گردشگری/ تاریخی/ جاذبه های گردشگری/خاطرات/حوادث و رویدادها

توصیه بهروز فروتن ( بانی صنایع غذایی بهروز )

توصیه بهروز فروتن به مصرف‌کنندگان چیست؟
نه کم‌مصرف کنید، نه زیاد، نه کم بخرید نه زیاد! بلکه می‌گویم که دانش استفاده از مصرف را به دست آورید، اگر بگوییم که کم بخرید، ولع پیدا می‌کنید و اگر گفته شود که زیاد بخرید، هیجان‌زده می‌شوید، ولی باید دانش استفاده از کالا را داشته باشید و به اندازه خرید کنید. این دانش باید در تمامی مشاغل و سطوح وجود داشته باشد، در قلم، در گفتار، در خرید، در روابط زناشویی، در کارمندی، در مدیریت و به طور کلی در همه سیستم‌ها و اگر این دانش توسط افراد به خوبی به دست آید، جامعه بدون زیان و ناهنجاری پیش خواهد رفت و ارتباطات عاطفی به درستی برقرار خواهد شد، برای مثال ما سه برابر سهم جهانی دارو مصرف می‌کنیم، چهار برابر سهم جهانی، نوشابه، شش برابر سهم جهانی، بنزین استفاده می‌کنیم، اما در مقابل یک‌سوم سهم جهانی لبنیات، سبزیجات و آن چیزی را که باید استفاده کنیم را به مصرف می‌رسانیم، پس اگر دانش داشته باشیم، هزینه کمتری خواهیم پرداخت، به آرامش بیشتری خواهیم رسید، در پایان نیز باید بگویم که همه شما را دوست دارم، ایران‌زمین پر از موفقیت است، به شرط آنکه من و تو ایران را دوست داشته باشیم‌.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

پیام بیژن پاکزاد

"بیژن پاکزاد" موفق‌ترین فروشنده ایرانی

برای ایرانیانی که علاقه مندند، مانند تو در دریای ثروت شنا کنند، چه پیامی داری ؟

بیژن: اول باید لیاقت و شایستگی حفظ، نگهداری و احترام گذاشتن به ثروت را در خود ایجاد نمایید. پول و به تبع آن خریداران پولدار، وطن و ملیت خاصی ندارند. ثروت باعث می‌شود که آنها به راحتی به امن‌ترین، مطمئن‌ترین و آرام‌ترین نقطه کره‌زمین کوچ کنند. بنابراین اگر به پول بی‌احترامی کنید، برای آن خط و نشان بکشید، شرط و شروط برایش تعیین کنید، به پول توهین کنید و آن را در جای نامناسب و برای خرید آشغال خرج کنید، خب طبیعی است که با اینکار بی‌لیاقتی خود را درحفظ پول ثابت نموده و پول و ثروت سراغ شما نمی‌آید! نباید هم بیاید. اصلاً چرا باید ثروت سراغ کسی برود که قصد نابودی‌اش را دارد! کدام پدیده عالم را سراغ دارید چنین باشد که پول دومی‌اش باشد؟

آدم‌های پولدار دوست ندارند همه ثروتشان را صرف کمک به دیگران کنند. خیلی از آنها مایلند با ثروتی که به دست آورده‌اند، از زندگی لذت ببرند. آنها می‌خواهند با ثروت خود بهترین‌ها را بخرند. بهترین احترام را دریافت کنند. با مودب‌ترین یا تمیزترین و با تیزهوش‌ترین انسان‌ها دم‌خور باشند. خوب طبیعی است اینجا همان جایی است که "بیژن" ‌و همه آدمهایی که علاقه‌مندند مانند او در دریای ثزوت شنا کنند، وارد عمل شوند.

به خاطر دارم روزی یکی از میلیونرهای آفریقایی برای خرید به قصر فروشگاهی من در نیویورک آمد. او در فضای آرام و دلنشینی که من، حساب شده در تمام فروشگاه ایجاد کرده‌ام، قدم زد و با شوق وصف‌ناپذیری اجناس داخل فروشگاه را بازدید نمود. ناگهان حالش به هم خورد وروی پله‌ها و فرش‌های نفیس استفراغ کرد. خدمتکاران وکارکنان فروشگاه بلافاصله چهره درهم کشیدند و خواستند واکنش نشان دهند که با نگاهی سریع به همه آنها گفتم که حق ندارند چنین کنند. وقتی بازدید تمام شد و آن میلیونر با یک خرید ٢٠٠ هزار دلاری از فروشگاه خارج شد، از خدمتکاران خواستم راه‌پله و فرش‌ها را تمیز کنند. به آنها گفتم که مشتری وقتی وارد مغازه میشود، درحقیقت صاحب آن است، چرا که بالقوه می‌تواند هر کالایی را بخرد. این حق مشتری است و باید به این حق او احترام گذاشت .

آیا از زندگی لذت می‌برید؟

بیژن : چرا نه؟ اگر لذت نبرم چه کنم؟ زندگی من مال خودم است و دوست دارم آن را هر طوری که میخواهم احساس کنم. چرا نباید چنین کنم ؟

ممکن است یک نمونه از شیوه تبلیغات خود را بیان کنی ؟

بیژن: یکی از آخرین تبلیغات من اینطور آغاز می‌شود: یکی بود یکی نبود، در سرزمینی دور مرد جوانی زندگی می‌کرد که به کیفیت عشق می ورزید.

آخرین پیام شما برای خوانندگان موفقیت در ایران چیست ؟

بیژن: درست است که کارخانجات و مغاره‌های من در اروپا، آمریکا و نیویورک است، اما می‌توانید برای دیدن محصولات بیژن، بدون هیچ محدودیتی، مستقیماً از داخل منزل وارد فروشگاه اینترنتی بیژن ( http:/ http://www.bijan.com ) شوید و آخرین محصولات بیژن را آنجا ببینید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

بیلیونرهای ایرانی

اسامی بیلیونرهای ایرانی به گزارش خبرنگار اقتصادی شبکه خبری آتی نیوز ،سامانه ویکیپدیا به نقل از چند منبع معتبر جهانی اسامی بیلیونرهای ایرانی را منتشر کرده است.در این رده بندی اسامی ایرانیانی که حداقل 100میلیون دلار آمریکا ثروت دارند دیده می شود.
8- نفر هشتم این لیست ،پسر علی خسروشاهی بنیان گذار کارخانجات مینو است.ثروت وی 592میلیون دلار برآورد شده است.خسروشاهی ثروتمندترین ایرانی مقیم کاناداست.
حسن خسروشاهی کارآفرین کانادایی ایرانی تبار متولد 1319 در شهر تهران است .وی مالک و موسس فروشگاه‌های زنجیره‌ای قطعات الکترونیکی به نام Future Shop است وتعداد شعبات شرکت وی در آمریکای شمالی به 118 میرسد.

7- نفر بعدی پل مریج است.وی 65 سال سن دارد و مخترع و مالک هات پاکتس است.ثروت وی 600 میلیون دلار برآورد شده است.


6- اسحاق لاریان نفر بعدی این فهرست است.وی 55 سال سن دارد و ثروتش بالغ بر 723 میلیون دلار تخمین زده شده است.اسحاق لاریان سازنده عروسک های «برتز» متولد ١٣٣٢ درشهر کاشان است. او هم اکنون صاحب «ام جی ای» بزرگ ترین کارخانه عروسک سازی جهان است که توسط یک فرد و بدون سرمایه گذاری شرکا اداره می شود.
او در سال ٢٠٠٠ تصمیم به ساختن عروسک های «برتز» گرفت که دو نوع از این عروسک ها به نام های ایرانی فرزندان او ، کامران و یاسمین خوانده می شوند.


5-جایگاه بعدی فهرست در اختیار امید کردستانی است.وی 48 سال سن دارد و نایب‌رئیس ارشد بخش فروش و عملکرد جهانی شرکت گوگل است. او دارای سابقه‌ای بیش از ۱۲ سال در زمینه فناوری سطح بالا در شرکت‌های پیشروی اینترنتی مانند نت‌اسکیپ است. او همچنین نائب‌رئیس بخش توسعهٔ کسب و کار و فروش در این شرکت بود و توانست بازده مالی وب‌گاه نت‌اسکیپ را در عرض ۱۸ ماه از ۸۸ میلیون دلار در سال به بیش از ۲۰۰ میلیون دلار در سال برساند.
او یکی از ثروتمندترین ساکنین کالیفرنیای شمالی است. مجله سن خوزه ارزش دارایی‌های وی را ۱٫۹ میلیارد دلار برآورد کرده است.همچنین ماهنامه فوربس وی را به عنوان دومین ثروتمند ایرانی در جهان معرفی می کند.


4-نفر بعدی فهرست منتشر شده ناصر داوود خلیلی است. داوود خلیلی 46 ساله از ثروتمندترین افراد بریتانیا نیز معرفی شده است. ثروت وی در حدود 1 بیلیون دلار تخمین زده شده است.وی حتی از ملکه انگلستان نیز ثروتمندتر است.
داوود خلیلی به خاطر داشتن مجموعه‌ای از آثار هنری مشهور شده است. بخش عمده دارایی او را مجموعه‌ای از آثار هنری ایرانی و اسلامی تشکیل می‌دهد که بالغ بر ۲۰٫۰۰۰ شیء هنری و عتیقه و مجموعه آثار هنری ایرانی و اسلامی اش تشکیل می دهد که خود او ارزش آن را بیش از یک میلیارد پوند می داند.

3-جایگاه بعدی در اختیار مانی مشعوف است.وی یک تاجر ایرانی آمریکایی و بنیانگذار و رئیس bebe stores, inc است. مانی مشعوف ۶۸ ساله پیش از افتتاح اولین بوتیک زنانه خود در سال ۱۹۷۶، استیک فروشی داشته است. ثروت وی 1/3 بیلیون دلار تخمین زده شده است. او در اواخر دهه محصولات خود را در سریالهای محبوب تلویزیونی آمریکا بطور غیر مستقیم معرفی می‌کرد و در سال ۱۹۹۸ شرکتش را سهامی‌ عام کرد.


2- نفر دوم این فهرست پیر امیدیار معروف و مالک سایت ای بی است.ثروت وی در سال 2011 6/7 بیلیون دلار برآورد شده است.وی که جایگاه 29 ثروتمندان جهان را به نام خود کرده است، رئیس و موسس سایت ای‌بی (e-bay) اولین و معروفترین وب‌گاه مخصوص حراج و خرید و فروش اینترنتی است که تا آخر سال ۱۹۹۸ ۱/۲ میلیون عضو ۷۵۰ میلیون دلار حجم معاملات و حدود ۸ میلیون دلار سود کسب کرده بود .این شرکت بیش از ۶۰۰۰ کارمند ۴۶ میلیون مشتری ثبت شده و ۴۴۱ میلیون دلار سود خالص در سال ۲۰۰۵ داشته‌است.
واما نفر اول این لیست

1- در صدر این فهرست سام نظریان با سرمایه ای بالغ بر 122 بیلیون دلار در جایگاه اول قرار دارد.سام نظریان 36 ساله، متولد ۱۳۵۴ در یک خانوادهٔ یهودی در ایران، فرزند یونس نظریان بنیانگذار شرکت بزرگ کوالکام و فارغ التحصیل دانشگاههای نیویورک و کالیفرنیای جنوبی است. نظریان بنیانگذار و مدیر عامل شرکت SBE Entertainment Group و سرمایه گذار معتبر ترین و پرشکوه ترین تاسیسات تفریحی در لس آنجلس، لاس وگاس و میامی است.گفتنی است که شعبه یکی از کلوب های وی همزمان با بازی حامد حدادی درآن ورزشگاه افتتاح شد.
لازم به ذکر است که ماشین وی تنها 1 میلیون دلار قیمت دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

نگاهی به زندگی اسدالله عسکراولادی

میلیاردر معروف ایرانی ‌پولهایش‌ را چگونه ‌خرج ‌می‌کند؟ آفتاب: برخی او را یکی از ثروتمندترین افراد ایران به‌ شمار آورده و ماهنامه فوربس میزان سرمایه او را حدود ۴۰۰ میلیون دلار برآورد می‌کند. صادرات پسته، زیره، میگو، میوه‌جات خشک و خاویار و واردات شکر و لوازم خانگی مهمترین فعالیت اقتصادی اوست. با این حال عسگراولادی خود را بازرگان کوچکی می‌داند، که در زمینه صادرات فعالیت کوچکی دارد و حتی شمارش میلیارد را بلد نیست. عسگراولادی معتقد است این دولت و سیاست ‌های اقتصادی‌اش به تمام معنی فشل است اما هیچ گاه خود را وارد سیاست نکرده است و با افتخار از این کار خود یاد می کند.

وی خود را اینگونه معرفی می کند: یک کارآفرین متوسط هستم. خودم، اسم خودم را کاسب جزء گذاشتم. متخصص در امر صادرات هستم. متخصص در امر تجارت خارجی هستم، در سال ۱۳۵۷ به فرمان حضرت امام (ره) همراه هفت نفر دیگر که آقایان علی حاج ترخانی، مصطفی علی نصب، ابوالفضل کرد احمدی، علی اکبر پورشهام، اعلی میر صادقی، محمد علی نوید، علی نقی خاموشی و من. از طرف امام حکم گرفتیم و به اتاق آمدیم، سی و چهار سال پیش به اتاق آمدیم و هنوز هم در اتاق هستیم.اسدالله عسگر اولادی در مصاحبه با ماهنامه ذکر دلایل موفقیت خود را چنین بیان می کند:

کار من از سال ۱۳۲۶ شروع شد، از طرفی خیلی مایل بودم درسم را هم بخوانم، عصرها و شب ها درس می خواندم و روزها و صبح ها هم کار می کردم. در بازار تهران پیش مرحوم عبدالله توسلی که دایی من بود مشغول به کار شدم و شاگردی ایشان را می کردم. سال ۱۳۳۹ لیسانس خود را از دانشگاه تهران گرفتم. موازی درس خواندم کار هم می کردم. تا سال ۱۳۳۷ همان طور که گفتم برای آن مؤسسه ای کار می کردم که مرحوم حاج عبدالله توسلی بود. سال ۳۶ به فکر کار شخصی و استقلال افتادم که خودم برای خودم کار کنم. از سال ۳۶ آمدم و در سرای امید، خیابان بوذرجمهری، که حالا نام آن پانزده خرداد است، دفتر کوچکی گرفتم و مشغول به کار شدم.


صداقت و توکل بر خدا بزرگترین رمز موفقیت من است


رمز موفقیت بعدها به وجود آمد، البته رمز اولیه توکل بر خداوند بود. این چیزی بود که بدان اعتقاد داشتم و معتقد بودم که باید در کار خود صداقت داشته باشم. توفیقم در این سه کلمه است: زودتر از دیگران مطلع شدم، زودتر از دیگران تصمیم گرفتم، وقتی تصمیم گرفتم با پشتکار عمل کردم صداقت، توکل به خدا و اعتقاد به خدا سر جای خودش، از نظر ظاهر امور تجاری و ظاهری این سه کلمه را برای خود سرمشق قرار دادم. این جوری فکر می کردم که صبح که از خانه بیرون می آیم، فکر کنم که سر نماز صبح هستم. مثلا فرض کنید، امام زمان به من می گوید مراقب باش که می روی، شب باید به من حساب پس بدهی. کارهایی که روز می کردم، شب فکر می کردم موقع نماز عشا یک کسی الان می پرسد، خب امروز چه کار کردی، کارهای روز خود را بگو.


مجتهد رشته خود هستم


یکی از رمزهای موفقیت من این است که شاخه به شاخه نپریدم. همان رشته‌ای که روز اول انتخاب کردم، هنوز همان رشته هستم. همه ناملایمات آن رشته را به خودم هموار کردم تا مجتهد آن رشته شدم. سعی نکردم اگر این رشته الان منفعت ندارد، رها کنم و به رشته دیگری بروم. مقاومت کردم، پشتکار به خرج دادم. همان طور که گفتم مشکلات را با کارهایی که خودم می کردم، مرور می کردم که کجا اشتباه کردم، خودم را اصلاح کردم. در نتیجه یکی از موفق ترین بازرگان صادرکننده کشورم شدم. هنوز هم این طوری فکر می کنم که در صادرات رشته خودم توفیق کامل دارم.


تاکنون وارد کننده نبوده ام


هنوز همان صادرات خشکبار را دارم. هیچ کار واردات ندارم. یک کار دیگر هم کردم، البته این کار را بعد از انقلاب کردم. هرگز از بانکی وام نگرفتم. هرگز نسیه نخردیم و روی پای خودم ایستادم و از خدا کمک خواستم که گرفتار این بانک ها نشوم، حالا هم به هیچ بانکی بدهکار نیستم. هیچ نسیه هم به کسی بدهکار نیستم.


عسگراولادی در ادامه این گفت و گو نحوه خرج کردن درآمدش را اینطور بیان می کند: من هر سال هر هزار تومانی که سود می بردم، برای خودم تقسیم می کردم. از این هزار تومان، دویست تومانش برای من نبود و مالک آن نبودم، وجوهات شرعیه ام بود و می دادم، از آن هشتصد تومان، دویست تومانش را خرج خانواده ام می کردم. از آن ششصد تومان باقی مانده، دویست تومانش را کنار می گذاشتم. در این کنار و اموال غیر منقول می خریدم، یک خانه، زمین می خردیم، یک چیزی می خریدم. چهارصد تومان آن را هم به سرمایه خود اضافه می کردم. از آن چهارصد تومان باقی مانده اگر به افزایش سرمایه توفیق داشتم، باز دویست تومان دیگر از آن هم صدقات می دادم و کمک می کردم، به مساجد و حسینیه ها که خیلی علاقه داشتم کمک می کردم، به بیمارستانها و درمانگاه‌ها کمک می کردم، و یا اگر نمی توانستم به سفر زیارتی می رفتم، مکه، کربلا، مشهد می رفتم. من اولین سفر مکه ام ۲۷، ۲۸ سال داشتم که رفتم.


از آن روز تا به حال بیش از صد بار حج عمره رفتم، یعنی اقلا چهل بار حج رفتم. بیش تر سال ها حج بودم. این دو، سه سال اخیر حج نرفتم و آن سه سال که ممنوع بود. اما هر سال رفتم. تقریبا می شود گفت بعد از چهل سال، چهل حج را رفتم. صد عمره را بیش تر رفتم. هنوزم که هنوزه من سالی پنج، شش بار عمره می روم. خدا کمکم می کند و قسمتم می کند و می روم و اعتقاد دارم. کربلا بیش از صد بار رفتم. یعنی اولین بار که کربلا رفتم ۱۷، ۱۸ سال داشتم که به کربلا و شام رفتم، چون اعتقاد داشتم.


می شود دین داشت و تاجر خوبی هم شد


دنیای خود را محضر خدا بدان. وقتی صبح بیرون می آیی، بدان که خدا ناظر بر اعمال توست. شب که می آیی به خدا حساب پس بده. ببینید خیلی ساده است. الان من با شما نشستم و دارم حرف می زنم، شب که بروم می گویم یکی از کارهایی که امروز کردم با ایشان بود، خب چه چیزی را خلاف گفتم، چه چیزی را درست گفتم. این مرور می کنیم و در حرف بعدی فردا اصلاح می کنیم. خب در این کار توفیق داشتم. مسلما من به شدت به اعتقادات مذهبی اعتقاد دارم. هرگز در عمرم مشروب نخوردم، جوان بودم.


ازدواج دوم برای تاجرها بزرگترین آفت تجارت است


هرگز دنبال مواد مخدر نرفتم، هرگز قمار نکردم. شرایط آن را داشتم، پول فراوانی در اختیارم بود. از چیزهایی که آدم جوان را زود گول می زند، دو چیز است: زن، و قمار که هر دوی این باعث آن دو تای دیگر می شود است. دنبال آن ها نبودم. معتقد بودم که از خدا بخواهم


کمکم کند تا مبرا باشم. ۲۸ سالم بود که عروسی کردم، و یک ازدواج کردم و هنوز هم به آن ازدواج خود پایبند هستم. پنجاه سال است که عروسی کردم


سیاسی بودن آفت تجارت است


یکی دیگر از مسائلی که آفت بر تجارت است، سیاسی بودن است. من معتقدم در سیاست آدم باید همه چیز را بداند، اما داخل آن نیفتد. اگر داخل آن بیفتد، کسب و کار او از بین می رود. سیاست یک بساطی است، باید آدم خودش دنبال آن برود.


هر دو برادرم سیاسی بودند. خوب سیاسی بودند، اما ببینید به خاطر این که سیاسی بودند، دارای همان زندگی متوسط معمولی خوب خودشان بودند. دیگر نمی توانستند تجارت خود را وسعت دهند. باید نمره سیاست را برای سیاست بگذارد. این هم خودش توفیقی است. برادر من خوشبختانه در سیاست که بود، سیاست مذهبی داشت.


در دولت آباد یک باغی بود به نام اجلال الدوله. اسم آن را هنوز یادم نرفته است. من از این باغ خوشم آمده بود، می گفتم این باغ برای من است و بالاخره برای من شد. البته برای من نیست، برای خانمم هست. جزو اراضی دولت آباد است که پدرخانم من مالک آن بود. بعد همان وقت که این باغ را می دیدم، در حد تجاری بدان نگاه می کردم، نه با نگاه مذهبی. می گفتم چه باغ قشنگی است، حالا برادرم داشت مذهبی می گفت. یک روزی من فکر می کردم به جای یک خانه، دو تا خانه داشته باشم.


اولین خانه را در تهران برای خودم پنج هزار و ششصد تومان خریدم


در خیابان سیروس، خیابان مصطفی خمینی، کوچه صاحب دیبان. اولین خانه من بود. من فکر می کردم که من بایستی خانه داشته باشم. این فکر من بود. سپس در سال ۳۹ که دو، سه سال از کسب و کارم گذشته بود، خانه خود را عوض کردم. خانه دوم خود را سی و سه هزار تومان خریدم. آن خانه ای که پنج و هزار و ششصد تومان داشتم، ده، دوازده تومان فروختم. خانه بعدی را سی و سه هزار تومان در خیابان عین الدوله همان جایی که اخوی هست، خریدم، خیابان نایب السطنه کوچه یخچال. خانه سوم خود را پشت مجلس فعلی خریدم. پشت بهارستان یک کوچه ای بود که خانه ها آن جا بود، این خانه را مجلس از من به زور گرفت، تصاحب کرد و گرفت و پول آن را داد و خانه فعلی خود را خریدم. آخرین خانه من هم در خیابان فرشته است. پنجمین خانه ای است که از شروع کار تا به حال دارم. بدون آن اولی همه را دارم، البته یکی از آن ها را هم مجلس گرفته و کاری نمی توان کرد.


با پرداخت موجبات شرعی خود را بیمه کرده‌ام


خوشبختانه یا متأسفانه در تمام شصت، پنجاه سال ضرر نکردم. ممکن است اواسط سال ضرر کرده باشم، اما آخر سال خدا کمکم کرد. چرا؟ به خاطر این دو ۲۰ درصدی که می گویم. این دو تا ۲۰ درصد من را بیمه کرده است.


خیلی ها به این حرف اعتقاد ندارند، اما من اعتقاد دارم. تکیه ساختم، درمانگاه ساختم، مسجد ساختم، به فقرا می دهم، به امداد می دهم، برای جهیزیه می دهم، هرچه می گویم در ۲۰ درصد چهارم است. این ۲۰ درصد چهارم، ۲۰ درصد اول و دوم را تضمین می کند، آن ۲۰ درصد ذخیره هم تضمین می کند. پس این ۲۰ درصد اولی و چهارمی بیمه زندگی من است، به بچه ها، خانواده های اطرافم، خانواده هایی که نیاز دارند می دهم. منتها این که خیلی نمی گویم به خاطر این است که سراغم می آیند، من که الان کار ندارم، الان بازنشسته هستم و دیگر آن درآمدها را ندارم که آن کارها را بکنم، اما حالا هم که درآمدم کم است، باز این کار را می کنم. من الان تقریبا می توان گفت کار خود را کم کردم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

جناب آقای گل محمدی

شاید تا بحال کمتر کسی نام او را نشنیده باشد. خانه قدیمیش در محله ی چهاردانگه ی در جنوب تهران بود ولی الان یکی از بزرگترین برجها در شمال تهران محل کار و زندگی اوست. جالب است بدانید دفتر کار ایشان در طبقه ی فوقانی خانه اش می باشد.به دفتر او که وارد می شوید شاید تنها یک میز و یک لپ تاپ ببینید ولی وقتی به چاپخانه ی ایشان بروید نظرتان بکلی عوض می شود. آقای گل محمدی از زندگی اش می گوید که چگونه به اینجا رسیده و چه کسانی به او کمک کرده اند. او می گوید که در سال های جوانی عمرش به شدت کار می کرده و روزی با یک انجمن آشنا می شود که مسیر زندگی اش به کلی تغییر می کند و به کمک دوستانش و تلاش در انجمن به اینجا رسیده است.او از اینکه نامش جزء سه میلیاردر برتر ایران است ناراحت نیست و همیشه نصیحتش به دوستانش تنها یک جمله است:باید به جایی برسیم که پول برایمان کار کند نه ما برای پول. برروی سردر دفتر ایشان این جمله را نوشته بودند: مصمم باش ، به هدفت فکر کن و آن را به مرحله ی عمل برسان.آنگاه مطمئن باش که موفق خواهی شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

جناب آقای اسدالله عسگراولادی

اسدالله عسگر اولادی، پیر مرد دیگر در برابر اتهام غرور انگیز(به قول مسعود دانشمند)مولتی میلیاردر ایران ظاهرا سر شده است.

از آن دسته افرادی هم بود که در برابر گزارش سی میلیاردر هیچ واکنشی نشان نداد و ترجیح داد در مورد موضوعات مهمتری هم چون صادرات اظهارنظر کند. هرچه هست او رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین است .عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی معتبر و مستند پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بینالمللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیاننشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه میدهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم! این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!از اعضای به نام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. تابستان سال گذشته هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانکها را نخریده، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است. علاوه بر اینها، چندین سال قبل، مجله معروف آمریکایی فوربس که یک نشریه معتبر اقتصادی و مالی است و همواره وضع مالی شرکتهای بزرگ و افراد ثروتمند جهان را دنبال و در باره آنها گزارش تهیه میکند به ثروت اسدالله عسگراولادی اشاره کرده بود و داراییهای او را به تخمین یکی از بانکداران ایرانی به چهارصد میلیون دلار برآورد کرده بود. والبته فراموش نباید کرد که در یکی از همایشهای صادراتی،یک نفر گفت آقای عسگراولادی 130میلیون صادرات دارد که او تکذیب کرد وگفت:به 100میلیون دلار نمیرسد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

جناب آقای محمدرضا هدایتی

غول ورزش
او که در سنین جوانی پدرش را از دست میدهد با تلاش و زحمت خرج خانواده را در میآورد. محمدرضا هدایتی 45 ساله و متولد تهران از محله دولاب است. مالک صنایع استیل آذین، مالک کارخانههای فولادسازی و ورق، دارنده بزرگترین شرکت پرورش میگوی ایران، برج ساز در دبی و دارای ملک و املاک در حاشیه خلیج فارس، مالک زمینهای کشاورزی، سهامدار بازار مبل ایران، رئیس شرکتهای تجاری در ایران و خاورمیانه و چندین و چند فعالیت تجاری دیگر عناوینی است که به حسین هدایتی نسبت میدهند. آغاز راه پولدار شدن او، درست از میانه این سن و سال بود.خودش میگوید: 22 سال است در کارخانه داری، کشاورزی و ساختمان سازی فعالیت میکنم. به عنوان مثال، بزرگترین مجموعه پرورش میگو را در ایران دارم. کارخانجات فولاد دارم. بخش عمده کارم متعلق به مرحوم پدرم بوده که مربوط به قبل از انقلاب است. به حول و قوه الهی و فضل خداوند، آدم خوش روزی هستم. در قرآن میفرماید گروهی از شما را خوش روزی قرار دادیم و فکر میکنم من آدم خوش روزی هستم. در این کشور یک بچه مسلمانم که وجوهات خود را میپردازم و یک ریال هم بدهی بیمهای و مالیاتی ندارم. در این میان همه هدایتی را با استیل آذین میشناسند، یعنی همان نامی که روی یک باشگاه دسته اولی گذاشته شد تا با هزینه 6 میلیاردی این مرد و همراهی دوست و بچه محلش، علی پروین، به لیگ برتر بیاید که این اتفاق نیفتاد. استیل آذین اولین و تنها تولیدکننده تزئینات ساختمانی است و به قول خود هدایتی با وجودی که کارکنان آن دو شیفت کار میکنند، باز هم مشتریان برای دریافت کالا باید یک ماه در نوبت باشند! استیل آذین یکی از 40 شرکتی است که سال گذشته به خاطر حضور مثبت در ورزش، از سازمان تربیت بدنی لوح تقدیر گرفت. یکی از بچه محلهای حسین هدایتی میگوید او دهها کارخانه بزرگ در آسیا و خاورمیانه دارد، در یکی از حسابهایش در ایران بیش از 100 میلیارد پول دارد و بیش از 500 میلیارد هم در بانک دبی پس انداز کرده که البته راست و دروغش پای خودش. عابر بانک پرسپولیسیها (لقب هدایتی) حاضر است 20 میلیارد تومان برای تصاحب این تیم و پر طرفدار بدهد، اما هنوز بحث خصوصی سازی در ورزش ما آنچنان جدی نشده که کسی به پیشنهاد اغوا کننده حسین هدایتی توجه کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

جناب آقای علی انصاری

غول بازار مبل
محله و خانه قدیمیاش در مهرآباد جنوبی، 20 متری زاهدی (شمشیری فعلی) و دقیقاً روبه روی مسجد امام جعفر صادق (ع) بود اما حالا دیگر آنجا نیست و در شمال شهر تهران باید سراغش را گرفت. خودش وبرادرانش که اکنون صاحبان و مالکان اصلی یافت آباد هستند. البته میگویند بخش کوچکی از اموال و داراییهای علی انصاری، بخش زیادی از زمینهای یافت آباد است که الان بازار مبل ایران در آن بنا شده است. علی انصاری، اگرچه رئیس گروه سرمایهگذاری تات است و رئیس اتحادیه مبل سازان تهران، اما برای چهره شدن، ورود به عرصه فوتبال را انتخاب کرد. علی انصاری با وجود داشتن سمت نایب رئیسی در فدراسیون دوچرخه سواری، تا همین چند ماه پیش چهره چندان معروف و شناخته شدهای نبود. اما حالا رئیس فدراسیون دوچرخه سواری است. اما با حضور در هیات مدیره باشگاه استقلال تبدیل به چهره خبر ساز شد و حالا او با حسین هدایتی مالک باشگاه استیل آذین، مقایسه میکنند که ثروت چشمگیری دارد و برخی میگویند حتی از هدایتی هم ثروتمندتر است. به قدرت فوتبال ایران دقت کنید. انصاری برای آنکه در بدو ورودش به هیات مدیره استقلال خودی نشان دهد پیشنهاد داد تا بازار مبل ایران به عنوان اسپانسر دو باشگاه استقلال و پرسپولیس انتخاب شود. در کل انصاری شخصی محافظه کار و محتاط است اما مشکلات مالی استقلال تاحدودی به دست انصاری حل و فصل شد. گفته میشود بضاعت مالی علی انصاری چیزی از حسین هدایتی کم ندارد که البته کمی تا قسمتی اغراق است، اما به هر حال این طور هم نیست که ثروت انصاری را بتوان با ماشین حساب معمولی برآورد کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

غول تکنولوپی

غول تکنولوژی
امکان ندارد موبایل داشته باشید و نام « علاءالدین» را نشنیده باشید. صاحب هر برند موبایلی که میخواهید باشید، باید موبایلتان در ایران به فروش برسد، در ایران هم باید در پایتخت عرضه شود و در پایتخت هم باید اول در پاساژ علاءالدین باشید. صاحبش مردی است به همین نام. از پاساژ سرخ رنگ حافظ-جمهوری صحبت میکنیم، همان که در کنار ساختمان سازمان بورس واقع شده است. سرمایه حاجی علاءالدین مشخص نیست، ما هم اینجا چیزی نمیگوییم، اما بزرگ بازار گوشی موبایل، که امروزه دست هر ایرانی یکی هست، کم کسی نیست. جالب است بدانید، این مرد همیشه در اتاقی کوچکی مینشیند که در طبقه همکف پاساژ قرار گرفته است. ظاهر مغازه چیز خاصی ندارد و رنگ و رو رفته هم هست، اما از پلههای آهنی باریک انتهای مغازه که بالا بروید، حاجی، بزرگ بازار موبایل جمهوری، آنجا نشسته. سرمایه دار بازار موبایل جمهوری در دفتری با سقفى کوتاه، عرضى کم و طولى حدود ۲ تا 2.5 متر مینشیند.

این هم طنز روزگار است. ثروت آقای علاء الدین به سرقفلی فروشگاههایی است که واگذارکرده ومی کند. مجتمع علاء الدین صدها وشاید هزاران کسب وکار پر رونق را درخود جا داده بنابراین عجیب نیست اگر گردش مالی روزانه این مجتمع تجاری را میلیاردی بدانیم وفکرش را بکنید آقای علاء الدین به اشکال مختلف دراین گردش پربرکت سهم دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

شرکت استراتوس


شاید شما نامی از شرکت استراتوس نشنیده باشید که یکی ازبزرگترین شرکتهای عمرانی ایران است اما به طور قطع با نام بانک اقتصاد نوین آشنایی دارید. رئیس هیات مدیره این بانک خصوصی مردی است که درمورد ثروتش افسانه سرایی میشود اما او به طور قطع یکی از میلیاردرهای سرشناس ایران است. سال گذشته در یکی از نشست های هیات نمایندگان اتاق تهران،زمانی که فرهاد فزونی یکی از اعضای هیأت نمایندگان این اتاق با حرارت به انتشار نامش در فهرست 30میلیاردر اعتراض میکرد و در حالی که از شدت عصبانیت رنگ رخسارش سرخ شده بود و میگفت چرا نام او و بعضیها در کنار بعضیها دیگر آمده، محمد صدر هاشمینژاد با آرامش روی بلندگوی مقابلش خم شد، با آن کت تک مارک دارش، اول لطیفهای تعریف کرد و کلی خندید و بعد گفت«ظاهرا دوستان از اینکه نامشان کنار من آمده ناراحت هستند!؟» تقریبا تنها کسی بود که گزارش میلیاردرها را تکذیب نکرد. او با ذکاوت اعضای هیات نمایندگان را خطاب قرار داد و گفت«بیش از این گزارش مواظب جریانی باشید که چندین قرن است در ایران ریشه دارد و مدام چنگ میزند، ربطی هم به ان دولت و دولتهای قبل ندارد»حالا که به گزارش میلیاردرها واکنش منفی نشان نداده است، همان رزومه را در اینجا هم نقل میکنیم.

از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیأتمدیره بانک اقتصاد نوین، مدیر عامل شرکت توانمند ساختمانی استراتوس، کسی نمیداند او چقدر ثروت دارد، اما در زمینه ساختمانسازی و بازرگانی از بزرگان به شمار میرود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر