گردشگری/ تاریخی/ جاذبه های گردشگری/خاطرات/حوادث و رویدادها

سخنان محمدحسن سیدشجاع ( صاحب برند اریکا )


مالک برند پوشاک اریکا،میلیاردر جوان

این مصاحبه حدود سال ۹۰ درسایتهای اینترنتی و یک مجله منتشر گردید .علیرغم اینکه از زمان این مصاحبه  حدود دو سال می گذرد ولی  نکاتی که مطرح شده هنوز هم می تواند مورد توجه و الگو برداری قرار گیرد.به همین دلیل این مصاحبه را در سایت منتشر کردیم.  جستجوی ما برای پیدا کردن و ذکر منبع اولیه این مصاحبه  نتیجه ای در بر نداشت و سایتهای نسبتا زیادی این مصاحبه را در سایت خود منتشر کرده بودند لذا نام منبع ذکر نگردید.امیدواریم این مصاحبه مورد توجه شما قرار گیرد.

اریکااریکا در سال ۸۸ برند سال ایران شد، بالاتر از‌هاکوپیان و گراد. انتخاب‌کننده هم در وزرات بازرگانی بود. این انتخاب در همه‌ی رشته‌ها انجام شده بود و برند‌هایی چون تولی‌پرس، فرش MARYAR تبریز، و چندین برند‌ معتبر دیگر هم حضور داشتند. سال ۸۸ اولین سال این انتخاب بود و قرار است هر پنج سال یک بار هم برگزار ‌شود، بنابراین اریکا هم اکنون برند برتر عرصه‌ی پوشاک است.

در سال ۸۹ محمدحسن سیدشجاع مدیر برتر در عرصه‌ی پوشاک شد و در همان جشنواره تندیس‌ این عنوان و تندیس جوان‌ترین مدیر کشور را از دست معاون رئیس جمهور دریافت کرد. در سال ۹۰ اریکا در کنار گروه خودروسازی سایپا،‌ ایرانول، مس سرچشمه، عظیم‌زاده، پاکنوش و .. . . به عنوان یکی از ده شرکت برتر توسعه ملی انتخاب شد.

در همین سال، در مسابقه جهانی پوشاک که در دبی برگزار شد، ایتالیا اول شد، فرانسه دوم، اسپانیا سوم و برای اولین بار در تاریخ ایران، ایران چهارم شد و این بالاترین مقام ایران در عرصه پوشاک را، این جوان مدیر با برندش اریکا به دست آورد. هم اکنون ترکیه‌از آنها دعوت کرده که در کنار برند‌های بزرگی چون بری‌بری، شنل و برند‌های بزرگ دیگر، حضور داشته باشند. اولین برند ایران در زمینه لباس هستند که‌ایزو ۹۰۰۲ گرفته‌اند و خط تولید‌شان کاملا ایزوله‌است.

این‌ها همه بخشی از موفقیت‌های محمد حسن سید شجاع است. در سال ۸۹ به عنوان یکی از سه مشتری برتر بانک ملی از نظر گردش حساب برگزیده شد و به تائید هیات امنای بازار رضا، بهترین مغازه‌دار بازار انتخاب شده‌است. بیش از هزار نفر در مجموعه تولید و صدها نفر در مجموعه بازاریابی، فروش، حقوق و طراحی شرکت او مشغول به کار هستند و اولین برند ایران است که سبک فروش‌شان به صورت همایش است. همه‌ی اقدامات لازم برای معرفی مدل‌های مختلف تولیداتش انجام می‌دهد و تنها برندی است که‌این کار را به دقت و جدیت پیگیری می‌کند.

اینها همه فاز اول طرح‌های این جوان موفق و مدیر است. وقتی می‌پرسم آیا این که‌الان به دست آورده‌ای رویایت بود؟ می‌گوید: «نه، فعلا رویایم این است که در ده شهر مهم اروپا، اریکا به عنوان نمایندگی کشورمان حضور داشته باشد. انشاءالله‌از سال ۹۱ این کار را خواهم کرد.» محمد حسن سید شجاع متولد سال ۱۳۶۱ است.

·اولین رویایت چه بود؟
در پاساژی که کار می‌کردم، بتوانم مغازه‌ای اجاره کنم.
·در چه رشته‌ای تحصیل کرده‌ای؟
من در رشته ریاضی تحصیل کردم اما هرچه که یاد گرفته‌ام از بازار و در حین کار کردن بود. روزی که به بازار رفتم هنوز به مدرسه می‌رفتم، بنابراین مجبور شدم درسم را در دبیرستان شبانه مروی بخوانم تا به کارم لطمه نخورد. درسم خوب بود. وقتی در سال سوم دبیرستان بودم در المپیاد ریاضی نفر سوم کشور شده بودم.
·چه سالی بود؟
سال ۶۸. پدرم در تولیدی پوشاک کودکان مشغول به کار بود و من از شش- هفت سالگی با پدرم به محیط‌های تولیدی می‌رفتم و کار پوشاک برایم ملموس و آشنا بود. خلاصه آانکه وقتی بخاطر فشار اقتصادی قرار شد بین ادامه تحصیل دادن و کار در بازار یکی را انتخاب کنم، ‌ مردی که تاثیر مهمی‌در زندگی من داشت، گفت: بازار هم مثل دانشگاه ‌است. شما در اینجا درس زندگی را بصورت عملی یاد می‌گیرید و آنجا درس‌های تئوری را. خودت انتخاب کن و ببین می‌خواهی بروی زندگی را تئوری یاد بگیری یا زندگی رابصورت عملی. آن جمله که ‌ایشان به من گفت خط زندگی مرا عوض کرد، چون من تصمیم داشتم زندگی را عملا یاد بگیرم. بنابراین ترجیح دادم کار را ادامه بدهم. حقوق بسیار پایینی می‌گرفتم، خیلی سخت بود و اذیت می‌شدم اما شخصیت مرا ساخت.

·ایشان تولیدی داشت؟
نه. او از ترکیه جنس می‌آورد و من در آنجا با برندهای روز دنیا آشنا ‌شدم. شاگرد مغازه بودم اما این مارک‌های معروف برایم مثل اسم و فامیل دوستانم بود و همه را حفظ می‌کردم.
اتفاقا خوب بود که‌ آنجا کارگاه تولیدی نبود چون دراین صورت ذهنم بسته می‌ماند. مدل‌های مختلف لباس می‌آمد ودر آن سن بچگی همه‌ی آنها در ذهنم می‌نشست و به‌این ترتیب من با کیفیت آشنا شدم.

اولین رمز موفقیتم این بود که ده سال بدون آنکه جابجا شوم و از این شاخه به‌ان شاخه بپرم، پیش یک‌نفر کار کردم. مغازه دارهای دیگر می‌دیدند که من چقدر دلسوزانه کار می‌کنم، از من می‌پرسیدند چقدر حقوق می‌گیری؟ می‌گفتم صدوشصت‌هزارتومان. گاهی می‌گفتند بیا پیش ما کار کن. به تو صدوهشتاد تا دویست‌هزارتومان حقوق می‌دهیم اما من همان‌جا ماندم.

شب‌هایی بود که من به خانه می‌آمدم، غرغر می‌کردم و می‌گفتم من دیگر سر کار نمی‌روم چون ساعت کارم واقعا زیاد بود. آن موقع ساعت کار بازار تا پنج بود. پنج که تعطیل می‌شدم صاحب مغازه مرا به دنبال حساب و کتاب می‌فرستاد و به پاساژهای مختلف تهران مثل آ.‌اس‌.پ،میلاد نور و تیراژه . . . بوستان و من هم مجبور بودم بروم.

درآن زمان صاحب‌کارم صد تا تک‌تومانی به من می‌داد تا مثلا به‌ا.‌اس.‌پ بروم. من می‌آمدم میدان توپخانه، بیست تومان می‌دادم کرایه‌اتوبوس و در ونک پیاده می‌شدم و سی تومان می‌دادم و با سواری به ‌ا‌. ‌اس.‌پ می‌رفتم و سی تومان هم می‌دادم و برمی‌گشتم. وقتی به ونک می‌رسیدم پولم تمام می‌شد، بنابراین باید از ونک تا پیروزی که محل زندگی‌ام بود، پیاده می‌رفتم.

·اولین بار کی به فکر تولید افتادی؟
یک روز که برای گرفتن حساب به پاساژ ونک رفته بودم، دیدم مانتو‌هایی آورده‌اند که چروک است و مدل خاصی است. همان مانتو‌های لینن که سفید و صورتی آن مد شده بود. آنجا دیدم که خانم‌ها با علاقه فراوان مانتو‌ها را می‌خرند. کمربندش کنف بود و به آان مهره‌های رنگی آویزان کرده بودند و با شلوار‌های گشاد می‌پوشیدند. از آن آقایی که صاحب مغازه بود پرسیدم اینها چیست؟ ‌گفت: «این مانتو‌ها را تازه ‌از ترکیه آاورده‌ام و خیلی خوش فروشند. اشتباه کردم که کم آورده‌ام.» بازار رضا صبح‌ها ساعت ۹ باز می‌شد.

من ساعت ۷ آمدم و به بازار پارچه‌فروشها رفتم و پارچه‌اش را پیدا کردم و شب مجددا به‌ آن مغازه رفتم و از آن آقا یکی دوتا از آن مانتو‌ها را امانت گرفتم. گفتم برای خواهرم می‌خواهم. مانتو‌ها را به صاحب کارم نشان دادم و گفتم این مانتو فروش خوبی خواهد داشت. گفت: «نه بابا. ما تاپ و تی‌شرت فروش هستیم». گفتم:«من دیدم این مانتو ‌فروش خوبی دارد.» گفت: نه. گفتم: «از حقوقم چقدر مانده؟» ‌گفت: «صد هزار تومان» این پول را گرفتم و یک طاقه سفید از آن پارچه را خریدم و پنجاه هزار تومان دادم و از آن پارچه بیست مانتو و بیست شلوار دوختند. گفتم بعد از هفت، هشت سال کار کردن یک قفسه به من بدهید که خودم آن را بفروشم.

موافقت کرد و گفت: می‌د‌هم اما می‌دانم که ضرر می‌کنی. خلاصه‌ آنکه آوردم و دادم خیاط آن مانتو‌ها و شلوار را دوخت. به خیاط گفتم پولش را وقتی فروختم به شما می‌دهم. روزی که‌این مانتو و شلوار آماده شد و به مغازه آمد، ساعت ۱۰ بود و تا ساعت یازده‌ونیم همه ۲۰ دست مانتو و شلوار تمام شده بود. صاحب‌کارم تا این را دید لامپ مغزش روشن شد وتصمیم گرفت خودش این مانتو‌ها را تولیدکند.

·وقتی آن کار را کردی و مانتو‌ها را فروختی چرا دوباره ادامه ندادی؟
من از نظر مالی و وضعیت خانوادگی به حقوقی که می‌گرفتم احتیاج داشتم و توان تولید نداشتم. ضمن آن مکانی هم برای عرضه نداشتم ولی ایشان بیست‌هزار‌دست از آن مانتوهارا فروخت و اساسا بعد از آن جرقه، خط فکری‌اش عوض و مانتو فروش شد ولی من هم‌چنان شاگرد مغازه بودم. البته دو سال آخر مثل سال‌ها‌ی اول کارم نبودم. به روز و شیک لباس می‌پوشیدم. یک موتور هم خریده بودم و بعد از ساعت کارم مسافر کشی می‌کردم.

·چه چیزی باعث میشد تو از دیگران متمایز بشی؟
پشت‌کار. ساعت پنج صبح بلند می‌شدم و به چهارراه خاقانی می‌ر‌فتم و آنجا می‌ایستادم و تا هشت کار می‌کردم. کارمندان که دیرشان می‌شد و دانشجو‌ها را می‌رساندم. روزی دو، سه تا مسافر می‌بردم و تا ساعت هشت صبح هم به بازار می‌رفتم و عصر هم که تعطیل می‌شدم به مولوی می‌رفتم و آنجا هم مسافر می‌بردم. حقوق بازار را به مادرم می‌دادم و درآمد مسافرکشی را برای خودم برمی‌داشتم. با دوستان‌مان بیرون می‌رفتیم و خرج می‌کردیم.

همین‌طور یک مدت کار کردم و با آقایی آشنا شدم که گفت یک مقدار تی‌شرت را از چین آورده‌است. گفت من کاتالوگ آن را به تو می‌دهم و شما برو ویزیتوری کن. من عصر‌ها را به‌این کار اختصاص دادم. به جاها‌ی مردانه‌فروشی می‌بردم و می‌فروختم. حدود ده‌هزارتا تی‌شرت برای ایشان فروختم و پولی به دستم رسید که با آن یک خط ثابت موبایل خریدم.

بیاد می‌آورم شب عید خیاطمان کار را اتو نکرده‌بود و می‌گفت فردا نمی‌رسم بدهم و پس‌فردا می‌دهم. من به کارگاه خیاطی می‌رفتم و تا صبح اتو می‌کردم. همان جنسی را که خودم اتوکرده بودم، صبح در مغازه می‌فروختم چون نمی‌دانم چرا یک عرقی به‌این کار داشتم. درصد نمی‌گرفتم اما دوست داشتم درآمد ما بیشتر از دیگر مغازه‌ها باشد و همه مرا به عنوان یک فروشنده سطح بالا به حساب بیاورند. من علاقه دارم هر کاری که می‌کنم باید اولین نفر باشم.

من آدم خیال‌پردازی هستم و در تخیلم یک حالت رقابتی برای خودم بوجود آورده‌ بودم و می‌گفتم باید بهترین فروشنده در این پاساژ باشم و این فرض را برای خودم گذاشته بودم که یک روز به‌ اینجا می‌آیند و وقتی می‌خواهند بهترین فروشنده بازار رضا را انتخاب کنند، من آنقدر فروشنده خوبی هستم که همه می‌گویند محمد حسن شجاعی بهترین است.

بعد از ده سال که پسر صاحب مغازه در ترکیه بود، دو مغازه در طبقه پایین خالی ماند و صاحب آن، آن را با قیمت بالاتری به ما اجاره داد. مغازه‌ای که‌اجاره‌اش دویست هزار تومان بود به ما داد پانصدهزارتومان. گفت چقدر پول داری؟‌ گفتم سه‌میلیون. موتورم و موبایلم رافروختم و شهریه دانشگاه خواهرم را قرض گرفتم وبا یکی از دوستانم که ‌او هم شاگرد بود شریک شدم. یک میلیون‌ونیم من جور کردم و یک میلیون و نیم او و به ‌امید خدا با هم شروع کردیم.

او هم مانتوفروش بود و از دوستانی بود که شب جمعه‌ها با هم بیرون می‌رفتیم و رفیق صمیمی‌بودیم. وقتی مغازه را باز کردیم، مغازه سرامیک بود و درست مثل حمام بود. دوستم گفت: «محمد حسن ما اینجا چه بفروشیم؟ همه پول‌مان را دادیم پول پیش مغازه.» گفتم: «خدا بزرگ است. چقدر پول داریم؟» گفت: «پنجاه هزار تومان.» رفتیم منیریه و با آن پنجاه هزار تومان هم کاغذ دیواری خریدیم تا مغازه شکل بوتیک پیدا کند.

رفتیم مولوی گونی خریدیم، از میدان محلاتی خاک‌رس خریدیم و گل درست کردیم، ویترین‌مان را گونی کشیدیم، با پوست تزیین‌اش کردیم و خلاصه آن ویترین خیلی خوشگل شد. خزخریدیم، تنه درخت گذاشتیم. پول نداشتیم مانکن بخریم، رفتیم مانکن شکسته‌های مغازه‌ها را گرفتیم. بالاتنه یا پایین تنه‌شان شکسته بود و آن را کنار گذاشته بودند. یا بعضی جاها شلوارفروش بودند و مانکن بالاتنه ‌اضافه داشتند، آنها را آوردیم، چسب زدیم، تعمیر کردیم و گذاشتیم در ویترین مغازه‌مان.

چون من ده سال پیش یک نفر کار کرده بودم، هرجا که رفتم و نسیه خواستم، دادند. گفتم پول ندارم،‌ جنس می‌برم و هفته به هفته می‌آیم حساب می‌کنم و پول‌تان را می‌دهم. یک میلیون، دو میلیون و پنج میلیون به ما اعتبار دادند و جنس گرفتیم. بازار این‌طوری است و آنجا بیشتر آدم را به آبرو می‌شناسند.

می‌دانید مشکل جوانانی که در ابتدای راه هستند این است که سرمایه چند میلیاردی مرا می‌بینند ولی زحمت‌هایی را که من کشیده‌ام نمی‌بینند و خبر ندارند که من یک کارگرزاده هستم که تمام سرمایه‌ام در هنگام شروع کار همان موتور ویک خط موبایل بوده و البته‌ اعتبار و تجربه‌ای که ۱۰ سال زحمت پشت آن بوده.

·در آن ده سال که در مغازه آن آقا کار کرده بودی، درست است که برای او کار می‌کردی اما انگار این کار کردن برای خودت هم بود.
دقیقا. هرجا که رفتیم به خاطر سابقه خوبم اعتبار داشتم و خودم کار را شروع کرده‌ام و به من جنس نسیه دادند، چون عموما این استنباط را در ذهن‌شان داشتند که‌اگر قابل اعتماد نبودم صاحب مغازه ده سال در یک مغازه مرا نگه نمی‌داشت. آنها لطف کردند، به ما اعتماد کردند و به ما جنس امانی دادند و ما هم هر هفته می‌رفتیم دفتر فروش‌مان را باز می‌کردیم و فروش ما را می‌دیدند و پول‌شان را می‌دادیم.

شش ماه‌ اینطوری کارکردیم، پولی جمع کردیم، دکور شیکی زدیم و شروع کردیم به تولید. اول سه طاقه پارچه خریدیم و با این سه طاقه پارچه کار را شروع کردم. وقتی رفتم آن مغازه را زدم تمام مشتری‌های صاحب کار قبلی‌ام آمدند سراغ من. گفتند آقا مغازه‌تان عوض شده؟ کسی را غیر از من آنجا نمی‌دیدند و فکر می‌کردند من صاحب آن مغازه‌ام. لطف خدا شامل حال ما شد و با سه طاقه پارچه شروع کردیم، ‌مدل زدیم.

اول مدل‌هایی که می‌فروختند را بررسی می‌کردیم که کدام بیشتر ‌فروش می‌رود و بعد رفتیم نظیر آن مدل را می‌زدیم و دیگر از آنها نمی‌خریدیم. آنها هم فهمیدند و گفتند دیگر به تو مانتو ‌نمی‌دهیم، تومدل‌هایمان را کپی می‌کنی. به هر حال من به آن کار نیاز داشتم و مجبور بودم خودم مدل‌های جدید طراحی کنم.
مدتی بعد شریکم از من جدا شد و من استقلال بیشتری درانتخاب طرح و مدل بدست آوردم و توانستم یک سال بعد یک مغازه در بازار بخرم و سال بعد بهترین مغازه پاساژ رضا را به عنوان کسی که کاسب موفق بازار اجاره کنم.

·چه سالی بود؟
سال ۸۷.

·خودت تنها کار می‌کردی؟
بله، تنها. صبح‌ها پارچه را می‌خریدم و می‌فرستادم برای خیاطی و خودم می‌رفتم سر مغازه می‌ایستادم و ساعت ۷ که تعطیل می‌شدم می‌رفتم به خیاطی سر می‌زدم تا ببینم چندتا دوخته و چکار کرده. در بازار یک مغازه بود که من همیشه چشمم دنبال آن بود. همیشه می‌گفتم خدایا چطور می‌شود این مغازه مال من باشد. آنجا دفتر و بهترین مغازه پاساژ بود.

صاحب پاساژ وقتی دید من این‌قدر خوب کار می‌کنم گفت همه برندها آن مغازه را می‌خواستند، به هیچ‌کس ندادم اما آن را به تو واگذار می‌کنم. خدا را شکر آن مغازه‌ الان چهار سال است که مال من است و به عنوان دومین مغازه‌ آن را خریدم. آن مغازه به نظرم بهترین مغازه تهران است، چون همه‌ی تهران است و بازارش، همه‌ی بازار است و پاساژ رضا، همه‌ی پاساژ رضا است و آن مغازه. بعد از آن دو مغازه دیگر خریدم و مغازه‌هایم شد چهار‌تا. آن موقع دیگر برای خودم کارخانه زده بودم.

*کی کارخانه زدی؟
سال ۸۸ بود که به فکرم زد کارم را صنعتی کنم. طراح آوردم، در شیراز کارخانه زدم و الان هزاروصد نفر در کارخانه‌ی شیرازم کار می‌کنند. آنجا بزرگترین مجموعه تولیدی پوشاک کشور است. بعد دیدم مشتری‌ها می‌آیند تک‌تک می‌خرند و وقت مارا زیاد می‌گیرند، بنابراین تصمیم گرفتم همایش برگزار کنم. یک همایش در ساختمان جام جم برگزار کردم و افطاری دادم. تمام مشتری‌های عمده‌ام در شهرستان‌ها و تهران را دعوت کردم. آنجا برای اولین بار یکی از مجریان توامند صداوسیما را دعوت کردم که برنامه را اجرا کرد و مشتری‌های من خیلی از آن برنامه خوششان آمد و به فروش خوبی هم دست پیدا کردم.

·اسم اریکا را از کی روی تولیداتتان گذاشتید؟
مغازه ما سه ماه بدون اسم بود. یک بار توی یک گلفروشی بودم. یک خانم آمد آنجا و به گلفروش گفت چرا این گل باید در گلدان باشد؟ من وقتی آن را در باغچه می‌کارم خشک می‌شود. گلفروش گفت: این گل یک گل حساس است و فقط باید در گلدان باشد. اگر جلوی نور نباشد خشک می‌شود. این گل ‌ناز دارد. گفتم آقا اسم این گل چیست؟ گفت: اریکا. دلم گفت چه‌اسم جذاب و قشنگی است. تک هم هست.

برایم مهم بود که‌اسمی‌‌ را انتخاب کنم که در ایران تک باشد. در دوران شاگردی همه‌ی مغازه‌ها و اسم‌هایشان را هم دیده بودم و همه جای تهران را وجب به وجب بلد بودم و می‌دانستم این اسم در هیچ جا نیست. تا آن آقا گفت اریکا تصمیم گرفتم و فردا اسم مغازه‌ام را اریکا گذاشتم. گفتم با برچسب شبرنگ این اسم را در آوردند. برای خاص‌تر شدن Iاریکا را کوچک کردم و نقطه پرچم ژاپن را روی آن گذاشتم. چون ژاپن برای من سمبل سخت‌کوشی، استقلال و اعتماد به خود بود.

·نکته دیگر اینکه ‌این اسم به نظر بین‌المللی می‌آید؟
بله، در حالی که یک کلمه‌ی کاملا ایرانی به معنی “با شکوه و با وقار”است و اسم یک گل هم هست که در سایر نقاط جهان هم به همین نام است و البته شرکت‌های بسیاری هم در جهان به‌این نام وجود دارند. از اول دلم نمی‌خواست زارا یا منگو باشم و همیشه می‌خواستم خودم باشم بنابراین وقتی مانتو تولید می‌کردم با عشق روی آن می نوشتم اریکا که خداروشکر کم‌کم جا افتاد. خیلی مشتری داشتیم و برند را شناختند. محیط بازار یک محیط پرتردد بود و این به نفع ما بود که هم از تهران و هم شهرستان‌ها ما را می‌شناختند .

·لازم نبود این اسم را ثبت کنید؟
تا سال ۸۸ ثبت نکرده بودیم وحتی پنج مغازه در تهران اسم‌شان را گذاشته بودند اریکا. جنس بی‌کیفیت تولید می‌کردند و به‌اسم اریکا می‌فروختند و این داشت اسم برند ما را تحت‌الشعاع قرار می‌داد. این باعث شد که‌ اریکا را ثبت کردیم. البته برای ثبت این نام هم وکیل شرکت یک‌سال ‌رفت‌و‌آمد می‌کرد تا ثابت کند این اسم فارسی است.

در نهایت حالا توانستیم از این نام دفاع کنیم وتولیدی‌هایی که‌اریکاهای جعلی را تولید می‌کردند طبق قانون کپی‌رایت به پای میز قانون بکشیم و طبق دستور قضایی علاوه بر اینکه تابلوهایشان پایین کشیده می‌شود، اقلام بی‌کیفیت‌شان هم توقیف و منهدم می‌شود از ۶ ماه تا ۳ سال حبس نیز در انتظارشان است .

·این یعنی موفقیت‌های بیشتر؟
بله. امنیت در تولید باعث شد سال۸۸ برند ملی شدیم و حالا در سال ۹۰، در طی پنج سال به‌افتخارات بسیاری رسیده‌ایم. این تندیس‌هایی که در این قفسه می‌بینید یادگار این افتخارات است.

·مشخصات و ویژگی‌های کار شما چیست؟
مانتوی اریکا از لحاظ کیفیت کاملا با کالای خارجی رقابت می‌کند اما از لحاظ قیمت رقیب مانتوهای داخلی استو این افتخار ماست که تنها تولیدکننده پوشاک ایرانی هستیم که موفق به کسب ایزو ۹۰۰۲ شده‌ایم.

·چطور کسی نمی‌تواند با شما رقابت کند؟
دلیل رسیدن به‌این مهم در جزء‌جزء سیستم اریکا نهفته ‌است. از خرید پارچه گرفته تا عرضه به مشتری. مثلا تولیدی‌های مانتو در ایران پارچه خود را از پارچه‌فروشان بازار می‌خرند که در واقع واسطه‌ای هستند بین تولیدکنندگان پارچه و تولیدکنندگان مانتو در حالیکه ‌اریکا بخاطر تیراژ بالا مستقیما به تولیدکننده پارچه در خارج سفارش می‌دهد و طبیعتا نصف قیمت دیگران پارچه بدست ما می‌رسد و همین مساله توان رقابت را در قیمت از رقبای ما می‌گیرد.

·چگونه به‌اهداف خود می‌رسید؟
من یک عادت دارم که وقتی کاری را شروع می‌کنم تا تمام نکنم آرام نمی‌گیرم و همانطور که می‌بینید که در دفترم یک وایت‌برد دارم که ‌الان پشت سر شما قرار دارد و من اهدافم را روی آن می‌نویسم که هدفم همواره جلوی چشمم باشد تا لحظه‌ای از آن غافل نشوم.

·این عدد “۵۰ هزارتومان”روی وایت برد چیست؟
می‌خواهیم برای فصل بهار، صد و پنجاه هزار مانتو را در طول هفتاد روز تولید کنیم.
عظمت این کار را فقط یک تولیدکننده می‌تواند درک کند. من این صدوپنجاه‌هزار را تقسیم بر هفتاد روز، تقسیم بر قیمت، تقسیم بر پارچه کردم و همه را حساب کردم و پیش خودم حساب کردم در این هفتاد روز، اگر یک دقیقه بیکار باشم، پنجاه هزار تومان ضرر می‌کنم. اگر یک ساعت یک کار بی‌خود انجام بدهم، سه میلیون تومان ضرر می‌کنم. بعد رفتم زیر ساخت لازم را برای تولید این صد و پنجاه هزار مانتو ایجاد کردم. مطمئنا تا روز موعود به هدفم می‌رسم.

الان می‌گویم در نیمه دوم سال ۹۱ باید در رم، بارسلون، استانبول، دبی، مالزی، سنگاپور و فرانکفورت که سی و پنج هزار خانم ایرانی در آن زندگی می‌کنند باید شعبه داشته باشم. بحث مالی آن هم مهم نیست. مهم این است که هموطنان من در این کشورها با افتخار تابلوی اریکا را به دیگران نشان بدهند. برایم مهم است که کاری را که می‌خواهم انجام بدهم، حتی با زحمت و شب نخوابیدن انجام بدهم. ساعت کاری من شش صبح است تا یازده شب. یازده می‌روم خانه، دوازده می‌خوابم و دوباره شش صبح در دفتر هستم.

·از کودکی مدیریت را در خودم پرورش دادم
ما بچه جنوب شهر هستیم. همیشه تابستان‌ها مسابقات فوتبال را بین کوچه خودمان، کوچه روبه‌رویی و کوچه بالایی برگزار می‌کردیم. همه تیم‌ها جایزه‌ای به تیم برنده می‌دادیم. در این مسابقات من همیشه در تیم اجرایی بودم. از بچگی این حس در من وجود داشت که یک مجموعه را رهبری کنم که با هم رقابت کنند. یادم هست پسر بچه‌هایی که پنج شش سال از من بزرگ‌تر بودند از من می‌پرسیدند چکار کنند و بازی کی برگزار می‌شود و مرا به عنوان رئیس فدراسیون خودشان می‌شناختند. همیشه‌این حس مدیریت در من وجود داشت. هر وقت درس خواندم مبصر کلاس بودم.

·مادیات برایم مهم نیست
همواره به خودم می‌گویم که من یک کارگرزاده هستم، حتی اگر میلیاردر باشم و این باعث شده با کمترین هزینه زندگی کنم. در عین حال بسیار آرمان‌گرا هستم. مثلا اگر به من بگویند همه ‌ایران تو را به عنوان بهترین تولید کننده مانتو بپذیرند و در عوض حقوقت ماهی پانصدهزارتومان باشد، قبول می‌کنم. ثروت برایم مهم نیست. وقتی این تندیس‌ها را می‌گیرم خستگی یک سال کار از تنم بیرون می‌رود. من عاشق کارم هستم و با دل و روحم سعی می‌کنم مشتریان من راضی باشند.

·می‌خواهم اریکا را جهانی کنم
دوست دارم اریکا یک مارک جهانی باشد. اریکا برایم همه چیز است. من جوانی‌ و عمرم را گذاشته‌ام روی این برند و دوست دارم جهانی‌اش کنم. خیلی برایم مهم است که فردا یک نام نیک از من به یادگاری بماند. امیدوارم اریکا در تمام کشورهای جهان شعبه داشته باشد.

·شعار اریکا
همواره‌اعتقاد داشتم که ملت ایران با داشتن غنای فرهنگی شایسته ‌احترام است و به همین خاطر اریکا را نشان احترام به مشتری می‌دانم و همین را شعار اریکا کرده‌ام. به طور اکید به تمام فروشنده‌های یکصد شعبه‌اریکا در سراسر ایران توصیه کرده‌ام که مشتری‌مداری را سر لوحه کار خود قرار دهند و شخصا به نظرات مصرف‌کنندگان محترم در خصوص جزء‌جزء کار از کیفیت دوخت و نوع پارچه گرفته تا نحوه برخورد فروشندگان با مشتری رسیدگی می‌کنم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

تغییرات اساسی در زندگی

تغییرات اساسی در زندگی

این ساده ترین و سریع ترین راه برای تغییرات اساسی در زندگی شماست: با ارزش ترین کارهای هر روز خود را در نخستین سه ساعت پس از بیدار شدن تان در صبح و با استواری کامل و فعالیت کاملاً منظم انجام دهید.

فکر می کنید که راه به هیچ جا نمی برید. همه چیز از نظر شما خیلی کند است. می خواهید تغییرات اساسی در زندگی تان ایجاد کنید چرا که درباره موقعیت کنونی تان در زندگی، احساس بدی دارید. هر کاری که در توان تان بوده برای بهتر کردن شرایط زندگی تان انجام داده اید اما به نظر می رسد که پیشرفت شما خیلی کند است.

چیزی که شما نیاز دارید، یک راه حل ساده برای این مشکل است. شما می خواهید زندگی خود را دگرگون کنید. این اصل برای من که کارآیی دارد و بنابراین فکر می کنم تا زمانی که در به کار بستن این اصل در زندگی خود ثابت قدم باشید، برای شما هم کارساز خواهد بود.

بله این اصل کاملاً ساده است: بیشترین تلاش خود را به کار ببندید تا نخستین سه ساعت از هر روز صبح خود را به انجام ارزشمندترین کارهای خود با استواری کامل و فعالیت کاملاً منظم اختصاص دهید. از قدرت تمرکز برای سرعت بخشیدن به این حرکت رو به جلوی خود بهره بگیرید.

تمرکز بر اینکه ارزشمند ترین کارهای خود را در نخستین سه ساعت از هر روز صبح خود انجام دهید، عالی ترین راهبردی است که می توانید با اجرای آن به تغییرات اساسی در زندگی خود دست پیدا کنید.

این فقط صحبت از یک نظریه نیست، صحبت از حقیقت زندگی است. یعنی ایجاد تغییرات واقعی که به سریع ترین روش ممکن شما را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

شما می دانید و درک کرده اید که این اصل درست است، ولی یک بار دیگر تأکید می کنم که اگر آنرا واقعاً در زندگی خود به کار نبندید، هیچ گونه تأثیر گذاری از آن نخواهید دید. هدف من از چنین تأکیدی اینست که بسیارند افرادی که می خواهند زندگی خود را متحول کنند، ولی به هیچ پیشرفتی دست پیدا نمی کنند – و این ناکامی همه اش به این سبب است که در این افراد هیچ نشانی از تلاش منظم و استوار به چشم نمی خورد.

در ادامه چندین اصل دیگر هم که برای اطمینان از حرکت تحولی و موفقیت شما، لازم است که به صورت ترکیبی با این اصل به کار گرفته شوند، بیان می گردد.

هدف های خود را در زندگی به روشنی بیان کنید

شما باید بدانید که واقعاً چه می خواهید. اهداف روشن به شما کمک می کنند که متمرکز باشید. تمرکز به شما کمک می کند تا سریع تر به نتیجه برسید. تمرکز حرکت شما را در این فرآیند آن چنان پر شتاب می کند که خودتان شگفت زده خواهید شد. شما خودتان را در یک موقعیت کاملاً بهتر خواهید یافت حتی فقط همین اصل تمرکز را آن هم برای مدت یک ماه به کار بگیرید.

اگر به کارگیری این اصل را تا یک سال ادامه دهید، تحولی عالی در زندگی شخصی خود ایجاد خواهید کرد. کلید موفقیت شما، استفاده از قدرت تمرکز برای انجام ارزشمندترین کارها در نخستین ساعت های صبح است.

ساعت زنگ دار خود را تنظیم و فعال کنید

شما باید صبح زود بیدار شوید. ولی برای آنهایی که عادت به سحرخیزی ندارند، این یک کار نشدنی است. شما به ابزاری نیاز دارید که بتواند واقعاً شما را صبح ها بیدار کند. شما می توانید از ساعت زنگ دار خود استفاده کنید یا اینکه گوشی موبایل خود را کوک کنید تا صبح ها شما را از خواب بیدار کند. شما با این کار خودتان را مقید می کنید که هر روز صبح با شنیدن صدای زنگ ساعت یا گوشی موبایل خود از خواب بیدار شده و پس از آن به سرعت برای انجام ارزشمند ترین کارهای آن روزتان آماده شوید.

یک صبحانه سالم برای خودتان آماده کنید
بهره مندی شما از سلامت و انرژی، تکمیل کننده تلاش های شما برای ایجاد تحول در زندگی تان است. این کار را می توانید با آماده کردن یک صبحانه سالم در شب، برای صبح فردایتان انجام دهید. میوه های تازه که به شما منابعی سالم و سرشار از انرژی، ویتامین، و مواد معدنی را می دهند، در این خصوص گزینه مناسبی هستند. مصرف آب سالم و تصفیه شده هم در هنگام صبح به شارژ شدن و با نشاط شدن بدن شما کمک می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

۹ عادتی که باعث می شود پولدار شویم

 ۹ عادتی که باعث می شود پولدار شویم

9 عادتی که باعث می شود پولدار شویمهمه افراد می خواهند پولدار شونداما همه افراد خصوصیت و رفتارها و عاداگر به شخصیت و نشانه های افراد ثروتمند دقت کنید، متوجه می شوید که همه آن ها دارای یک نشانه و صفت یکسانی هستند که شاید موجب پولدار شدن آن ها شده است.

گزارش ها نشان می دهد که ثروتمندان یک سری نشانه ها دارند؛ این نشانه ها فقط شامل داشتن خانه و ماشین مدل بالا نیست، بلکه عادت هایی دارند که استرس آنها را نیز کاهش می دهد.این عادتها به شرح زیر هستند.

۱- هدف داشتن در زندگی

۸۰ درصد از میلیاردهای خودساخته یک هدف و آرزو را دنبال می کنند.

۲- می خوانند تا یاد بگیرند

۸۸ درصد میلیاردها روزانه نیم ساعت مطالعه دارند و هدف از مطالعه آنها برای یادگیری موارد جدید است.

۳- فکرهای بزرگ دارند
فکر های بزرگ دارند و هدف های خیلی بزرگ تر. ۹۱ درصد از پولدارها تصمیمات زندگیشان را کاملا خودشان می گیرند.

۴- مسوولیت پذیر هستند

از کارهای که دارای مسوولیت های سنگین است، فرار نمی کنند و مسوولیت را قبول می کنند.

۵- تحرک دارند

نمی ترسند و برای کار خود حرکت و تلاش می کنند.

۶- از شکست نمی ترسند

آن ها از شکست نمی ترسند، چون می دانند شکست بدترین اتفاق زندگی نیست.

۷- کارهای دیگران را تحسین می کنند

افرادی هستند که از موفقیت های دیگران خوشحال می شوند.

۸- روابط عمومی بالایی دارند

آن ها می توانند با تمام اقشار جامعه کنار بیایند و دوستان مختلفی دارند.

۹- می توانند با دیگران همکاری کنند

همکاری با دیگران می تواند باعث موفقیت بیشتر شما شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

تصاویر/ خانه های باورنکردنی میلیاردرها در تهران

یکی از سایتهای که عکسهای زیبایی از خانه های میلیاردرهای تهران دیدم سایت ذیل است که به دیدنش می ارزد:


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

30 میلیاردر ایران


در فهرست زیر، هرجا که دیدید، نام شرکت یا کارخانه ای آمده است، بدانید که در آن بنگاه اقتصادی، اشخاص زیادی کار می کنند و به واسطه تولید، چرخ اقتصاد خانواده شان می چرخد؛ پس قابل احترام هستند.
1- علاء میرمحمدصادقی: الان 79 سال دارد و متولد اصفهان است. کسی که همه او را به‌عنوان پدر گچ و سیمان کشور می‌شناسند.
اولین صندوق قرض‌الحسنه انقلابی را 38 سال پیش در مسجد لرزاده تأسیس کرد.
او بنیانگذار سازمان اقتصاد اسلامی است که روزی قرار بود بانک خصوصی بازاری‌ها باشد اما با تهدید به استعفای 7 عضو کابینه دولت موقت، به محاق تعلیق رفت تا سرانجام در دولت احمدی‌نژاد به بانک قرض‌الحسنه تبدیل شد.
میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.
2- سید حمید حسینی:
52 ساله است و اهل رفسنجان. رئیس هیات مدیره گروه بین المللی مذاکرات و مدیر عامل شرکت پالایشگاه نفت سروش است.
3- محسن خلیلی‌عراقی: مدیرعامل شرکت بزرگ بوتان. همین بوتان کافی است تا دامنه فعالیت های او مشخص شود.
رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بوتان است، رئیس هیات مدیره انجمن مدیران صنایع ایران، رئیس هیات مدیره کنفدراسیون صنعت ایران، دبیر کل کانون عالی کارفرمایان ایران، رئیس هیات مدیره شورای صنایع لوازم خانگی ایران، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایان توزیع کننده گاز مایع ایران است. عراقی متولد 1308 در تهران است.
4- شاهرخ ظهیری: حتما لااقل یکبار سس های او را تجربه کردید، به او سلطان سس هم می گویند ؛ پیشگام صنایع غذایی در کشور و بنیانگذار کارخانه‌های مهرام است.
علاوه بر این، ظهیری 80 ساله عنوان های دیگری نظیر: نایب رئیس اتاق های مشترک ایران و روسیه، ایران و استرالیا، ایران و ارمنستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، عضو هیات رئیسه اتاق ایران و کانادا، رئیس کمیسیون کشاورزی در صنایع و بسته بندی اتاق ایران، عضو هیات رئیسه انجمن مدیران، نایب رئیس کنفدراسیون صنایع غذایی ایران را نیز در کارنامه دارد.
سلطان سس ایران ، متولد تهران است.
5- مهدی جاریانی: هربار که حمام بروید یا دست هایتان را بشویید، شاید به یاد جاریانی بیفتید. جاریانی متولد تهران است و 62 سال سن دارد. جاریانی مدیر عاملی شرکت های: پاکسان، انتباه، تولی پرس، پخش عظیم، کالا مصرفی، تولید مواد اولیه داروپخش(تماد) را در کارنامه دارد.
6- علینقی خاموشی: متولد تهران است، اما چه کسی نمیداند که او اصالتا مشهدی است؟
بالاخره دوران زیادی را به صندلی ریاست اتاق های بازرگانی تکیه زده و از سابقه دار هاست.
به کت و شلوار عادیش نگاه کنید و با خودتان فکر کنید که در روزگاری نه چندان دور، هر مردی در شب دامادیش یکی از محصولات آقای مدیر را به تن می کرد.
درست متوجه شدید، خاموشی 71 ساله، این عنوان ها را در کارنامه دارد(به جهت فزونی تعداد شرکت هایی که به واسطه ریاستش در بنیاد در آنها نیز نفوذ داشته است از ذکر بسیاری از آنها در اینجا خودداری شده است): رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری ایران، رئیس هیات مدیره شرکت های: ریسندگی و بافندگی مطهری و پوشاک جامعه، مدیر کل شرکت های: ریسندگی و بافندگی مقدم و تیم، مدیر تولید نساجی ممتاز، عضو شورای عالی پول و اعتبار و رئیس بنیاد مستضعفان.
7- اسداله عسگراولادی:
عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه می دهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم!
این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!
از اعضای بنام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. چند هفته قبل هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانک ها را نخریده ، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است.
8- فاطمه مقیمی: اهل رشت است. به روسری و مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.
موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.
داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد. ماجرا از جایی شروع شده که مترجم یک شرکت حمل و نقل بین المللی شده است و بعد وقتی صحبت های روسایش را ترجمه می کرده، فکر کرده که چرا خودش مدیر نشود. همین می شود که یک شرکت راه می اندازد و باقی ماجرا!
9- محمد مهدی رئیس زاده: مشهدی 52 ساله انگار برای مدیریت در این دنیا حاضر شده: عضو هیات مدیره و مدیر عامل گروه صنایع سیمان کرمان، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت تسهیلات بازرگانی صنعتی، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بازرگانی صنایع ملی ایران، رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری سیمان کرمان، عضو هیات مدیره شرکت سیمان ممتازان، عضو هیات مدیره گروه تولیدی لاستیک بارز، نایب رئیس هیات مدیره شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران و... .
10- احمد امیراحمدی: 71 ساله است، اما خیلی جوان مانده، به گوش های شکسته و پف کرده اش که نگاه کنید ظاهرا رمز جوانیش را دریافتید، کشتی گیر با سابقه ای است. البته کیست که نداند کار و پول خوب هم آدمی را جوان نگه میدارد! کشتی‌گیر قدیمی با گوش‌های شکسته که به‌عنوان پدر سرب و روی کشور شناخته می‌شود اهل تهران است.
علاوه بر سرب و روی، در صنعت شیشه و بلور هم کم فعالیت نکرده است. عناوینی چون: رئیس انجمن صنفی کارفرمایان صنعت شیشه و بلور استان تهران، و شرکت تعاونی تولید کنندگان شیشه و بلور و انجمن تخصصی صنایع همگن شیشه وبلور تهران، نایب رئیس خانه صنعت و معدن تهران و... را هم یدک می کشد.
11- تقی بهرامی نوشهر: فکر نکنید چون شهرتش به نوشهر ختم می شود شمالی ست. دو کلمه که حرف بزنید متوجه لهجه دلنشین اذریش خواهید شد.
متولد 1324 در اردبیل است. اگر سر و کارتان به بازار آهن و ... خورده، احتمالا میخواهید بدانید چه کسی فی این بازار را مشخص می کند. با پدر خوانده فولاد کشور آشنا شوید! مؤسس چندین شرکت بزرگ فولاد و فعال این صنعت است.
او موسس شرکت های گروه صنعتی نورد نوشهر، ذوب آهن اردبیل و سبلان و سهند، کارخانه قطعه سازی دینام و استارت اردبیل، سیمان خلخال، کاغذ سازی اترک اصفهان، رئیس انجمن فولاد کشور، دبیر کل خانه صنعت و معدن، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی لنگر است.
12- محمد صدر هاشمی‌نژاد: از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیأت‌مدیره همان بانک، مدیر عامل شرکت توانمند ساختمانی استراتوس، کسی نمی‌داند او چقدر ثروت دارد، اما در زمینه ساختمان‌سازی و بازرگانی از بزرگان به شمار می‌رود. صدر هاشمی متولد 1329 در شهر کرمان است.
13- پدرام سلطانی: شخصی که با وجود جوان بودن به‌عنوان یکی از بزرگان بخش خصوصی پتروشیمی معروف است.
41 سال سن دارد و متولد زاهدان است. رئیس هیات مدیره گروه شرکت های پرسال، عضو هیات مدیره و دبیر کل اتحادیه صادر کنندگان فرآرده های نفت، گاز و پتروشیمی ایران، موسس، عضو هیات مدیره و مدیر عامل صندوق توسعه صادرات فرآرده های نفتی ایران است.
14- علی شمس اردکانی: مدیرعامل یک شرکت بزرگ خودروسازی و از فعالین بنام صنعت خودروسازی خصوصی در کشور. سوابق اجرای شمس اردکانی کم نیست که بتوان در چند خط تمام آنها را گفت. رئیس مجمع ایران برای فردا، مشاور وزارت نفت، عضو هیات مدیره بانک مسکن در امور بازرگانی و مالی در اردن، رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرمایه گذاری و تبدیل گاز به مایع نارکنگان، رئیس اجرایی هیات مدیره شرکت های آسیای آرام و صنایع خودرو کویر و گروه بین المللی ساروج بوشهر، دبیر کل اتاق بازرگانی ایران، عضو بنیانگذار منطقه آزاد قشم و.... شمس اردکانی متولد 1322 در اصفهان است.
15- عباسعلی قصاعی: از بازماندگان خاندان بزرگ سرمایه‌دار قصاعی و از بزرگ‌ترین فعالان صنعت چینی در کشور است. به سال1326 در نطنز به دنیا آمده و تا امروز نامش را با چینی و بلور در ذهن بازار ثبت کرده است. قصاعی 63 ساله مدیر شرکت های صنایع چینی قصایی، چینی زرین ایران، چینی یاسمن، صنایع بسته بندی زرین بان و رئیس انجمن صنایع چینی ایران است.
16- محسن بهرامی ارض اقدس: بیشتر سمت های دولتی داشته مثل معاونت وزیر بازرگانی و مشاور وزارت نفت داشته است، اما این باعث نمی شود که ارض اقدس مشهدی چیزی از سایرین کم داشته باشد، چراکه در حال حاضر او مدیرعامل و عضو هیات مدیره ده ها شرکت صنعتی بزرگ است. ارض اقدس 54 ساله است.
17- احمد پورفلاح: از اقتصادی های خوش تیپ «خیر» به شمار می رود. متولد کرج است و حالا 65 ساله شده. مدیرعامل شرکت بزرگ تأسیساتی سکو ایران است علاوه بر این عناوینی چون: قائم مقام رئیس هیات مدیره اتاق ایران و ایتالیا، نایب رئیس اتاق ایران و استرالیا، عضو شورای مرکزی ICC، عضو هیات امنای موسسه خیریه محک و... را نیز یدک می کشد.
18- مسعود دانشمند: 61 سال دارد و اهل زاهدان است. دارنده یک شرکت بزرگ حمل و نقل دریایی است. اما شاید دوستی اش( با وجود کراواتی که همیشه به گردن دارد) با علینقی خاموشی هم جزو عناوینش باید ذکر شود. البته از دور دستی هم بر آتش هتلداری یا چیزی شبیه گردشگری و سفر و... دارد!
19- هوشنگ ادهمی: همشهری روسای اتاق های ایران و تهران است، یک زنجانی 58 ساله. عناوینی چون: مدیر عامل شرکت مبنای خاورمیانه(اکنون)، مدیرعامل سیمان فارس خوزستان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه معادن روی، مدیر گروه سیمان سازمان صنایع ملی ایران را در کارنامه اش دارد.
20- اکبر برادر هریسچیان: تبریزی 70 ساله است. فرش تبریز را چه کسی نمی شناسد؟ در اطراف تبریز هم منطقه ای وجود دارد به نام هریس، شاید نام فامیلش را از آن منطقه اخذ کرده باشد که اتفاقا اگر در ایران فرش تبریز مشهور است، در تبریز هم فرش هریس. او هم در این هنر-فن صاحب نام است.
هریسچیان مدیر عامل و رئیس اتحادیه صادر کنندگان فرش ایران است.
21- محمدرضا بهرامند: تهرانی 61 ساله، بی مقدمه بگذارید برخی از سمت هایش را مرور کنیم: عضو هیات مدیره شرکت های: تولید و فراوری مواد معدنی ایران، گدارسنگ، سنگاب همدان، معدنی پیرتاک، فراسنگ محلات، منطقه ای، معادن آذربایجان، فصلنامه سنگ، اروم کانسار، مدیر عامل و عضو هیات مدیره: فرامز تهران، مجتمع معادن نی ریز، سنگاب آذرشهر، معدنی ایران سنگ، مدیر مسئول مجله سنگ و معدن، عضو کمیته ملی برگزاری بیستمین کنگره جهانی معدن، مشاور وزیر معادن و فلزات در ستاد سیاست گذاری توسعه صادرات سنگ کشور- نایب رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... .
22- مهدی پورقاضی: دوباره نوبت به اصفهانی ها رسید، اینبار یک اصفهانی 53 ساله. با عناوینی مثل: مدیر عامل شرکت نیرومند پلیمر و شرکت فرافن گاز تهران.
او در صنعتی فعال است که مردم کوچه و بازار به آن می گویند پلاستیک.
23- احمد ترک نژاد: درست 50 ساله است. متولد الشتر . ترک نژاد از جهادگران سال های قبل بوده و از اقتصادیان امروز! نام بانک خصوصی در کشورمان با پارسیان گره خورده، عناوینی مثل: مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری بانک پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت تجاری بین المللی راهبرد پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه سیستم های حمل و نقل راه ابریشم، نایب رئیس هیات مدیره شرکت پارسیان اینترنشنال، عضو هیات مدیره شرکت گشترش هتل های لوتوس پارسیان را در کارنامه دارد.
24- محمدرضاجابر انصاری: 61 ساله، اهل تهران، ایجاد یا مشارکت در تاسیس شرکت های: دژ پاد، صنایع فلزی سبک، گروه صنعتی سپاهان، آهن و فولاد اصفهان، ساخته های فلزی اصفهانیان، سرمایه گذاری صنایع ایران، سرمایه گذاری ساختمانی سخت آژند، زراعی محمدآباد، آجر ماشینی سه ام، بار آهن سپاهان، آژند سازه اسکان و مهر آژند، انبوه سازان اسکان، عضو موسس شرکت های عام و تشکل های صنفی موسسه اعتباری کارآفرینان، بانک کارآفرینان، فروسیلیس ایران، بیمه کارآفرین، اتحادیه صنایع فلزی سبک و... را یدک می کشد.
25- غلامرضا حمیدی انارکی: بالاخره نوبت به سمنان هم رسید، 66 ساله است و عناوینی مثل: رئیس کارگاه شرکت پارادیس، عضو هیات مدیره شرکت سرب و روی، مدیر عامل شرکت های: باریت ایران، ایران کان آرا، تولید و فراوری مواد معدنی ایران، معدنی آهن آجین، فولاد زاگرس، مواد نسوز بیرجند، مدیرعهامل تهیه و تولید مواد نسوز کشور-رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... را یدک می کشد.
26- محمدرضا حیدری: درست 60 ساله شده است، کردی از خطه کرمانشاه، رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت سیمان فارس و خوزستان و 50عضویت در هیات مدیره بیش از 50 شرکت بزرگ بورسی را در کارنامه دارد.
27- مسعود خوانساری: بازهم یک اصفهانی، 56 ساله است و موسس و مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری آتی سامان .
28- جمشید عدالتیان شهریاری: 55 ساله و اهل تهران، بسیار خوشتیپ و البته مدیر، تحصیلاتش را در آلمان ادامه داده و مدیر عامل شرکت کمپاس ایران و سرپرست منطقه 7 کمپاس بین الملل، رئیس هیات مدیره شرکت صنایع فراورده های غذایی پدیده دیناوند است.
29- فرهاد فزونی: تهرانی 63 ساله مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرزمین سبز است.
30- توفیق مجد پور: تبریزی 60 ساله، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی فرادریا و شرکت برادران مجدپور است.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

چگونه پولدار شویم ؟


چگونه پولدار شویم ؟

پولدار

چگونه پولدار شویم؟جیم بیلند راجرز (متولد ۱۹ اکتبر ۱۹۴۲-اهل دموپولیس ایالت آلاباما) یک سرمایه‌گذار آمریکایی و مفسر مالی موفق است .او به این سئوال پاسخ می دهد چگونه پولدار شویم؟

او در حال حاضر در سنگاپور زندگی می‌کند. او یکی از پدیدآورندگان کوانتوم فاند (Quantum Fund)،استاد دانشگاه، نویسنده، مفسر اقتصادی است.

نشریاتی چون تایم، واشینگتن پست و نیویورک تایمز، بارونز فوربز، فورچون، وال استریت جورنال، فایننشال تایمز و بسیاری دیگر از نشریاتی که در زمینه اقتصاد یا فاینانس به فعالیت می‌پردازند به طور مستمر مقالاتی در مورد وی به چاپ رسانده‌اند. وی خود را پیرو مکتب اتریشی در اقتصاد می‌داند.


– آیا هیچ وقت فکر می‌کردید که روزی به جایی که‌امروز هستید خواهید رسید؟ خیر، من هم مثل تمامی افرادی که به چنین موقعیتی دست یافته‌اند، غافلگیر شده‌ام. من مطمئنا می‌خواستم که در زندگی به جای خوبی برسم و حاضر بودم که برای آن به سختی کار کنم. من همیشه می‌خواستم که زود بازنشسته شوم، ولی هیچ وقت فکر نمی‌کردم که این اتفاق قبل از چهل سالگی‌ام به وقوع بپیوندد.

– وقتی متوجه شدید که اولین میلیون ثروت خود را به دست آورده‌اید آیا وسوسه شدید که کمی کندتر به کارتان ادامه دهید؟ 

به روشنی روزی را که ارزش خالص دارایی‌ام به‌ یک میلیون دلار رسید، به یاد دارم، نوامبر ۱۹۷۷. آن موقع ۳۵ سال داشتم، و می‌دانستم که برای انجام کاری که می‌خواستم در ۳۷ سالگی – سنی که تصمیم گرفته بودم در آن برای ماجراجویی دست از کار بکشم – انجام دهم
به بیشتر از اینها نیاز دارم.

– رمز موفقیت شما در چیست؟ 

من اصلا باهوش‌تر از قسمت اعظمی از مردم نیستم، بلکه انگیزه‌ام برای کار و تحمل سختی، از آنها بیشتر بود. من آماده بودم تا عقل سلیم را بیازمایم. اگر همه‌ یک جور فکر کنند باز هم دلیل نمی‌شود که اشتباه نکنند و اگر بتوانید بفهمید که همه دارند اشتباه می‌کنند، به راحتی می‌توانید مقدار زیادی پول درآورید.

استراتژی سرمایه‌گذاری شما چیست؟ 

ارزان می‌خرم و گران می‌فروشم. من سعی می‌کنم کالایی را پیدا کنم که ارزان باشد و یک تغییر مثبت در حال اتفاق افتادن باشد. سپس به قدری مطالعه و پژوهش می‌کنم که قانع شوم درست فکر می‌کردم. البته آن کالا هم باید به قدری ارزان باشد که اگر هم اشتباه کرده باشم خیلی ضرر نکنم. معمولا هر باری که اشتباه می‌کنم به این دلیل است که به‌اندازه‌ کافی بررسی و مطالعه نکرده‌ام.
هیچ وقت ارزش «انجام مسئولیت» را دست کم نگیرید. در دهه‌ ۱۹۶۰، جنرال موتورز موفق‌ترین شرکت جهان بود. یک روز، یک تحلیلگر جنرال موتورز به جلسه‌ هیات مدیره رفت و این پیغام را به آنها داد: «ژاپنی‌ها دارند می‌آیند.» آنها این حرف وی را جدی نگرفتند. ولی سرمایه‌گذارانی که مطالعه و بررسی‌های خودشان را درست و دقیق انجام می‌دادند سهام جنرال موتورز خود را فروختند و به جایش سهام تویوتا خریدند.
من در حال حاضر به دنبال خرید هیچ سهامی نیستم. ولی اگر چیزهایی وجود داشته باشند که در حال حاضر از لحاظ ارزشی دست کم گرفته شده باشند، برخی کالاهای اولیه و برخی از ارزها هستند.

– بهترین سودی که کردید کی و چگونه بود؟ 

کوانتوم فاند. وقتی در سال ۱۹۷۰ شرکت را تاسیس کردیم، من تنها ۶۰۰دلار ته جیبم داشتم. بعد از ۱۰ سال دارایی ما ۴۲۰۰ برابر شده بود.
– آیا می‌خواهید آنقدر ادامه دهید تا بالاخره سقوط کنید؟

خیر. این روزها من ساعات بسیار کمی از روز را صرف کار می‌کنم، چرا که دو دختر کوچک دارم و می‌خواهم بیشترین وقت ممکن را با آنها بگذرانم.
هر دو دختر ما دایه‌‌ای چینی دارند و زبان چینی را به خوبی صحبت می‌کنند. برای نسل آنها، انگلیسی و چینی مهم‌ترین زبان‌ها خواهند بود.

– آیا هیچ حقوق بازنشستگی دارید؟ 

من حقوق بازنشستگی ندارم و امیدوارم که نیازی به آن نداشته باشم. من دارایی‌هایم را جمع کرده‌ام و با استفاده از آنها زندگی می‌کنم.

– آیا می‌خواهید ثروتتان را به بچه‌هایتان انتقال دهید؟ 

من همیشه به این موضوع فکر کرده‌ام، اگر شما خیلی به بچه‌هایتان پول بدهید، آنها را لوس می‌کنید. من وصیت نامه‌ام را طوری تنظیم کرده‌ام که تا سن سی سالگی شان چیز زیادی بهشان نرسد.
من به دانشگاه‌هایی چون ییل و آکسفورد رفته‌ام و تعداد زیادی از بچه‌های افراد ثروتمند را دیده‌ام که هیچ‌وقت نیازی به کار و سختی کشیدن نداشته‌اند. من می‌خواهم که بچه‌هایم تحصیلات خوبی داشته باشند و محیط کار را تجربه کرده باشند.
تحصیلات و لزوم به کار کردن زندگی مرا عوض کرد و مرا از مرداب آلاباما به اقیانوس جهان پرتاب کرد.

– در هنگام رکود مردم با پول‌هایشان باید چه کار کنند؟ 

روی چیزهایی سرمایه‌گذاری کنید که از آنها سر در می‌آورید. اشتباهی که بیشتر مردم مرتکب می‌شوند این است که بنا به حرف مجلات و برنامه‌های تلویزیونی سرمایه‌گذاری می‌کنند.
بسیاری از مردم در مورد چیزهایی اطلاعات زیادی دارند و باید روی همان چیزها سرمایه‌گذاری کنند. این شیوه‌‌ای است که آدم را ثروتمند می‌کند.
شما با سرمایه‌گذاری روی چیزهایی که هیچ در مورد آنها نمی‌دانید، هیچ سودی نخواهید کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

رازهای ثروتمند شدن از زبان یک میلیونر

رازهای ثروتمند شدن از زبان یک میلیونر

بیشتر آنچه مردم ثروتمند را از مردم معمولی جدا می‌سازد، عوامل ذهنی است- افراد ثروتمند متفاوت از مردم عادی فکر می‌کنند. خبر خوب این است که موفقیت، مهارتی آموختنی است، و هر کسی می‌تواند بیندیشد، عمل کند، و همچون ابرثروتمند عمل کند.

هارو اِکر که میلیونری خود- ساخته است، در کتاب پرفروش اش به نام “اسرار ذهن میلیونر، ” به شناسایی کنش های ویژه ای از ذهن شخص میلیونر می پردازد، که می توانند به افزایش مهارت شما و همچنین افزایش پولتان بینجامد.

هارواکر می‌نویسد:

۱.اهداف ویژه ای را برای پول خود مشخص کنید.

آنچه می خواهید را مشخص سازید و به سوی آن خیز بردارید.” همه ی آنچه لازم است انجام دهید تا به درآمد سالیانه و دارایی خالصی که هدف قرار داده اید برسید، بنویسید ” اکِر تاکید می کند که ” شما باید به دنبال خلق فراوانی باشید نه حدی میانه.

وقتی چارچوبی زمانی برای دستیابی به این هدف ها تعریف می کنید، واقع گرا باشید ولی در همان حال، جاه طلب باشید و از این که خودتان را به چالش بکشید، ترسی به خود راه ندهید.

چرا چنین چیزی جواب می دهد: افراد ثروتمند، دست یابی به ثروت را هدف خود قرار داده اند. اکِر تاکید می کند که این موضوع، نیازمند تمرکز، جسارت، دانش و کوشش بسیار است، و در صورتی که شما اهدافی دقیق و چشم اندازی شفاف را برای خود ترسیم کرده اید، این قضیه امکان پذیر خواهد بود.

او می نویسد “مهم ترین دلیلی که افراد به آنچه می خواهند دست نمی یابند این است که در واقع آن ها نمی دانند چه می خواهند”. “افراد پولدار بدون هیچ تعارفی به دنبال ثروت هستند “.

۲.به یک باشگاه پرتجمل بپیوندید

با افرادی نشست و برخاست کنید که از شما موفق ترند.چنین جایی می تواند یک باشگاه تنیس، گلف، سلامتی یا کسب و کار باشد و ایده ای که پشت سر چنین کاری قرار دارد این است که با افراد پولدار در محیطی اعیانی، نشست و برخاست داشته باشید.

اکِر توصیه می کند که “اگر هیچ راهی وجود ندارد که از پس هزینه پیوستن به چنین باشگاهی برآیید، به صرف قهوه یا چای در شیک ترین هتل شهرتان بپردازید”.”در این فضا راحت باشید و توجه داشته باشید که این مشتریان هیچ تفاوتی با شما ندارند ”

دلیل اینکه چنین کاری جواب می دهد: افراد پولدار وقت شان را با کسانی می گذرانند که به همان اندازه یا بیشتر از آن ها ثروت دارند.

استیو زیبُلد، مؤلف و میلیونر خود-ساخته توضیح می دهد که “رفت و آمد با افرادی که از شما موفق تر هستند، می تواند بطور بالقوه فکر شما را باز کند و درآمدتان را با جهشی بزرگ روبه رو سازد، ” “در بیشتر موردها، دارایی خالص شما، بیانگر سطح نزدیک ترین دوستان شماست “

۳.مطالعه کنید، به پادکست ها گوش دهید، و پول خود را صرف کلاس ها و سمینارها کنید.

طی رفت و آمد روزانه خود به محل کار و در برگشت از آن، به پادکست ها گوش دهید.همواره به خودآموزی و کسب دانش درباره صنعت خود، سرمایه گذاری، کارآفرینی و روانشناسی پول بپردازید.

چرا این کار جواب می دهد: افراد ثروتمند مصمم هستند که همواره بیاموزند و رشد کنند. ثروتمندترین فرد یاد گرفته است که چگونه با آموختن از کسانی که از او موفق تر و ثروتمند تر هستند، به موفقیت دست یابد. آنها حتی پس از اینکه به موفقیتی باورنکردنی هم دست یافتند به آموختن ادامه می دهند.

اکِر تاکید دارد که “موفقیت، مهارتی آموختنی است”. اگر شما می خواهید گلف باز بزرگی شوید، می توانید یاد بگیرید که چطور این گونه شوید. اگر می خواهید یک نوازنده بزرگ پیانو شوید، می توانید یاد بگیرید، اگر می خواهید که ثروتمند باشید، می توانید یاد بگیرید”.

۴.یک مشکل در زندگی تان را روی کاغذ بنویسید و فهرستی از کارهای ویژه ای که درجهت حل آن مشکل هستند را در پی آن بیاورید.

روی راه حل ها تمرکز کن، نه مشکلات.اِکِر توضیح می دهد”این کار، شما را از مشکلات-اندیشی به سوی راه حل-اندیشی سوق می دهد.” “در وهله نخست، شما شانس خوبی برای حل مشکل دارید، و در وهله ی دوم، شما احساس به مراتب بهتری خواهید داشت”.

دلیل جواب دادن این کار: افراد پولدار مصمم هستند که با مشکلات، از مسیر اصلی خارج نشوند- اِکِر می گوید آنها خود را به گونه ای بار آورده اند که از مشکلاتشان بزرگ تر باشند.

او می نویسد”راه ثروت، لبریز از دام ها و دشواری هاست ، و درست به همین دلیل است که بیشتر مردم از پس آن برنمی آیند”. “آن ها نمی خواهند به خود زحمت بدهند، سردرد بگیرند و مسئولیتی بپذیرند.” در یک کلام، آن ها در پی مشکلات نیستند”.

راهی برای رویارویی با مشکلات تان بیابید، در این مسیر پیش روید و روی هدف های خود تمرکز کنید.

۵.زندگی نامه شخصی را بخوانید که به طرزی باورنکردنی ثروتمند و موفق است.

نگاهی به کتاب ریچارد برانسون به نام “درنگ نکن، انجامش بده” بیندازید.این کتاب ها را امتحان کنید: “تیتان: زندگی جان دی راکفلر، ” “اندرو کارنگی، ” “استیو جابز” “گلوله برفی: وارن بافت و کسب و کار زندگی، ” یا “اُپن، ” خودزندگی نامه بازیکن حرفه ای تنیس، آندره آغاسی.

دلیل جواب دادن آن: اِکِر می نویسد، “افراد موفق به دیگر افراد موفق نگاه می کنند تا بدینوسیله از آنها انگیزه بگیرند.” “آن ها افراد موفق دیگر را به عنوان مدل هایی برای یادگیری در نظر می گیرند. آنها به خودشان می گویند، ‘اگر آنها می توانند این کار را انجام دهند، من هم می توانم انجام دهم’ “.

۶.چرایی اهمیت ثروت اندوزی برای خودتان را یادداشت کنید

پس از اینکه آن را یادداشت کردید، پیوسته به این نوشته خود نگاه بیندازید.اِکِر می نویسد، این نوشته می تواند یک بند ساده و کوتاه باشد ولی هر چه خاص تر، بهتر!

چرا این کار جواب می دهد: افراد پولدار نسبت به موفقیت وسواس به خرج می دهند. زیبُلد می نویسد “واقعیت این است که افراد ثروتمند، وسواسی سالم را نسبت به آنچه به دست می آورند به خرج می دهند، از جمله نسبت به پول”. شخص پولدار کسب و کار و زندگی اش را همچون یک بازی می بیند، و این بازی ای است که آنها عاشق برنده شدن در آن هستند.

زیبلد توصیه می کند که درباره آنچه می خواهید و اینکه چگونه می خواهید به آن دست یابید، فکر کنید. پیروزی در این بازی، سطح خاصی از نظم را می طلبد.

۷.به جای این که بگویید ‘یا’ دیگر بگویید ‘هر دو’.

شما می توانید همه آن چه می خواهید را داشته باشید.اِکِر می گوید “تمرین کنید تا به هر دو مورد فکر کنید و برای داشتن هر دو مورد راهی را بسازید”. فارغ از اینکه چه زمانی راه های جایگزین، پیش روی شما باشند، از خودتان بپرسید، ‘چگونه می توانم هر دو مورد را به دست آورم ‘ “؟

دلیل کارایی آن: افراد ثروتمند هرگز نمی گویند “یا” _ آنها می گویند “هر دو”، چرا که آن ها می دانند شما می توانید به همه آنها دست یابید.

اِکِر تاکید می کند ” زمانی که صحبت از پول باشد، اهمیت فکر کردن به هر دو مورد، دوچندان می شود، ” “افراد طبقه ی فقیر و متوسط جامعه بر این باور هستند که باید میان پول و دیگر جنبه های زندگی، یکی را انتخاب کنند. و در نتیجه برای این موضع گیری خود که پول، به اندازه چیزهای دیگر مهم نیست، یک استدلال منطقی می یابند”

۸.برای آنچه که برایش تلاش می کنید و افرادی که آنها را دارا هستند، ارزش قائل باشید.

“آنچه می خواهی را گرامی بدار” این میلیونر خود ساخته می گوید “به فلسفه ی هونا بپرداز که می گوید ‘آنچه می خواهی را گرامی بدار ‘.” “در خیابان با خودرو چرخ بزن و به خرید مجله ها بپرداز، به خانه های زیبا و خودروهای باشکوه نگاه کن و درباره ی کسب و کارهای موفق مطالعه کن. هر آنچه را که می بینید و دوستش دارید، و هم چنین صاحبان و افراد مرتبط را گرامی بدارید.”

دلیل کارایی این کار: افراد ثروتمند، به ستایش افراد موفق و ثروتمند دیگر می پردازند. آنها هراسی ندارند که پول را حلاّل بیشتر مشکلات بدانند و با پول ذهن شان را از نگرانی ها می رهانند.

به جای اینکه به افراد موفق دیگر حسادت ورزند، سپاسگزار آن ها هستند، چرا که آن ها برایشان الگویی در دستیابی به موفقیت می باشند. اِکِر توضیح می دهد که “سریع ترین و ساده ترین راه برای ثروت اندوزی این است که یاد بگیریم که افراد ثروتمند که استادان پول هستند، چگونه به بازی می پردازند.”

۹.به جز شغل عادی خود، ۳ منبع درآمد دیگر هم داشته باشید.

فرصت هایی، بیشتر از آنچه فکر می کنید در انتظار شماست. این فرصت ها می تواند یک سرمایه گذاری باشد یا فرصت های کارآفرینانه. با مطالعه درباره راهبردهای سرمایه گذاری گوناگون شروع کنید و در کنار آن نگاهی هم به راه های خلاقانه برای پولسازی داشته باشید.

دلیل جواب دادن چنین کاری: کانون توجه ثروتمندان بر درآمد است. زیبلد می گوید “توده مردم به اندازه ای توجه شان را معطوف به کوپن های بریده شده از روزنامه ها و… و هم چنین باصرفه زیستن، کرده اند که از فرصت های اصلی غافل شده اند.” حتی در اوج بحران گردش نقدینگی، افراد ثروتمند تن به تفکر دوزاری گرایی توده های مردم ندادند. آنها استاد تمرکز انرژی ذهن خود بر چیزی هستند که شایسته این تمرکز است: یعنی پول فراوان. ”

۱۰. کاری انجام دهید که مایه سلب آسایش تان شود

با سلب آسایش از خودتان، به راحتی و آسایش برسید.اِکِر تشویق کنان می گوید “به عمد تصمیماتی بگیرید که مایه سلب آسایش شما شود.” “تمرین کنید که از حوزه آسایش خود بیرون بیایید. به صحبت با افرادی بپردازید که در شرایط عادی با آنها سخن نمی گویید، درخواست حقوق بیشتر کنید یا قیمت های کسب و کارتان را بالا ببرید، یا هر روز یک ساعت زودتر برخیزید”.

دلیل جواب دادن این کار: افراد ثروتمند، آسایش را در بی قطعیتی می یابند. زیبلد می نویسد “اندیشمندانی که در سطح جهانی هستند خیلی زود یاد می گیرند که میلیونر شدن آسان نیست و آسایش طلبی می تواند بسیار مخرب باشد، ” “آن ها می آموزند که در یک بی قطعیتی مداوم کار کنند و در همین حال از آسایش هم برخوردار باشند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

چگونه ثروتمند شویم

۱ – ثروتمند شدن از طریق یک حرفه

دانش آکادمیک فرا بگیرید

مهم نیست که دانش شما در رشته مورد نظر با تحصیل در مقطع دوره فوق لیسانس دانشگاه صنعتی شریف حاصل شده باشد یا اینکه از طریق ثبت نام در یک دوره آموزشی بدان دست یافته باشید بلکه باید دانش فیلد مطلوب کاری خود را در حد قابل قبولی داشته باشید. حتی مواردی که رویکرد کاملا تئوریک دارند، در بعضی مواقع در پروژه های واقعی به کمک شما آمده و باعث تمایز شما از سایر همکاران تان می شود. در ضمن، هنگام استخدام نیز رزومه علمی شما تاثیر بهتری از سوابق نامعلوم و حتی غیرمعتبر کاری در نزد کار فرما خواهد داشت.

حرفه آینده تان را درست انتخاب کنید

اگر اولویت اول شما کسب ثروت و زندگی راحت در آینده است، خیلی دنباله رو علاقه خود به رشته خاصی نباشید. به نتایج تحقیقاتی که در مورد متوسط درآمد مشاغل مختلف انجام شده، نگاه کنید تا ببینید در کدام رشته ها که به علایق شما نزدیک ترند، احتمال ثروتمند شدن بیشتر است. به طور مثال احتمال ثروتمند شدن شما در نقش یک مهندس مالی بیشتر از یک استاد دانشگاه خواهد بود.

مکان درستی را برای فعالیت شغلی انتخاب کنید

به جایی بروید که شغل های بهتر و بیشتری وجود دارد. مثلا به عنوان کارشناس مسائل مالی و بورس، زمینه کاری بهتر و امکان رشد بیشتری در تهران برای شما وجود خواهد داشت تا در یک شهرستان کوچک.

ابتدا شغلی برای کسب تجربه پیدا کنید

تا می توانید برای جاهای مختلف درخواست کار بفرستید و مصاحبه بروید. هنگامی که کار مورد نظر را یافتید آن را نگه دارید و سعی کنید تجارب لازم برای موفقیت های آینده را کسب کنید. تا پیدا شدن یک کار مناسب نیز می توانید در یک شرکت معتبر کارآموزی کنید و تجربه کسب کنید.

شغل و کارفرمایتان را تغییر دهید

با این کار می توانید دستمزد خود را افزایش داده، تجارب کاری و غیرکاری مختلف به دست آورده و ریسک بیکاری آینده به دلیل تک بعدی بودن را کاهش دهید. از اینکه این کار را بارها انجام دهید واهمه نداشته باشید. اگر شما کارمند با ارزشی باشید، حتی ممکن است کارفرمای فعلی تان برای نگه داشتن شما، افزایش حقوق و سایر مزایا را در نظر بگیرد. ممکن است وابستگی به شرایط فعلی، ترس از محیط و کار جدید یا وفاداری شغلی، شما را در این اقدام سست کند، اما به یاد داشته باشید برای پیشرفت باید مدام در حرکت باشید، بنابراین برای یافتن موقعیت های تازه گوش به زنگ باشید.

تجارت شخصی راه اندازی کنید

بیشتر افراد موفق یک درآمد جانبی به جز حقوق ثابت ماهانه دارند که گاهی از این کارهای جانبی درآمد بیشتری عایدشان می شود. این کار تمرکز و وقت زیادی می طلبد و استرس زیادی به شما وارد می کند، اما بعد از چند وقت که به سوددهی رسید، شما می توانید نتیجه آن را ببینید. علاوه بر درآمد بیشتر، شما این مزیت را خواهید داشت که رئیس خود باشید و زمان های کاری خودتان را تنظیم کنید. پیشنهاد می کنیم پس از کسب تجربه در یک زمینه خاص و به دست آوردن دانش جنبه های مختلف آن، تجارت خود را شروع کنید.

۲ – ثروتمند شدن از طریق سرمایه گذاری

سرمایه گذاری کردن در تحصیل

حتی اگر موفق نشدید از طریق کنکور وارد دانشگاه شوید، با هزینه شخصی به دانشگاه بروید. مطمئن باشید با انتخاب رشته صحیح بعدها چند برابر هزینه سرمایه گذاری شده برای تحصیل خود را به دست خواهید آورد. برای مثال اگر شخصی که به تجارت علاقه مند است، مدرک MBA بگیرد، هزینه تحصیل خود را بعدها در کمتر از یک سال به دست خواهد آورد.

در بازار های مالی سرمایه گذاری کنید

بازارهای مالی محل مناسبی برای چند برابر کردن پول شما هستند. اگر خود را به دانش لازم مجهز کنید و فرد فرصتشناسی باشید قادر خواهید بود چند برابر درآمد سالانه خود را از این طریق به دست آورید. خرید سهام شرکت های معتبر و اوراق قرضه راهی مطمئن برای ایجاد درآمد فرعی است. برای افراد ریسک پذیرتر، سرمایه گذاری در بازار بورس، سود بیشتری به دنبال خواهد داشت. در کنار اینها نباید از سرمایه گذاری روی طلا و ارز غافل شد. این بازارها در شرایط بحران های اقتصادی داخلی یا جهانی، به طرز شگفت آوری سودآوری دارند.

در مستغـــلات سرمــایه گـــذاری کنید

خریداملاک استیجاری یا زمین در مکان های رو به رشد، سرمایه گذاری است که شما همواره برنده آن خواهید بود. با توجه به افزایش جمعیت و در نتیجه بالا رفتن تقاضا برای مسکن و همچنین املاک تجاری، می توانید انتظار یک سود تضمین شده را داشته باشید. اگر فرد ریسک پذیری نیستید می توانید با خرید یک واحد استیجاری، نه تنها از افزایش سرمایه خود مطمئن شوید، بلکه از اجاره ماهانه آن استفاده کنید. اگر هم وقت و انرژی کافی دارید و به دنبال سود بالا هستید، پیشنهاد می شود به صورت فردی یا مشارکتی اقدام به ساخت وساز کنید.

وقت خود را سرمایه بدانید

به جای اینکه چند ساعت در روز را به بطالت صرف کنید، سعی کنید برای کل روزتان برنامه ریزی داشته باشید. از هر زمانی برای یادگیری مطالبی مانند ساز و کارهای اقتصادی، عملکرد شرکت های بورس، مدل های ریاضی ساده و پیشرفته تحلیل مالی و … استفاده کنید.

 از خریدهایی که ارزش آنها در آینده پایین خواهد آمد، اجتناب کنید

به طور مثال خرید یک ماشین گران قیمت، اقدام جالبی از لحاظ اقتصادی به شمار نمی آید، زیرا صرف نظر از میزان کاری که از آن می کشید، بعد از ۵ سال، ارزش آن به میزان زیادی افول خواهد کرد.

ثروتمند بمانید

ثروتمند شدن سخت است، اما ثروتمند ماندن حتی از آن هم سخت تر است. دارایی شما همواره از بازار تاثیر می پذیرد و بازار هم که پستی و بلندی های خود را دارد. اگر شما در زمانی که بازار در شرایط خوبی به سر می برد، بی خیال باشید و استفاده حداکثر را نبرید، در زمان رکود محکوم به شکست و بازگشت به پله نخست خواهید بود. اگر ارتقایی در حقوق خود داشتید یا سهامتان سوددهی خوبی داشت، این مبلغ اضافه را پس انداز یا سرمایه گذاری کنید، زیرا قریب به یقین با روزهای سخت مواجه خواهید شد.

 ۳ – ثروتمند شدن از طریق پس انداز روزانه

چند حساب پس انداز باز کنید

بهتر است هر فردی بیش از یک حساب پس انداز داشته باشد تا با ریختن مقداری از درآمد ماهانه در حساب های دیگر از خرج های اضافی جلوگیری کند. به طور مثال، بهتر است هر زمان که حقوق خود را دریافت کردید و همان ابتدا درصدی از پولتان را در حساب مخصوصی بریزید و کارت آن را همیشه در منزل نگه دارید. یک حساب مخصوص خرج منزل و یک حساب هم برای تفریحات ماهانه داشته باشید.

 بودجه بندی کنید

یک بودجه ماهانه که تمامی هزینه های اولیه شما را پوشش دهد، مقرر کرده و مقدار کمی را هم برای تفریح و سرگرمی کنار بگذارید. هیچگاه از این مقدار در خرج کردن فراتر نروید.

به ماشین و منزل سطح پایین رضایت دهید اما قانع نباشید

معمولا انتظاری را که از یک منزل ویلایی دارید، یک آپارتمان هم برآورده می سازد. آپارتمان مسکونی را می توان با یک نفر دیگر شریک شد و به یک ماشین دست دوم رضایت داد. در یک کلام تجمل گرا نباشید. با این کار ماهانه مقدار زیادی پول پس انداز خواهید کرد تا اینکه روزی برسد که بتوانید بهترین منزل و ماشین را بخرید بدون اینکه چیزی از درآمدزایی شما کم شود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

دانشگاه هایی که میلیاردر می سازند!

دانشگاه هایی که میلیاردر می سازند!

موسسه ولث ایکس، به مدیریت دیوید فریدمن اخیرا تحقیقی در این باره انجام داده و نتیجه گرفته است که تقریبا همه این دانشگاه ها نخبه گرا و خصوصی بوده اند و دسترسی هایی که هر دانشگاه برای فرد به وجود می آورد عنصر موثری در موفقیت اوست.

10 دانشگاه دنیا که بیشترین میزان میلیاردر را در فارغ التحصیلان خود داشته اند:

1- دانشگاه هاروارد

تعداد میلیاردر: 52 نفر

کل ثروت میلیاردرهای این دانشگاه: 205 میلیارد دلار

هاروارد در صدر بهترین دانشگاه های جهان قرار گرفته است و قلب آموزش تجارت و کسب و کار جهان است. دانشگاهی رویایی با فارغ التحصیلانی رویایی.

2- دانشگاه پنسیلوانیا

تعداد میلیاردر: 28 نفر

کل ثروت میلیاردهای این دانشگاه: 112 میلیارد دلار

چند وقت پیش بود که رلد گرلمن یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه پنسیلوانیا، 25 میلیون دلار به ساخت مطالعات سیاسی و اقتصادی این دانشگاه کمک کرد.

3- دانشگاه استنفورد

تعداد میلیاردر: 27 نفر

کل ثروت میلیاردرهای این دانشگاه: 76 میلیارد دلار

دانشگاهی که موسس گوگل در آن درس خوانده است و به خاطر حقوق، مدیریت و نیز رشته های صنعتی و فنی اش مشهور است. 71 درصد از میلیاردرهای این دانشگاه، خودساخته هستند و ثروتشان را با کار خود به دست آورده اند.

4- دانشگاه نیویورک

تعداد میلیاردر: 17 نفر

کل ثروت میلیاردرهای این دانشگاه: 68 میلیارد دلار

برخی این دانشگاه را دانشگاه نخبگان نمی دانند اما این واقعیتی است که نیویورک یکی از بهترین دانشگاه های جهان است.

5- دانشگاه کلمبیا

تعداد میلیاردر: 15 نفر

کل ثروت میلیاردرهای این دانشگاه: 96 میلیارد دلار.

علوم بازرگانی و مدیریت خواندن در جایی که قلب تجارت کشور است و کمی پایین تر از دانشگاه وال استریت است، حس جالبی دارد.

6- دانشگاه ام آی تی

تعداد میلیاردر: 15 نفر

کل ثروت میلیاردرهای این دانشگاه: 114 میلیارد دلار

به غیر از بافت بین المللی در میان اعضای هیات علمی و دانشجویان، ام آی تی در مورد نخبه بودن دانشجویان و محیط علمی اش هم شهرت بین المللی دارد.

7- دانشگاه کورنل

تعداد میلیاردر: 14 نفر

کل ثروت میلیاردرهای این دانشگاه: 35 میلیارد دلار

در مورد دانشگاه کورنل ذکر این نکته ضروری است که 23 درصد از میلیونرهای این دانشگاه، ثروت خود را به ارث برده اند.

8- دانشگاه جنوب کالیفرنیا

تعداد میلیاردر: 14 نفر

کل ثروت میلیاردرهای این دانشگاه: 32 میلیارد دلار

بسیاری از جویندگان ثروت ممکن است که دانشگاه برکلی را برگزینند؛ اما دانشگاه جنوب کالیفرنیا با رشته فیلم و سینما فارغ التحصیلان بسیار ثروتمندی دارد.

9- دانشگاه بیل

تعداد میلیاردر: 13 نفر

کل ثروت میلیاردرهای این دانشگاه: 77 میلیارد دلار

شاید هنوز هم بیل، دانشگاه اصلی نخبگان آمریکایی باشد. فقط کافی است این را در نظر داشته باشید که سه نفر از چهار رئیس جمهور قبلی آمریکا در این دانشگاه درس خوانده اند.

10- دانشگاه کمبریج

تعداد میلیاردر: 11 نفر

کل ثروت میلیاردرهای این دانشگاه: 48 میلیارد دلار

تنها دانشگاه غیر آمریکایی این لیست، دانشگاه کمبریج اس. این دانشگاه در لیست دانشگاه های برتر دنیا برای دانشجویان بین المللی است. یکی از آنان، مدیر املاکی در پکن است به نام ژان ژین که امروزه یکی از میلیاردرهای دنیا و سومین زن ثروتمند چین است.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

راه و روشهای ساده برای میلیاردر شدن

راه و روشهای ساده برای میلیاردر شدن

1 - افکارتان را در مورد پول تجزیه و تحلیل کنید و ارزش های سالم پول را در ذهنتان پرورش دهید
2 - احساسات تان را در مورد پول محک بزنید
3 - کارمند خود باشید و سعی کنید خودتان بدون هیچ جبری بر کیفیت و راندمان کارتان نظارت داشته باشید حتی می توانید از رئیس تان بخواهید به شما به ازای میزان کار مفیدی که انجام می دهید پاداش بدهد نه بر اساس ساعات کارتان
4 - مجلات معتبر را مطالعه کنید و خودتان را از لیست ثروتمندان مطرح کشورتان مطلع سازید     
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر