بود. برخی معتقند که  جهانی شدن فرآیندی است که  هیچ نفعی برای ما و کشورمان نخواهد داشت زیرا جهانی شدن شکل جدیدی از استعمار می باشد که نباید فریب زرق و برق آن را بخوریم. حالا برای ما این سوال پیش
می­آید با توجه به مطالب ذکر شده ما به عنوان یک کشور اسلامی- ایرانی چه سیاست اقتصادی باید در مقابل این پدیده جهانی شدن پیش بگیریم ؟  آیا موضعی انفعالی در پیش بگیریم و تلاش نمایم تا کمترین آمیزش  را با جهان خارج داشته باشیم؟ آیا این امر امکان دارد ؟ پاسخ این است که روند تحولات اقتصادی این امر را ناممکن ساخته است و ما ناچار هستیم که برای ایجاد روابط اقتصادی با دنیا گام برداریم و حیات اقتصادی، رشد و شکوفایی اقتصادی ما وابسته به تبادلات پولی، مالی و اقتصادی جهانی است. حالا این سوال پیش می­آید آیا جهانی شدن اقتصاد برای اقتصاد نوپای ما مخاطره آمیز است؟ باید گفت که اگر در مقابل پدیده جهانی شدن اقتصاد سیاست های مناسبی اتخاذ شود می تواند برای ما نیز فرصتهایی نیز به ارمغان ولی اگر در مقابل این پدیده منفعل باشیم، جهانی شدن اقتصاد اثرات زیانباری  برای اقتصاد ما در بر خواهد داشت که به شرح ذیل به آن اشاره می شود:

 

الف : فرصتها

1-    کاهش هزینه های حمل و نقل

2-    رشد و توسعه تکنولوژی اطلاعات و گسترش تجارت الکترونیک

3-    انتقال تکنولوژی و بهبود وضعیت زندگی 

4-    ایجاد فرصت برای کشورهای در حال توسعه برای ورود به بازار جهانی

5-    رشد و گسترش تجارت جهانی و سرمایه گذاری

6-    توسعه صنعت توریسم

7-    تقسیم کار بهتر

8-    دور زدن تحریم های ظالمانه به دلیل پیچیدگی روابط اقتصادی در تجارت بین المللی و جهانی

9-    افزایش صادرات غیر نفتی

ب : تهدیدها

1-    ایجاد بحران های اقتصادی اعم از بیکاری و مالی

2-    وخیم تر شدن وضعیت محیط زیست

3-    شدیدتر شدن فاصله بین فقرا و اغنیا

4-    تسلط کشورهای صنعتی بر کشورهای در حال توسعه

5-    لطمه خوردن تولیدات داخلی در صورت عدم پیش بینی های لازم

جمع بندی:

باید اذغان کرد که ایران اسلامی برای دستیابی به اهداف چشم انداز خود ، ایجاد اشتغال، جلب سرمایه های خارجی و ارتقای جایگاه خود در منطقه و جهان نیازمند سیاستهای راهبردی مناسب و پیگیری خط مشی­های هماهنگ برای تعامل سازنده با جامعه جهانی و اقتصاد جهانی  می باشد، هیچ اقتصادی در انزوا و جدا از دیگر اقتصادها  به رشد و شکوفایی نمی رسد  بنابراین ما ناچاریم با اقتصاد جهانی ارتباط برقرار کنیم. اما در تقابل با اقتصادی جهانی چگونه باید رفتار کنیم؟پیشنهادات ذیل برای برون رفت از مشکلات و معضلات فراروی اقتصادی کشور ارایه می شود:

-         حفظ هویت و امینت ملی

-         برخورد مناسب و هماهنگ با پدیده جهانی شدن

-         تبدیل نمودن تهدیدها به فرصت برای توسعه صادرات و ایجاد بازار برای تولیدات داخلی

-         اتخاذ سیاستهای اقتصادی مناسب برای دستیابی به رشد اقتصادی

-         حمایت لازم و موثر برای ارتقای کیفیت تولیدات داخلی

-         تشویق و حمایت از سرمایه گذاری خارجی

-         حضور فعال و موثر در سازمان تجارت جهانی

-         حضور فعال و تاثیرگذار در معاهدات اقتصادی و بین المللی

-         ایجاد ساختار تولیدی مناسب قابل رقابت در عرصه جهانی

-         ایجاد ثبات در سیاستهای مالی، پولی، تجاری و ارزی

-         تحول در ساختار آموزش و تربیت نیروهای ماهر

-         گسترش کمی و کیفی بازار سرمایه ( بورس )

-         تحول در ساختار اقتصاد با گسترش سرمایه گذاریهای زیربنایی، شکستن انحصارات، رقابتی کردن فعالیتهای اقتصادی و افزایش کارآیی

-         اصلاح سیاستهای تجاری و گسترش روابط و همکاریهای اقتصادی و تجاری

-         اصلاح و شفاف کردن قوانین مالیاتی کار و سرمایه های خارجی

-         تحرک در سیاستهای خارجی در راستای گسترش و توسعه همکاریهای اقتصادی و تجاری به نقاط مختلف جهان

در نهایت باید گفت با توجه به همبستگی و پیچیدگی تجارت جهانی منزوی بودن ایران و جدایی از بازارهای تجارت جهانی سبب توقف توسعه کشور خواهد شد، به عبارت دیگر هیچ کشوری در جهان امروز نمی تواند به تنهایی و جدا از سایر کشورها چرخهای اقتصادخود را در مسیر توسعه بچرخاند ، لذا شایسته است برای استفاده از آثار مثبت پدیده جهانی شدن باید از طریق مدیریت شایسته و راهبردی ، راههای پیوستن به تجارت و اقتصاد جهانی مورد هدایت واقع شود تا کمترین آثار منفی بر اقتصاد کشور وارد شود و در سایه برقراری روابط تجارت موفق با جامعه جهانی بتوان برخی از تحریمهای خارجی را دور زد.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

تجارت ابریشم در ایران دوره صفوی

 

 

 تجارت ابریشم در ایران دوره صفوی/ بهرام پیشگیر کارشناس ارشد از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

 Email=pishgir.bahram@Yahoo.Com

چکیده

در تاریخ ایران پس از اسلام هیچ خاندان و سلسله ای به اندازه صفویان در تاریخ ایران اثر گذار نبوده است  ، به عبارتی تشکیل دولت صفویه نقطه عطفی است درتاریخ و سرنوشت ایران ؛ زیرا که پس از قرنها ، ایران توانست با دستیابی مجدد به هویت ملی ،‌ به کشوری قدرتمند و مستقل در دنیای اسلام تبدیل شود. این کشور به رقابتی نزدیک به امپراطوری عثمانی برمی خیزد و دایره سروری و خلافت عثمانیان را بر ممالک اسلامی رد می کند. حکومتی که صفویان در اوایل قرن دهم هجری برپا کردند یک حکومت مذهبی و بر پایه تشیع بود، این دوره نزدیک به دو قرن و اندی طول کشید. با تأسیس این حکومت مقطع جدیدی در تاریخ ایران گشوده شد . زمانه ای که ایرانیان برای کسب هویت خود به تکاپو پرداختند، و لذا این دوران از اهمیت خاصی برخوردار شد . با توجه به تأثیر طولانی مدت دستاورهای صفویان تا عصر حاضر، می توان گفت که آنها در حل و فصل مشکلات برخاسته از امور نظامی، اقتصادی، مذهبی و اجتماعی تا حدود قابل ملاحظه ای موفق بودند . در این دوره ، نعمت و فراوانی حاصل شد، امنیت بر راهها سایر گسترد، تجارت و بازرگانی به شکوفایی رسید؛ اقلیتها محل تساهل و تسامح مذهبی قرار گرفتند؛ دشمنان خارجی عقب زده شدند؛ هنرها و صنایع در حد  قابل اعتنایی شکوفا گردیدند و دانشمندان بزرگی در عرصه فلسفه پدیدار شدند. سلسله هایی که پس از صفویان بر سر کار آمدند در پیدا کردن راه حل برای مشکلات موجود جامعه به اندازه صفویان موفق نبودند. نظام صفویان به رغم فشارهای داخلی و خارجی به مدت دویست و بیست و پنج سال در ایران دوام آورد و هرچند با سقوط دولت صفویه ظاهرا از صحنه روزگار بر افتادند ولی آثار فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی آنان تا این زمان تداوم یافته و خواهد یافت.

 

واژگان کلیدی: ابریشم/ تجارت/ صفویان/ اقتصاد

 

 

اهمیت تجارت ابریشم در ایران دوره صفوی

از روزگاران کهن مساله ابریشم  و رمز و راز کشف آن و نحوه جهانی شدن آن در کتب بسیار منعکس شده است برخی منشاء اصلی ابریشم را سرزمین چین می دادند که بعدها به غرب آسیا و سپس اروپا منتقل شد. منشاء ابریشم هرچه باشد مهم نیست مهم اینست که این کالای گرانبها و با ارزش در سرنوشت اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی مردم ایران اعم از اشکانیان ، ساسانیان و حکومتهای که بعد از اسلام بر سرزمین ایران حکومت می راندند ، تاثیر شگرفی داشته است .یکی از این حکومتهای که ابریشم نقش بسیار مهمی  در تحولات سیاسی ، اقتصادی آن داشته است ، صفویان  هستند ‌، صفویان  بتدریج به اهمیت و جایگاه این کالای ارزشمند در حیات اقتصادی و سیاسی خود پی برند .در زمان شاه اسماعیل بویژه شاه عباس اول و جانشینان او ابریشم یکی از بهترین و گرانبهاترین محصولات بازرگانی ایران بود، و در کشورهای اروپایی خریداران فراوان داشت. شاه اسماعیل که دارای دوراندیشی و قریحه سیاسی سرشاری بود ، به خوبی نقش بازرگانان را در دورنمای سیاسی و اقتصادی حکومت تازه تاسیس خود درک می کرد . پس از مدتی  حکومت صفوی در زمینه سیاسی و اقتصادی در خاور نزدیک و قفقاز تبدیل به رقیب اصلی عثمانی گردید. حکومت صفوی ارمنستان را در سال 1507 میلادی و بغداد و عراق را در سال 1508 میلادی متصرف شد. توام با پیروزیهای نظامی صفویان ، شاه صفوی درصدد بر آمد تا رقیب خود ( دولت عثمانی ) را در زمینه های تجارت نیز به تنگ آورد ، وی شخضا تمایل خاصی به داد و ستد داشت و نتها خود بازرگانی خبره بود ، بلکه تجارت را در حکومت خود ترغیب و تشویق می کرد. شاه اسماعیل اول درصدد بود بر مراکز استراتژیک آسیای غربی و جاده های تجاری میان هندوستان و آسیای میانه و بنادر شرقی مدیترانه مسلط شود. ( بایبوردیان ، واهان ، ص22 ) شاه طهماسب نیز با علم و اهمیت تجارت در تقویت بنیه اقتصادی ، سیاسی و نطامی حکومت ، تلاش می کرد و تسهیلاتی برای توسعه و رونق تجارت ایجاد نمود. او دستور داد تا کاروانسراها بر سر راههای تجاری ایجاد و چاههای آب حفر نمایند و با اشرار و راهزنان بشدت بخورد می کرد. ( بایبوردیان ، واهان ، ص23 )  محصول ابریشم بیشتر از ولایت گیلان و مازندران و گرگان و اردبیل و شروان و شماخی و خراسان بدست می‌آمد. مجموع حاصل ابریشم ایران در سال نزدیک بیست هزار عدل بوده و هر عدل ابریشم در آن زمان در حدود سی و شش من وزن داشته است و هر من را تقریبا سه کیلو می‌گیرند. البته ابریشم تولیدی بیشتر به خارج صادر می‌شد و مصرف داخلی کمتری داشته است چنانچه به گفته اولئاریوس  مصرف سالانه ابریشم در ایران در زمان شاه عباس تنها یک هزار عدل بوده است.( اولئاریوس ، آدام ، ص280 )

توسعه تجارت بستگی به روابط مناسب با کشورهای خارجی بویژه اروپائیان داشت و اقدام اصلی شاه عباس در توسعه تجارت ، ایجاد روابط بازرگانی با کشورهای خارجی بود تا کالای ایران ، چین و هند را که از ایران
می گذشت در کمال امنیت به آن کشورها برسانند. (باستانی پاریزی ، ص 114 )

 

انحصار تجارت ابریشم و علل اتخاذ سیاست انحصار ابریشم

شاه عباس دریافت که کلید سعادت و فروانی اقتصادی ایران در ابریشم نهفته است بنابراین صدور آن را تشویق کرد و آن را تحت نظارت مستقیم خود در آورد .( سیوری ، راجر ص232 )  وی علاوه بر ابریشم خرید و فروش بسیاری از محصولات و کالاهای گرانبها و مرغوب ایران را ، که در کشورهای اروپایی خریدار زیادی داشت، در اختیار خویش گرفت و از آن جمله معاملات ابریشم در تمام دوران سلطنتش در انحصار وی بودو فروش ابریشم در حکم انحصار دولتی بود. بفرمان شاه عباس تولید کنندگان ابریشم تمام محصول سالانه خویش را بوسیله وزیر مخصوصی که مامور مراقبت در امور تجاری بود به شخص وی می‌فروختند . شاه عباس در سراسر دوران پادشاهی خویش پیوسته می‌کوشید تا آنجا که میسر باشد با افزودن بر صادرات و کاستن از واردات ، بر ثروت مملکت بیفزاید. به همین سبب در امور بازرگانی نیز مداخله و اعمال نفوذ می‌کرد و خرید و فروش محصولات خارجی و داخلی را تحت کنترل خود در می‌آورد. شاه عباس تا جایی به کار تجارت مشغول می‌شد که حتی بعضی از ماموران سیاسی کشورهای خارجی او را از اینکه به کار تجارت مشغول است ملامت و سرزنش می‌کردند.

سیاست انحصار تجارت ابریشم که با اهداف اقتصادی ـ سیاسی اتخاذ شده بود، بر افزایش صادرات و گسترش تجارت خارجی تأثیر داشته است. تولید ابریشم در نواحی ابریشم خیز، از دیر باز بخش قابل توجهی از جامعه را به خود مشغول نموده بود که از نظر اقتصادی حائز اهمیت بود. بر این اساس،حتی پیش از انحصاری شدن تجارت ابریشم، این کالا جایگاه مهمی در اقتصاد وبازرگانی خارجی ایران یافته بود. در زمان شاه عباس، قیمت گذاری ابریشم بیشتر توسط وی و بنا به خواست شخصی او انجام می گرفته و او بیشتر به صورت مزایده و رقابت در خرید اقدام می کرده است؛ چنان که پس از مخالفت ارامنه با قرارداد فروش انحصاری ابریشم ایران به عمال شرکت هند شرقی، شاه عباس فرمان داد که نمایندگان اسپانیایی و شرکت انگلیسی و ارمنیان در دیوانخانه گرد آیند و در آنجا ابریشم ایران به مزایده گذاشته شود تا هر کس گران تر خرید، به او بفروشند. در نتیجه، ارمنیان برای اینکه دیگران را از میدان بدر کنند، ابریشم را به بهای هر سی و شش من (یک عدل) به پنجاه تومان خریدند؛ قیمت گزافی که سابقه نداشت و شاه عباس هم تمامی محصول ابریشم آن سال را به آنها فروخت.

صادرکنندگان عمده ابریشم، علاوه بر تجار ارمنی، انگلیسی ها و هلندی ها بودند که رقابت شدیدی با هم داشتند

کمپانی های اروپایی ابتدا همگی تقریبا با دربار معامله می کردند. ابریشم و سایر محصولات ایران شامل پارچه های زربافت، تافته، چرم دباغی نشده، مخمل و غیره از مسیرهای تجاری به کل اروپا صادر می شد و در قبال آن کالاهای اروپایی بویژه ماهوت دریافت می شد . ( باستانی پاریزی ، ص 115 )در قرن های دهم و یازدهم هجری قمری، ایران در تجارت ابریشم که شاه عباس آن را به نحو بسیار موثری به انحصار درآورده بود، مقامی شایان داشت.

 از این رو، شاه عباس یکم با آگاهی از چنین جایگاهی، دریافته بود که این کالای استراتژیک می‏تواند نقش مهمی را در روابط اقتصادی و سیاسی ایران با دول غرب و شرق ایفا نماید و در صدد برآمد تا داد و ستد آن را به انحصار خویش درآورد. اتخاذ سیاست انحصار ابریشم از سوی شاه عباس دلایل متعددی دارد که اهم آن بر اساس آنچه از منابع و ماخذ  بدست می آید می توان به شرح ذیل بیان کرد:

نخست این که تا پیش از انحصار ابریشم، بخش عظیمی از این محصول به عثمانی صادر می‏شد. اما انحصاری کردن خرید و فروش ابریشم می‏توانست از صادرات آن به عثمانی جلوگیری نموده و در نتیجه به لحاظ نظامی به اقتصاد جنگی آن کشور، به عنوان یک دشمن دیرینه ضربه زند. دوم این که از دیدگاه اقتصادی، صدور ابریشم به خارج، برای ایجاد موازنۀ تجارت خارجی، برای ایران اهمیت حیاتی داشته است. زیرا موازنۀ تجاری ایران با کشورهای‏ غربی گرچه مثبت بوده است، اما در تجارت با کشورهای شرقی، به ویژه با هندوستان منفی بود. گذشته از این، شاه عباس در نخستین سال‏های سلطنت خود دریافته بود که داد و ستد بازرگانی ایران با کشورهای خارجی چندان رونقی ندارد و به سبب افزونی واردات بر صادرات، از ارزش مقدار سرمایه‌های نقدی کاسته شده است  ، از این رو، با افزایش صادرات ابریشم، ایران مقدار زیادی پول ‏مسکوک و فلزات گران‏بها وارد می‏نمود که با آن، هم نظام گردش پولی کشور سر و سامان می‏یافت و هم بخشی 
از نابرابری تجاری ایران ـ به دلیل کمبود معادن نقره و طلا ـ با شرق، به ویژه
 
با هندوستان جبران می‏شد . از سویی، با سپری شدن قرن دهم/ شانزدهم، حجم نقرۀ وارده به بازارهای اروپا از جنوب آمریکا افزایش یافته و همراه با عوامل دیگر، قیمت‌ها به ‏طور چشمگیری افزایش یافته بودند. نتیجۀ چنین وضعی، افزایش و فشار تورم و نیاز بیشتر ایران به نقره بود. این عامل نیز بر اهمیت صدور ابریشم و مبادلۀ آن را به پول نقد دو چندان می‌نمود. به همین سبب بود که ایران در قراردادها و دادوستدهای خارجی خود با کمپانی‏های اروپایی، به معاملات نقدی ابریشم اصرار می‌ورزید. همچنین، صدور ابریشم و واردات بیشتر پول و فلزات گران‏بها، بر درآمد شاه می‌افزود و او را در ساماندهی تشکیلات اداری و نظامی و تحقق بخشیدن آرمان‌هایش یاری می‌رساند.
 

سوم این که به لحاظ سیاسی، انحصار ابریشم ابزار مناسبی برای مقابله با یکه تازی‌های پرتقالی‏ها در تجارت خلیج فارس، به ویژه در تجارت ابریشم محسوب می‏شد و شاه عباس با آن می‏توانست تا حدی با خودسری‌های آنان برخورد نماید.

چهارم تسلط حکومت صفویه بر راه مهم تجارت با اروپا در شمال غرب و ر اه‌های تجارت زمینی و دریایی با هند در شرق و جنوب از یک طرف و تسلط بر ولایات ثروتمند واقع در این نواحی که از مهم‌ترین مراکز تولید ابریشم نیز بودند از طرف دیگر، باعث شد که نه‌تنها تجارت ابریشم بلکه تجارت دیگر کالاها نیز به تدریج به انحصار شاه درآید.

 از این‌رو شاه عباس، هم برای اتخاذ سیاست معقولانه در برابر نفوذ پرتقالی‏ها و هم برای تأثیرگذاری بر روابط خارجی ایران با دیگر کشورها، تجارت‏ ابریشم را به انحصار خویش درآورد.

   

 

تجارت خارجی

 

 

ایران به‌لحاظ موقعیت جغرافیایی از دیر باز از اهمیت بسیار برخوردار بوده و تجارت با ‌فواصل دوردست از دوران کهن جزء  زندگی مردم فلات ایران بوده است. ایران با قرار‌گرفتن درمیانه راه سواحل دریای ‌مدیترانه و شبه قاره‌ هند و آسیای ‌مرکزی همواره به‌عنوان مسیر  ترانزیت برای حمل و نقل  کالاهای بازرگانی بین آسیا و اروپا مورد استفاده قرار می گرفته است . انتقال کالا از طریق راه‌هایی انجام می‌گرفت که گاه پررونق و زمانی به فراموشی سپرده می‌شد. اما آنچه که از پیشینه تاریخ تجارت ایران مورد توجه قرار می‌گیرد، امکانی است که موقعیت جغرافیایی ایران برای ترانزیت کالا فراهم می‌کرد.

 

امنیت راهها و رواج بازرگانی در دوره صفویه ، توجه خارجیان را به سرمایه گذاری در ایران جلب کرد و قرار دادهای متعددی ، بویژه در مورد تجارت ابریشم با دول خارجی بسته شد.( باستانی پاریزی ، ص118 ) امنیت راهها در عهد صفوی به حدی بود که ستایش جهانگردی چون آدام اولثاریوس آلمانی را برانگیخته است و او می نویسد در ایران از جاده ها و راهها در شب و روز به شدت مواظبت می شود بطوری که معابر و منازل در برابر دزدان و غارتگران امن  و مطمئن است . ( اولئاریوس ، سفرنامه ، ص 297 )شاردن در سفرنامه اش
 می نویسد : شاه عباس کبیر سیاستمدار دقیقی بود و میل داشت مورد توجه ملل دیگر خصوصا اروپائیان باشد زیرا صنعت و تجارت آنها را می پسندید و همیشه می خواست توجه آنها را به مملکت خود جلب کند . ( شاردن ،ص 43 )تجارت ایران با دیگر ممالک ، از مشرق بوسیله بازرگانان
 ترکستان ، هندوستان ، چین ، انگلستان ، اسپانیا و هلند و از مغرب بوسیله تجار ونیزی و ارمنی صورت می‌گرفت. به گفته اولئاریوس در ایران فقط یک هزار عدل ابریشم استفاده می شد و باقی مانده آن توسط کشتی های هلندی ، انگلیسی به هندوستان ، عثمانی و ایتالیا حمل می گردید. ( اولئاریوس ، سفرنامه ، ص 280 ) از بازرگانان بیگانه ، شاه عباس به اتباع ونیز ، بسبب آنکه در کار تجارت ابریشم کوشش و مهارت بیشتر نشان داده بودند، توجه و علاقه مخصوص داشت و با تجار هندی بدان جهت که در رباخواری و بیرون بردن سرمایه‌های نقد از ایران افراط می‌کردند مخالف بود. گویا شاه عباس در ابتدا ابریشم های شاهی را بوسیله یکی دو تن از تجار ایرانی اصفهان برای فروش به اروپا فرستاد ولی چون بازرگانان اصفهانی ابریشم ها را فروخته و پول آن را در ونیز و شهرهای دیگر ، صرف عیاشی خود می کردند و به ایران بازنشگتند ،اعتماد شاه عباس به بازرگانان ایرانی صلب شد و از آن به بعد به تجار خارجی بویژه تجار ارمنی را برای تجارت ابریشم انتخاب کرد.( فلسفی ، ص 209 ) هرچند که باید یادآور شد که تجارت داخلی همچنان در دست بازرگان و تجار داخلی باقی ماند و تجارت خارجی بیشتر به ارمنیان سپرده شد.بازرگانان ارمنی با چنان زبردستی و مهارت کار تجارت را انجام می دادند که انگلیسلیان اجباراً اقرار می کردند که ایجاد اختلال در همکاری تجاری ونیزیان و ارمنیان ناممکن است. ( بایبوردیان ، واهان ، ص27)

تجار ارمنی در به ثمر رساندن تجارت ابریشم در زمان شاه عباس موقعیت فوق العاده ای پیدا کردند بطوری که وقتی بین مسلمانان اصفهان و ارامنه جلفا زد و خوردی در گرفت  و آشوبی ایجاد شد ، شاه عباس تا حدودی  جانب ارامنه را گرفت. ( باستانی پاریزی ، بررسی های تاریخی ، ص 199 )

 

 

کارخانه مصنوعات شاهی

چنانچه از سفر نامه‌های جهان گردان اروپایی زمان بر می‌آید، شاه عباس در تمام شهرهای بزرگ کشور کارخانه‌های مخصوصی برای یافتن مسنوجات پشمین و ابریشمین و پارچه‌های زر بافت گرانبها در اختیار داشته و تاسیس چنین کارخانه‌ای در آن زمان ، تنها به شخص شاه و اعیان و رجال ثروتمند ایران منحصر بوده است. بزرگترین مرکز کارخانه‌های پارچه بافی شهر کاشان بود. در این شهر انواع مسنوجات گرانبها از اطلس و مخمل و پارچه‌های ابریشمین منقّش و زربفت بافته می‌شد.

چون در کارخانه‌های پارچه بافی کارگران ماهر کمیاب بود، شاه عباس مامورانی به کشورهای اروپائی خاصه و نیز فرستاده تا کارگرانی را که در بافندگی پارچه‌های اطلس و ابریشمین مهارت کامل دارند به ایران وارد کنند. به گفته یکی از جهانگردان اروپائی شاه عباس به هنرمندان فرنگی و ساخته‌های صنعتی کشورهای اروپا توجه خاص داشته و به همین سبب می‌کوشیده گروهی از ایشان را به ایران دعوت کند

 

جمع بندی:

 

 

عصر صفوی یکی از مهم ترین دوره های تاریخی ایران است که از لحاظ سیاسی و اقتصادی نسبت به دوره های قبل آن متمایز می باشد. باید گفت که دوره صفوی نقش کارساز و مهمی در حیات اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی ایران به خود اختصاص می دهد و آنقدر نقش آن موثر و پررنگ است که شاید بتوان گفت که بعد از فتح ایران ساسانی توسط اعراب مسلمان بیشترین اثر و نقش را در تاریخ ایران اسلامی بازی کردند ، نقش و اثری که هیچ وقت از بین نرفت و نخواهد رفت.  صفویان با برقراری امنیت در داخل خاک خود و ایجاد کاروانسراها و راهها زمینه را برای رشد و رونق تجارت و رونق شهر و شهر نشینی فراهم آورند . حیات شهری رونق گرفت و به مرور زمان رونق اقتصادی و اجتماعی بویژه در دوره پادشاهان بزرگ صفوی مثل شاه طهماسب و شاه عباس اول بر آن  افزوده شد .دردهه های آغازین قرن یازدهم قمری(هفدهم میلادی) که مقارن با پادشاهی شاه عباس اول است، اوج رونق و شکوفایی ایران به ویژه از لحاظ اقتصادی می باشد. بسیاری از شهر های ایران در این دوره از لحاظ تجاری رونق قابل ملاحظه ای یافت که این امر به دلیل عبور کاروان های تجاری و رفت و آمد تعداد بی شماری از بازرگانان داخلی و خارجی بوده است. از طرفی توجه خاص شاه به بعضی شهر ها در رونق تجاری آن بی تأثیر نبوده است.

تجارت ایران در عصر صفوی از ویژگی‌های خاصی برخوردار بوده است و مشخصه‌هایی نسبت به گذشته دارد، رقابت با بزرگترین دولت اسلامی معاصر و همسایه یعنی عثمانی، از یک سو، توجه به‌بازارهای اروپا برای صدور ابریشم و قالی و دیگر تولیدات ایران از سوی دیگر و استفاده از اقلیت‌های مذهبی مانند ارامنه برای اداره امور تجاری کشور در ممالک اروپایی از جمله مشخصات تجارت دوره صفوی است.

 یکی از ویژگی‌های دیگر تجارت عصر صفوی معاصر بودن با انقلاب صنعتی در اروپا و تسهیل تولید و کوشش تجار اروپا برای جذب بازارهای شرقی و در نتیجه تقابل تجار ایرانی با اروپایی است. باید گفت تجارت داخلی و خارجی در عصر صفوی یکی از مسایل  مهم حکومتی بود که پادشاهان صفوی عموماً و شاه‌عباس خصوصا در رابطه با آن فعالیت می‌کردند و سود سرشاری را نصیب کشور و همچنین انجام اصلاحات اداری و سیاسی حکومت  خود کردند.

همچنان که در قبل ذکر شد تا قبل از روی کار آمدن صفویان یکپارچکی و اتحاد در ایران از میان رفته بود. با تشکیل دولت صفوی و رسمی کردن مذهب تشیع توسط شاه اسماعیل بود که حکومتی متمرکز و مستقل در ایران برقرار شد. در نتیجه امنیت و تسهیلاتی که به وسیله شاهان صفوی به ویژه شاه عباس اول در کشور ایجاد شده بود، فعالیت های بازرگانان داخلی و خارجی رونق گرفت و به دنبال آن تجارت (به ویژه داد و ستد ابریشم) شکوفا شد. شهر های ایران همچون اصفهان، تبریز، اردبیل، گیلان و... به عنوان کانون های تجاری توسعه پیدا کردند. کاروان های تجاری مختلفی از این شهر ها عبور می کرد و داد و ستد انواع کالا های تجاری در آنجا صورت در می گرفت. در این میان، اصفهان به عنوان پایتخت صفوی بالاترین جایگاه تجاری را در میان شهر های ایران به خود اختصاص داده بود؛ به ویژه که این شهر در مرکز ایران و در مسیر کاروان های تجاری که به سمت جنوب می رفت، قرار داشت .گزارش هایی که سیاحان اروپایی از اوضاع تجاری و اقتصادی و وضعیت معیشت مردم ایران عصر صفوی ارائه کرده اند، منبع مناسبی است که از طریق آن می توان به مهم ترین کانون های تجاری ایران و چگونگی فعالیت های بازرگانی و اقتصادی  در آن مناطق پی برد ، حیات اجتماعی ، اقتصادی جامعه آن روز ایران را بخوبی در ذهن متصور شد ، حیاتی که یکی از تاروپودهای اصلی آن تجارت ابریشم بود.

منابع:

1-      باستانی پاریزی ، محمد ابراهیم ، سیاست و اقتصاد عصر صفوی ، (1362 )تهران ، انتشارات صفی علیشاه ، چاپ سوم.

2-      شاردن ، ژان ، سفرنامه شاردن ، (1379 ) اصفهان ، ترجمه حسین عریضی ، نشر گلها .

3-      فلسفی ، نصرالله ( 1345 )، زندگانی شاه عباس اول ، جلد 3،  چاپ و انتشارات دانشگاه تهران. چاپ دوم.

4-      بایبوردیان ، واهان( 1375 )، نقش ارامنه ایرانی در تجارت بین المللی تا پایان سده 17 میلادی ، ترجمه ادیک باغداساریان .

5-      باستانی پاریزی ، محمد ابراهیم ، داد و ستد در دوره صفوی ، بررسی های تاریخی

6-      اولئاریوس ، آدام (1385 ) تهران، سفرنامه ، ترجمه احمد بهپور ، ابتکار نو .

7-      سیوری ، راجر ، ایران در عهد صفوی ، ترجمه کامبیز عزیزی ، نشر مرکز .

موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر