گردشگری/ تاریخی/ جاذبه های گردشگری/خاطرات/حوادث و رویدادها/ موفقیت/ مالی / اقتصادی / ثروت/ سرمایه گذاری

چند اصل مهم جهت افزایش هوش مالی کارمندان



چند اصل مهم جهت افزایش هوش مالی کارمندان

هوش مالی به معنای هوش کسب و کار است. یعنی هوش که در جهت کسب و کار از آن استفاده می شود که نتیجه ی دانش و مهایت هایی است که از درک مفاهیم درست حسابداری به دست آمده است.


امروزه بسیاری از سازمان ها از هوش مالی در جهت پیشرفت مجموعه خود استفاده می کنند که در نهایت به بهتر شدن مالی سازمان و همچنین بهتر شدن کارمندان کمک می کند.


بسیاری از سازمان ها اهمیت زیادی به سازمان و مجموعه خود می دهند به همین دلیل دوره های آموزشی هوش مالی را برای کارمندان خود برگزار می کنند تا آنها با استفاده از این دوره در جهت بهتر شدن خود و سازمان تلاش کنند.


مزایای تقویت هوش مالی در خود

چند اصل مهم جهت افزایش هوش مالی کارمندان


همه افراد باید بدانند که تنها داشتن ثروت کافی نیست و با داشتن ثروت هیچ سازمانی پیشرفت نمی کند. هوش مالی به مدیران سازمان کمک می کند تا چگونه از پول خود و درآمد سازمان برای پیشرفت سازمان و کارمندان استفاده کنند. اینگونه افراد می توانند موفق باشند و یک سازمان اصولی و موفقی را داشته باشند. در واقع ما از هوش مالی  میتوانیم برای حل مشکلات مالی خود استفاده کنیم. به همین دلیل برخی از سازمان ها این دوره را برای کارمندان خود به خصوص کارمندان مالی خود اجباری کرده اند چون آن ها اهمیت زیادی را به سازمان خود می دهند.


نظر رابرت کیوساکی در مورد هوش مالی

چند اصل مهم جهت افزایش هوش مالی کارمندان


خیلی از افراد فکر میکنند که اگر صندوقچه ها و حساب های پر پولی را داشته باشند ثروتمند هستند اما نمی دانند که استفاده درست آن ها و داشتن هوش مالی که به استفاده صحیح کمک می کند و همچنین داشتن فوت و فن های اساسی است که به مرور فرد را ثروتمند می کند. در واقع وقتی فرد دارای هوش مالی باشد می داند که چگونه از ثروت خود استفاده کند تا روز به روز بر آنها اضافه تر بشود. در نتیجه آن فرد می تواند در نهایت یک فرد پولدار باشد.


ویژگی های کارمندانی که هوش مالی دارند


چند اصل مهم جهت افزایش هوش مالی کارمندان


بسیاری از کارمندان دارای هوش مالی هستند که از آن در بهتر شدن خود و سازمانی که در آن کار می کنند استفاده می کنند. این افراد ویژگی هایی دارند که در ذیل به تعدادی از آن ها اشاره می کنیم:


داشتن طرح های اساسی و اجرای آن ها: کارمندانی که دارای هوش مالی هستند توانایی این را دارند که طرح های اساسی و کارآمدی را انتخاب و اجرا کنند. این طرح ها تاثیرات بسیار زیاد و خوبی را در پیشرفت کار دارد.

قانون ده درصد: قانون ده درصد به این معنی است که از هر درآمد ده درصد از پول خود را پس انداز کنید. اگر این قانون را در کسب و کار خود استفاده کنید بسیار موفق می شوید. یک حساب جداگانه ای را برای خود باز کنید و از هر درآمد ده درصد از آن را پس انداز کنید. بعد از مدتی میبینید که پس انداز شما چشمگیر شده است و از آن می توانید بهترین استفاده ها را کنید. این قانون را کارمندانی که هوش مالی را می دانند اجرا می کنند و بسیار موفق هستند.

رساندن بدهی و قرض ها به صفر: این مورد و ویژگی ارتباط مستقیمی با قانون ده درصد دارد. زمانیکه شما همان طور که گفته شد از هر درآمد خود ده درصد آن را پس انداز کنید دیگر نیاز ندارید تا از کسانی دیگر پول قرض بگیرید. در نتیجه بدهی های شما به صفر می رسد و علاوه بر اینکه از پس انداز خود استفاده کرده اید میبینید که مجدد باز هم پس اندازی برای شما مانده است. کارمندان دارای هوش مالی این مورد را به خوبی می دانند.

انتخاب اهداف درست مالی: کارمندانی که هوش مالی دارند برای خود و همچنین سازمانی که در آن کار می کنند اهداف مالی بلند مدت انتخاب می کنند. اهداف مالی هم بلند مدت هستند و هم کوتاه مدت که کارمندان از هر دو برای پیشرفت سازمان استفاده می کنند.

مدیران مالی موفق چه مدیرانی هستند

مدیران موفق مدیرانی هستند که از هوش مالی استفاده می کنند. آن ها می دانند که با اینکه هوش مالی را می دانند اما ارتباط خود را با افراد موفق دیگر قطع نمی کنند. می دانند که هر فردی دارای تفکر ویژه و خاصی است که می توانند با ارتباط های دوستانه و صمیمانه از آن ها درست استفاده کنند. وقتی که ارتباطات دوستانه را برقرار کنید و از طرف دیگر با استفاده از مهارت هوش مالی سازمان را در پیشرفت و موفقیت هدایت می کنند. بالعکس مدیران مالی ناموفق دقیقاً برعکس این ویژگی ها هستند. یعنی نمی دانند از اموال شرکت در جهت پیشرفت آن چگونه استفاده کنند. مدام بدهی های کلان را بالا می آورند و در نهایت سازمان شکست می خورد.


چند اصل مهم جهت افزایش هوش مالی کارمندان


تمامی سازمان ها و موسسات برای پیشرفت سازمان خود به هوش مالی نیاز دارند که همان طور که گفته شد بسیاری از آن ها دوره های آموزشی هوش مالی را برای کارمندان خود برگزار می کنند. افرادی که می خواهند تجارت های بزرگ را راه اندازی کنند باید قبل از شروع به کار دوره های هوش مالی را بگذرانند بعد شروع کنند چون بدون آن مطمئناً موفق نمی شوند و شکست میخورند. حتی کارمندان معمولی مانند معلمان و… هم این دوره را باید یاد بگیرند. در واقع هوش مالی امروزه حرف اول را در کسب درآمدهای درست و اساسی میزند.


نتیجه گیری

در این مقاله دریافتیم که هوش مالی چیست و چرا باید آن را یاد بگیریم. دریافتیم که سازمان ها با داشتن هوش مالی می توانند کارمندان موفقی را داشته باشند چون می دانند که چگونه از اموال شرکت استفاده کنند. این مورد بسیار مهم است شاید بسیاری از افراد اهیمت زیادی به آن ندهند امابا خواندن این مقاله متوجه میشوند که بسیار مهم است. قانون ده درصد که از مهمترین ترین قانون های هوش مالی است بسیار به کسب و کار کمک میکند. این که شما از هر درآمد خود ده درصد ان را پس انداز کنید میتوانید در کسب درآمد خود موفق باشید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

10 اصل ورود به مدار ثروت


اول : اینکه درست مثل رانندگی ، آشپزی ، خلبانی و هر کار دیگه ای که نیاز به یادگیری داره،موفقیت

و کسب ثروت هم علم خودش رو نیاز داره و باید اون رو یاد بگیرید. بدونید اولین شرط موفقیت

کسب علم و آگاهیه

دوم : طبق قوانین جهان هستی شما نمی تونید به چیز ارزشمندی دست پیدا کنید ولی بهای اون رو

نپرداخته باشید،ممکنه بهای اون تلاش ، صبر ، پشتکار ، شب زنده داری ، مطالعه بیشتر ، پرداخت پول

و یا سفر به دور دست ها باشه ولی حتما بهایی داره

سوم : مسئله جالب اینجاست که وقتی شما در مدار درست قرار گرفتید همه چیز مثل یک پازل کنار

هم چیده می شه، و بدون اینکه شما متوجه بشید و یا کار خاصی انجام بدید همه چیز خوب و عالی

پیش می ره.


چهارم : مطالبی که در خصوص موفقیت آموزش داده می شه قانون هستند یعنی تا قیام قیامت ثابتند

پس فقط کافیه که اونها رو یاد بگیرید و عمل کنید

پنجم : به خدا و جهان هستی اعتماد داشته باش،مطمئن باش خدا بیشتر از تو دوست داره که تو

پیشرفت کنی و موفق و ثروتمند بشی.

ششم : قانون تکامل و لیاقت یک اصل مهمه ، فراموشش نکن.قانون تکامل میگه تو برای کسب

موفقیت و ثروتمند شدن باید آرام آرام مدار خودت را ارتقا بدی و با کسب لیاقت به مدار های بهتر و

درجات عالی برسی.

نکته هفتم : مهمتر از همه چیز شروع کردنه. تو شروع کن کائنات هر لحظه درهای جدیدی برات باز

میکنه.

به قول شاعر:

گر مرد رهی میان خون باید رفت وز پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای در را نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت


هشتم :طبق آیه سوم سوره بقره پرهیزگاران کسانی هستند که ایمان دارند به آنچه که نمی بینند. تو

خدارو نمی بینی ولی یادت باشه که باید در تمام لحظات وجودش رو حس کنی و از اون کمک بخوای.

نهم : در تو باورهای غلطی هست که مسیر تو رو دشوار می کنه برای اولین قدم باورهای غلط و تضعیف

کننده خودت رو پیدا کن و برای اصلاح کردن اونها دست به کار شو.

و دهم : افرادی که در راه موفقیت قدم برمیدارند 4دسته اند :

خوب دقت کن

• دسته اول : کل این مطالب رو کذب و غیر واقعی می دونند.

• دسته دوم : فقط از یاد گرفتن این مطالب لذت می برند و ذوق می کنند.

• دسته سوم : علی رغم یادگیری شروع به انجام تمرینات و آموزه های خود شون می کنند ولی در

اواسط راه اون را رها می کنند

• ولی دسته چهارم : بعد از یادگیری با تمام سختی ها و مشکلات راه را ادامه می دهند تا در عمل به

قوانین حاکم بر جهان به درجه استادی برسند و موفق و ثروتمند بشند.

که این دسته تقریبا 5% از افراد کل جهان را تشکیل می دند.

کمی فکر کنید و ببینید شما جزء کدام دسته اید؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

اهمیت باورها در زندگی ( موفقیت ها و شکستها )

اگر خواهان موفقیت هستی باید آماده باشی تا با تغییر باورهای محدود کننده و ساختن باورهای قدرتمند کننده، شرایط دلخواه را در زندگی ات رقم بزنی.

راه تغییر باور، تنها از طریق کنترل ورودی های ذهن و تغذیه ذهن به وسیله ورودی های مناسب و تکرار این روند است.

باید بذر باورهای قدرتمند کننده و ثروت آفرین را در ذهنت بکاری و با تکرار این باورها آن بذر را تغذیه و تبدیل به درختی بارور و پرثمر نمایی.

اگر این باورها به یقین تبدیل شود  خود را به صورت رونق در کسب و کار، ورود مشتری های جدید و عالی به کسب و کار، جذب فرد مورد علاقه به زندگی، کسب مجدد سلامتی، مهاجرت به شهر یا کشوری که دوست داری، ورود افراد جدید به روابط، ترفیع شغلی، افزایش حقوق و ورود نعمت ها و برکت ها از مسیر های مختلف، نشان خواهد داد.

فراموش نکن که "تغییر باور"، یک مسیر است که باید قدم به قدم پیموده شود. نمی توانی یک شبه همه باورهای محدود کننده ای را تغییر دهی که حاصل تجارب یک عمر است. بنابراین، تنها کار تو این است که با تکرار آموزش های این دوره ها، مرتباً ذهنت را با ووردی هایی تغذیه نمایی که موجب ثابت قدم بودن در مسیر این نعمت ها و دریافت آنها می گردد.

ثابت قدم بودن در مسیر یعنی: باید هر روز روی باورهایت کار کنی، و با اقدام عملی در جهت اهدافت شروع کنی و ادامه دهی .

شیطان ذهن، همیشه در حال اقدام برای تغذیه باورهای محدود کننده است تا ما را بترساند و نگران و نا امید گرداند.به همین دلیل همواره به محرکی هایی نیاز داریم تا با یادآوری قوانین خداوند و چگونگی اجرای آنها در عمل، مرتباً انگیزه های مان را تغذیه نماییم 

بنابراین، آن لحظه هایی که به هیچ شکل از عهده خاموش کردن نجواهای ذهنت بر نمی آیی که می خواهد با ترس ها و نگرانی هایش، تو را از ادامه مسیر، نا امید نماید، تکرار باورهای مثبت ، مأمن امنی است که دوباره وجودت را تنظیم، ایمانت را استوار و امیدهایت را دوباره زنده نموده و حریف نجواهای ذهنت می شود. 


باور ساختن یعنی، تلاش برای درک این اصل و اساس و اجرای بی چون و چرای آن در هر لحظه و هر جنبه از زندگی. هرچه به کمک تکرار این آگاهی ها، مهارت خود را در نحوه کنترل ذهن افزایش دهی و ذهن خود را با ورودی های و آگاهی های خالصی احاطه نمایی باورهای قدرتمند کننده تری می سازی که تو را به سمت زندگی بهتر و باکیفیت تر هدایت می کند.

باورهایی که تو را به محله، شهر یا کشور با کیفیت تری نقل مکان می هد.

رابطه ات را به سمت تجربه عشق و مودت بیشتر هدایت می کند.

کسب و کارت را به سمت فرصت های ثروت ساز و مشتری ها و بازارهای بهتر، هدایت می کند.

وضعیت مالی ات را به سمت استقلال مالی بیشتر پیش می برد تا بتوانی در خانه زیباتری زندگی کنی، ماشین باکیفیت تری سوار شوی و هدایای ارزنده تری برای عزیزانت تهیه نمایی. فارغ از آنکه هزینه اش چقدر است یا ارزش دلار چقدر است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

پول گذاشتن در بانک بایدها و نبایدها

روزی دوستی مبلغی رو در بانک گذاشته بود و سود کلانی دریافت میکرد این عزیز هر روز در دفتر دوستا حضور و از اسایش و رفاه خود صحبت میکرد و به اینکه چطور بی دردسر هر ماه مبالغ کلانی سود بانکی دریافت منمایید در همان زمان که رفتار و گفتار این عزیز دوستان دیگر را وسوسه نقد کردن امرال و بیزینس ها تبدیل به دارایی نقدی و سپرده نموده بود بنا به رکود فراگیر در جامعه و کسادی غالب کسب و کارها و کاهش قدرت خرید مردم برخی دوستان مراجعه و مشورت میکردن که ایا چنین کاری انجام داده و سود بیست و هفت درصد رو دریافت نمایند یا سختی تجارت و تولید را به جان خریده و سود بمراتب کمتری نیز نصیب حال انها شود با عقل و منطق و شرایط ان روزها واقعا سود بانکی عالی بود و اقعا هیچ بیزینسی چنین سودی رو نمیداد و بنده این مسىله رو میگفتم که بنا به عقل و منطق کار عالی میباشد اما یک مشکل دارد و ان این مسىله است که پنیر مجانی صرفا در تله موش است و این سود بهای بی ارزش شدن همان دارییهاست بنابراین بجای عقب کرد عمق برند خود رو گسترش بدهید شاید طی دوره زمانی سود بالایی در نیاورید اما در صورت عملکرد درست بنا به ارزش دادن به بیزینس مشتری در کنار سود که در حال خواهید داشت سود اعتباری بالاتری خواهید داشت در شرایطی که امروز افرادی که سود دریافت کردن دقیقا معادل ارزش پول دریافتی ارزش پولشان از بین رفت.

اما افراد باقی مانده بنا به کسب اعتبار بیستر با موجهای پیش رو و رفتن اقتصاد به پازل کیک های بزرگتر و نظام توزیع محور قویتر از قبل نیازمند منابع مالی بالاتری بوده و غالبا این افراد در بازار بزرگتر  خواهند شد  زیرا بسیاری قدرت رقابت رو از دست داده و نیازمند منابع مالی بالاتری جهت ورود به کسب و کار خواهند بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

تئوری شیر و عنکبوت در افزایش فروش

تئوری شیر و عنکبوت در افزایش فروش

تئوری شیر و عنکبوت در افزایش فروش

تئوری شیر و عنکبوت در افزایش فروشReviewed by ماهان تیموریonNov 13Rating: 5.0تئوری شیر و عنکبوت در افزایش فروشمدیر یک کسب و کار یا به روش شیرها فروش کسب و کار را مدیریت میکند و یا به روش عنکبوتها، در این مقاله یاد بگیرید به روش شیرها فروش خود را افزایش دهید.

تکنیک های افزایش فروش را خیلی از ما تا به حال آموزش ندیده ایم اما در اینجا با آن ها آشنا خواهیم شد. در دوره هوش مالی درباره این تکنیک ها صحبت شد. آموزش هایی که در این متن مطالعه خواهید کرد برای مدیران و صاحبان کسب و کاری مناسب است که قصد رشد و توسعه کسب و کار خود را دارند. 

تکنیک های افزایش فروش:

تنها کافیست اطلاعاتی که در اختیار شما قرار می دهیم را درک کنید و به حافظه خود بسپارید و از همه مهم تر به نکاتش عمل نمایید. در دوره هوش مال این را دانستیم که سه کار را باید مثل افراد هوشیار انجام دهیم. راه اندازی کسب و کار، حفظ پول و سرمایه و افزایش درآمد و سرمایه گذاری.

تئوری شیر و عنکبوت:

تئوری شیر و عنکبوت

این تئوری می گوید که در دنیای کسب و کار دو نوع مدیر وجود دارد. مدیری که مانند شیر رفتار می کند و مدیری که رفتار و کارش مانند عنکبوت است.

حتی مدیرانی که خصوصیت عنکبوت ها را دارند نیز 2 نوع هستند؛ نوع اول آن ها برای شکار انتظار میکشند، عملکرد این مدیران یا صاحبان کسب و کار به این صورت است که بعد از راه اندازی کسب و کار خود منتظر مشتری می مانند. خیلی از این مدیران به این فکر می کنند که کسب و کار خود را در بورس فروش محصولات و خدمات راه اندازی کنند. 

دسته دیگر عنکبوت های آزاد هستند؛ این دسته از مدیران کسب و کار همان خویش فرماهایی هستند که تنها مدیر کسب و کار خودشان می باشند. غالباً مدیران تئوری عنکبوت منتظر مشتری هستند. مدیرانی که رفتار آن ها مانند شیرها است چه خصوصیاتی دارند، این افراد باهوش خود به دنبال شکار و مشتری می روند و کسب و کار خود را به آن ها می شناسانند. این افراد چه نکاتی را رعایت می کنند:

 

توجه به محل کسب و کار:

توجه به محل کسب و کار:

محلی که شما کسب و کار خود را راه اندازی می کنید بسیار مهم است. مهمترین تکنیکهای افزایش فروش از محل کسب و کار آغاز می شود. در کسب و کار شما از چه دکوراسیونی استفاده شده؟ کیفیت مکانی محل کسب و کار شما خوب هست؟ اولین موردی که  مشتری را به سمت شما جذب می کند، شیک بودن و زیبایی محیط کاری شماست. دکور مغازه خود را جذاب کنید.

نیازی نیست که چندین میلیون تومان برای دکوراسیون داخلی محیط کار خود هزینه کنید، گاهی با کم هزینه ترین و ارزانترین روش ها هم می توان محیطی شیک و آراسته برای جذب مشتری داشت. 


محیط کسب و کار:

محیط کسب و کار

محیط کسب و کار یعنی مکانی که مغازه، شرکت یا سازمان شما در آن قرار دارد، اینکه مغازه یا محل کسب و کار شما در چه مکانی اجاره یا خریداری شده بسیار با اهمیت است. محیطی که شما انتخاب می کنید باید با کسب و کار شما همخوانی داشته باشد.

این موضوع بسیار مهم، غالباً مورد توجه مدیران و صاحبان کسب و کار قرار نمی گیرد. پس بهتر است هدف خود را با استفاده از این تکنیک های افزایش فروش عملی کنید و فروش خود را افزایش دهید.

توجه به نوع محصول و خدمات:

 توجه به نوع محصول و خدمات

درباره این موضوع بارها و بارها صحبت شده است. یکی از مهمترین تکنیک های افزایش فروش این است که محصول و خدمات شما نیاز مشتری را برطرف کند. به هر روشی که کسب و کار خود را مدیریت می کنید باید نیاز مخاطب هدف شما برطرف شود. به مقالات قبلی درباره هرم نیازهای مازلو مراجعه بفرمایید تا اطلاعات کامل تری درباره کسب و کارها به هدف رفع نیازهای مشتری دست پیدا کنید.

به خدمات و محصولات خود ویژگی های منحصر به فرد اضافه کنید تا مورد توجه قرار گیرد، اگر شما مدیر هستید و کار شما هیچ فرقی با دیگران نداشته باشد، این را بدانید که احتمال رشد در این بازار برای شما صفر است. چه ویژگی هایی باید به کسب و کار شما اضافه شود؟ برای مشتری های خاص خود چه برنامه ای دارید؟ به این فکر کنید که نسبت به رقبای خودتون چه برتری دارید؟ پاسخ این سؤال را یادداشت کنید. 




از مهم ترین تکنیکهای افزایش فروش تبلیغات است. تا جایی که امکان دارد تبلیغات کنید. اگر تبلیغات شما کم و محدود باشد نشان دهنده این است که ذهنیت شما نسبت به این تکنیک ها محدود است. یکی از رازهای بزرگ رشد در دنیای کسب و کار تبلیغات است.

هیچ وقت هنگام هزینه کردن برای تبلیغات کسب و کار، محصولات و خدمات خود محدود عمل نکنید. چون تبلیغات باعث افزایش مشتری و افزایش مشتری باعث افزایش درآمد شما خواهد شد. به بزرگ کردن کسب و کار خود فکر کنید. 

توجه به مشتری:

توجه به مشتری:

یکی از خصوصیات افرادی که هوش مالی بالایی دارند این است که این افراد به مشتریان خود بسیار توجه می کنند. متاسفانه امروزه در مملکت ما افراد و صاحبان کسب و کار این دیدگاه را ندارند. مدیران ما به دو مهارت اول فروش و دوم ارائه خدمات به مشتری پس از فروش احتیاج دارند. یعنی بعد از اینکه فروخته شد چه کاری باید انجام داد؟ به یک مشتری به چشم یک نفر نگاه نکنید، یک مشتری می تواند برای شما 1000 مشتری شود.

یک سری از کسب و کارها بعد از اینکه جنسی را به مشتری خود می فروشند، بعد از یک مدت با او تماس گرفته و از کیفیت کالا و نوع خدمات رسانی خود نظرات مشتری را می پرسند، مشتری از توجهی که به او شده راضی و خشنود خواهد شد و شما را به خاطر همین کار به دیگران هم معرفی خواهد کرد. این مدیران ثابت کرده اند که از تکنیکهای افزایش فروش مطلع هستند و آن ها را رعایت می کنند.


مدیران با خصوصیت شیرها:

مدیران با خصوصیت شیرها

مدیرانی که خصوصیات شیرها را دارند همانطور که از اسمشان معلوم است بسیار چالاک و زیرک و با هوش هستند و اعتماد به نفسبالایی هم دارند. این طور مدیران منتظر مشتری نمی مانند بلکه به دنبال آن ها می دوند و خصیصه آن ها مثل شیرهاست. مدیری که منتظر مشتری نماند طبق خصوصیت شیرها عمل می کند.

این افراد، این مدیران موفق چه کارهایی را انجام می دهند؟

  • مخاطب هدف خود را پیدا کرده و سعی می کنند به روش های مختلف به آن ها خدمات و محصولات خود را بفروشند. این افراد از تکنیک های افزایش فروش خود کاملاً مطلع هستند و درآمدهای عالی دارند.
  • رکود بازار، وضعیت بد بازار این مدیران را ناامید نخواهد کرد و همیشه تدابیری را برای فروش بیشتر دارند. آن ها بین رقیب و خوشان تمایز ایجاد می کنند تا مشتری آن ها را انتخاب کند.
  • موقعیت مکانی خوبی را برای خود انتخاب می کنند و در محیطی شیک و جذاب محصولات و خدمات خود را به مشتری ارائه می کنند.

نتیجه گیری:

از تکنیک های افزایش فروش که مدیران با شخصیت شیر استفاده می کنند حتماً بهره بگیرید. این افراد با هوش مالی بسیار بالا این تکنیک ها را اجرا کرده و هر روز مشتری از آن ها راضی تر، خدمات بهتر و سود و درآمد بیشتری خواهد داشت.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

یک داستان در مورد کاهش ارزش ریال در مدت چند سال


داستان سفر من به زوریخ

یک روز همسر محترم در حال مرتب کردن کتابخانه بود که من را صدا زد. چندین سررسید قدیمی روی هم چیده بود و با نگاهی که به آنها می‌کرد حتما من باید چندتا از آنها را دور می‌ریختم. من هم که از قدیم‌الایام کلی خاطرات در سررسیدها داشتم دلم نیامد بدون توجه آنها را به فنا محکوم کنم.


یکی از آنها را برداشتم و ورق زدم.


سال ۱۳۸۹


آبان ماه


و اولین سفر خارجی من


سوئیس


حقوق من چقدر بود؟

برای بازدید از کارخانه شرکتی که با پروژه ما قرار داشت یک هفته به سوئیس سفر کردیم. یادم می‌آد که قیمت یورو حدود ۱۴۰۰ تومان بود که از فرودگاه امام خریدم. دلار هم حدود ۱۰۰۰ تومان بود. هر چقدر می‌خواستی می‌شد دلار و یورو خرید. یادش بخیر  🙂


خلاصه رفتیم سوئیس


یک روز که با همسفران و میزبان در حال خوردن ناهار بودیم، حرف حقوق و دستمزد و وضع خوب مردم سوئیس شده بود. هر کسی هم به شکلی از حقوق و دستمزد خودش می‌گفت. نوبت من شد و میزبان سوئیسی از من پرسید که چقدر حقوق می‌گیری.


من آن موقع حدود ۳ میلیون تومان حقوق می‌گرفتم و به او گفتم ۳۰۰۰ دلار.


تقریبا همه افرادی که آنجا بودیم در همین حدود حقوق می‌گرفتند.


همه اینها را در آن سررسید نوشته بودم.


خلاصه ما با کلی امید و آرزو و البته جوگیری برای زندگی در اروپا و البته کشور درجه یکی مثل سوئیس از آن سفر برگشتیم.


غافل از اینکه یک توفان اقتصادی در راه است

یکی دو سال گذشت

آخرین باری که آن مرد سوئیسی را دیدم، زمستان سال ۹۱ بود که برای شرکت در نمایشگاهی به تهران آمده بود. یک روز در محوطه نمایشگاه ایستاده بودیم و با هم گپ می‌زدیم و من به یاد حرف‌های سوئیس افتادم.


به او گفتم، یادت هست دو سال پیش گفتم که ۳۰۰۰ دلار حقوق می گیرم؟


گفت: آره


گفتم می دانی الان چقدر حقوق می‌گیرم؟


از دو سال پیش من پیشرفت زیادی در کار خودم کرده و مدیر یک قسمت با حدود ۱۲ تفر کارشناس شده بودم. تقریبا ۵.۵ میلیون تومان در ماه حقوق می‌گرفتم.


کمی فکر کرد و گفت نمی دانم. حتما بیشتر شده.


من خندیدم و گفتم: حقوق من الان حدود ۱۵۰۰ دلار است. و برای او توضیح دادم که الان قیمت دلار ۳۸۰۰ تومان شده.


خودش می‌دانست. چون به قول خودش هر کسی را که می‌دید در این مورد با او حرف می‌زد.


به زور لبخندی زد و موضوع را عوض کرد.


الان سالهاست که او را ندیده‌ام

ولی وقتی که در تابستان ۹۷، نرخ ۱۰۰۰۰ تومانی دلار را می‌بینم دوست دارم با او تماس بگیرم و از درآمد جدید خودم و دوستان حقوق‌بگیرم بگویم.


ولی چرا به او؟


مگر درآمد من و امثال من چه اهمیتی برای او دارد؟


اصلا برای چه کسی اهمیت دارد که من چقدر حقوق می‌گیرم؟


ولی شما هم می‌دانید


اگر فردی مانند من که در سال ۸۹ در حدود ۳ میلیون تومان درآمد داشته، بخواهد در تابستان ۹۷ با دلار ۱۰ هزار تومانی همان حقوق را بگیرد باید حدود ۳۰ میلیون تومان در ماه، درآمد ماهیانه داشته باشد.


اما


داستان ما با این خارجی‌ها تمام نشد

اخیرا یکی از همین کارشناسان و البته از ملیت ایتالیایی به ایران آمده بود.


ما هم طبق معمول از ثروت و نفت ایران گفتیم و از تاریخ باشکوه و از اینکه مدیریت نا مناسب موجب شده تا قیمت‌ها چند برابر شوند و مثلا قیمت مسکن در همین چند ماه در تهران در برخی نقاط تا ۱۰۰ درصد هم نسبت به پارسال گران شده است.


او با تعجب پرسید که قیمت‌ها ۲ یا ۳ برابر شده؟


و ما هم که انگار از وضعیت بد اقتصادی خودمان خیلی خشنود بودیم پاسخ دادیم آره


او گفت: عجب فرصت بزرگی برای سرمایه گذاری در ایران وجود دارد.


و واقعا راست می‌گفت و البته چیز عجیب و غریبی هم نبود. همه ما می‌دانیم.


اگر من پارسال ۱۰ سکه داشتم قیمت آن ۳ برابر شده بود


اگر ملک داشتم چندین میلیون و یا حتی میلیارد روی آن رفته بود.


اما زندگی ما با اگر درست نمی‌شود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

راهی مطمئن برای نظام پس انداز با انتقال خودکار پول



یکی از بزرگترین اشتباهاتی که در هنگام هدف گذاری (از جمله هدف گذاری های مالی) مرتکب می شویم، برآورد بیش از اندازه شور و اشتیاق و عزم راسخ خود برای رسیدن به هدف است.


با خواندن یک کتاب، شرکت در یک سمینار، دیدن یک فیلم، انگیزه افزایش یافته، شروع به نوشتن اهداف کرده، برنامه ریزی منظمی برای آن انجام می دهیم و شروع می کنیم.


یک روز، یک هفته، دو هفته،…..


اما به مرور انرژی و اشتیاق سوزان ما رو به تحلیل می رود و کم کم این کار مهمی که چندی پیش عامل دواندن خون در زیر پوستمان می شد، ناگهان رنگ می بازد و آن را فراموش می کنیم.


مطمئن هستم که شما هم مانند من از این دست تجربه ها بسیار دارید.


اما راه حل چیست؟

شاید بهترین راه حل خودکار کردن فعالیتهاست. فرض کنید که به صورت خودکار هر صبح از خواب بیدار شده و نیم ساعت ورزش کنید. بدون اینکه حتی به مزایای این کار فکر کنید که ورزش برای سلامتی مفید است یا دوست دارید به تناسب اندام برسید یا هر دلیل دیگر.


البته این کار شدنی است و راه آن هم نهادینه کردن عادتهاست که امیدوارم به صورت بسیار مفصل در آینده به آن بپردازم ولی خوشبختانه در خصوص مدیریت امور مالی شخصی و البته به کمک بانکداری اینترنتی خودکار کردن فعالیتها بسیار آسان شده و نیاز به تمرین ندارد.


عالم بی عمل و زنبور بی عسل

این مطلبی که هم اکنون در حال خواندن آن هستید برای افزایش اطلاعات و آگاهی شما نیست، بلکه قرار است با خواندن آن دست به عمل بزنید. رسیدن به استقلال مالی نیاز به عمل دارد کما اینکه افراد و اساتید زیادی هستند که ریز و بم مسائل اقتصادی را می دانند اما در وضعیت مالی مناسبی نیستند.


پس اطلاعات کافی نیست و احتمالا ۸۰ درصد موفقیت مالی شما در آینده، به پس انداز، چگونگی خرج کردن و سرمایه گذاری برمی گردد و تنها ۲۰ درصد آن مربوط به اطلاعات شما و چگونگی انجام کار است.


تقسیم پول برای زندگی

برای بودجه بندی و تقسیم پول به شکلی که هم آینده را تامین کرد و هم اینکه از زندگی لذت برد روشهای توصیه شده زیادی وجود دارد. اما در ابتدا بایستی فهمید که پول ما به کجا می رود. ردیابی ریالهایی که خرج می کنیم و تحلیل آنها می تواند در این راه برای ما بسیار مفید باشد.


ممکن است در آخر ماه از درامد ۱۰ میلیونی شما چیزی باقی نمی ماند و ممکن است درصدی از حقوق یک میلیونی خود را پس انداز می کنید. پس ردیابی پول یکی از نقاط کلیدی رسیدن به استقلال مالی است.


با توجه به اینکه دوره استقلال مالی را در آینده ای نزدیک ارائه خواهم کرد و یکی از بنیادی ترین کارهای آن نوشتن تمام ریالهایی است که به زندگی وارد و یا خارج می شود، توصیه می کنم که از همین حالا شروع به نوشتن مخارج و درامد خود کنید.


تقسیم بودجه

به صورت کلی باید گفت که شما تا می توانید باید درصد بیشتری از درامد ماهیانه خود را پس انداز کنید. در چند سال اخیر و با وجود مشکلات اقتصادی مملکت، بسیاری از ما گرفتار حقوق عقب افتاده و یا حداقل عقب افتادگی بخشی از حقوق ماهیانه خود بوده ایم. اما به هر شکل و شیوه ای کار را به سرانجام رسانده ایم. پس می توان با درصد کمتری از حقوق هم زندگی را اداره کرد.


از سوی دیگر بایستی توجه کرد که علاوه بر پس انداز و سرمایه گذاری بایستی مقداری پول را کنار گذاشت تا بتوان بدون ناراحتی و احساس گناه آن را خرج کرد. مثلا خرید یک کفش مارک، رفتن به یک تعطیلات، خوردن شام با خانواده در یک رستوران لوکس. این موارد هم جزء ضروری زندگی هستند به شرطی که در راستای تمامیت زندگی ما باشند. یعنی پس از خرج پول لبخندی از سر رضایت روی لبان ما بنشیند که واقعا از این شام لذت بردم یا عجب سفر خوبی بود.


به شخصه طرفدار ساده زیستی و کم کردن مخارج زندگی هستم اما این دلیل نمی شود که از پوشیدن یک لباس خوب، رفتن به مالدیو و یا تغییر دکوراسیون منزل لذت نبرم. و برای این کار راه ساده ای وجود دارد:


برای آنچه دوست داری حسابی خرج کن و بی رحمانه مخارج کم اهمیت را قطع کن.

اما مساله اینجاست که بسیاری از افراد تصمیم نمی گیرند که چه چیزی برای آنها مهم است و چه چیزهایی نیست.


یک مثال موردی از اینکه تصمیم بگیریم که چه چیزی برای ما مهم است تا یک طرح خرج هوشمندانه را بنا کنیم.


خانم پائولا پانت در وبلاگ “وسعتان به هر چیزی می رسد” سرگذشت جالبی دارد:


هدف و یا عشق این خانم گشتن دور دنیا و سفر به کشورهای مختلف بوده است.


همانطور که در وبلاگش نوشته عشق او رفتن به نقاط مختلف دنیا و دیدن کشورهای بیشمار بوده اما این سفرها خرج بسیار دارد. او برای این کار به طرز بی رحمانه ای از تمام مخارج خود کاسته تا پول برای رفتن به این سفر را به دست بیاورد و البته این کار را انجام می دهد.


جالب اینکه این توانایی او در اولویت بندی مخارج نقطه عطفی در زندگی شده و توانسته در املاک سرمایه گذاری های خوبی انجام دهد و به این صورت روز به روز وضعیت مالی او بهتر شده است.


ممکن است برخی درامد بیشتری داشته باشند اما بی حساب و کتاب خرج کردن و ندانستن اینکه پول به کجا می رود باعث شده که توانایی یک تفریح سالیانه و یا هر چیز دلبخواه خود را نداشته باشند.


بسیاری از ما برنامه ای برای اینکه پول ما باید به کجا برود نداریم. چون این کار سختی است که هر ماه پول را به چند حساب جداگانه انتقال داد ولی با خودکار کردن فعالیتها، این کار می تواند به سادگی انجام گیرد.


چطور می توانید برنامه خرج هوشمندانه را طرح کنید

با توجه به تجربه قبلی من، این مرحله را گام به گام طی کنید. اولویت اول برای هر شخصی پر کردن حساب اضطراری است. به عنوان نمونه این کار را به صورت خودکار برنامه ریزی کرده و نتایج آن را بررسی کنید.


اولین گام در این مسیر داشتن حساب در بانکی با اینترنت بانک خوب است. مثلا حساب بانکی من اقتصاد نوین است و اینترنت بانک آن این امکان را می دهد علاوه بر افتتاح انواع حساب، امکان واریز مستمر (خودکار) پول از حساب شما به حساب دیگری در همین بانک و یا از طریق سیستم پایا به بانک دیگری انتقال دهید.


گام دوم انتقال وجه است. مثلا فرض کنید که تا پنجم هر ماه حقوق را دریافت می کنید، روی انتقال مستمر پول از حساب خود به حسابی دیگر یک برنامه ریزی کنید. اگر شما حساب روزشمار معمولی را باز کنید سود آن ۷ تا ۱۰ درصد است ولی برخی موسسه ها مانند بانک مهر اقتصاد به سپرده های روزشمار تا ۲۲ درصد سود می دهند که می توانید از طریق انتقال خودکار، پول را به حساب خود منتقل کنید.


نکته مهم اینکه کارت متصل به حساب را دریافت نکرده و آن را دفترچه ای افتتاح کنید تا دسترسی تان به آن محدود شده و به آن دست اندازی هم نکنید.


هر چه بتوانید درصد بیشتری از درامد خود را به این موضوع اختصاص دهید بهتر است.


تفریح و سرگرمی

در همین حین تفریح و سرگرمی و خرج روی علائق تان را هم فراموش نکنید. ۵ تا ۱۰ درصد درامد خود را با همان راهکار انتقال خودکار به حساب خرجهای لذت بخش اختصاص دهید. به شرط آنکه از خرید چیزهایی که نیاز ندارید پرهیز کرده و پس از مدتی از داشتن آنها پشیمان نشوید. موضوع را گرفتید، نه؟


ادامه مسیر

این کارها را انجام داده و تمرین کنید و با توجه به شرایط شخصی خود سیستم ها را بهینه کنید. پس از حرفه ای شدن در این کار باید درصدی از درامد ماهیانه خود را صرف بازنشستگی کنید. شاید بهترین روش برای این کار بیمه عمر باشد . به این طرح ها نه به عنوان سرمایه گذاری و نه به عنوان راهی به سوی ثروت بیکران  بلکه روشی کمکی برای بازنشستگی تان نگاه کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

دیوید باخ: با روش من حتما پولدار خواهید شد



دیوید باخ، میلیاردر خودساخته‌ی آمریکایی، روش بسیار آسانی برای پولدار شدن دارد که محال است دست رد به سینه‌اش بزنید. او همه‌ی شما را به نوعی سرمایه‌گذاری آسان و سودمند دعوت می‌‌کند که در هیچ روزنامه‌ای آگهی نشده است. شاید بپرسید این سرمایه‌گذاری مرموز چیست که یکی از پولدارترین مردان روی کره‌ی زمین تجویزش می‌کند؟ ادامه‌ی مقاله را بخوانید تا درس مهمی درباره‌ی سرمایه‌‌گذاری بیاموزید.



چیزی که دیوید باخ را از ۹۹ درصد مردم دنیا متمایز می‌کند این است که در سن ۳۰ سالگی، به ثروتی چند میلیون دلاری دست یافت. او در کتابش به نام «میلیونر اتوماتیک» می‌نویسد: «اگر می‌خواهید پولدار شوید، تمام کاری که باید انجام دهید این است: تصمیمی بگیرید که بیشتر مردم دنیا نمی‌گیرند.»



اول به خودتان پول بدهید




باخ توضیح می‌دهد: «اولین کاری که بیشتر مردم دنیا پس از پول درآوردن انجام می‌‏دهند این است که می‌روند و پولشان را به کس دیگری می‌دهند: به صاحبخانه، به شرکت لیزینگ خودرو، به شرکت مخابرات، به دولت و غیره و ذلک. طرز فکر این افراد اینطوری کار می‌کند که بودجه جمع کردن برای این است که تا آخر ماه (یا آخر سال یا بازنشستگی) بتوانند به این و آن پول بدهند. هر چه هم تهش ماند برای خودشان بردارند.»



باخ در رد این طرز تفکر می‌گوید: «این ذهنیت مثل طاعون باعث می‌شود در زمینه‌ی مالی حسابی پسرفت کنیم و چون این سیستم کارساز نیست، اکثر آمریکایی‌ها برای پولدار شدن رو به راه‌های عجیب و غریبی می‌آورند. از نظر اینها مسیر پول درآوردن به «برنده شدن در لاتاری»، «ازدواج کردن با آدم‌های پولدار»، «ارث بردن» یا «غرامت گرفتن» خلاصه می‌شود.» اما باخ در کتابش نوشته که برای پولدار شدن تنها یک راه ثابت شده وجود دارد که از قضا ساده‌تر از همه‌ی اینها است.


«تا زمانی که تصمیم نگیرید اول به خودتان پول بدهید، هیچ چیزی نیست که بتواند شما را پولدار کند. معنی این حرف روی خودش است. یعنی وقتی که پولی درآوردید، اولین شخصی که این پول را به او پرداخت می‌کنید خودتان هستید. اما بیشتر مردم این کار را نمی‌کنند.»



باخ توصیه می‌کند که این کار را خیلی ساده و با کسر کردن ۱۰ درصد از درآمد ناخالص‌ خود و ریختن آن به حساب بازنشستگی‌تان شروع کنید (چیزی شبیه به بیمه عمر).


اگر ۱۰ درصد برایتان زیادی است و در خرج و مخارج می‌مانید، از کم شروع کنید اما سریع‌تر این کار را شروع کنید. مثلا اول کار ۱٪ از درآمد ناخالص‌تان را بگذارید کنار، بعد به مرور این رقم را به ۳٪، ۱۰٪، ۱۵٪ و ۲۰٪ برسانید.


باخ تأکید می‌کند که اگر روزی تصمیم به این کار گرفتید، سعی کنید واریز شدن پول به حسابتان را به حالت اتوماتیک در بیاورید. به این ترتیب، هیچ وقت به در اختیار داشتن این پول عادت نمی‌کنید و این امر کار را برای سرمایه‌گذاری‌تان راحت‌تر می‌کند.



او می‌گوید: «اگر بفهمید با چنین پس‌انداز اندکی، بدون زحمت، قادرید چقدر پول جمع کنید، شاخ در می‌آورید! هر چه باشد، پولی که در جیب‌تان نباشد را که نمی‌توانید خرج کنید.  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

مجموعه تفکرات رابرت کیوساکی


  • پولدارها هیچوقت برای پول کار نمی‌کنند.
  • این یک تفکر اشتباه است که تمامی پولدارها، ثروت خود را از راه استثمار دیگران به دست آورده‌اند.
  • ساده‌ترین افراد جامعه پولدارترین افراد جامعه هستند.
  • ماشین شما و خانه محل سکونت‌تان سرمایه نیست.
  • برای پولدار شدن و پولدار ماندن به دیگران کمک مالی کنید.
  • پول و ثروت باد آورده برای فقرا بسیار زیان‌آور است.
  • کاری را انتخاب کنید که می‌توانید عاشقانه در آن فعالیت کنید و مطمئن باشید با این کار ثروتمند می‌شوید.
  • حتماً یک تجارت جانبی برای خود دست و پا کنید.
  • آهای کارمندان دولت قبل از اینکه بیمار شوید، بیکار شوید، پیر شوید و باز نشسته شوید به فکر یک تجارت باشید.
  • برای ورود به مباحث اقتصادی حتماً در یک کلاس فروشندگی شرکت کنید.
  • هوش مالی خود را مدام افزایش دهید.
  • برای خود بدهی نخرید. 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید – ناپلئون هیل


کتاب  بیندیشید و ثروتمند شوید عوامل مؤثر در رسیدن به هدف و موفقیت را به طور واضح بیان کرده است، که می توانید با برنامه ریزی دقیق به اهداف خود برسید.


گام نخست به سوی ثروت: اشتیاق


وقتی بیش از ۵۰ سال پیش ادوین بارنس از قطار باری در ارنج پیاده شد، به خانه به دوشها بیشتر شباهت داشت, اما افکارش سلاطین گونه بود. وقتی از راه آهن به سوی دفتر توماس ادیسون رفت, ذهنش کار میکرد. خود را میدید که در حضور ادیسون ایستاده, صدای خود را میشنید که از آقای ادیسون میخواهد به او فرصتی دهد تا به اشتیاق سوزانی که وجودش را در بر گرفته بود برسد. او میخواست همکار مخترع کبیر شود. اشتیاق بارنس امید و آرزو نبود. میلی معین و مشخص بود, میلی بود که به همه امیال دیگر تفوق داشت, اشتیاقش قطعی بود.


چند سال بعد , بارنس در همان دفتری که برای نخستین بار ادیسون را ملاقات کرده بود, در حضور او ایستاد. رویایش به حقیقت مبدل شده بود. او با ادیسون معامله میکرد. رویای بزرگ زندگی او به واقعیت پیوسته بود. بارنس موفق شد زیرا برای خود هدف مشخصی در نظر گرفت. تمام نیرو و توان و تلاش خود را برای رسیدن به آن هدف صرف کرد.




گام دوم به سوی ثروت: ایمان


ایمان مهمترین عنصر ذهن است. وقتی ایمان با اندیشه در هم می آمیزد ذهن نیمه هوشیار بی درنگ ارتعاش آن را درک میکند و آن را به فراست لایتناهی تبدیل مینماید. ایمان, عشق و میل جنسی از جمله نیرومندترین احساسات ما هستند, وقتی این سه در هم می آمیزند بر اندیشه انسان چنان تاثیری میگذارند، که بی درنگ ذهن نیمه هوشیار انسان را متحول میسازند, در آنجا معنا و مفهومی معنوی پیدا میکنند تا به فراست نامحدود منتهی شوند.


گام سوم به سوی ثروت: تلقین به خود


تلقین به خود مفهومی است که ارتباطی میان ذهن هوشیار و نیمه هوشیار برقرار میسازد. در واقع ارتباطی میان ذهن هوشیار و نیمه هوشیار است. تلقین به خود, خود به خود به ذهن نیمه هوشیار میرسد و آن را تحت تاثیر افکار قرار میدهد. تلقین به خود عاملی کنترل کننده است که انسان به کمک آن میتواند داوطلبانه ذهن خود را با افکاری خلاق تغذیه کند, همانطور که میتواند افکاری با طبیعت مخرب را در زمین حاصلخیز خود کشت نماید.



گام چهارم به سوی ثروت: دانش تخصصی


دانش به خودی خود اسباب تنعم نمیشود مگر آنکه به کمک برنامه های عملی مشخص این دانش سازمان بگیرد و به سمت هدف قطعی کسب درآمد هدایت شود. بی توجهی به این حقیقت علت سردرگمی میلیونها نفر انسانی بوده است که گمان هرگز چنین چیزی نیست. دانش در نهایت قدرتی بالقوه .»دانش قدرت است «میکنند است و تنها زمانی به قدرت بالفعل تبدیل میشود که آن را به شکل برنامه ای قطعی در راستای هدفی معین هدایت کنیم.


گام پنجم به سوی ثروت: کارگاه ذهن


خیال کارگاهی است که در آن تمام برنامه های ناشی از انسان شکل میگیرد. عمل به کمک قوه ی تخیل ذهن جاری میشود. گفته اند که انسان میتواند هرچه را که در ذهن تصور کند و در خیال ببیند ایجاد نماید. در حقیقت اندیشیدن بزرگترین ثروت و دارایی محسوب میشود، وقتی این دارایی با شور و اشتیاق و تقاضا و اراده ی راسخ بشریت همراه شود در های رسیدن به ثروت را به سوی شما باز میکند.


کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید


آیا میتوانید خود را یک میلیونر ببینید؟

ممکن است برای کسانی که از تجربه کافی برخوردار نیستند این دستورالعمل به نظر غیر ممکن برسد. ممکن است برای همه کسانی که نمیتوانند از نقش مهم این شش مرحله آگاه شوند مفید باشد که بدانند اطلاعاتی که به شما ارائه کردم آن را از اندرو کارنگی گرفته ام و فراموش نکنید که کارنگی در یک کارگاه فولادسازی کار میکرد اما توانست به کمک همین اصول یکصد میلیون دلار سرمایه انباشت کند.


بیندیشید و ثروتمند شوید از جمله مفیدترین و نافذترین کتابهای زمانه ی ماست که راه دست یابی به موفقیت را نشان داده است موفقیت در کسب مال و ثروت و رسیدن به تعالی روحی و روانی که این یکی با پول قابل اندازه گیری نیست .


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر