گردشگری/ تاریخی/ جاذبه های گردشگری/خاطرات/حوادث و رویدادها/ موفقیت/ مالی / اقتصادی / ثروت/ سرمایه گذاری

سرمایه گذاری در ایران


هر کشوری یک سرمایه گذاری متفاوت

هر کشوری سرمایه‌گذاری مختص به خودش را دارد. در زمینه کسب ثروت و مدیریت مالی مقاله‌های متعدد زیادی وجود دارد که برخی راهکارهای عمومی و رایج را به سرمایه‌گذاران و کسانی که می‌خواهند در زندگیشان مدیریت مالی داشته باشند، ارائه می‌دهد، اما راه‌های کسب ثروت در هر کشوری با توجه به موقعیت جغرافیایی و وضعیت اقتصادی خاص آن با دیگر کشور‌ها متفاوت است و ممکن است شیوه‌ای که در یک کشور برای کسب ثروت به‌کار گرفته می‌شود در کشور ما اجرایی نباشد.


بورس، بازاری برای خطرپذیر‌ها

یکی از راه‌های رایج و در عین حال سودآور در ایران که اغلب مردم در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند بازار بورس است. در بازار بورس فرد با سپرده بخشی از سرمایه خود و خرید سهام درگیر یک تعامل مالی با کارگزاران بورس می‌شود، اما سرمایه‌گذاری در بورس هم تا حدودی به روحیه خطرپذیری شما بستگی دارد چون بازار بورس در نوسان است.


اصولا کسانی که قدرت خطرپذیری ندارند ترجیح می‌دهند سرمایه خود را در بانک قرار دهند و سود آن را دریافت کنند. اغلب آدم‌هایی که قدیمی‌تر هستند و سن و سالی دارند یا کارمندان جزو این گروه هستند که به شیوه سنتی ترجیح می‌دهند بانک را به‌عنوان منبع سودآوری خود در نظر بگیرند تا پولشان ایمن باشد و ضرر مالی متحمل نشوند. طبق بخشنامه جدید بانک موظف است ۲۰ درصد سود به سپرده‌های افراد ارائه دهد.


بازار داغ مسکن

یکی دیگر از روش‌های کسب ثروت در ایران فعالیت در بازار مسکن است. عده‌ای در این زمینه با کسی شریک می‌شوند و در این بازار سود قابل‌توجهی به دست می‌آورند. البته این کار به تجربه نیاز دارد و بدون اطلاعات کافی و شناخت بازار مسکن و نوسانات آن نمی‌توان وارد این حوزه شد. علاوه بر مسکن، خرید و فروش ارز و طلا نیز از شیوه‌های کسب ثروت در ایران است که باز هم باید با دانش و آگاهی وارد فعالیت شد.
بعضی از افراد از درآمدی که دارند راضی نیستند و کنار شغل ثابتی که دارند در چند شاخه متفاوت مثل مسکن یا خرید ارز فعالیت می‌کنند و به این ترتیب سرمایه‌شان را اضافه می‌کنند.
هر کدام از این موارد می‌تواند یکی از راه‌های رسیدن به ثروت در کشورمان باشد، اما باز هم تاکید می‌کنم که با توجه به شرایط و اوضاع اقتصادی غالب کشور هر کدام از این شیوه‌های کسب ثروت ممکن است گاهی اوقات کاربرد داشته و در موقعیتی دیگر غیرقابل اجرا باشد. باید بررسی کرد که در شرایط مختلف از کدام شیوه کسب سرمایه می‌توان سود برد.
در حال حاضر بازار بورس یکی از مطمئن‌ترین شاخه‌های سرمایه‌گذاری است که افراد می‌توانند در این زمینه سرمایه‌گذاری کنند.


کل پولتان را سرمایه‌گذاری نکنید

یکی از تکنیک‌های بسیار مهم برای موفقیت مالی این است که همیشه باید بخشی از سرمایه‌تان را درگیر یک کار کنید نه همه آن را. برای مثال بین ۵۰ تا ۶۰ درصد سرمایه‌تان را در بخش مورد علاقه‌تان سرمایه‌گذاری و بقیه را پس‌انداز کنید تا اگر خدای ناکرده دچار شکست مالی شدید همه سرمایه‌تان را از دست ندهید.


کسب ثروت، پدر پولدار نمی‌خواهد

در هر زمینه‌ای وارد می‌شوید لازم است که قبلا در مورد آن مطالعه داشته باشید و تنها به شنیده‌ها اکتفا نکنید. کسی که تا به حال در زمینه ارز یا بازار بورس فعالیتی انجام نداده باید قبل از سرمایه‌گذاری با چند کار‌شناس یا افراد باتجربه مشورت کند و خود نیز مطالعه داشته باشد.
افراد زیادی بوده‌اند که ثروت زیادی از طریق پدرشان به آن‌ها رسیده اما به‌دلیل نداشتن دانش مالی تمام ثروتشان را به باد داده‌اند.


بدون برنامه‌ریزی به جایی نمی‌رسید

حتی اگر کسی سواد مالی هم نداشته‌باشد به‌صورت تجربی می‌داند اگر مدیریت مالی روی درآمدش نداشته باشد نمی‌تواند تعادل را در زندگی‌اش ایجاد کند. کسی که روی دخل و خرج خود کنترل نداشته باشد قطعا دچار مشکل خواهد شد.
یکی از راه‌هایی که می‌توانید در زمینه مدیریت مالی سرمایه‌تان انجام دهید نادیده گرفتن حداقل ۲۰ درصد از درآمدتان است. در هر کاری که هستید و هر نوع درآمدی که دارید همیشه این قانون را در ذهنتان ایجاد کنید که ۲۰ درصد از سرمایه را نادیده بگیرید گویی آن پول را اصلا نداشته‌اید. با این کار همیشه خود را مجبور به پس‌انداز کرده‌اید و به‌تدریج می‌توانید ثبات مالی خوبی در زندگیتان ایجاد کنید. این مبلغ را می‌توانید در بانک نگه‌دارید تا به‌تدریج بااضافه‌شدن پس‌انداز‌هایتان در زمینه‌ای خاص سرمایه‌گذاری کنید، اما مابقی درآمدتان را نیز باید با برنامه‌ریزی صرف امور زندگیتان کنید تا بین دخل و خرجتان توازن برقرار کنید.
بهتر است روی هزینه‌های زندگیتان نظارت داشته‌باشید تا حتی‌الامکان آن را کمتر کنید. با یک برنامه‌ریزی درست و با قدم‌های پیوسته می‌توان به‌تدریج به ثبات مالی و ثروت رسی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

8 تفاوت در فکر کردن ثروتمندان و فقرا/ تحصیلات ثروت نمی آورد

8 تفاوت در فکر کردن ثروتمندان و فقرا/ تحصیلات ثروت نمی آورد

اقتصاد > جهان - افراد معمولی فکر می‏کنند که راه ثروتمند شدن طی کردن مراحل تحصیلی است در حالی که ثروتمندان معتقدند آنچه انسان را ثروتمند می‏کند برخورداری از دانشی منحصر به فرد است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شیوه نگرش ثروتمندان و انسان های معمولی یکسان نیست تا جایی که حتی ممکن است نگاه این دو قشر به موضوعاتی یکسان مانند تحصیل و یا پول متفاوت باشد. وبسایت اقتصادی بیزنس اینسایدر فهرستی از تفاوت ها در شیوه نگرش ثروتمندان و افرادی که وضع مالی چندان مناسبی ندارند را تهیه کرده است:

1- انسان های معمولی فکر می‏کنند که پول منشا شر است در حالی که ثروتمندان فقر را منشا شر می‏دانند. دقیقا به همین خاطر است که در اقشار کم درآمد ثروتمند شدن با نوعی احساس شرم همراه است. اما طبقه ثروتمند می‏دانند که هرچند پول شادی کسی را تضمین نمی‏کند اما زندگی را راحت تر می‏کند.

2- انسان های معمولی فکر می‏کنند که خودخواهی یک ایراد است در حالی که ثروتمندان خودخواهی را ارج می‏نهند. ثروتمندان تلاش می‏کنند تا شاد زندگی کنند و تظاهر به نجات دادن دنیا نمی‏کنند. اما اقشار کم درآمد این نوع رفتار را پسندیده نمی‏دانند. آن ها این حقیقت را نادیده می‏گیرند که اگر شما به خودتان توجه نکنید، در موقعیتی قرار نخواهید گرفت که بتوانید به دیگران نیز کمک کنید.

3- افراد معمولی در بیشتر مواقع منتظر رخ دادن معجزه هستند در حالی که ثروتمندان می‏دانند بدون سعی و تلاش نتیجه ای حاصل نمی‏شود. ذهن اقشار کم درآمد به اصطلاح "لاتاری گونه" است به این معنی که همواره امیدوارند تا شماره ای که توسط آن ها خریداری شده برنده میلیون ها دلار شود و یا منتظرند که قوانین دولتی باعث افزایش حقوق بازنشستگی آن ها شود. اما به ندرت می‏توان ثروتمندی را در صف خرید بلیت بخت آزمایی دید. آن ها ترجیح می ‏دهند وقت خود را به حل مسایل کاری اختصاص دهند.

4- افراد معمولی فکر می ‏کنند که راه ثروتمند شدن طی کردن مراحل تحصیلی است در حالی که ثروتمندان معتقدند آنچه انسان را ثروتمند می‏ کند برخورداری از دانشی منحصر به فرد است. به همین خاطر است که بسیاری از افراد متعلق به اقشار کم درآمد مدارک تحصیلی را یکی پس از دیگری کسب می‏کنند در حالی که یک فرد ثروتمند با کسب تخصص در یک موضوع خاص ثروت قابل توجهی بدست می‏آورد.

5- افراد معمولی همواره در یاد روزهای خوب گذشته به سر می‏ برند در حالی که ثروتمندان مشغول رویا پردازی در مورد آینده هستند. میلیونرهای خود ساخته به این خاطر ثروتمند شده اند که دست از رویاپردازی و دنبال کردن اهدافشان بر نداشته اند. افرادی که فکر می‏ کنند بهترین روزهای زندگی را پشت سر گذاشته اند، بعید است که بتوانند آینده درخشانی را برای خود بسازند.

6- افراد معمولی از راهی پول درآورند که چندان علاقه ای به آن ندارند در حالیکه ثروتمندان از کارهایی که برایشان لذت بخش است به کسب درآمد می‏پردازند. گاهی به نظر می‏ آید که افراد ثروتمند همواره مشغول کارکردن هستند اما موضوع این است که آن ها همان کاری را انجام می‏ دهند که از آن لذت می ‏برند در حالی که افراد معمولی در مدارس اینگونه آموخته اند که باید تلاش کنند تا شغلی که حتی دوست ندارند را بیابند و از طریق آن درآمد کسب کنند.

7- روانشناسان معمولا به افراد توصیه می ‏کنند که اهدافی معمولی را برای خود برگزینند تا بتوانند آن ها را تحقق ببخشند و احساس ناامیدی نکنند. اما حقیقت این است که کمتر کسی بدون برخورداری از "آرزوهای بزرگ" می‏تواند ثروتمند شود.

8- افراد معمولی فکر می‏کنند شما باید کار خاصی انجام دهید تا ثروتمند شوید در حالی که به نظر ثروتمندان شما باید آدم خاصی باشید تا ثروتمند شوید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

چگونه میتوانید باعث بهبود وضعیت اقتصادی خود شوید؟؟؟

چگونه میتوانید باعث بهبود وضعیت اقتصادی خود شوید؟؟؟

در اینجا به مواردی میپردازیم که باعث بهبود اوضاع اقتصادی شما میشود.

۱. اول پس انداز کنید ،بعد خرج کنید.آدم های مستمند و فقیر برعکس عمل می کنند آنها اول خرج میکنندبعد اگر چیزی ماند پس انداز میکنند.برای ثروتمند شدن اول باید نقشه کشید و سپس به آن عمل کرد.

۲٫افراد ثروتمند را زیر نظر بگیرید:کمی از وقتتان را در کنار افراد ثروتمند سپری کنید.تفاوت میان خود و آنها را ببینید و نکات مثبت و ارزنده ی آنها را بیاموزید.و همچنین عقاید و نظراتشان را بررسی کنید و آنها را بکار بگیرید.

۳٫ دائما به خود یادآوری کنید که شایسته ی ثروتمند شدن هستید.

۴٫ هر از گاهی برای خودتان پول خرج کنید:بخشی از روند رسیدن به استقلال مالی این است که بدانید میتوانید برای خود پول خرج کنید در عین حال هر چقدر شما از پولتان لذت بیشتری ببرید برای بدست آوردن پول انگیزه و اشتیاق بیشتری خواهید داشت.

۵٫ همیشه با خود مقداری پول داشته باشید به سه دلیل:۱٫به دلیل اینکه بیشتر احساس ثروتمند بودن میکنید.۲٫ داشتن پول برایتان عادی میشود و به آن عادت میکنید.۳٫ اگر پولی با خودتان داشته باشید اعتماد به نفستان بیشتر میشود و مطمئن میشوید که آن را بی جهت خرج نخواهید کرد.عده ایی از مردم میگویند:((من قادر نیستم با خود پول حمل کنم برای اینکه بلافاصله خرجش میکنم.))
اینگونه افراد چگونه میتوانند انتظار داشته باشند ثروتمند شوند در حال که حتی به خودشان هم نمیتوانند اعتماد کنند که بی جهت خرج نکنند.

۶٫ برای موقعیت و وضعیتی که دارید والدین اوضاع جوی اقتصادی دولت تحصیلات و……را مقصر ندانید.

۷٫فقط بخاطره پول کار کردن را کنار گذاشته وو مشتاقانه و با حرارت و تعهد شروع کنید.
هر جا که هستید همان جا نقطه ی شروع است .تلاش امروز فردایتان را میسازد و آن را متحول میکند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

توصیه های اقتصادی

 برای داشتن زندگی راحت و بی دغدغه به توصیه های اقتصادی ما توجه فرمایید

 

- صورتحسابهای ماهانه تان را به موقع بپردازید.

- بدهیهای تازه برای خود درست نکنید. توجه داشته باشید که یک صورتحساب پرداخت نشده یعنی یک بدهی تازه.

- هرگز برای پرداخت بدهیهای قبلی وام نگیرید.

- اول پس انداز کنید, بعد بخرید!

- اول فکر کنید, سپس وام بگیرید؛ نه برعکس!

- کوشش کنید از هزینه هایی مانند هزینه تلفن همراه و یا هزینه برق بکاهید.

- پیش از خرید، بهای کالاها و خدمات را نزد فروشندگان مختلف بررسی و مقایسه کنید.

- توجه داشته باشید که برخی از شرکتها برای پایان دادن به قراردادشان پیش از سرامد زمان آن، تقاضای پرداخت بخشی از مبلغ قرارداد را می کنند؛ بنابر این, پیش از اقدام به این کار، آن را بررسی کنید.

 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

رمز موفقیت میلیونر های خود ساخته


حس هدفمندی را در خود پرورش دهید

رویاهای خود را به صورت اهدافی مشخص و روشن روی کاغذ بیاورید. شاید بزرگترین کشف در تاریخ بشر این باشد:« شما همان می شوید که اغلب به آن فکر می کنید.» دو عاملی که بیش از هر چیز دیگر بر زندگی شما تاثیر می گذارد یکی این است که اغلب اوقات به چه چیز فکر می کنید و دوم اینکه  چگونه به آن فکر می کنید. افراد موفق بیشتر اوقات به اهدافشان فکر می کنند، در نتیجه، مدام به اهدافشان نزدیکتر شده و اهداف نیز مرتبا به آنها نزدیک تر می شوند. هر آنچه بیشتر اوقات به آن فکر کنید در زندگی تان رشد می کند. اگر در مورد اهدافتان فکر ، صحبت و تجسم کنید ، موفقیت شما بسیار بیشتر از کسی خواهد بود که اغلب در مورد نگرانی ها و مشکلات فکر و صحبت می کند.

در اینجا یک فرمول ساده ی هفت مرحله ای برای هدف گذاری و نحوی دست یابی به آن ذکر می شود که می توانید برای میلیونر شدن از آن استفاده کنید.

 دقیقا مشخص کنید در هر حوزه از زندگی به خصوص در مورد وضعیت مالی تان چه می خواهید؟ اغلب مردم هرگز چنین کاری نمی کنند.

خواسته های خود را به صورت اهدافی مشخص و روشن یادداشت کنید. با انجام این کار، واقعه ی شگفت انگیزی بین مغز و دست شما اتفاق می افتد..

برای دست یابی به هر یک از اهداف ، زمان خاصی را معین کنید. اگر هدفی بزرگ باشد، انرا به اهداف کوچکتر تقسیم کنید و برای انجام هر یک مهلتی تعیین کنید.

لیستی از کلیه ی اقداماتی که برای دست یابی  به هدفتان ضروری است تهیه کنید و ایده های جدیدی را که به فکرتان خطور می کند مرتبا به لیست اضافه کنید تا تکمیل شود.

 لیست تکمیل شده را بر حسب درجه اهمیت، اولویت بندی کنید تا برنامه های کارتان به دست آید.

 براساس این برنامه بلافاصله کار را شروع کنید. تعداد اهداف و برنامه های بزرگی که به علت تنبلی  و تاخیر هرگز به ثمر نمی رسند حیرت انگیز است.

از همه مهمتر اینکه هر روز کاری کنید  که شما را حداقل یک گام به مهمترین هدفتان نزدیکتر کند. در هر کاری که مصمم به انجام آن باشید تعهد به عمل روزانه موفقیت های درخشان به بار می آورد.





راهکارهای موفقیت

به طور معمول هر کدام از ما دارای کسب و کاری هستیم تا درآمدی داشته باشیم. کسب و کار به دو صورت شغل و حرفه است. بله تعجب نکنید این دو با هم متفاوت هستند هرچند که هردو کسب و کار محسوب می‌شوند.

شغل راهی برای رسیدن به اهداف کوتاه مدت است و به کاری گفته می‌شود که برای به‌دست آوردن پول به طور مداوم انجام می‌شود. دراصل در شغل افراد مدت معینی فقط برای پول کار می کنند مانند کارمندان یک شرکت یا سازمان دولتی که کاری معلوم دارند و تا پایان وقت کاری خود آن را انجام می‌دهند و در ازای آن پول می‌گیرند. درحالی که حرفه به کاری گفته می‌شود که برای بیشتر عمر خود آن را انجام می‌دهید و ساعت کاری مشخصی در آن وجود ندارد. در واقع یک سوم عمر خود را به آن مشغولید و اهداف بلندمدت را پوشش می‌دهند. در شغل ما هیچ انگیزه‌ای برای این‌که کار بیشتر انجام دهیم نداریم ولی حرفه به ما مفهوم و مقصود، رشد، پیشرفت، رضایت، خوشنودی و حس رضایت می‌دهد و از لحاظ مالی هم ما را تأمین می‌کند.

در زیر به نکاتی اشاره می‌شود که به حرفه و شغل در رسیدن به اهداف کمک می‌کند:

1- برنامه‌ریزی طولانی مدت:

فراموش نکنید که این یک فعالیت یک شبه نیست. هرچه جلوتر می‌روید باید پیشرفت‌تان را بسنجید و برحسب آن در برنامه خود تغییر ایجاد کنید. مثلاً سبک زندگی شما وقتی مجرد بودید مطمئناً با سبک زندگی‌تان حالا که پدر یا مادر سه فرزند هستید متفاوت است.

2- خوشنودی در کار:

از آنجایی که زمان بسیار زیادی را در محل کار خود می‌گذرانید، باید از بودن در محل کار و زمان خود لذت ببرید. مهم نیست کارتان چقدر باشد، هر تکلیفی را با لبخند برعهده بگیرید. از کارتان شکایت نکنید و فکر نکنید که مرغ همسایه غاز است!

3- رشد فردی:

برای یادگیری مهارت‌های جدید که به شما در پیشبرد کارتان کمک می‌کند، انگیزه داشته باشید.

4- آمادگی ذهنی برای بدترین‌ها:

دنیای کار و تجارت غیرقابل پیش‌بینی است. وقتی اقتصاد در حال رکود است، صبور باشید. از آن زمان برای یادگیری مهارت‌های جدید یا پیدا کردن یک کار تازه استفاده کنید. کار دیگری که می‌توانید انجام دهید این است که یک پروژه دیگر را شروع کنید. با این روش ارزش شما در محل کار بالا خواهد رفت.

5- مغتنم شمردن فرصت:

وقتی یک کار را هر روز انجام می‌دهید، برای بهتر انجام دادن حرفۀ خود، باید از فرصت‌هایی که برای‌تان پیش می‌آید استفاده کنید.

6- بخشش به دیگران:

یک مربی باشید و به کارمندانی که پایین‌تر از شما هستند کمک کنید تا حرفۀ خود را در شرکت ارتقاء دهند. خدماتی را به جامعه ارائه کنید. با این روش خودتان را به بازار معرفی می‌کنید و وقتی خودتان هم نیاز به کمک داشته باشید، مطمئناً دیگران نیز به کمک‌تان می‌آیند. همیشه یادتان باشد هرچه بیشتر به دیگران ارائه کنید، بیشتر دریافت می‌کنید.

7- کسب مهارت‌های اجتماعی:

هرچه از نردبان ترقی بالاتر می‌روید، یاد بگیرید که از دیگران در کارهای خود استفاده کنید. با کارکنان خود با احترام برخورد کنید. از کارشان قدردانی کنید و محیطی گرم و دوستانه برای بالابردن بازده کار ایجاد کنید.

8- استرس و مدیریت زمان:

مهارت‌های برخورد با استرس که در محل کار غیرقابل اجتناب است، را یاد بگیرید. وقتی یاد بگیرید به خوبی وقت‌تان را تنظیم کنید به پایین آوردن استرس خود کمک می‌کنید. عادت کنید که کارهای روزانه‌تان را یادداشت کنید. کارتان را برنامه ریزی کنید و روی برنامه‌تان کار کنید. وقتی وقت‌تان را خوب تنظیم کنید، بدون استرس کارها را پشت سر هم تکمیل خواهید کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

10 راز موفقیت در کسب و کار جدید


10 راز موفقیت در کسب و کار جدید

مجموعه : سبک زندگی
10 راز موفقیت در کسب و کار جدید
کارآفرینی و نوآوری در بخش های متعدد اقتصادی مطلبی است که مدت ها در کشور ما مورد بحث است. برای گسترش واهمیت عملی شدن این موضوع در کشورمان تسهیلاتی نیز برای کارآفرینان درنظر گرفته شده است. اما مسلما در این راه برای موفقیت و امکان ادامه مسیر آشنایی با راهکار های مناسب و درست الزامی است.

به  ده راهکار مناسب که به کسب وکار شما خلاقیت ، نظم  و انعطاف پذیری می دهد اشاره خواهد شد. فعالین در این زمینه در هر کجای دنیا با به کار بستن این اصول کلی می توانند امیدوار باشند که گام های نخستین خود را به درستی برداشته اند.

1.فکر کردن به موفقیت
اگر بخواهید به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنید، باید آرزوهای بزرگی نیز در سر داشته باشید. هر داستانی از موفقیت با یک آرزوی بزرگ آغاز می شود. شما می بایست چشم اندازهای بزرگ را برای خود متصور باشید، این که فردی مشهور و صاحب اعتبار هستید. باید از آن چه که می خواهید بدان برسید، تصویری روشن داشته باشید و آنقدر آن آرزوی خود را در سر پرورش داده باشید که آن را کاملا احساس کرده و برایتان دست نیافتنی نباشد. به طور مثال تصور کنید که اگر در کار خود موفق شوید، چه تحولی در زندگی شما و اجتماع ایجاد خواهد شد؟ اگر کسب و کار شما به موفقیت و در آمد بالا برسد شما از چه اعتباری برخوردار خواهید شد ؟ و تا چه حد به اقتصاد منطقه خود کمک کرده اید؟

2.نسبت به آنچه که می خواهید انجام دهید پرشور و حرارت باشید
شما در راهی قدم می گذارید که در صورت موفقیت، بخشی یا تمام زندگی شما تغییر خواهد کرد. برای رسیدن به این مقصود شما می بایست انرژی و اشتیاق خود را بیش از پیش کرده و آنها را آشکار کنید.چرا باید این گونه باشد، زیرا ما همیشه نسبت به آرزوهای خود و آنچه که دوست داریم بی رحمیم. بالواقع برای آنچه که بسیار دوست داریم، تلاش لازم را انجام نمی دهیم در حالی که می بایست نهایت تلاش خود را بکنیم. یا این که اگر شما از کاری که انجام می دهید رضایت کافی را نداشته باشید آیا تصور می کنید که واقعا می توانید در آن کار به موفقیت برسید و یا در بازار رقابت امروز که هر روز بیش از پیش به تلاش و فعالیت نیاز دارد، باقی بمانید؟

 
اگر هم با همه عدم علاقه خود در کار بتوانید خود را در گردونه رقابت حفظ کنید  ولی مطمئنا به موفقیت های بزرگ دست نخواهید یافت. موفقیت های بزرگ و استثنائی در صورتی به دست خواهند آمد که ما در زمینه آن کار ، علاقه داشته باشیم که کار کنیم و یا حداقل برای آن ارزش قائل باشیم. برای کسانی که با چنین حس و حالی کار می کنند، این که مجبور باشند برای آن کار حتی 15 تا 18 ساعت در روز وقت بگذارند نه تنها خسته کننده نیست که موجب لذت آنان از کار خواهد بود. موفقیت در فعالیت های اقتصادی و مالی تنها نیازمند صبر و کاری طاقت فرسا است که تنها زمانی امکان پذیر خواهد بود که شما در مورد آن کار احساس مثبتی داشته باشید.
 

3.بر روی نقاط قوت خود تکیه کنید
بگذارید با این امر رو به رو شویم، شما نمی توانید برای همه اطرافیان خود همه چیز و همه کس باشید. هر کدام از ما نقاط قوت و ضعفی داریم. برای آن که بتوانید مفید واقع شوید، می بایست نقاط قوت خود را شناسایی کنید و بر روی آن تمرکز بیشتری داشته باشید. شما زمانی می توانید بیشترین موفقیت را به دست آورید که تلاش خود را به سمتی که در آن می توانید بهترین باشید هدایت کنید. به طور مثال اگر در فعالیت های اقتصادی ،شما در بازاریابی توانایی بیشتر دارید از آن نهایت بهره را ببرید. اما در بخش هایی از کار که در آن ضعیف هستید، کمک بگیرید و از آن ابایی نداشته باشید. اما برای تبدیل نقاط ضعف خود به نقاط قوت نیز تلاش کنید و برای آن از تعلیم و آموزش در حین کار بهره ببرید.

4. هیچ گاه به احتمالات شکست فکر نکنید
آین رند، در رمان خود به نام " اصل و سرچشمه " می نویسد، " نه این در طبیعت بشر است و نه موجودیت حیات انسان که کاری را با رها کردن آن، آغاز کند." به عنوان یک کارآفرین و پیش قدم در انجام یک کار شما نیاز دارید که هدف خود را کاملا باور کنید، آن زمان است که می توانید به آن عمل کنید. شما می بایست ایمان واعتقاد قوی به خودتان، ایده ها و نظرتان و ظرفیت های خود داشته باشید.

 
باید از سایه تردید عبور کنید و به یقین و اعتماد در کار خود برسید. هر چه قدر میزان ایمان و اعتقاد خود را افزایش دهید ، با سرعت بیشتری به اهداف خود دست خواهید یافت. هرچند که باید در این میان تعادلی وجود داشته باشد. تعادل بین اعتماد به نفس و محاسبه دقیق خطرات کار به جهت دستیابی به هدف بالاتر. کار آفرین موفق ، کارآفرینی است که خوب می تواند محاسبه کند و میزان خطر در کار را کاهش دهد تا به سود بالاتر برسد.
6. سخت کار کردن
هرکارآفرین و نوآور موفقی به سختی کار کرده است. هیچ کس به این مهم ، با نشستن و زول زدن به دیوار نرسیده است. "برایان تریسی" درباره این مطلب چنین گفته است، " شما برای بقاء خود 8 ساعت در روز کار می کنید، بیش از 8 ساعت هر قدر زمانی که تلاش شما ادامه یابد در جهت موفقیت است."  اگر از هر فرد موفقی در این زمینه سوال کنید به شما خواهد گفت که در ابتدای شروع کسب وکار خود بیش از 60 ساعت در روز کار می کرده است.
 
سعی کنید در این موقعیت تفریحات و کار های متفرقه را تا مدتی فراموش کنید، تا زمانی که حقیقتا بتوانید بر روی پای خود بایستید و قامت راست کنید. در این برحه از زمان حتما یک سفر کوتاه هم می تواند برای شما ضرر باشد. همان گونه که اشاره شد ، این گونه سخت کار کردن برای شما آسان خواهد بود اگر دیدگاه و ایده ای محکم برای اجرا داشته باشید و هدفی روشن که به دنبال آن، احساس شورو اشتیاق را در خود حفظ کنید. 
 
7.مرتبا به دنبال راهکارهای جدید از طریق برقراری ارتباطات باشید
در کسب وکار ، شما با شرکتی که اداره می کنید مورد قضاوت واقع می شوید. با گروه مدیریتی که دارید ، سیستم هدایتی که درنظر گرفته اید و همچنین استراتژی های ارتباط با همکارانتان. کسب و کار هر چه قدر هم که کوچک باشد نیازمند ارتباطات و استفاده از تجارب است. می توانید در ملاقات هایی که در کسب و کار های مشترک دارید از افراد با تجربه به طور مثال در پایه گذاری بازار های خود بهره ببرید.
 
این بسیار مهم است که شما در ارتباط با همکاران فعال خود آن هایی را که می توانند به شما کمک کنند و برعکس آن ها که شما را به عقب می خوانند بشناسید. برای موفقیت در این زمینه شما همواره نیازمند داشتن مهارت برقراری ارتباط خوب و مناسب می باشید و همیشه می بایست نسبت به فرصت های جدید و امکان گسترش روابط خود هوشیار باشید. 
 
8.اشتیاق به یادگیری
شما حتما نباید مدرک MBA و یا فارغ التحصیل دکترا در این زمینه باشید تا موفقیت خود را تضمین کنید. در حقیقت کارآفرینان موفقی را می توان دید که حتی در مقطع دانشگاهی نیز تحصیلات خود را به پایان نرسانده اند. مطالعات نشان می دهد که بسیاری از میلیونر های خود ساخته از هوش متوسط برخوردار بوده اند. با این وجود، به همه ظرفیت ها و توانایی های خود توجه کرده اند و به زندگی اقتصادی مورد نظرشان و اهداف شخصی خود دست یافته اند زیرا هرگز از یادگرفتن و آموزش دیدن دریغ نکردند.
 
برای موفقیت، شما باید علاقه مند به سوال کردن باشید ، کنجکاوی خود را همیشه با خود داشته باشید و همیشه علاقه مند به یادگیری بوده و آغوش خود را برای دریافت معلومات بیشتر باز نگه دارید. مسلما این علاقه در دنیای پرسرعت تغییرات تکنولوژی و شیوه های کسب و کار بسیار ضروری است.
 
9. ثابت قدم بودن و ایمان راسخ داشتن به کار
هیچ کس تا به حال نگفته است که دستیابی به موفقیت آسان است. گاهی علی رغم همه سخت کوشی ها و علایق شما ، کار با شکست مواجه می شود. اگر به گذشته بسیاری از افراد موفق امروز نگاه کنید می بینید که با دارا بودن همه خصوصیاتی که بدان اشاره کرده ایم اما شکست هایی در حد ورشکستگی را در کارنامه عملکرد خود دارند، اما به سرعت روی پای خود ایستاده اند تا آن شکست را سرآغاز شروع کاری بزرگ کنند.
 
رویکرد شما در صورتی که مبتنی بر ثبات قدم باشد و پذیرش رویارویی با شرایط مختلفی که گاهی نا امید کننده است، موفقیت نیز می تواند از آن شما باشد. این را باید بیاموزید که بعد از هر شکست و زمین خوردنی با قدرت هر چه تمام تر از جا برخیزید و کار را از سر بگیرید. استواری شما در میزان اعتماد و باوری که به خود دارید نهفته است. به خاطر بسپارید که اگر ثابت قدم و استوار باشید هیچ چیز شما را نمی تواند متوقف کند. 
 
10. به کار خود نظم دهید
توماس هوکسلی گفته است، " آن چه را که باید انجام دهید آن زمان که باید انجام شود بدان عمل کنید، چه دوست داشته باشید چه دوست نداشته باشید." تادیب نفس و نظم دادن به خودکلید موفقیت در این مرحله است.  قدرت آرزوها و تمایلات شما را مجبور خواهد کرد که بهای موفقیت خود را بپردازید. آنچه را که دیگران دوست ندارند انجام دهند شما انجام دهید، کیلومترها به جلو بتازید و در جنگ تن به تن با خود به تنهایی بجنگید و برنده شوید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

31 راز موفقیت در زندگی

31 راز موفقیت در زندگی

مجموعه : سبک زندگی
31 راز موفقیت در زندگی
راز اول
از کارهایی که ناچاری انجام دهی لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر می کند و نمی گذارد کار را درست انجام دهی.
اما اگر با موفقیت مانند یک دوست رفتار کنی.
مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.

راز دوم
سعی کن کارهایت را از صمیم قلب انجام دهی.
نه به صرف این که ناچاری انجام دهی.
باید به کارت ایمان داشته باشی.
یک جریان آب ضعیف ، تنها نیمی از باغچه را آبیاری می کند.

راز سوم
همه چیز را همانطور که هست بپذیر.
خواستن تنها، چیزی را تغییر نمی دهد.
خواستن، باد را از وزیدن باز نمی دارد و برف را به آب نبات تبدیل نمی کند.
اگر می خواهی چیزها را بهتر از خودشان تبدیل کنی، با آنها همان گونه که هستند مواجه شو.

راز چهارم
تمرین کن تا از درون شاد باشی.
اجازه نده دیگران برای شاد کردن تو تصمیم بگیرند.
خودت رئیس کارخانة شادی سازی باش.

راز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفیدی که در آسمان است، آزاد کن.
تلاش کن، اما نتایج کار را واگذار تا با هم کار بیایند
برای ابر چه فرقی می کند باد از کدام سو بوزد.
چرا وقتت را برای چیزی که در کنترل تو نیست، تلف می کنی؟

راز ششم
وقتی تصمیم به انجام کاری می گیری،
از خود نپرس : من چه می خواهم ؟
بلکه بپرس : چه کاری به نفع همه است ؟
اگر به فکر منافع دیگران باشی، دیگران در کنارت کار خواهند کرد و کمکت خواهند کرد تا موفق شوی.

 
راز هفتم
هنگام تصمیم گیری ابتدا نباید بپرسی، از این کار چه نفعی عایدم خواهد شد؟
پرسش درست این است که : چه کاری به نفع همه است؟
خانه زمانی مستحکم خواهد شد که همة دیوارهایش استوار باشند.

راز هشتم
وقتی کار به مشکل می خورد، نه دیگران را سرزنش کن و نه خود را،
انسان وقتی شنا یاد می گیرد که از فرو رفتن در آب نترسد.

راز نهم
برای موفقیت در هر کار،
باید ابتدا تصویر واضحی از نقشة کار داشته باشی.
آن گاه، همان طور که در باد شدید، نخ بادبادک را محکم نگه می داری،
باید هدفت را هم به همان محکمی نگه داری.

راز دهم
اگر طرحی در عمل مشکل تر از آن شد که فکر می کردی،
دلسرد نشو.همه چیز این دنیا همین طور است،
خصوصاً اگر ارزشمند باشد.
لاجرم خود حبابی بیش نبود، زیبا اما توخالی.

راز یازدهم
مشکلات ما را قوی و به سمت
پیروزی های بزرگ تر هدایت می کنند.
کوهنوردی آسان نیست، اما منظره ای هم که
از قله کوه دیده می شود، بسیار زیباست.

راز دوازدهم
اراده ات را قوی کن.
خود را وارد به انجام کارهایی کن که برایت مشکل اند.
سپس آنها را با جدیت انجام بده.
بعد از مدتی خواهی دید که اراده ات همانند
گرزی فولادی سخت و درخشان شده است.

راز سیزدهم
با انرژی کامل روی کارهایت تمرکز کن.
شیشه های رنگی کلیسا، هنگام عبور نور از آنها
بسیار زیبا و درخشان می شوند.
کارهایت را هم اگر با انرژی انجام دهی،
شفاف و زیبا خواهند شد.

راز چهاردهم
هنگامی که قصد انجام کاری را داری، از خود نپرس :
دیگران آن را چگونه و با چه روشی انجام داده اند ؟
بلکه بپرس : چگونه می توانم آن را درست و به بهتـــــــــرین وجه ممکن انجام دهم.
این را بدان که همواره حقیقتی تازه در انتظار کشف شدن است.
بدون احساس وجود این حقایق، کریستف کلمب
هرگز به آمریکا نمی رسید و گراهام بل تلفن را اختراع نمی کرد.

راز پانزدهم
هر کاری را با جان و دل انجام بده.
اگر شعاع انرژی ات را مانند ذره بینی که نور خورشید را متمرکز می کند،
روی موانع تمرکز دهی،
هر مانعی که سر راهت باشد خواهد سوخت.

راز شانزدهم
امروز را آغازی تازه بدان.
چرا به چیزی که دیروز اتفاق افتاده، یا انجام شده فکر می کنی؟
زندگی رودخانه ای است که مدام به سمت آینده در جریان است.
هیچ قطره ای از آن دوبار از زیر یک پل رد نمی شود.
کار را با روشی تازه انجام بده، بهتر از همیشه.

راز هفدهم
افکار و رویاهایت را بسط بده.
هنگامی که در بیرون چمنزاری پهناور است
که از هر سو تا افق امتداد دارد.
چرا خود را در آغل حبس کنی.

راز هجدهم
نگذار افکار و ذهنیاتت به صورت عادت درآیند.
سعی کن هرگز در جا نزنی.هر روز از زاویه ای تازه به کارها نگاه کن.
زندگی یک صحنة پر از ماجراست.
به اطرافت نگاه کن: نشانه های زیبایی وجود دارند که به کشفیات تازه اشاره می کنند.

راز نوزدهم
مهم ترین چیز احساسی است که نسبت به کارت داری.
وجود رنگ های تیره در یک تابلوی نقاشی.
نشانة افسردگی نقاش آن تابلوست.
رنگ های روشن، حاکی از وجود روشنایی و انرژی در زندگی نقاش آن تابلوست.
هر کاری را با شادی انجام بده، تادیگران را هم شاد کنی.

راز بیستم
زندگی مثل یک تاب است که هم می تــــــــــواند سرگرم کننده باشد و هم حال به هم زن.
اگر هر بار که تاب می خوری احساس شگفتی کنی،
لذت تاب خوردن را احساس خواهی کرد.
در زندگی هم هر بار که کاری را انجام می دهی،
از انجام آن شگفتی احساس کن.

راز بیست و یکم
حرف حق را بپذیر و کاری به گویندة آن نداشته باش.
مثلاً اگر بوی دود را احساس می کنی و طوطی ات فریاد بزند که :
خانه آتش گرفت!
آیا به مهمانهایت خواهی گفت :
این طوطی نمی فهمد چه می گوید؟

راز بیست و دوم
عقاید را با حقایق اشتباه نکن.
حقیقت مانند دانة بادام است،
و عقاید پوستة آن دانة بادام هستند.
اگر به دنبال حقیقت هر چیز هستی،
باید پوسته را بکنی، تا خود دانه را ببینی.

راز بیست و سوم
قبل از انجام هر کار مهمی، اول ببین
چه احساسی نسبت به انجام آن داری.
آیا آن کار را مهم می دانی؟ آیا واقعی به نظرت می رسد؟
آیا به دیگران کمک می کند؟

راز بیست و چهارم
هنگام غلیان احساسات، هیچ تصمیم مهمی نگیر.
در این صورت اشتباه خواهی کرد.
اول درونت را آرام کن.
ذهن مانند یک دریاچه است.
هنگام غلیان احساس، دریاچه مواج است.
دریاچه هنگامی نور ماه را منعکس می کند که آرام باشد.

راز بیست و پنجم
هنگام مواجه شدن با مشکلی یادت باشد که حتماً راه حلی وجود دارد.
زیرا هر چیز با جفتش به وجود می آید.
بعد از هر سقوطی ، صعودی و بعد از هر شبی، روزی وجود دارد.
ذهنت را روی راه حل ها متمرکز کن.
برای بیرون آمدن از یک اتاق باید در را پیدا کنی،
نه این که به دیوارها فکر کنی.

راز بیست و ششم
همواره از نعمتهایی که زندگی به تو بخشیده است،
شاد باش و به خاطر آنچه که نداری گله مند نباش.
ساختمان با سنگ هایی ساخته می شود که در دسترس اند،
نه با سنگ های حیاط خانة دیگران.

راز بیست و هفتم
سعی کن مثل ماشین خرابی که خاموش نمی شود،
دائماً در حال عذرخواهی نباشی.
با این کار توجه دیگران را به اشتباهاتت جلب خواهی کرد.
تلاش کن که بهترین را انجام دهی.
آن گاه لبخند بزن و حرکت کن.
تنها خداوند کامل است.

راز بیست و هشتم
هر کار خیری که در این دنیا انجام دهی،
بیش از هر کس به خودت کمک خواهد کرد،
به تو قدرت و انرژی و درک بیشتر خواهد بخشید.
اگر خودت نقاشی کنی،
دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد.
ضمن آنکه در حین کار
تجربه ات هم در نقاشی بیشتر شده است.

راز بیست و نهم
برای عمل کردن از درونت فرمان بگیر.
برای تفکر از درونت راهنمایی بجو.
زیرا درک و آگاهی را باید دریافت کنی
و نمی توانی خودت خلق کنی.
زمین هنگامی گرم می شود که
به سمت خورسید متمایل باشد.

راز سی ام
هر چیز که راست و درست باشد،
به نفع تو و دیگران خواهد بود.
خداوند بهتر از هر کس می داند که
چه چیز به تو شادی واقعی می بخشد.
آیا یک گیاه می فهمد که باد، آن را تقویت می کند
یا باران ملال آور باعث
رشد گل های زیبا می شود.

راز سی و یکم
هرگز مغرور نشو،
زیرا غرور میکروبی کشنده است.
غرور به تدریج عقل را زایل می کند
و باعث می شود هیچ کاری را بدرستی انجام ندهی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

ثبت نام کنکور 1396

دیشب مورخ 24/ 11 /1395 به اتفاق پسرم ( سروش ) به کافی نت رفتیم و برای کنکور 1396 ثبت نامش کردیم امیدوارم سال آینده در دانشگاه و رشته ای که به صلاحش است قبول بشه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

آیا راهی ساده و شدنی برای ثروتمند شدن وجود دارد؟

آیا راهی ساده و شدنی برای ثروتمند شدن وجود دارد؟

فرستادن به ایمیل

altمحمود معظمی پاسخ می‌دهد: هر راهی به‌جز راه‌های ساده و شدنی برای ثروتمند شدن بروید، به‌احتمال زیاد اشتباه رفته‌اید. او در مطلبی که در ادامه می‌خوانید، نکاتی کاربردی و بسیار موثر را بیان می‌کند که عمل به آنها و تعهد جدی به پی‌گیری آنها، از همین امروز وضعیت مالی شما را بهتر می‌کند. و نه‌تنها وضعیت مالی شما را بهتر می‌کند، بلکه کمک می‌کند روز به روز شاد‌تر شوید و احساس بهتری از خود داشته باشید و از زندگی‌تان بیشتر لذت ببرید. مشتاقید که این نکات را بیاموزید؟ این شما و این هم مطلب محمود معظمی!

***

بیشتر ما انسان‌ها بی‌آن‌که بدانیم، در پی چیزهایی هستیم که نه به‌درستی آنها را می‌شناسیم و نه قلبا رسیدن به آن را باور داریم. چیزهایی مانند: ثروت، شادمانی، خوشبختی، موفقیت و....

altاگر به‌تجربه دریافته‌ایم که رسیدن به ثروت و خوشبختی -اگر نشدنی نباشد- خیلی سخت و دشوار است، به دلیل ذات آنها نیست. بلکه همان‌طور که در مقاله‌های دیگرم در نشریات و وب‌سایت و همین‌طور در سمینار‌ها و کارگاه‌های «شاد باشید و ثروتمند شوید» بار‌ها بیان کرده‌ام، علت اصلی ایجاد چنین ذهنیتی در ما، شکست‌های مکرری است که در راه رسیدن به آن‌ها برایمان پیش آمده و تجربه کرده‌ایم. به‌اشتباه، کم‌کم به این باور رسیده‌ایم که ما ناتوان هستیم، یا هنوز به‌قدر کافی لیاقت داشتن این موهبت‌ها را نداریم، و یا بدشانس هستیم. و البته تجربیات گذشتگان و واقعیت‌های زندگی و مشاهده زندگی اطرافیان، همه و همه پذیرفتنِ این باورِ غلط را تسهیل و تشدید می‌کنند.

خبر خوشی که برای شما دارم این است که، راز ثروتمند شدن نخست در ذهنیت ما نهفته است و نوع تفکر و نگاهی که ما به خود، ثروت و ثروتمندان داریم. این بدان معناست که برای داشتن گران‌بها‌ترین چیز‌ها در زندگی، بیشتر باید روی خود کار کنیم تا این‌که به شانس و کمک دیگران و... تکیه داشته باشیم.

تحقیقات و تجربیات زیادی در زمینۀ ثروت و ثروتمندی انجام شده و در نتیجۀ آنها، عوامل متعددی که به‌سادگی موجب می‌شوند یک فرد، یک سازمان، و یک ملت ثروتمند شوند، شناسایی شده است. یکی از آن عواملِ موثر در ثروتمندی، «عادت به پس‌انداز کردن پول» است.

. . .

پیشنهاد: هم‌اکنون به‌عنوان بهترین هدیه برای خودتان سفارش بدهید؛
سمینار صوتی و کتاب الکترونیک «شاد باشید و ثروتمند شوید»:

alt

alt

. . .


آیا شما پس‌انداز می‌کنید؟

altبار‌ها و بار‌ها به دوستان و آشنایان، رانندگان اتومبیل‌هایی که مرا به مقصد می‌رسانند، و همین‌طور به دوستدارانِ کسب شادمانی و ثروتِ بیشتر، پیشنهاد کرده‌ام که «بخشی از درآمدتان را پس‌انداز کنید.» پاسخ کلیشه‌وارِ تقریبا همۀ آن‌ها، این بوده است:

- «آقای معظمی، مگر پولی می‌ماند که پس‌انداز کنیم؟!»، یا:
- «با کدام پول؟!»

آنها واقعا راست می‌گویند، چون با تفکر و اندیشه و عاداتی که نسبت به پول و مدیریت آن دارند، پس‌انداز کردن تقریبا غیرممکن است.

بهتر است بدانید که یکی از اقتصادهای قوی جهان یعنی «ژاپن»، این قدرت خود را مدیون عادت مردمانش به پس‌انداز کردن است.

حال پرسش این است: «چگونه با هر میزان درآمد بتوانم پس‌انداز کنم؟»

پاسخ آن، در نحوه «مدیریت مالی» است که می‌بایست در زندگی خود اعمال کنید. به این ترتیب که برای هر بخش از نیازهای گوناگون خود، پاسخ مناسب مالی و اقتصادی بیابید:

- نخستین نیاز هر یک از ما، برآورده شدن احتیاجات ضروری زندگیمان است؛ مانند: غذا، پوشاک، مسکن، بهداشت، تحصیل و جابه‌جایی‌های روزمره.

- دومین، نیاز به تامین آتیه و امنیتِ درآمد است. یعنی بدانیم در صورت از کارافتادگی و یا رسیدن به زمان بازنشستگی، درآمد کافی برای یک زندگی راحت و شایسته را خواهیم داشت.

- سومین آنها، نیاز به تفریح، لذت و خوشی است؛ مانند: سفر، تفریحات سالم و هر کاری که انجامش به ما لذت و خوشی سالم و قانونی و اخلاقی می‌دهد.

- چهارمین نیازی که می‌بایست تامین شود، نیاز به انجام کارهای خیر و درستی است که به ما آرامشِ درون می‌دهد و به زندگیمان معنا می‌بخشد؛ مانند: کمک به دیگران، بیماران، نیازمندان واقعی و...

در برنامه مدیریت اقتصادی که به شما پیشنهاد می‌کنم، هدف اصلی این است که شما در کوتاه‌ترین مدت بتوانید به «استقلال مالی» برسید. هر چه سریع‌تر بهتر، هر چه بیشتر بهتر، و هر چه راحت‌تر باز هم بهتر.


پیشنهاد؛ بخوانید: چه چیزهایی مانع موفقیت و ثروتمند شدن شما هستند؟


استقلال مالی یعنی چه؟

altاستقلال مالی یعنی این‌که شما برای گذران زندگیتان دیگر مجبور نباشید کار کنید؛ به‌خصوص کاری که دوستش ندارید! نه این‌که تنبل و تن‌پرور شوید، نه! بلکه «صرفا به‌خاطر پول» کار نکنید. کاری را بکنید که دوستش دارید و برای آن خلق شده‌اید (که البته ممکن است‌‌ همان کاری باشد که هم‌اکنون هم انجامش می‌دهید). اما در هر حالت، در وضعیت استقلال مالی، انگیزۀ اصلی شما برای انجام کار‌هایتان کسب پول نیست.

اما چگونه به این مهم می‌توان دست یافت؛ به‌خصوص سریع، آسان، خوش‌آیند و زیاد؟

راهش این است: با خودتان پیمان ببندید که از این پس، درآمد خود را «در هر شرایطی» مطابق فرمول پیشنهادی در چهار حساب مستقل زیر تقسیم و مدیریت کنید

- ۶۰ درصد از درآمدتان را صرف هزینه‌های ضروری کنید.
- ۲۰ درصد آن را به حساب پس‌انداز «استقلال مالی» واریز کنید (در ادامه، بیشتر در مورد آن گفت‌وگو خواهیم کرد).
- ۱۵ درصد از درآمدتان می‌بایست در حساب «لذت و خوشی» گذاشته شود.
- ۵ درصد را هم به حساب «امور خیر و نیکوکاری» اختصاص بدهید.

با توجه به فرمول بالا، اگر شما یک میلیون تومان درآمد ماهیانه دارید، سهم هر حساب در هر ماه به شرح زیر خواهد بود:

- حساب هزینه‌های ضروری: ۶۰۰ هزار تومان
- حساب استقلال مالی: ۲۰۰ هزار تومان
- حساب لذت و خوشی: ۱۵۰ هزار تومان
- حساب امور خیر: ۵۰ هزار تومان.

اگر می‌خواهید به سرعت، آسان و راحت به استقلال مالی برسید و ثروتمند شوید، به این روش بچسبید و در هر شرایطی خود را موظف بدانید که آن را رعایت کنید و در راه رسیدن به اهداف ارزشمندتان صبور و متین باشید. (فایل اکسل حساب‌های چهارگانه را برای تقسیمِ آسانِ درآمدهای خود هم‌اکنون دانلود کنید.)


پیشنهاد؛ بخوانید: چرا ثروتمند شدن تا این حد آسان است! (اگر راهش را بدانیم)


ممکن است شما اعتراض کنید!

altاعتراض نخست: آقای معظمی، یک میلیونِ تمام هم هزینه‌های ضروری مرا پاسخ نمی‌دهد؛ چه برسد به ششصد هزار تومان!

پاسخ: دو راه دارید:
- نخست، هزینه‌هایتان را کاهش دهید.
- دوم، درآمدتان را افزایش دهید.
راه سومی وجود ندارد. متاسفم.

اعتراض دوم: آقای معظمی، با ماهی دویست هزار تومان پس‌انداز مگر می‌شود کاری کرد؟ سالِ آن می‌شود دو میلیون و چهار صد هزار تومان. شما هم دل خوشی دارید!

پاسخ: همین‌طور است که می‌فرمایید، من دلخوش هستم و امیدوار. اگر می‌خواهید که زندگیتان عوض شود، می‌بایست نخست باور‌ها و اندیشه‌هایتان نسبت به پول و ثروت عوض شوند. «عادت به پس‌انداز» مهم‌تر است تا میزان پس‌انداز. عادت کنید که پس‌انداز کنید! به‌یاد داشته باشید: «پس‌انداز، بدهی شما به آینده‌تان است. اهمیت این بدهی کمتر از اقساط وام بانکی و یا پول آب و برق و گاز نیست.»


قوانین حساب استقلال مالی

تحت هیچ شرایطی مجاز به خرج کردن آن نیستید. حتا برای بدهی‌هایی که اگر پرداخت نکنید به زندان می‌روید. حتا برای پرداخت هزینه بیمارستان و درمان و هر هزینه دیگری که به‌ظاهر بسیار مهم و اخلاقی و... می‌آید. هر گز به این پول دست نزنید!
یاد آوری مهم: به‌خاطر داشته باشید که ذهن غیرثروتمند ما، به‌خصوص در آغاز کار، به صد حیله می‌خواهد که ما را به وضعیت پیشین که تنگدستی و ثروتمند نبودن است برگرداند؛ و این وظیفۀ شماست که برای ایجاد این عادت پسندیده و ارزشمند (یعنی عادت به پس‌انداز) و ساختن آینده‌ای روشن، سخت و استوار به روش جدید خود بچسبید و آن را‌‌ رها نکنید. آگاه باشید که ممکن است ناخودآگاه، خود و یا دیگران تلاش کنید که دلیل یا دلایلی بیاورید که بخواهید عادات جدید و سازندۀ خود را‌‌ رها کنید.

تنها موردی که شما می‌توانید از حساب استقلال مالی خود برداشت کنید، زمانی است که بخواهید با آن «مرغ تخم‌طلا» بخرید. یعنی سرمایه‌گذاری مطمئن و بدون هرگونه ریسک، که خودش برای خودش سود ایجاد کند؛ مانند: خرید طلا (به‌ویژه طلای خالص که روی آن کار نشده باشد که مجبور شوید دستمزد ساخت پرداخت کنید)، خرید زمین، ملک و ماشین‌آلات تولیدی، و هرگونه سرمایه‌گذاری که سودآور باشد بی‌آن‌که شما مجبور باشید برای سودآور شدن آن کاری کنید. در این مورد می‌توانید با افراد موفق و صاحب‌نظر مشورت کنید. آنها خوشحال خواهند شد شما را یاری دهند که ثروتمند شوید. (برخلاف باور رایج بین عموم مردم، افراد موفق و ثروتمندِ واقعی با کمال میل حاضرند به دیگران کمک کنند که موفق و ثروتمند شوند.)

تنها هنگامی که به «استقلال مالی» رسیدید (و تعریف استقلال مالی را بالا‌تر گفته بودم)، می‌توانید از «سود» ایجاد‌شده (و نه «اصل» آن)، برای رفاهِ بیشتر خود هزینه کنید. پیش از آن، اجازه دهید که این «مرغ تخم‌طلا» به‌قدر کافی رشد کند.

یادآوری مهم: بیشتر مردم متاسفانه مانند‌‌ همان روستایی که مرغی تخم‌طلا داشت، پس از مدتی طمع می‌کنند و مرغ را به‌خاطر به‌دست آوردن تمام تخم‌های طلا می‌کُشند؛ و آن‌گاه است که متوجه می‌شوند دیگر تخمِ طلایی وجود ندارد! «مرغ را زنده و شاداب نگاه دارید»، به نفع شماست.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

خاطرات درباری

 


خاطرات رجال قاجار
مروری بر امور دربار و روابط درباریان
 


از منابع ارزنده برای شناخت ساختار اجتماعی ایران دوران قاجار و درک اهمیت روابط درباریان، خاطرات رجال آن عهد است. این خاطرات را حتی اگر به قصد تبرئه، تطهیر، یا بزرگ نمودن خاطره نویس نگاشته شده باشند همچنان باید ارزنده شمرد زیرا به هرحال نمودار آراء و تعصبات نویسندگان آن ها است. دیدگاه محدود خاطره نویسان این دوره که بیشتر معطوف به طبقه ای خاص می شد، و یا خودسانسوری آنان که ناشی از ملاحظات و محدودیت های گوناگون بود، نیز از ارزش خاطرات آن ها برای شناخت جامعه ی درباری قاجار نمی کاهد. در دورهی ناصری، به خصوص از نیمه ی دوم آن به بعد، نوشتن خاطرات و سفرنامه رواج یافت. ازشاه گرفته تاشاهزادگان و بسیاری ازرجال، به نوشتن خاطرات و سفرنامه دست زدند. برخی از این سفرنامه ها، به ویژه در سبک نگارش، به تقلید از سفرنامه های ناصرالدین شاه نوشته شده اند، مانند سفرنامه میرزا قهرمان امین لشکر.1

خاطرات خود شاه هرچند فاقد نکات مهم درباره ی مسائل سیاسی و روابط میان رجال است، ولی فضای مغشوش و بی ثبات دربار و زندگانی بی نظم شاه و درباریان را به خوبی نشان می دهد. شاه شاهد و ناظر وقایعی است که خود در محور آنها قرار دارد و گاه نیز با نگاه ریزبین خود به توصیف برخی از درباریان می پردازد و جلوه ای از رابطه ی خود با اطرافیانش را تصویر می کند.2 دربین شاهزادگانی که خاطرات و سفرنامه نوشته اند می توان به عباس میرزا ملک آراء،3 مسعودمیرزا ظلالسلطان پسر ناصرالدین شاه، فیروز میرزا، و بهمن میرزا بهاءالدوله4 عموی شاه، عبدالصمد میرزا، عزالدوله برادر شاه، و دو پسرش قهرمان میرزاعین السلطنه وحسین قلی میرزاعمادالسلطنه5 و دوستعلی خان معیرالممالک داماد شاه اشاره کرد. از بین رجال، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، میرزا علی خان امین الدوله، میرزا قهرمان امین لشکر، محمدعلی غفاری، میرزا طاهر بصیرالملک،6 و حسین قلی خان نظام السلطنه7 را باید نام برد.

 البته این خاطرات ازاهمیت یکسانی برخوردار نیستند. برخی از نویسندگان، بدون اظهار نظرهای قابل توجهی، فقط به تشریح و توضیح وقایع پرداخته اند. پاره ای از خاطرات که پس ازمرگ نگارنده آنها انتشار یافته یا به دست ویراستاران ناوارد و ناصالح تحریف و مثله شده اند و یاخویشان نویسنده مطالبی را که به نظرشان نامناسب بوده، از آن ها حذف کرده اند. بعضی از خاطرات ممکن است بی اهمیت جلوه کنند، چون به ظاهر درآن ها به شرح شکار و تفریح و دید و بازدیدهای روزمره اکتفا شده است، مانند خاطرات معیرالممالک و عزالدوله، بهمن میرزا، عمادالسلطنه و بصیرالملک. اعتمادالسلطنه نیز قسمت اعظم خاطرات روزانه اش را به این نوع اطلاعات تخصیص داده است. اما شرح این گونه معاشرت ها و رویدادها به روشن کردن نحوه ی برقراری ارتباط ها، مبادله ی اخبار و تصمیمگیری ها کمک می کند.

چهارتن ازرجالی که تاکنون نامبرده ایم، یعنی محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، میرزاعلی خان امین الدوله، میرزامحمدعلی غفاری8 و حسین قلی خان نظام السلطنه بیش ازسایرین هم به زدوبندهای درباریان به عنوان علل ومعلول وقایع پرداخته اند، وهم به توصیف ساختارقدرت دست زده اند. اینان همگی از مستخدمان دولت بودند ودر نتیجه برای حفظ مقام خودهم نسبت به زدو بندهای رجال و زیروبم های امور آگاهی می یافتند و هم به نوبه ی خود در چنین زدو بندها و دادو ستدهایی شرکت می کردند. اینان رفتاری حساب شده و محتاطانه داشتند،9 و به رفتار و حرکات دیگران نیز همواره آگاه بودند. درباریان در فضای خاص خود، به سعایت و بدگوئی یا تملق و چاپلوسی می پرداختند و گرچه گاه میانشان کار به تعرّض و دشنام گویی می کشید، ولی غالباً حفظ ظاهر می کردند و با یکدیگر رفتاری ملاحظه کارانه داشتند.

اعتقادات و آراء اعتمادالسلطنه، حسین قلی خان و امین الدوله از بسیاری جهات مشابه بود و ازسردلسوزی برای ایران به انتقاد از اوضاع می پرداختند.10 در واقع، می توان گفت که این سه تن مردمانی وطن خواه بودند و نگران آینده ایران و همین انگیزهی آنان در نوشتن خاطرات بود. دراین مورد، حسین قلی خان می نویسد: که حوادث از روی صحت بنویسم تا خوانندگان بتوانند از آن فایده تاریخی ببرند. 11 امین الدوله به این مسئله روشن تر می پردازد: مراد از این کتاب بیان اجمالی از احوال وطن عزیز و ماجرای عصر است . . . تا به دیده عبرت گنه کار از درست کردار بشناسیم و خطا از صواب جدا کنیم، درد را بدانیم و درمان به دست آریم.

خاطرات امین الدوله به تفصیل خاطرات آن دو نیست، و بیشتر شرحی اجمالی از زندگی شخصی اوست، با تاکیدی بر شرایط نابسامان زمانه و تقبیح اعمال اکثر وزراء و درباریان که خود تا حدی یادآور رساله مجدیه تألیف مجدالملک پدر اوست.12

محمدعلی غفّاری، که در دربار ولیعهد چندان ترقی نکرد، بیشتر برای بدگوئی از مخالفین خود و خوار کردن آنان دست به انتقاد از اوضاع زده است. وی این انتقادها را در رساله هائی که مستقیم از نوشته های میرزاملک خان گرفته بود،13 بدون ذکر مأخذ برای ولیعهد و برخی از اطرافیان او می خواند. وی خاطراتش را نیز، که آکنده از انتقادهای آشکارا بود، در اختیار دیگران می گذاشت که خود به افزایش دشمنی ها علیه وی می انجامید و پیشرفتش را مانع می شد.14


رابطه ی شاه و درباریان

دردوران قاجاریه حدود دربار و دیوان مشخص نبود؛ یعنی بین مشاغل دیوانی و درباری مرز معینی وجود نداشت، همه نوکران شاه محسوب می شدند و رابطه ی خصوصی با شاه داشتند و درنتیجه خدمت به شاه خدمت به دولت دانسته می شد.15 مقصد شاه و رجال رسیدن به مقام و ثروت بود و هیچ گونه برنامه ی اصولی و یا سیاست مشخصی برای اداره ی امور کشور وجود نداشت.16

قدرت شاه وابسته به عواملی بودکه کاملاً درحیطه ی اختیاراو قرارنمی گرفت. بسیاری از تصمیم های وی نیز براساس موازین از قبل تعیین شده، گرفته می شد. از همین رو، اگر شاه را عاملی کاملاً آزاد و خودمختار بپنداریم، رفتار و تصمیم هایش مفهوم نخواهد بود. همین نکته درمورد سایر رجال و درباریان و شاهزادگان نیز صادق است. بنابراین در شناختن شاه و داوری درباره ی رفتار او و کارگزارانش باید کل نظام سیاسی و اجتماعی آن دوران را در نظرگرفت.

سیمایی که از شاه درخاطرات رجال ترسیم شده جالب توجه است. اعتمادالسلطنه که به شاه نزدیک بود، وی را، به طنز، گاه به شمع و خودش را به پروانه تشبیه می کند، و در عین حال او را مسئول عمده ی خرابی کشور می داند و به تقبیح پاره ای از اعمال او و نکوهش اطرافیانش می پردازد. امین الدوله نیز که به شاه نزدیک بود او را در اوایل سلطنت پادشاهی خوش فکر می دانست که رفته رفته زیرتأثیر تملق دیگران ازراه منحرف شد و، مأیوس از اصلاحات، کارها را به عهده ی امین السلطان واگذار کرد.17 دراین میان، حسین قلی خان، چندان به انتقاد از ناصرالدین شاه نمی پردازد.

 آشکارا، ناصرالدین شاه نقش اصلی را دردربار ایفا می کرد و درکانون همه ی رقابت ها و زد و بندها قرار داشت، به آسانی تحت نفوذ قرار می گرفت و آزادی عملش محدود بود.18 اعتمادالسلطنه به حق می نویسد: تا میل وزراء نباشد، فرمایش شاه مجرا نمی شود. 19 شاه می بایست اطرافیان متعددش را راضی نگه دارد، آن گونه که فایده و سهمی به هریک برسد، بی آن که احدی یا زیاد قدرتمند گردد و یا برنجد و دشمن شود. به نظر می رسد که شاه می کوشیده است حتی المقدور همه را به دور خود جمع کند، چنانچه درخاطراتش همواره از یکایک افرادی که در مواقع مختلف همراهش بودند، نام می برد. ازآن جا که بخشی عمده از وقت شاه و رجال درملاقات و معاشرت صرف می شد، مسائل مهم به طور اتفاقی، دراین جا و آن جا، درآبدارخانه شاه یا ولیعهد، در بینه ی حمام، درسواری و شکار، درحین ناهار و زیر چادر یا در حضور عده ای از درباریان و اطرافیان شاه، حل و فصل می شد. به عنوان نمونه، ناصرالدین شاه می نویسددیوانخانه پُر بود از همه جور آدم. . . رفتیم جنب گرمخانه ی آبدارخانه ناهار خوردیم20 درجای دیگر، درباره ی نحوه رسیدگی به امور در لشگرک می نویسد: کاغذ زیادی بود، خواندیم. اول کاغذ زیادی از نایب السلطنه در شهر داده بود مشیر خلوت آورده بود، سپرده بودیم به آقادائی، که ما را خفه کرد، خواندیم. بعد کاغذ زیادی هم امین السلطان داشت، آنها را هم تمام کردیم. باز پاکت از نایب السلطنه و از امین السلطان هی دوباره آوردند، آنها را خواندیم. . . . 21

 امین الدوله در خاطرات خود چنین روالی را یکی از علل نابسامانی اوضاع می داند و مسئولیت آن را بر دوش امین السلطان می گذارد که: از بام تا شام، هرطبقه و صنف در ضلعی از باغ و عمارت سلطنتی و مجاور دستگاه آبدارخانه اجتماع می کردند. . . امین السلطان در ورود به باغ در یک نقطه قرار می گرفت که ازدحام حضار او را رنجه نکند. در حرکت و گردش به ملاطفت یا پرخاش کار هرکس را می ساخت. نامه ها، برات ها، احکام، تلگراف ها در دست هرکه بود به سهولت نخوانده و ندیده مهر می کرد. 22

 حسین قلی خان نظام السلطنه، یکی از رجال به نام این عهد درباره ی حضور خود در دربار چنین می نویسد:
برای من شرفیابی حضور شاه وقت معین نداشت، تمام روز از اول طلوع صبح تا وقتی که شاه اندرون نرفته بود، همه وقت من درباغ گلستان بودم. شاه هم در زمستان، قبل از طلوع آفتاب بیرون می آمد. . . من درگردش اول، در میان باغ بودم. اغلب در دو دور باغ گلستان رابامن صحبت می داشت و می رفت اندرون23 و اضافه می کند که: رفته رفته این مسئله رااجزاء امین السلطان و مرحوم امین الملک که با من عداوت مخصوصی داشت، اسباب خیال امین السلطان قرار دادند. یکی دیگر از رجال، محمدعلی غفاری، که از درباریان ولیعهدبود نیز ادعا می کند که هنگام اقامت درتهران هرروز در دربار شاه حضور می یافت. سایر رجال و درباریان نیز به نوبه ی خود مشتاق نزدیکی به شاه بودند. به عنوان نمونه، میرزا قهرمان امین لشکر که مدتی مغضوب بود به سختی پولی وامگرفت تابتواند به دعوت شاه او را در سفر خراسان همراهی کند. وی هربار که در طی این سفر شاه را می دید با اشتیاق یادداشت می کرد.24

شاه شخصاً با رجال و درباریان و حکام و شاهزادگان مکاتبه می کرد، و با آنها در ارتباط بود، و اصرارداشت که از همه ی امور باخبر باشد25 و اگر کسی را معزول می کرد، با او قطع رابطه نمی کرد و آن شخص نیز می کوشید از طرق مختلف بار دیگر به شاه تقرب یابد.26 بنابراین، می توان گفت که روابط شاه با درباریان رابطه ای نوسان آمیز بود. وی به عمد رجال و شاهزادگان و حتی پسرانش را در برابر هم قرارمی داد تا توازن را بین آنان نگه دارد و قدرت و نفوذش را حفظ کند. با این همه، نیاز شاه به درباریان و اطرافیانش را ندیده نباید گرفت. وی در نامه ای به امین لشکرکه مغضوب و در تبعید بود نوشت که چندی صبر کند تا به تهران احضار شود، زیرا: اصل خیال ما تربیت و ترقی دادن به نوکر است. با این کمی نوکر در ایران چه جای این است که ما بخواهیم نوکر تربیت شده چندین ساله را بی جهت تضییع کنیم. 27


از آن جا که منابع مالی محدود بود، هرکس که به مقام و ثروتی می رسید از سهم دیگری کسر می شد. بنابراین رقابت برای احراز قدرت و دست یابی به ثروت و حفظ و حراست از آن شدید بود و میان رجال دربار و خودشاه، که در رأس آن ها قرار داشت، برای افزایش و نگهداری ثروت و درآمد، مسابقه ای دائمی جریان داشت. از آن جا که تعداد مشاغل درباری و دیوانی محدود بود، به مرور که پسران و نوه های متعدد شاه به سن بلوغ می رسیدند رقابت بر سر مقام و پست شدت می یافت. درواقع، برای رجال به غیر از مشاغل دیوانی و مالکیت ممر درآمد دیگری وجود نداشت و در نتیجه همه درگیرودار رقابت های شغلی و درنهایت مالی بودند. حسین قلی خان نظام السلطنه درخاطرات خود به جنبه های پیچیده ی محاسباتش در خدمت حسام السلطنه -که سال ها ادامه داشت و حتی به ماجرای تحصن خود و برادرش انجامید- اشاره می کند که خود نشان تزلزل موقعیت رجال این دوره است.28 این تزلزل مقام و موقعیت درمورد همه ی رده های درباریان صادق بود و حتی شامل حال شاهزادگان نیز می شد، هرچند که اینان از برخی مزایای دائمی برخوردار بودند. حسین قلی خان در این باره می نویسد: شاهزادگان در عزل و منصب هردو محترم و محفوظ اند، برخلاف ما که اگر خدای نخواسته امسال صدای عزل بلند شد، علاوه بر رسوائی و افتضاح، برای اغلب خطرجانی. . . هست. 29

درمورد صدارت نیز وضع کمابیش به همین منوال بود. ناصرالدین شاه رجالی را به صدارت بر می گزید که یکسره مدیون او باشند. امّا همان گونه که پیشتر اشاره شد اختیارات شاه در تعیین صدراعظم و یا عزل او و یا تفویض قدرت و اختیارات به او نامحدود نبود. حسین قلی خان درباره ی عزل مستوفی الممالک توضیح می دهد که چگونه عده ای که هرکدام به دلیلی از او آزردگی داشتند، در سفرعتبات برای خلع او از کار، اتفاق کردند. معیرالممالک دعوای ملکی با مستوفی داشت. حسام السلطنه رنجیده بود چون مستوفی می خواست حشمت الدوله را به جای او مامور حکومت کند. مجدالدوله هم حکومت اصفهان را می خواست، درصورتی که مستوفی حامی صاحب دیوان بود. علاوه براین عده ای بی کار بودند و مستوفی نمی خواست به آنها کاری ارجاع کند. میرزا سعیدخان، وزیر امورخارجه هم اخلال می کرد و با آنها متفق بود. از سوی دیگر میرزا حسین خان مشیرالدوله هم، که از بغداد همراه شاه شده بود، چون مکنون خاطرش ریاست کل دربار ایران بود، با این هیئت متحد شد. 30

همین جریان درمورد میرزا حسین خان مشیرالدوله، صدراعظم تکرار شد. برخی از درباریان، مانند معیّرالممالک، علاءالدوله و حسام السلطنه که از حکومت خراسان معزول شده بود، به قرآن قسمت خوردند که او را معزول کنند. معیّرالممالک پیغام فرستاد که. . . خرج سفر فرنگ شاه را پیشکش می کنم و صدراعظم را معزول خواهم کرد. علاءالدوله هم قول داده بود که با عضدالملک به شاه پیغام خواهند داد که بعد از آن چه با حسام السلطنه کرده بودند،ما را از نوکری مأیوس کرده است، دیگر نوکری نمی کنیم. 31 در طی سفر شاه این توطئه ها غلیظ تر شد و در مراجعت وی به عزل میرزاحسین خان انجامید.32

 پایگاه امین السلطان با پایگاه سایر صدر اعظم های شاه متفاوت بود زیرا تا اوایل سلطنت مظفرالدین شاه، با کمال اقتدار صدارت می کرد، بی آن که درباریان و دشمنان بتوانند او را از آن منصب برانند. علت شاید پیری و خستگی، یا به گفته ی امین الدوله، یأس شاه بود و یا زرنگی و هنر امین السلطان در استفاده از دسته بندی اطرافیان به سود خویش، چون ظاهراً هرکس را که لایق صدارت می دید از کنار شاه دور می کرد.33 این که امین السلطان و خانواده اش بسیاری از پست های درباری و دیوانی را قبضه کرده بودند نیز بر قدرتش می افزود و وی را در برابر توطئه ها ایمن می کرد. امین الدوله می نویسد که امین السلطان از همه نزد شاه بد می گفت و اسباب احتیاج شخصی ناصرالدین را به خود تکمیل می نمود. و اضافه می کند که شاه از بیم آنکه به راحت شخصی او خللی وارد آید قبول داشت.34 امین الدوله به تفصیل به تجزیه و تحلیل نحوه ای که امین السلطان نزد شاه نفوذ می یافت می پردازد. اعتمادالسلطنه نیز که با علی اصغرخان امین السلطان میانه ی خوبی نداشت، از زمانی که میرزا ابراهیم پدرش (امین السلطان اول) در1301(ه ق) فوت کرد، متوجه تقرب وی نزد شاه بود و چگونگی افزایش مقام و منزلتش راتوصیف کرده است. جالب آن که وی با وجود اکراه از این کار، بارها می نویسد که اجباراً به تملق امین السلطان پرداخته بود.35

امین السلطان دشمن کم نداشت، اما دشمنانش از زد و بند علیه او مدت ها طرفی نمی بستند. درسال 1311(ه ق) این دسته بندیها علیه صدراعظم شدت یافت. حسین قلی خان از دسته کاشی ها سخن می گوید که علیه صدراعظم متحد شده توطئه می کردند.36 هرچند که دراین زمان رابطه ی امین السلطان با شاه نیز به هم خورده بود،37 ولی فعالیت مخالفین او همچنان به جائی نمی رسید. شاه در گفتگویی با حسین قلی خان درد دل کرده بوده که اگر کسی می توانست جای او را بگیرد صدراعظم را عزل می کرد. حسین قلی خان دراین باره با امین الدوله هم عقیده بود که رجال سابق که استحقاق صدارت داشتند همه از بین رفته بودند.38 این گونه اخبار، از راه جاسوسان به امین السلطان نیز می رسید و بر دشمنی و لجاجتش می افزود. به همین علت نیز حسین قلی خان را متهم می کند که می خواهد خودش صدراعظم شود.39


رابطه شاهزادگان با شاه

این اوضاع و احوال شامل حال شاهزادگان نیز می شد و تأثیر آن را در زندگانی سیاسی حسام السلطنه به خوبی می توان دید. حسام السلطنه عموی شاه، از شاهزادگان مقتدر و کارآمد به شمار می آمد و از همین رو اغلب به نواحی آشوب زده اعزام می شد. درسال 1275 (ه.ق) به همین دلیل او را به حکومت فارس گماشتند، و سه سال بعد، به دلیل آشوب هایی که درخراسان روی داد، او را به آن ایالت فرستادند. در سال1281(ه.ق) حکومت او درخراسان به پایان رسید زیرا، به ادعای حسینقلی خان، میرزا محمدخان سپهسالار اعظم با او عداوت داشت. درسال بعد، هنگامی که به سبب تحریکات ظل السلطان فارس نا آرام شد، با وجود مخالفت صدراعظم، بار دیگر حسام السلطنه به آنجا فرستاده شد. درسال 1285(ه.ق) بار دیگر مأمور خراسان شد امّا سه سال بعد میرزا حسین خان مشیرالدوله او را معزول و به پرداخت جزای نقدی محکوم کرد.40

یکی دیگر از شاهزادگان مقتدر و پسر ارشد شاه، ظلالسلطان، که در جنوب ایران نفوذی فوق العاده داشت هنگامی که امین السلطان درسال 1305(ه.ق) به صدارت رسید مشاغلش را از دست داد. امّا، پس از چندی صدر اعظم که از ولیعهد ناراضی شده بود، حکومت برخی از ایالات را به ظل السلطان باز گرداند. محمدعلی غفاری دراین باره می نویسد: این وزیر زیاده از سی سال از عمرش نگذشته و یقین دارد بعد از اعلیحضرت خسرو صاحبقرانی حیات خواهد داشت. ناچار با ظل السلطان راهی می رود که حفظ او را بکند. . . هم او از قول امین السلطان می نویسد: پس از آن که من کار ظل السلطان را مغشوش و درجاتش را گرفتم، هم خود را واجد نمودم که با حضرت ولیعهد عهدی ببندم که بریدن نداشته باشد. . . قدری مأیوس شدم . . . 41

بغض و حسد بین سه پسر ارشد ناصرالدین شاه،42 ظل السلطان، ولیعهد و کامران میرزا، چنان بود که در خوارکردن یکدیگر می کوشیدند و از همین رو یکی از مسائل همیشگی درباریان حفظ رابطه با این سه شاهزاده بود آن چنان که دشمنی هیچ یک را برنیانگیزد. اعتمادالسلطنه، حسین قلی خان و امین الدوله مکرر به این مسئله اشاره کرده اند. حسین قلی می نویسد: اگر به اداره ظلالسلطان رفتم، باید در آتیه، خودم و خانواده ام از ولیعهد چشم بپوشم. 43 پیچیدگی این روابط در نکته ای که محمدعلی غفاری به میان آورده روشن می شود. وی می نویسد که شنیده بودصدیق الدوله (پیشکارآذربایجان که محمدعلی سخت با او دشمنی داشت) بابی است و باظل السلطان هم عهد شده که در خرابی ولیعهد بکوشد. ظاهراً عده ای برعلیه ولیعهد فعالیت می کردند، و حتی به او تهمت بی دینی زده بودند.44

محمدعلی غفاری توسط عمویش، فرخ خان امین الدوله، به دربار مظفرالدین میرزا فرستاده شده بود45به این هدف که خانواده غفاری در دربار آتیه ایران جای پایی داشته باشد. محمدعلی از سر سپردگان ولیعهد شده بود، ولی درآن دربار ترقی نکرد و حتی گاه برای امرار معاش در مضیقه بود و برای بهبود وضع خود دائم به زد و بند می پرداخت. از همین رو، اطلاعات و آگاهی هایی که از دربار تبریز به دست می دهد جالب توجه و شاید منحصر به فرد باشد.

مشکلات ولیعهد و درباریان تبریز از مشکلات شاه و درباریان تهران بیشتر بود، چون علاوه برمحظورات عادی و دائمی، می بایست جانب تهران را نیز در نظر داشته باشند، که خود مسائل را پیچیده تر می کرد. شاه می خواست بر کلیه ی امور تسلط داشته باشد و به پیشکار یا وزیری که برای ولیعهد تعیین می کرد اغلب قدرت و اختیاری بیش از اقتدار ولیعهد می داد و درنتیجه رابطه ولیعهد را با پیشکار مشکل می ساخت.46 گاه نیز بدخواهان به برهم زدن رابطه ی شاه و ولیعهد می کوشیدند.47 حتی چنین به نظر می رسد که شاه از تعریف و تمجید مظفرالدین میرزا چندان خشنود نمی شد.48 در واقع، امین الدوله و اعتمادالسلطنه هر دو اشاره دارند که رابطه شاه و ولیعهد برسرمسئله ی کردستان به سردی گرائیده و شاه به او اجازه نداده بود مدتی به آذربایجان مراجعت کند.49 علاوه براین قبیل مشکلات، بنا به گفته ی محمدعلی غفاری، مشکلات مالی ولیعهد همه را از او مأیوس کرده بود. به خصوص زمانی که مغضوب شده بود و پیشکارش، امیر نظام (علاءالدوله)، همه کاره بود کسی به ولیعهد اعتنا نمی کرد. از همین روست که محمدعلی مصمم شد، با انتقاد از امیرنظام و نوشتن عریضه به ولیعهد، یکی از درباریان صدیق الدوله را به پیشکاری برساند50 سرانجام، پس از فوت امیر نظام، صدیق الدوله به پیشکاری انتخاب شد ولی دیری نپایید که محمدعلی بنای بدگوئی از او را گذاشت و همه ی خرابی آذربایجان را به او نسبت داد.51 پس از آن که، در سال 1302 (ه ق) صدیق الدوله معزول شد و حسن علی خان گروسی به مقام پیشکاری رسید، محمدعلی نتوانست با او نیز رابطه ای نزدیک برقرار سازد و درنتیجه به عیب جویی پرداخت.52 با این همه، هیچ یک از این دسایس و خرده گیری ها به نفع او تمام نشد.


ارتباطات خانوادگی و نقش زنان در رقابت های درباری


ارتباط های خانوادگی و وصلت های گوناگون میان شاهزادگان و رجال از عوامل مهم ایجاد شبکه های قدرت بود و در زندگانی سیاسی آنها نقش مهمی داشت. به عنوان مثال، اولادسلطان مراد میرزا حسام السلطنه یا فرهاد میرزا معتمدالدوله با خود شاه و با کامران میرزا وصلت کردند و حسام السلطنه از این راه به قدرت فراوان رسید. دختر کامران میرزا، ملکه جهان، نیز به عقد پسر ولیعهد، اعتضادالسلطنه (محمدعلی شاه بعدی) درآمد. هم چنین، عبدالحسین میرزا فرمانفرما دختر مظفرالدین میرزا را گرفت و خواهرش با ولیعهد وصلت کرد و در اوایل سلطنت مظفرالدین شاه نفوذ بسیاری یافت. البته این گونه وصلت ها نیز ادامه قدرت و نفوذ کسی را تضمین نمی کرد چنان که فرمانفرما، از سر سعایت دشمنان، چندین سال به عتبات تبعید گردید و حسام السلطنه توسط میرزاحسین خان مشیرالدوله معزول شد.

همین وضع درمورد رجال دیگر نیز صدق می کرد. میرزا یحیی خان معتمدالملک برادر میرزاحسین خان مشیرالدوله صدر اعظم، عزت الدوله خواهر ناصرالدین شاه را به همسری گرفت و از آن راه ترقی کرد. عزت الدوله به نوبه خود یکی ازپسرانش،عین الملک،را به دامادی رکن الدوله برادر شاه رساند و کوشید که دختر ولیعهدرابه ازدواج پسردیگرش درآورد.53 ازدواج پسر امین الدوله، میرزامحسن خان، با دختر مظفرالدین شاه نیز از وصلت های پرسروصدایی بود که اغلب معاصرین به آن اشاره کرده اند.54 اهمیت و ارزش این گونه وصلت ها به قدری بود که دختران و پسران گاه درسنین خیلی پایین ازدواج می کردند. اعتمادالسلطنه دراین باره می نویسد: شیرینی خوران زرین کلاه خانم دختر ولیعهد است به جهت مرتضی قلی خان، پسر مخبرالدوله. . . این خانم ده سال دارد. مخبرالدوله انشاءالّه درسلطنت ولیعهد به واسطه این وصلت وزیرعلوم خواهد شد. 55 اعتمادالسلطنه نه تنها اطلاعات دقیق و مفصلی از ازدواج های درباریان و شاهزاده ها می دهد که خالی از اهمیت نیست چون روابط خانوادگی رجال را روشن می کند، بلکه به زندگانی بعضی از زنان درباری و دخالت های آنها در امور نیز توجه ای خاص دارد.

 شخص دیگری که دریادداشت های خود اززندگانی خصوصی ناصرالدین شاه در باره برخی از زنان درباری نسبتاً به تفصیل سخن گفته، معیّرالممالک است.56 به جز این مورد کمتر از زنان صحبت شده است، و فقط گاه اتفاق می افتد که در لابلای خاطرات رجال لحظه ای پرده کنار می رود و زنان بی هویت و بی صدا دیده و شنیده می شوند و این واقعیت آشکار می شود که در میان زنان صامت و گوشه نشین بوده اند زنان با نفوذی که گاه درسیاست دخالت می کردند و منشاء اثری می شدند. نقش مهد علیا مادر ناصرالدین شاه در ماجرای صدارت و قتل امیرکبیر معروف تر از آن است که نیازی به تکرار داشته باشد. همچنین ازدواج های سیاسی دختر مهدعلیا، عزت الدوله همسر امیرکبیر، که بعد از قتل او به عقد پسر میرزا آقاخان نوری صدر اعظم درآمد، شناخته شده است. این زن پس ازعزل نوری از صدارت ازاو طلاق گرفت و با عضدالدوله ازدواج کرد. شوهر چهارمش معتمدالملک بود. بنا به گفته ی حسین قلی خان نظام السلطنه، درحکومت فارس معتمدالملک، در سال 1292(ه ق)، عزت الدوله دست اندرکار تقویت وضع و موقعیت شوهرش بود.57

در جامعه ای که برای زنان ارزش چندانی قائل نمی شدند یکی از علل دخالت زنان در امور دستیابی به قدرت، نفوذ، امنیت و ثروت بود و به همین جهت نیز آنان نیز چون مردان به زدو بند و توطئه و اعمال نفوذ در امور سیاسی می پرداختند. دسته بندی های درباریان حتی به داخل اندرون شاه نیز سرایت می کرد، چنان چه اعتمادالسلطنه می نویسد که امین اقدس مخلص الخاص صدر اعظم بود که می خواست پس از مرگ او نیز دستگاه او را دست نخورده نگه بدارد، نایب السلطنه می خواست اغول بیگه را رییس خلوت اندرون کند. سپس اضافه می کند که در معنی انیس الدوله و اغول بیگه و باغبان باشی (یکی دیگر از صیغه های شاه) درمیان نیست، صدراعظم است و نایب السلطنه. 58

زنان در عزل و نصب حُکّام و اعطای لقب و مقام نیز گاه بی تأثیر نبودند. نقش امین اقدس در عزل میرزا حسین خان مشیرالدوله را باید نمونه ای از این تأثیر دانست. رجال نیز که در تکاپوی پست و مقام بودند و یا با مشکلاتی رو برو می شدند، به وسیله انواع واسطه ها بازنان پُر نفوذ درباری تماس می گرفتند،59 و احتمالاً هدایایی نیز دراین بین رد و بدل می شد.

 اعتماد السلطنه بارها به وضع زنان در بار شاه اشاره کرده است. این زنان در سنین پایین-و گاه خیلی پایین- ازدواج می کردند و اغلب بی سواد بودند و به یکدیگر حسادت و عداوت می ورزیدند. اعتماد السلطنه که از شرایط دربار و زندگی درباریان انتقاد می کند، از زنان دربار نیز سخت شاکی است. امّا باید توجه داشت که جامعه ی آن روز ایران، به علت ارتباط روزافزون ایران با خارج و تماس باخارجیان، درحال تحول بود. برخی از زنان درباری نیز با زنان خارجی رفت و آمد داشتند و دراین دگرگونی بی تأثیر نبودند. شاید آن چه اعتمادالسلطنه "هرزگی" و "پرروئی" زنان می شمرد تجلی همین تحرک و دگرگونی ها در طبقه ی بالای جامعه بود. تاج السلطنه، دختر ناصرالدین شاه، را -که تنها زنی است که دراین دوران به نوشتن خاطرات خود مبادرت ورزیده- باید نمونه و پیامد این تغییر و تحوّل دانست.


 داد و ستد مناصب برای تثبیت و افزایش قدرت

دراین دوران فروش مناصب و مشاغل برای شاه و دولت منبع درآمد شده بود و در نتیجه دستیابی به هر شغل، نیاز به رقابت شدید، زد و بندهای زودگذر و متغیّر و، ارتباطات غیر رسمی و حساب شده داشت. حمایت شاه حیثیت می بخشید، خشم او موجب تبعید، طرد اجتماعی و ضررهای مالی می گشت. هیچ کس، حتی شاهزادگان درجه اول از امنیت شغلی برخوردار نبودند. این تزلزل، خود موجب تشویش دائم رجال، دسیسه های پشت پرده، تغییر مواضع و بند و بست هایی می شد که درآن زنان نیز نقش مؤثری داشتند. این نوع روابط، بر اصول استوار نبود و هرلحظه تغییرجهت می یافت و لاجرم به نابسامانی امور می انجامید و سدی در برابر اغلب اصلاحات و اقدامات سودمند و ضروری بود. بسیار اتفاق می افتاد که رجال در خنثی ساختن کارهای یکدیگر می کوشیدند که از آن نمونه های بسیار در خاطرات این دوره منعکس است.

پیشرفت در بوروکراسی قاجار مستلزم ارتباطات خانوادگی، یا مزایای موروثی و یا وابستگی به رجال و شاهزادگان پُرنفوذ و حمایت آنها بود. درواقع، سلسله مراتب قدرت نقش اساسی درموقعیت اجتماعی افراد داشت. رسیدن به پست و مقام حاصل دادو ستدهای گوناگون بود و منوط به پرداخت پول و رشوه و پیشکش و هدیه. مستخدمین رجال درباری نیز از این قاعده مستثنی نبودند. دستیابی به مهم ترین پست های حکومتی در ولایات هم مستلزم داشتن همین گونه روابط بود. حتّی حُکّام موفق و کارآمد هم- مانند حسین قلی خان در حکومت عربستان (خوزستان)- نه تنها هیچ گونه تأمینی برای ادامه کار نداشتند، بلکه دیریا زود معزول می شدند. چه، یا مقام آنان به خریدار تازه ای فروخته می شد یا موفقیت و اقتدار آنان شاه، صدراعظم یا دیگر رجال را بیمناک و بدگمان می کرد. دراین میان اگر اهل محل پی می بردند که حاکمی از حمایت دربار و دولت محروم شده است، توطئه ها آغاز می شد و اداره ی امور مختل می گشت. حسین قلی خان دراین باره می نویسد: وضع هذه السنه عربستان ابداً برای من پیشرفت ندارد. این حالت جواب مطالب که از ده فقره عرض من چهار فقره را جواب می نویسند آن هم باطفره وغیرمساعد. . . 60وحدس می زد که: علی الحساب طول مدت توقف من از حد اعتدال، بلکه از قانون عقلی تجاوز کرده است، قدری هم به واسطه امتداد توقف بی نظمی و اغتشاش حاصل شده است. 61 همان طور که شاه نمی گذاشت رابطه اش با رجال یکسره قطع شود، امین السلطان نیز جانب احتیاط و ملاحظه را از دست نمی داد، چنان که وقتی نظام السلطنه را از عربستان معزول کرد، او را چندی مأمور بنادر نمود.

 حسین قلی خان پس از مدت کوتاهی حکومت در بنادر به تهران مراجعت کرد. در آن زمان فارس درحال شورش بود و امین السلطان درحال تمارض. حسین قلی خان توضیح می دهد که امین الملک برادر صدر اعظم با او دشمنی داشت و خاطر امین السلطان را . . . از من مشوب و مکدر کرد. 62 ظاهراً امین السلطان از رابطه ی شاه با حسین قلی خان نیز ناخرسند بود. بنابراین، هنگامی که حسین قلی خان داوطلب حکومت فارس شد، و شاه هم موافق بود، صدراعظم مخالفت می کرد. سر انجام به اصرار شاه او را در سال 1310ه ق) به فارس فرستادند. اما حکومت وی با مشکلات بسیار مواجه شد63به ویژه از آن جا که رکن الدوله برادر شاه، و حاکم سابق، نه تنها شیراز را ترک نمی کرد بلکه مخفیانه به تحریکاتی دست می زد و آشوب به راه می انداخت. درسال 1311(ه ق) حسین قلی خان آگاه شد که عدهای از جمله ظل السلطان، رکن الدوله، قوام الدوله و امین الدوله، درتهران به توطئه علیه اومشغولند. دیری نپایید که حسین قلی خان معزول و رکن الدوله مجدداً به حکومت فارس منصوب گردید.64

حسین قلی خان در زندگانی پُرتلاطم خود شاهد بسیاری از این گونه دسایس و زد و بندهایی بود که هربار مانع کارهای عمرانی و اصلاحی او می گردید.65 از همین رو، به مرور زمان، انتقادات وی از اوضاع بیشتر شد. نظر او نسبت به دسته بندی های درباریان، که خود او نیز درآن سهمی داشت، منتقدانه است. امّا برخلاف اعتمادالسلطنه و امین الدوله، حسین قلی خان ناصرالدین شاه را چندان مورد انتقاد قرار نمی دهد، بلکه مسئولیت اوضاع نا بسامان را برعهده ی امین السلطان، که او را جلف و جوان می داند، می اندازد. با این همه، در دوره ی سلطنت مظفرالدین شاه و سپس محمدعلی شاه انتقاد او مستقیماً متوجه شخص شاه گردید.

 درآغاز سلطنت مظفرالدین شاه برخی از دشمنان صدراعظم با گروه درباریان جدید، که همراه شاه، به سودای جاه و مقام، از تبریز به تهران آمده بودند، همعهد شدند و دسیسه ها را آغاز کردند. حسین قلی خان می نویسد: کار رجال دولت، دسته بندی و مخالفت با یکدیگر بود. از اول جلوس این شاه، تمام معاریف دولتی به دودسته منشعب بودند،66 و سپس یکایک را نام می برد.67 حسین قلی خان نیز بنا به گفته ی خودش دراین زمان در صدد بود علما را به صدارت امین الدوله راضی کند. به ادعای او معین الملک، پسر امین الدوله، هم اغلب شب ها در منازل مختلف، مشغول تهیه کار بود و حضرت علیا هم که مادر زنش بود، در اندرون توسط می کرد. هفته ای دوشب نزد من می آمد و راپرت می داد. از سوی دیگر، حسین قلی خان نه تنها از امین السلطان نبریده بود، بلکه بنا به نوشته ی خودش جز با امین السلطان با احدی راه نداشتم و فقط هفته ی دو سه دفعه پارک امین السلطان می رفتم. 68

با عزل امین السلطان، امین الدوله به صدارت رسید درحالی که خود امین الدوله در خاطراتش تظاهر می کند که او را به تقبل خدمت مجبور کرده بودند و می نویسد: شاه امین الدوله را فریفت و از دم گرم به دام افتاد، او را وزیراعظم گفتند. 69

دیری نپایید که دسته بندی هاعلیه این صدر اعظم نیز آغاز گردید. حسینقلی خان، که به اعتراف خودش از محرکین اساسی این دسته بندی ها بود، به تفصیل آن ها را تشریح کرده و به ویژه به تغییر پیوسته ی موضع توطئه گران پرداخته است. از چهره های برجسته دراین جریان عین الدوله و فرمانفرما دامادهای شاه بودند. حکیم الملک، امیربهادر و نصرالسلطنه نوکران قدیمی شاه نیز درهمه توطئه ها دست داشتند. گروهی هوادار امین السلطان بودند، مانند مُلک آرا. رکن الدوله هم طرف شور بود. محمدعلی میرزا ولیعهد نیز دراین زد و بندها سهمی داشت. بعضی از وزراء و رجال سابق نیز مانند نظام الملک، مشیرالدوله، مخبرالدوله، امین الدوله، صنیع الدوله و مستوفی الممالک مدام به دسته بندی های مختلف می پیوستند و یا از آن ها می بریدند. نظام السلطنه نیز در همه امور دخالت داشت، و عده ای براین باور بودند که داعیه صدارت دارد.70

قسم خوردن وزرائی که ظاهراً نمی خواستند امین السلطان مجدداً به صدارت برسد از رویدادهای جالب این دوران بود. اینان درحضور شاه به قرآن قسم خوردندکه : درکار دولتی تا خیانت فاحشی ثابت از ماها نبیند، تغییری ندهد. شاه نیز به نوبه ی خود سوگند می خورَد. امّا پس از مراجعت امین السلطان از قم، وقتی حسین قلی خان متوجه شد که میل شاه به صدارت مجدد امین السلطان است، او را به شاه پیشنهاد کرد، و این گروه از هم پاشید.71 امین السلطان نیز، یقیناً برای دور کردن حسین قلی خان از تهران، او را به پیشکاری ولیعهد محمدعلی میرزا که به قول حسین قلی خان هزار شیطان را فریب می داد فرستاد.72

خاطرات حسین قلی خان تاسال (1321هق)، که بار دیگر امین السلطان از صدارت برکنار می شود، ادامه دارد. در طی آن سال ها نیز مسائل حکومتی برهمان منوال جریان داشت. جالب توجه آن است که درآستانه انقلاب مشروطه، رجال و درباریان برپایه ی هدف ها، رقابت ها و دشمنی های شخصی به نیروهائی متوسل شدند که در نهایت از عوامل تسریع و تشدید نارضایتی ها و انقلاب بودند. به عنوان نمونه، حسین قلی خان می نویسد که عین الدوله که حاکم تهران بود، ملاها را برضد اتابک (امین السلطان) تحریک کرد. . . و حاجی اسدخان، پسرعمه عین الدوله، آدم فرستادعلمای کربلا را به مخالفت شورانید. مسیو نوز را هم یکی از وسایل قرار دادند.73 برانگیختن توده ها بی سابقه نبود و نمونه هایی از آن را در خاطرات گوناگون می توان دید. امّا آشکارا در آستانه ی انقلاب مشروطه درباریان و رجال به دگرگونی های زمان آگاه نبودند و گمان نمی بردند که تحریک مردمان بر پایه ی رقابت ها و دشمنی های شخصی عواقبی چنین نامنتظره خواهد داشت.


نتیجه گیری

 درجوامع سنتی که اساس قدرت بر پایه روابط شخصی قرار دارد خاطرات رجال سیاسی از اهمیت به سزائی برخوردار است و از ابزار شناخت ماهیت حکومت در ابعاد و سطوح گوناگون آن به شمار می آید. ارزش خاطرات رجال قاجار نیز در این است که از یک سو زیربنای روابط اجتماعی-سیاسی آن دوران را روشن می کنند، و نشان می دهند که گردش امور برچه منوال بوده است، و از سوی دیگر به تشریح شبکه های قدرتی می پردازند که در اطراف شاه و شاهزادگان، رجال و درباریانی مانند امین السلطان، کامران میرزا و ظل السلطان، به گونه ای سیّال و متغیّر، ایجاد می شدند و منشاء رویدادهای مختلف بودند. افزون برآن، ارزش این خاطرات در آن است که خواننده را به درک روحیات و خلقیات رجال دوران قاجار یاری می دهند. بررسی خلقیات رجال از مبانی تاریخنگاری روانی (psychohistory)است که در تاریخنگاری این دوران ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته.

 برخی از این خاطرات به ظاهر حاوی مطالب پرمعنایی نیستند. به عنوان مثال، نویسنده گاه تنها دیدارهای مکرر و بی اهمیت خود با دیگران را به میان آورده است، بی آن که به مطالب موردگفتگو اشاره کند. در مواردی، نویسنده از آن رو به نوشتن خاطرات پرداخته که باب روز بوده امّا تنها به آوردن جزئیات زندگی روزمرّه خود در آن اکتفا کرده است. گاه نویسنده خاطرات به سبب محظوراتی قادر به افشای مطالب و رویدادهایی نبوده و یا خاطرات خود را به قصدغرض ورزی و دشمنی با دیگران یا برای تطهیر خود نوشته است. امّا انگیزه و هدف هرچه بوده، این خاطرات گوشه هایی از اوضاع و احوال زمانه، روابط شخصی و خانوادگی، آمال و اعتقادات و تعصبات کسانی را که در تعیین سرنوشت ایران مؤثر بودهاند روشن می کنند.

------------------------------------------------

پانوشت ها:


1. علاوه بر خاطرات میرزا قهرمان امین لشکر که یک جلد سفرنامه خراسان وی اخیراً چاپ شده است، مکاتبات خصوصی او، شامل نامه های متعددی به رجال معاصر و شاه هنوز منتشر نشده است. میرزا قهرمان امین لشکر، روزنامه سفرخراسان به همراهی ناصرالدین شاه به کوشش ایرج افشار، محمد رسول دریاگشت، تهران 1374.

2. قسمتی از خاطرات ناصرالدین شاه که در اصل بسیار مفصل است، مربوط به سال های 1306 و 1307 (ه. ق) اخیراً منتشر شده است. این سفرنامه دراصل در سه مجلد بوده که خود شاه هرکدام را "کتاب" ذکر کرده است: ناصرالدین شاه، روزنامه خاطرات در سفر سوم فرنگستان، به کوشش محمد اسماعیل رضوانی، 3 جلد، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، 1373. اطلاعاتی که از شخصیت ناصرالدین شاه و نگرش او نسبت به زندگانی از این خاطرات به دست می آید بسیار ارزنده و جالب است همچنان که توجه وی نسبت به درباریان که گاه به طنز درباره آنها اظهار نظر می کند. وی حتی به لباس درباریان توجه داشته چنانکه درباره ناصرالملک می نویسد: جبه ترمه سفید پوشیده بود، و چند نشان روی جبه زده بود، کلاه کوتاهی سرش گذاشته، رنگ و روی پریده، خیلی وضع مضحکی داشت که آدم از خنده می مرد. همان، ج 3، ص 399.

3. عباس میرزا ملک آرا، برادر کوچک ناصرالدین شاه بود که در طفولیت موجب سوءظن شاه قرار گرفت و در سال 1268(هق) به عراق تبعید شد، و مدت 27 سال خارج از ایران به سر برد. خاطرات ملک آرا حاوی انتقادات شدید از شاه و اطرافیان او است و بنابراین باید با نظر احتیاط به آن نگریست. مثلاً می نویسد که میرزا حسین خان مشیرالدوله، چندین بار از شاه نزد او بد گفته بود که بعید به نظر می رسد. یا می نویسد که به او گفته بود: تو نمی دانی که این چقدر حرامزاده است، یک صفت شاه مرحوم را ندارد. . . و یک کلمه حرف راست نمی گوید و با هیچ کس خوب نیست. ن. ک. به: عباس میرزا ملک آراء، شرح حال به کوشش عبدالحسین نوائی، تهران 1353، ص124.

4. خاطرات بهمن میرزا بهاءالدوله هنوز منتشر نشده است.

5. عزالدوله برادر ناصرالدین شاه صاحب سفرنامه ایست که در دست چاپ است. یک جلد از خاطرات پسرش عین السلطنه نیز تاکنون منتشر شده، ولی خاطرات پسر دیگرش عمادالسلطنه که به همان تفصیل است و مانند او از کودکی شروع شده، هنوز انتشار نیافته است. قهرمان میرزا عین السلطنه، روزنامه خاطرات، جلداوّل روزگار پادشاهی ناصرالدین شاه،، به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران، 1374.

6. میرزا طاهر بصیرالملک شیبانی، روزنامه خاطرات، 1306-1301، در روزگار پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار، به کوشش ایرج افشار و محمد رسول دریاگشت، تهران 1374. بصیرالملک بوروکراتی حرف های بود که در خاطراتش بیشتر به مشغله روزانه خود پرداخته تا به زد و بندهای درباریان.

7. خاطرات حسین قلی خان نظام السلطنه در 1275 (ه ق) آغاز و تاسال 1321(ه ق) ادامه دارد. این خاطرات از نظر شناخت روابط درباریان و نحوه ی تصمیم گیری و شبکه های قدرت، نسبت به سایر خاطرات، دارای مطالب بیشتری است. حسین قلی خان اکثراً ریشه وقایع را جستجو می کند، و به علاوه دارای هوش و ذکاوت سرشار است، مضافاً که بسیاری اوقات خودش دراین زد و بندها نیز دست داشته است. علاوه برخاطرات، مکاتبات حسین قلی خان نظام السلطنه، اکثراً با برادر زاده اش رضاقلی خان (نظام السلطنه بعدی)، همراه خاطرات منتشر شده است. این مکاتبات، از 1306(هق) آغاز و تا سال 1326(هق) ادامه دارد، و تأییدی بر درستی گفته های او است و نیزقسمتی از زندگانی اوراکه درخاطرات نیامده دربرمی گیرد. حسین قلی خان مافی (نظام السلطنه)، خاطرات و اسناد، 3 جلد، به کوشش معصومه مافی، منصوره اتحادیه (مافی)، سیروس سعدوندیان، حمید رام پیشه، تهران، چاپ دوم، 1361.

8. غفّاری، محمدعلی، خاطرات و اسناد محمدعلی غفّاری، نایب اول پیشخدمت باشی، (تاریخ غفاری)، به کوشش منصوره اتحادیه، سیروس سعدوندیان، تهران، 1361. جلد دوم این کتاب توسط آقای عباس زارعی در دست چاپ است.

9. اعتمادالسلطنه داستان جالب توجهی دارد به این مضمون که وقتی با ظل السلطان صحبت می کرده، ناگهان شاهزاده پشتش را به او می کند: دیدم امین السلطان می آید و شاهزاده محض تملق به ایشان، چون بی اخلاصی مرا با او می داند قطع حرکت کردند. . . هم چنین می نویسد که یک روز شاه با نایب السلطنه و سپس با امین السلطان خلوت می کند. سپس می افزاید: نایب السلطنه خیلی بشاشت داشت. اما امین السلطان رنگ ورویی نداشت. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، صص 611 و 487.

10. البته روابط این دو با همدیگر همیشه دوستانه نبود. مثلاً امین الدوله از اعتماد السلطنه در خاطراتش بد می نویسد. گفته هاشان هم گاه ضد و نقیض است، چنانچه حسین قلی خان می نویسد امین الدوله دنبال صدارت بود در حالی که امین الدوله می نویسد شاه او را وادار کردصدارت را قبول کند.

11. خاطرات و اسناد حسین قلی خان نظام السلطنه، جلد1، ص 25.

12. میرزا علی خان امین الدوله، خاطرات سیاسی، به کوشش حافظ فرمانفرمائیان، تهران، 1341. ص 6؛ مجدالملک سینکی، رساله مجدیه، تهران، 1287 ه.ق.

13. خاطرات و اسناد محمدعلی غفاری، ص 226،12.

14. همان، ص 305.

15. میرزاعلی خان امین الدوله زمانی که در دوره سلطنت مظفرالدین شاه به صدارت می رسد، شاه را از دخالت درباریان در امور دولت بر حذر می کند و می گوید کهدرعهد شاه شهید کدام یک از اجزای دربارش قدرت داشتند تا درکار دولت دخالت کنند؟ امّا این گفته او درست نیست و بیشتر امکان دارد امین الدوله به خاطر بدگویی از دشمنانش این مساله را پیش کشیده باشد. خاطرات امین الدوله، صص 226-225.

16. در واقع باید دوره صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر، سپس میرزاحسینخان مشیرالدوله را از این قاعده کلی مستثناء کرد، چون این دو شخص برنامه هایی برای حکومت خود داشتند، که البته به جایی نرسید.

17. خاطرات سیاسی امین الدوله، صص 20 و 33.

18. شاه مایل نبود هیچ یک از صدراعظم های وی زیاد مقتدر گردند و از همین رو چندبار کوشید شخصاً امور را در دست گیرد ولی موفق نشد. درواقع، علی رغم میل شاه به مرور بر قدرت صدر اعظم های او افزوده می شد. در این باره ن. ک. به:
 

Shaul Bakhash, Monarchy, Bureaucracy and Reform under the Qajars, Ithaca Press, 1974. Passim.
 


19. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص 496.

20. روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه، کتاب 3، ص 332.

21. همان، ص 335.

22. خاطرات سیاسی امین الدوله، ص 127.

23. خاطرات و اسناد حسین قلی خان، جلد 1، ص 175.

24. امین لشکر، روزنامه سفر خراسان میرزا قهرمان صص 182،178،172.

25. منصوره اتحادیه (نظام مافی)، ناصرالدین شاه و امور آذربایجان 1310-1278ه.ق در مجموعه سخنرانی های هفتمین کنگره تحقیقات ایرانی، تهران، 1353 جلد 3، به کوشش محمد رسول دریاگشت، صص 451-464 و خاطرات سیاسی امین الدوله، ص 27.

26. روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، ص 487.

27. منصوره اتحادیه، ناصرالدین شاه و امور آذربایجان، ص 459.

28. خاطرات و اسناد حسین قلی خان، جلد 1، ص 65.

29. همان، جلد 2، ص 49.

30. همان، جلد 1، صص 46-47.

31. همان جلد 1، ص 59.

32. ن. ک. به: Bakhash, op. cit., PP.611-511 همچنین ن. ک. به: فریدون آدمیت، اندیشه ترقی و حکومت قانون، تهران، 1351.

33. خاطرات سیاسی امین الدوله، صص 130 و 180؛ خاطرات و اسناد حسین قلی خان، جلد1، ص229.

34. خاطرات سیاسی امین الدوله، صص 117-118.

35. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، صص 467، 462، 543، 572، 516.

36. خاطرات و اسناد حسین قلی خان، صص 119،176.

37. همان، ص 205.

38. همان، ص 228، خاطرات سیاسی امین الدوله، صص 119،176.

39. خاطرات و اسناد حسین قلی خان، جلد1، ص 205.

40. همان، جلد 1، صص 32، 41، 42، 47، 58.

41. خاطرات و اسناد محمدعلی غفاری، ص 311.

42. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص 167، 479.

43. خاطرات و اسناد حسین قلی خان، جلد1، ص 201.

44. خاطرات و اسناد محمدعلی غفاری، ص 311.

45. شرح مسافرت فرخ خان امین الدوله، عموی محمدعلی غفاری به پاریس در سال 1273(ه ق) توسط منشی او، حسین ابن عبدالله سرابی نوشته شده است: حسین ابن عبدالله سرابی، مخزن الوقایع، به کوشش کریم اصفهانیان، قدرت الله روشنی زعفرانلو، تهران 1344.

46. منصوره اتحادیه، ناصرالدین شاه و امور آذربایجان.

47. خاطرات سیاسی امین الدوله، ص 191.

48. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص 417.

49. همان،ص176،163 و خاطرات سیاسی امین الدوله، صص 190،83-84.

50. خاطرات و اسناد محمدعلی غفاری، ص 87-90.

51. همان، ص 149.

52. همان، صص 250-7، 224-5.

53. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، صص 410 و 722.

54. امین الدوله دختر را برای پسرش معین الملک خواستگاری کرده بود. شرط وصلت این بود که داماد زن قبلی اش، دختر میرزامحسن خان مشیرالدوله، را طلاق دهد. این مسئله موجب دشمنی بین مشیرالدوله و امین الملک شد و در رابطه آنها در دربار تأثیر بسیار گذاشت. مهدی قلی هدایت (مخبرالسلطنه)، خاطرات و خطرات، تهران 1344، ص 106.

55. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، صص 176 و 259.

56. دوست علی خان معیرالممالک، یادداشت هائی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران، چاپ سوم، 1372.

57. خاطرات و اسناد حسین قلی خان، جلد 1، صص 73-78.

58. روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، ص 1107.

59. حسین قلی خان نظام السلطنه می نویسد که چگونه نوش آفرین را که مورد توجه امین اقدس بود، نزد او واسطه کرده که پیغامی به شاه برساند. خاطرات و اسناد، جلد1، ص 114.

60. همان، جلد 2، ص 398.

61. همان، جلد 2، ص 391.

62. همان، جلد 1، ص 176.

63. همان، جلد 1، صص 180-189.

64. همان، جلد 1، ص 193.

65. بخاش نیز به تفصیل به این مسأله، در رابطه با اصلاحات اداری در دوره میرزاحسن خان و امین السلطان، اشاره دارد. مسئله دیگری نیز که بخاش کمابیش مطرح می کند دخالت خارجی است در این دسته بندی ها که ما در این جا به آن نپرداخته ایم. Shaul Bakhash, op. cit., passim.

66. خاطرات و اسنادحسین قلی خان،صص229-230 وخاطرات سیاسی امین الدوله،صص227-232.

67. همان، حسین قلی خان در این باره می نویسد که: برخلاف شیوه و سیره خود در طرز نگارش و رعایت تقدس قلم، به این کار دست می زند برای ذکر حقیقت و عبرت و تنبیه آیندگان. همان، جلد 1، ص 233.

68. همان، جلد1، ص 307 و 298.

69. خاطرات سیاسی امین الدوله، ص 240.

70. خاطرات و اسناد حسین قلی خان، جلد 1، صص 238-249.

71. همان، جلد 1، ص 252.

72. همان، جلد 1، ص 276.

73. همان، جلد 1، صص 113-312

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر