گردشگری/ تاریخی/ جاذبه های گردشگری/خاطرات/حوادث و رویدادها/ موفقیت/ مالی / اقتصادی / ثروت/ سرمایه گذاری

4 دروغ برملا شده درباره کسب درآمد از اینترنت



دروغ‌های زیادی در فضای مجازی منتشر می‌شود و موضوع کسب درآمد نیز از این قاعده مستثنی نیست، البته خوشبختانه با هوشیارشدن کاربران این دروغ‌ها قربانیان کمتری می‌گیرند ولی بازهم تعداد افرادی که به دام فریب می‌افتند کم نیستند. در ادامه 3 دروغ برملا شده درباره کسب درآمد از اینترنت را بررسی می‌کنیم.


دروغ شماره 1 : اینترنت جای برای کسب درآمد افراد عادی نیست

طرز فکر اشتباهی وجود دارد که فرد تصور می‌کند فقط شرکت‌های بزرگ، فروشگاه‌های سرشناس و افراد حرفه‌ای می‌توانند از اینترنت درآمد کسب کنند.

در حالیکه برخلاف این موضوع بارها و بارها افراد عادی که هیچ منابع زیاد و روابط قدرتمندی نداشته‌اند توانسته‌اند با پیگیری و مداومت به درآمد خوب و پایداری دست یابند.

نمونه این افراد، ادمین‌های کانال‌های تلگرامی هستند که با محتوای مفید و یت اخبار به‌روز چندصدهزار و حتی میلیون‌ها عضو برای کانال خود جذب کرده‌اند و از راه تبلیغات درآمد بسیار خوبی دارند.


دروغ شماره 2 : برای کسب درآمد از اینترنت، باید رازها و ترفندهای مخفی آنرا دانست

این شاید باور افرادی باشد که نتوانسته‌اند به منابع درست برای یادگیری دست یابند. حقیقت این است که هیچ رمز و رازی برای کسب درآمد از اینترنت وجود ندارد، بسیاری از راه‌ها اکنون در سایت‌ها آموزش داده می‌شود و فقط نیاز به پشتکار برای کسب تجربه دارد.

پکیج‌هایی که ادعا می‌کنند راز کسب درآمد از اینترنت را کشف کرده‌اند را فراموش کنید، زیرا با خرید آن فقط جیب فروشندگان پکیج‌ها را پر می‌کنید و در انتها متوجه می‌شوید واقعا رازی وجود ندارد.



دروغ شماره 3 : کسب درآمد از اینترنت دروغ و کلاهبرداری است و راهی وجود ندارد

این باور شاید در بین افرادی که بیشتر طرز تفکر سنتی دارند وجود داشته باشد، زیرا آنها کسب درآمد را با کاری فیزیکی و فعالیتی که قابل رویت و لمس باشد مرتبط کرده‌اند و برای‌شان سخت و غیرقابل باور است که بتوان در فضای مجازی فعالیت‌هایی کرد و درآمد بدست آورد. اما اگر نرخ تبلیغات در کانال‌های تلگرامی را به آنها نشان دهید به احتمال زیاد این روش کسب درآمد را باور خواهند کرد.


دروغ شماره 4 : کسب درآمد از اینترنت کاری کثیف و بی‌ارزش است

برای کسانی که تجربه آشنایی و کار کردن با سایت‌های کسب درآمد کلیکی را داشته‌اند و در برخی سایت‌های خارجی برای کسب چندین سنت وقت تلف کرده‌اند شاید این باور به وجود آمده باشد که کسب درآمد اینترنتی برای افراد عادی فقط همان روش‌هاست و برای درآمد واقعی از اینترنت باید کارهای بی‌ارزشی مانند کلیک کردن روی تبلیغات را انجام داد. این افراد تصور می‌کنند فضای کسب درآمد از اینترنت فضایی سیاه و تاریک و بدون چیزی مفید برای ارائه کردن است. در حالیکه می‌توان همراه با کسب درآمد، ارزشی واقعی به جامعه ارائه داد و در بهبود زندگی افراد نقشی هرچند کوچک ایفا کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

5 ضریب هوش مالی که اگر ندانید آینده مالی‌تان به خطر می‌افتد بر اساس نظرات رابرت کیوساکی



اهمیت مدیریت منابع مالی در راه اندازی یا تداوم یک طرح اقتصادی، با توجه به ساختار و اشکال پیچیده و گوناگون مبادلات اقتصادی، اندیشمندان را به ابداع و تعریف یک دانش مستقل در این زمینه وا داشته است. به گزارش بورسینس به نقل شبکه خبر، بدون دانستن اطلاعات مرتبط با هوش مالی یقینا یک طرح آفرین هر چه قدر هم که دارای پشتوانه مالی باشد شکست خواهد خورد.


شما یک IQ یا بهره‌ی هوشی دارید، که مخفف “intelligence quotient” است، و سطح کلی هوش شما را ارزیابی می‌کند و یک آی‌کیوی هیجانی  (emotional IQ)هم دارید، که میزان توانایی‌ شما در کنترل هیجان‌هایتان را می‌سنجد. آی‌کیو یا بهره‌ی هوشی مالی شما با هوش مالی‌تان سنجیده می‌شود و نشانگر این است که شما چقدر خوب از پس مسائل مالی برمی‌آیید!


هوش مالی بخشی از هوش کلی ماست که برای حل مشکلات مالی از آن استفاده می کنیم. مشکلات مالی رایج در دنیای امروز، تطبیق نداشتن درآمدها و هزینه های زندگی، نداشتن خانه شخصی، بدهکاری، هزینه های ماشین، هزینه های بهداشتی و درمانی و … است که با استفاده از هوش مالی می توان آنها را برطرف کرد.


اگر هوش مالی را در خود تقویت نکنیم روز به روز مشکلات وخیم تر می‌شوند و شرایط روز به روز سخت تر. واقعیت این است که پول تاثیر به سزائی بر سبک زندگی و کیفیت زندگی دارد. پول آسایش می آورد، آزادی زمانی و آزادی انتخاب می آورد. ولی بدست آوردن پول به تنهائی اگر با استفاده از هوش مالی نباشد منجر به ثروتمندشدن نمی‌شود.



این نکته را باید در نظر داشت که اگر بتوانید مشکلات مالی را حل کنید هوش مالی شما رشد می‌کند و وقتی هوش مالی رشد کند ثروتمندتر می‌شوید و اگر مشکلات مالی را حل نکنید روز به روز فقیرتر می‌شوید .


اغلب ما می‌دانیم فردی با ضریب هوشی ۱۳۰ باید باهوش‌تر از فردی با ضریب هوشی ۹۵ باشد. همین نسبت را می‌توان در ضریب هوش مالی در نظر گرفت. شما می‌توانید در حوزه‌ی هوش آکادمیک یک نابغه باشید، اما هوش مالی‌تان در حد یک ابله باشد.


اغلب از من می‌پرسند: «فرق بین هوش مالی و ضریب هوش مالی چیست؟» پاسخ من این است، «هوش مالی بخشی از هوش ذهنی ماست که در حل مشکلات مالی از آن استفاده می‌کنیم.» ضریب هوش مالی، مقیاس سنجش این هوش یا نحوه‌ی تعیین کیفیت هوش مالی ماست. به عنوان مثال، اگر درآمد من ۱۰۰ هزار دلار است و ۲۰ درصد آن را مالیات می‌دهم، نسبت به کسی که ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارد و ۵۰ درصد آن را مالیات می‌دهد، هوش مالی بیشتری دارم.


در این مثال، کسی که درآمد خالصش پس از کسر مالیات ۸۰ هزار دلار است، نسبت به کسی که درآمد خالص او پس از کسر مالیات ۵۰ هزار دلار است ضریب هوش مالی بیشتری دارد. هر دوی آن‌ها دارای هوش مالی هستند؛ اما کسی که پول بیشتری را برای خودش نگه می‌دارد، ضریب هوش مالی بیشتری دارد.


اهمیت هوش مالی از دیدگاه رابرت کیوساکی

رابرت کیوساکی، در کتاب جدیدش با عنوانِ «شانس دوم : پول شما، زندگی شما، دنیای ما» یکبار دیگر به اهمیت هوش مالی اشاره می‌کند و می‌نویسد :


“زمانی که میخواهید ثروتمند شوید، نیاز دارید بدانید چه رفتاری با پول نشان دهید.

پول مانند سگ دست آموزتان است، اگر بتوانید رفتار صحیحی با او نشان دهید، هر زمانی که برایش تکه چوبی پرت کنید خیلی سریع میرود و آنرا برایتان می آورد… پول هم دقیقا همینطور کار میکند.”


و در ادامه می نویسد :


“اگر بتوانید مفهوم جریان مالی، سرمایه و بدهی را بدانید،

شانس شما برای ثروتمند شدن به طرز عجیبی افزایش پیدا میکند.

دلیلِ اینکه اکثر افراد مشکلات مالی دارند و هرگز نمیتوانند از گردآب بدهی خارج شوند

عدم آگاهی از این 3 مفهوم ساده است؛ آنها جریان پولی زیادی در خروجی و جریان پولی کمی در ورودی دارند”


پنج ضریب  اصلی هوش مالی

پنج ضریب برای هوش مالی وجود دارد که شامل کسب پول (درآمد) بیشتر، حفاظت از پول، بودجه‌بندی پول، اهرم ساختن از پول و ارتقاء دانش مالی است. در ادامه جزییات اینها را بخوانید.


هوش مالی شماره ۱: کسب پول بیشتر

همه‌ی ما از هوش مالی کافی برای کسب پول برخورداریم. هر قدر درآمد شما بیشتر باشد، ضریب هوش مالی شماره ۱ شما بالاتر است؛ به عبارت دیگر، کسی که سالیانه ۱ میلیون دلار درآمد دارد، نسبت به کسی که در سال ۳۰ هزار دلار درآمد دارد، از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است. چنانچه هر یک از آن‌ها سالیانه ۱ میلیون دلار درآمد داشته باشد، کسی که نسبت به دیگری مالیات کمتری می‌دهد، همان شخصی است که از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است، زیرا او با توجه به بهره‌برداری از ضریب هوش مالی شماره ۲، حفاظت از پول، به هدف دستیابی به یکپارچگی مالی نزدیک‌تر است.


همه‌ی ما می‌دانیم که ممکن است کسی ضریب هوش علمی بالایی داشته باشد و در کلاس درس یک نابغه باشد، اما در دنیای واقعی توانایی کسب پول زیاد را نداشته باشد. از نظر من، پدر بی‌پولم، معلمی بزرگ و مردی سخت‌کوش بود، او ضریب هوش علمی بالایی داشت، اما ضریب هوش مالی او پایین بود. او در دنیای علمی عملکرد خیلی خوبی داشت، اما در جهان کسب و کار ضعیف بود.


هوش مالی شماره ۲: حفاظت از پول

حقیقتی ساده وجود دارد مبنی بر این که همه می‌خواهند پولتان را از شما بگیرند؛ اما همه‌ی کسانی که پولتان را می‌گیرند، کلاه‌بردار یا قانون‌شکن نیستند. یکی از بزرگ‌ترین شکارچیان مالی پول ما، مالیات‌ها هستند. دولت‌ها به طور قانونی پولمان را از چنگمان در می‌آورند.


چنانچه ضریب هوش مالی شماره ۲ فردی پایین باشد، مالیات‌های بیشتری پرداخت خواهد کرد. یکی از نمونه‌های ضریب هوش مالی شماره ۲، کسی است که ۲۰ درصد از حقوقش را به صورت مالیات پرداخت می‌کند، در مقابل کسی که ۳۵ درصد از درآمدش را مالیات می‌دهد. فردی که مالیات‌های کمتری می‌پردازد، از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است.


هوش مالی شماره ۳: بودجه‌بندی پول

بودجه‌بندی پول، نیازمند هوش مالی بسیار زیادی است. بسیاری از مردم پول خود را مثل یک فقیر بودجه‌بندی می‌کنند تا هم چون فردی ثروتمند. بسیاری از مردم پول خیلی زیادی به دست می‌آورند، اما نمی‌توانند پول زیادی برای خودشان نگه دارند، زیرا بودجه‌بندی فقیرانه‌ای دارند. به عنوان مثال فردی که ۷۰ هزار دلار در سال درآمد دارد و تمام آن را خرج می‌کند، نسبت به کسی که ۳۰ هزار دلار در سال درآمد دارد و می‌تواند با بودجه‌ای ۲۵ هزار دلاری به خوبی زندگی کند و ۵ هزار دلار آن را سرمایه‌گذاری کند، از ضریب هوش مالی شماره ۳ پایین‌تری برخوردار است. این که بتوانیم به رغم میزان درآمدمان، خوب زندگی کنیم و با این حال سرمایه‌گذاری نیز داشته باشیم، نیازمند سطح بالایی از هوش مالی است.


 هوش مالی شماره ۴: اهرم ساختن از پول

پس از این که فردی درآمد مازاد خود را بودجه‌بندی کند، چالش بعدی او این است که درآمد مازاد خود را سرمایه‌گذاری نماید. اغلب مردم درآمد مازاد خود را در بانک سرمایه‌گذاری می‌کنند. تا قبل از سال ۱۹۷۱ (قبل از اینکه دلار آمریکا تبدیل به یک ارز شود) این کار هوشمندانه‌ای بود. همچنین، پس از سال ۱۹۷۴، کارگران برای بازنشستگی خود نیاز به پس‌انداز بیشتری داشتند. میلیون‌ها کارگر نمی‌دانستند پول خود را کجا سرمایه‌گذاری کنند، به همین دلیل درآمد مازاد خود را در سبد سهام صندوق‌های مشترک سرمایه‌گذاری می‌کردند، با این امید که پول خود را به سودآوری برسانند.


گرچه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری در سبدهای سهام متنوع صندوق‌های مشترک، نوعی اهرم ساختن از پول است، راه‌های بهتری نیز برای سودآور کردن پولتان وجود دارند. هر فرد صادقی باید بپذیرد که پس‌انداز کردن پول و سرمایه‌گذاری در صندوق‌های مشترک، نیازمند هوش مالی زیادی نیست. شما می‌توانید پس‌انداز کردن پول و سرمایه‌گذاری آن در صندوق‌های مشترک را به یک میمون نیز تعلیم دهید.


ضریب هوش مالی شماره ۴ بر اساس نسبت سودآوری به سرمایه‌گذاری ارزیابی می‌شود. به عنوان مثال، فردی که ۵۰ درصد از پول خود را به عنوان سود دریافت می‌کند، نسبت به کسی که ۵ درصد سود می‌گیرد، ضریب هوش مالی شماره ۴ بالاتری دارد؛ و کسی که سود معاف از مالیات او ۵۰ درصد باشد، نسبت به کسی که ۵ درصد سود دریافت می‌کند و بابت آن ۳۵ درصد مالیات می‌دهد از ضریب هوش مالی بالاتری برخوردار است.


هوش مالی شماره ۵: ارتقاء دانش مالی

در این جمله نکته‌ی بسیار خردمندانه‌ای نهفته است، «قبل از اینکه بتوانید بدوید، باید راه رفتن را بیاموزید.» این امر درباره‌ی هوش مالی صدق می‌کند. پیش از آنکه مردم بتوانند یاد بگیرند که چگونه از محل سرمایه‌گذاری خود صاحب سودهای چشمگیر شوند (ضریب هوش مالی شماره ۴: اهرم ساختن از پول)، باید نحوه‌ی راه رفتن را بیاموزند، بدین معنا که اصول و بنیان‌های هوش مالی را فرا بگیرند.


یکی از دلایلی که بسیاری از مردم با ضریب هوش مالی شماره ۴، اهرم ساختن از پول، مشکل دارند، این است که یاد گرفته‌اند پولشان را به دست «کارشناسان» مالی همچون متصدیان بانک و مدیر صندوق مشترک سرمایه‌گذاری خود بسپارند. مشکل سپردن پول‌تان به کارشناسان مالی این است که خودتان از یادگیری باز می‌مانید و نمی‌توانید هوش مالی خود را افزایش دهید و در نتیجه نمی‌توانید کارشناس مالی خودتان شوید. اگر فردی دیگر پول شما را مدیریت کند و مشکلات مالی شما را حل نماید، شما نمی‌توانید هوش مالی خود را افزایش دهید. در حقیقت، شما با پول خودتان باعث پرورش هوش دیگران می‌شوید!


چنانچه بنیانی مستحکم از دانش مالی داشته باشید، ارتقاء هوش مالی برایتان آسان است؛ اما در صورتی که ضریب هوش مالی شما ضعیف باشد، دانش مالی جدید می‌تواند برایتان گیج‌کننده و دارای کمترین ارزش باشد. یکی از مزیت‌های کسب دانش مالی این است که به مرور زمان نسبت به اطلاعات مالی پیچیده‌تر درک بهتری خواهید داشت، درست همان‌طور که ریاضیدانان می‌توانند پس از سال‌ها حل مسائل ریاضی، معادلات پیچیده را حل کنند؛ اما باز هم نیاز دارید قبل از اینکه بدوید، راه رفتن را یاد بگیرید.


اکثر ما در کلاس، جلسه‌ی سخنرانی، یا گفت و گویی با محوریت چنین اطلاعاتی بوده‌ایم. یا در کلاسی حضور داشتیم که اطلاعات مورد بحث چنان پیچیده بودند که هر چه تلاش کردیم نتوانستیم آن‌ها را بفهمیم. این بدان معناست که یا معلم خوب تدریس نمی‌کند، یا دانش‌آموز نیاز به اطلاعات پایه‌ای بیشتری دارد.


من شخصاً در خصوص دانش مالی عملکرد خیلی خوبی دارم. پس از سال‌ها مطالعه، می‌توانم در کلاس درسی بنشینم و اغلب مفاهیم مالی را درک کنم؛ اما وقتی صحبت از فناوری به میان می‌آید، مثل غارنشین‌ها می‌شوم. در زمینه فناوری، درکی همچون یک دایناسور دارم. به ندرت می‌توانم از تلفن همراه یا رایانه استفاده کنم. هر چیزی در رابطه با فناوری برای من غیر قابل فهم است. وقتی صحبت از ضریب هوش فناوری به میان می‌آید، ضریب هوشی من صفر است.


موضوع این است که همه‌ی ما باید از جایی شروع کنیم. مسلماً اگر من سعی کنم در یک کلاس طراحی وب‌سایت نام‌نویسی کنم، دچار دردسر جدی می‌شوم؛ زیرا قبل از این که کسی بخواهد طراحی وب‌سایت را بیاموزد، باید یاد بگیرد که چگونه رایانه را روشن کند! درک اطلاعات پایه‌ای مورد نیاز برای موفقیت در این کلاس، برای من مشکل است.


علت اینکه من کتاب می‌نویسم، روش‌های مالی ابداع می‌کنم و بر اهمیت پنج هوش مالی تأکید می‌ورزم، این است که به باور من، ایالات متحده و جهان آبستن تحول اقتصادی بی سابقه‌ای هستند. مسائل مالی بسیاری حل نشده باقی مانده‌اند؛ و ما به جای بهره‌گیری از دانش مالی برای حل آن‌ها، پول کم پشتوانه به آن‌ها تزریق می‌کنیم.


ما از ایده‌های قدیمی برای حل مشکلات زندگی مدرن استفاده کرده‌ایم. استفاده از ایده‌های قدیمی برای حل مشکلات جدید، فقط و فقط مسبب مشکلات عظیم‌تر و جدیدتری خواهد شد. به همین علت، من بر این باورم که هوش‌های مالی پنج گانه دارای اهمیت هستند. اگر این پنج هوش مالی را ارتقاء دهید، احتمال این که در دنیایی به شدت رو به تغییر موفق شوید، بیشتر است. بدین ترتیب بهتر می‌توانید مشکلات خود را حل کنید و هوش مالی خود را ارتقاء دهید.


۴ تکنیک یا روش که با کمک آنها همین امروز می‌توانید هوش مالی‌تان را بسازید!

۱. خودتان را درگیر کنید:


اگر شما از وظایف کاری‌تان که واقعا دوست ندارید انجام‌شان دهید سر باز زنید یا از انجام آنها تمرد و چشم‌پوشی کنید، فکر می‌کنید رییس‌تان چندوقت شما را سرکار نگه می‌دارد؟ طول نمی‌کشد، مطمئن باشید! شغل‌تان، منبع مالی و در واقع پول شماست.


وقتی شما به پول یا امور مالی خود به نحوی شایسته توجه کنید آن‌گاه می‌توانید تغییر را ببینید. ممارست برای بهبود رابطه با پول‌تان، هوش مالی شما را افزایش می‌دهد.


۲. به خودتان آموزش دهید:


به شما پیشنهاد نمی‌کنیم به دوران مدرسه برشد تا درباره‌ی امور مالی چیزهایی بیاموزید یا در کلاس‌های آموزشی سهام و اوراق قرضه ثبت‌نام کنید. مادامی که شما می‌توانید یک مشاور موثق استخدام کنید تا در تصمیمات و انتخاب‌های مالی کمک‌تان کند، ضرورتی ندارد خودتان تمام زیر و بم سرمایه‌گذاری را بدانید. فهمیدن چگونگی تغییر راه‌های رفتاری شما با پول‌تان مهم است. توجه داشته باشید که چگونه با پول‌تان رفتار می‌کنید و روزانه چه تصمیماتی اتخاذ می‌کنید که وضع مالی‌تان را بهتر یا بدتر می‌کند. به این مسئله که فقط رفتاری را از خود بروز دهید که به نفع شماست متعهد باشید. این هوش مالی شما را افزایش می‌دهد.


۳. تفکرتان را تغییر دهید:


اغلب مواقع این تفکر ما است که در جایی که هیچ رشد فکری نداریم نگه‌مان می‌دارد. برای افزایش هوش‌مالی و احساس کامیابی مالی، طرز تفکرتان را تغییر دهید. به جای این‌که فکر کنید زندگی بدون خریدن فلان چیز گران‌قیمت برای‌تان پوچ است، بیشتر درباره‌ی ثروت ساختن بیندیشید. وقتی روی خرج کردن تمرکز کنید، هوش مالی‌تان پایین نگه داشته می‌شود، اما وقتی به این می‌اندیشید که چگونه می‌توانید پول بیشتری بسازید، هوش مالی‌تان افزایش می‌یابد و به اتخاذ تصمیماتی می‌پردازید که در پس آن تفکرتان تغییر می‌یابد. باهوش‌تر بودن یعنی هوشمندانه‌تر اندیشیدن.


۴. زمان‌تان را عاقلانه بگذرانید:


افزایش هوش مالی شامل تخصیص زمان‌تان به انجام کارهایی است که واقعا برای زندگی سالم‌تر با پول به آن نیاز دارید. برای این‌که رابطه‌تان با پول بهتر باشد نیاز دارید کارهای بهتری با پول انجام دهید. رهاسازی خودتان از بدهی‌ها، هوش مالی‌تان را افزایش می‌دهد، بنابراین خرج روزانه‌تان را شدیدا کنترل کنید. به جای این‌که منتظر بمانید و به این بیندیشید که آیا می‌توانید از پس خواسته‌هایتان برآیید، هر ماه زمانی را به این اختصاص دهید که برنامه‌ای را برای امور مالی‌تان بنویسید و دقیقا پولی را که به‌دست می‌آورید و نیز انتخاب‌هایتان برای چگونگی خرج کردن‌اش را مشخص کنید. انجام این کار قدرت کنترل بیشتر پول‌تان را به شما می‌دهد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

6 نکته کلیدی که می‌تواند شما را میلیاردر کند




لازم نیست مارک زوکربرگ بعدی یا مدیر اجرایی جدید اپل باشید تا میلیاردر شوید. مدتی است که افراد بیشتری با هدف میلیاردرشدن تا زمان بازنشستگی زندگی‌شان را سپری می‌کنند. اما این زمان بسیار طولانی است.


چه می‌شود اگر زودتر از بازنشستگی و در جوانی (حتی در دوران 30 سالگی) میلیارد شوید؟ 

با ترکیب پشتکار و جاه‌طلبی و با گرفتن تصمیمات هوشمندانه مالی، می‌توانید در دهه 30 سالگی حداقل 1 میلیاردر تومان بدست آورید… قبل از اینکه حتی به بازنشستگی نزدیک شوید.


مسیر رسیدن به موفقیت، با استراتژی‌های خوب کسب‌وکار و انتخاب‌های عاقلانه مالی پوشیده است . این نکات ساده ولی قدرتمند را بررسی کنید و در زندگی روزمره به کار گیرید. با اینکار به خودتان کمک خواهید کرد ثروت‌تان را تا چند میلیارد افزایش دهید.


1 – چندین منبع درآمد ایجاد کنید

همان جایی که توانایی دارید، فرصت‌هایی را بیابید تا درآمدتان را افزایش دهید. کسب درآمد، آسان‌تر از آن است که خیلی‌ها تصور می‌کنند، اما اگر شما چندین راه برای کسب درآمد بیشتر و جانبی داشته باشید، اینکار به شما کمک می‌کند ثروت‌تان را خیلی سریعتر گسترش دهید.


در یک تحقیق 5 ساله از میلیاردرهای خودساخته، مشخص شدن بیشتر آنها حداقل 3 منبع درآمد دارند.


بعد از انجام تحقیق و بررسی و مشاوره با افراد متخصص، احتمالا به این نتیجه برسید که در بازار سهام سرمایه‌گذاری کنید. بازار سهام بالا و پایین‌های زیادی دارد، اما اگر به دید بالای 5 سال سهام مناسب را خریداری کنید، شانس برد شما بسیار بیشتر است.


یا اینکه اگر دوست دارید کارآفرین شوید، کسب‌وکار خودتان را در کنار کار قبلی‌تان راه‌اندازی کنید.


می‌توانید یک محصول که مورد علاقه خودتان است و یکی از مشکلات مردم را حل می‌کند را ایجاد کنید و با راه‌اندازی یک فروشگاه آنلاین، آنرا به جمیعت زیادی از مردم معرفی و عرضه نمایید. برای راه‌اندازی فروشگاه آنلاین و کسب و کار اینترنتی، سایت درآمدسازان می‌تواند به شما کمک کند


2 – روی اهداف کلیدی تمرکز کنید

وقتی شروع به کسب درآمد جانبی نمودید و پس‌اندازتان رو به افزایش گذاشت، شاید وسوسه شوید که پول‌تان را برای یک خرید خودرو لوکس یا لباس‌هایی جدید و وسایل مشابه خرج کنید. گرچه این خریدها بسیار لذت‌بخش هستند، اما پس‌انداز آینده‌تان را نابود می‌کنند. اگر اولویت شما میلیاردر شدن است باید جلوی این مخارج را بگیرید.


اجازه ندهید با هزینه‌های بزرگ، کارهایی سختی که انجام دادید بی‌حاصل شود. افرادی که روی جمع آوری پول متمرکزند، پول بیشتری به زندگی‌شان جذب می‌کنند، بنابراین اطمینان حاصل کنید برای کارهای سخت خودتان ارزش قائل می‌شود، نه برای چیزهای گذرا و غیرمعقول.


3 – پس‌اندازتان را سرمایه‌گذاری کنید تا پول بیشتری بسازید

با سرمایه‌گذاری به پس‌اندازتان بیفزایید. سرمایه‌تان را جوری سرمایه‌گذاری کنید که به راحتی نتوانید به آن دست یابید. مثلا خرید سهام، سکه طلا یا اوراق مشارکت یکی از این راه‌هاست.


اگر هر ماه بخشی از درآمد ماهانه‌تان را کنار می‌گذارید، حتی فکر خرج کردن آنرا نیز از ذهن‌تان بیرون کنید تا جایی که کنار گذاشتن آن سرمایه برای آینده‌ای بهتر، به امری عادی تبدیل شود.


در خصوص سرمایه‌گذاری پول و کسب ثروت این مطلب را نیز بخوانید


4 – به یادگیری ادامه دهید

امن‌ترین سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری روی آینده‌تان است. یک پلن بسازید، اهدافی تعیین کنید، کتاب بخوانید، سایت‌ها را مطالعه کنید و به پادکست‌ها گوش دهید. ذهن‌تان را با اطلاعات مفید که به شما کمک می‌کند به اهداف‌تان برسید تغذیه کنید.


حاضر باشید یادبگیرید و درباره دیگران در زمینه موضوعات مرتبط صحبت کنید. با پیشرفت در مهارت‌ها و توسعه حرفه‌ای کاری که انجام می‌دهید، خودتان را از دیگران جدا خواهید کرد. لازم نیست برای اینکارها باهوش‌ترین شخص باشید، بلکه تلاش کنید بیش از همه آماده باشید تا وقتی به یک فرصت دست یافتید، آنرا محکم بچسبید، شاید همین یک فرصت شما را به جمع میلیاردرها بکشاند


اشتباهاتی قطعا در مسیرتان وجود خواهد داشت. اما اجازه ندهید این اشتباهات و شکست‌ها مانع رسیدن به اهداف‌تان شود. زمان و انرژی برای برنامه‌ریزی برای آینده اختصاص دهید و یاد بگیرید چگونه می‌توانید خودتان را بهبود بخشید. راههای بسیاری برای رسیدن به هدف وجود دارد و تطبیق‌پذیر بودن باعث می‌شود سریعترین راه‌حل را برای حل مشکلات انتخاب کنید.


5 – هدف‌تان 10 میلیارد تومان باشد، نه 1 میلیارد تومان

مردم اغلب باور دارند که ثروتمند شدن از کنترل انها خارج است و باید اتفاقی عجیب و غریب رخ دهد یا اینکه شانس بیاورند، گنجی پیدا کنند یا در بانک و سایر قرعه‌کشی‌ها برنده شود تا به ثروت دست یابند، اما افراد ثروتمند درک می‌کنند که می‌توان با چسبدن به اهداف مالی و پیشرفت مداوم به سمت آنها، آینده مالی‌شان در اختیار خودشان است.


وقتی شما ذهینت‌ خودتان را درباره پول عوض ‌کنید، احتمالا مسیر شفاف‌تر و واضح‌تری به سمت میلیاردر شدن خواهید دید.


اگر فکر می‌کنید افکار بزرگی در سر دارید، بازهم فکرتان را بزرگتر کنید. برای ثروتمند شدن و ثروتمند ماندن، باید آنرا در اولویت قرار دهید. آنهایی که در تلاشند تا موفق شوند و یک ذهنیت مثبت دارند، درصد موفقیت بیشتری در رسیدن به اهداف مالی خواهند داشت.


6 – با افرادی که به شما انگیزه می‌دهند و اهداف مشابهی دارند معاشرت داشته باشید

اگر در میان افرادی باشید که شما را از رسیدن به رویاهای بزرگ دلسرد می‌کنند، باید یاد بگیرید آنها را نادیده بگیرید. ثابت کنید که اشتباه می‌کنند، اما فروتن باقی بمانید. نتایجی که بدست می‌آورید، قوی‌تر از کلمات خودشان را نشان خواهند داد.


حقیقت این است که میلیاردرها به طور متفاوتی نسبت به پول فکر می‌کنند، بنابراین خودتان را با افراد سختکوش احاطه کنید، افرادی که چشم‌انداز مشابهی دارند. زیرا ما شبیه افرادی می‌شویم که بیشتر اوقات کنارشان هستیم، بنابراین از افرادی که شما را باور ندارند دور بمانید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

ثروتمند بازنشسته شدن فقط با درآمد بالا میسر نیست!



گاهی به اشتباه فکر می‌کنید داشتن پول بیشتر نگرانی‌های مالی‌تان را رفع خواهد کرد. با خودتان تصور می‌کنید اگر می‌توانستید هر روز درآمد بالاتری بدست آورید، در محل کارتان ترفیع بگیرید یا اینکه در شرکتی با حقوق بالاتر استخدام شوید همه‌چیز حل می‌شود.


اما متاسفانه مسائل مالی همیشه اینچنین مطابق نقشه پیش نمی‌رود. اگر پول بیشتر یک راه‌حل برای همه مشکلات مالی بود، همه افرادی که درآمد بالایی داشتند ثروتمند بودند و دولت نیز از پول بی‌نیاز بود.


پول بیشتر به طور قطع می‌تواند شما را از لحاظ مالی جلو بیندازد اما کاری که شما با پول می‌کنید است که بیشترین اهمیت را دارد. پس اگر شما برای آینده پس‌ انداز نکنید، حتی یک منبع درآمد عالی نیز نمی‌تواند به شما کمک کند ثروتمند، بازنشسته شوید.



اگر این 7 رفتار را داشته باشید با وجود داشتن درآمد بالا، نمی‌توانید در زمان بازنشستگی ثروتمند باشید.


پس در این مطلب قصد داریم بررسی کنیم که چرا افراد با درآمد بالا، برخی اوقات نمی‌توانند ثروت‌شان را حفظ کنند. اگر شما شخصی با درآمد بالا هستید و روی درآمدتان حساب می‌کنید تا یک دوران بازنشستگی همراه با ثروت فراوان داشته باشید، توجه کنید که آیا این رفتارها در شما وجود دارد یا نه؟


1 – عادت‌های بدی در خرج کردن دارید

درست است که کسب درآمد بیش از مقدار لازم در زندگی، یک موفقیت مالی محسوب می‌شود، اما افتادن در دام ولخرجی بیهوده برای تفریح و سرگرمی نیز برای چنین افرادی اغلب آسان است. با داشتن درآمد خوب، شما قدرت خرید خوبی دارید و همین عامل بیشتر اوقات باعث می‌شود تحت نظر داشتن مخارج‌تان و “نه” گفتن به خودتان مشکل شود.


توانایی خرید خودرو شاسی‌بلند جدیدی که عاشقش هستید بسیار عالیست، به خودتان می‌گویید، وقتی من توانایی مالی دارم چرا این ماشین را نخرم؟ و معمولا خودرو را خریداری می‌کنید.


درست است که اینکار به خودی خود باعث بروز فاجعه نمی‌شود اما تاثیر جمع‌شونده این تصمیمات در آینده می‌تواند درآمد رو به افزایش شما را در یک چشم برهم زدن ناپدید کند.


شاید باورش سخت باشد اما برخی مردم با درآمد متوسط به بالا، به دلیل همین مخارج در تقلا هستند. افرادی که چنین عادات بدی دارند، باید پس‌انداز کردن را به حالت اتوماتیک درآورند و سپس هرچقدر بعد از پس‌انداز باقی مانده را صرف هزینه‌ها کنند. ( نه اینکه اول هزینه کنند بعد پس انداز)


2 – هزینه‌های ثابت‌تان را پایین نگه نمی‌دارید

گرچه داشتن درآمد بالا به شما کمک می‌کند ثروت‌تان را سریعتر بسازید، اما پایین نگه داشتن هزینه‌ها یک اصل مهم دیگر است که باید رعایت شود. اجتناب از بدهی، خرید یک خانه که از پس هزینه‌هایش بر می‌آیید و اجتناب از اشتباهات رایجی مانند خرید اقساطی خودروهای گرانقیمت می‌تواند شما را از افراد شبیه خودتان بسیار جلوتر ببرد.


وقتی شما هزینه ثابت ماهانه کمی دارید (مانند هزینه اجاره، خوراک، پوشاک، قبض و مواردی که هر ماه بطور ثابت باید پرداخت شود) می‌توانید بیشتر پس‌انداز و سرمایه‌گذاری کنید تا در بازنشستگی یک زندگی با رفاه بیشتر داشته باشید.


گاهی اوقات افراد با درآمد کمتر، رفته رفته به ثروت بیشتری نسبت به افراد با درآمد بالاتر می‌رسند، زیرا آنها مخارج‌شان را پایین نگه می‌دارند و پس‌انداز را یک اولویت قرار داده‌اند.


3 – پول را برای چیزهایی هزینه می‌کنید که زود مستهلک می‌شوند

کسب درآمد بالا، کار را برای رسیدن به اهداف مالی آسان‌تر می‌کند، اما اگر شما همه پول‌تان را روی چیزهایی هزینه کنید که سریع ارزش خود را از دست می‌دهند چطور؟


آیا یک زوج مسن با درآمد سالیانه 300 میلیون تومان که تا ریال آخر درآمدشان را هزینه می‌کنند تا ظاهر زندگی‌شان را خوب نشان دهند، مدیریت پول بهتری دارند یا زوجی که سالانه 100 میلیون تومان درآمد دارد ولی 10 میلیون تومان آنرا پس‌انداز می‌کند؟


چیزی که واقعا نیاز دارید این است که درباره مخارج‌تان واقع‌بین شوید و با اتخاذ تصمیمات سخت، کاری کنید درآمد و رفاه آینده‌تان قربانی لذت زودگذر اکنون نشود.


4 – در تلاش هستید تا همانند همکاران و افراد هم‌رده خودتان زندگی کنید

تصمیمات غلط مالی می‌تواند افراد را از لحاظ مالی ورشکست کند. یک عارضه که می‌تواند افراد با درآمد بالا را مبتلا کند و آنها را غرق نماید این است:


درآمد اضافی که بدست می‌آید اغلب اوقات به جای اینکه پس‌انداز شود و فرد را از بدهی دور کند، صرف خرج کردن برای رقابت با دیگر افراد می‌شود. گاهی اوقات حتی این افراد می‌خواهند با خانواده‌هایی که درآمدی دوبرابر، سه برابر یا حتی بیشتر دارند رقابت کنند. این رفتار اشتباه است و به شکست منتهی می‌شود.


5 – تصور می‌کنید همانطور که در کسب درآمد مهارت دارید، در مدیریت پول نیز ماهر هستید

این هم یک دلیل دیگر است که چرا برخی افراد با درآمد بالا، در هنگام بازنشستگی ثروتی ندارند: انها بیش از حد به خودشان اطمینان دارند.


فرض کنید شما یک دکتر یا وکیل هستید و درآمد خیلی خوبی دارید. سال‌ها و سال‌ها درس خوانده‌اید،  زمانی که برای کسب مهارت گذاشته‌اید باعث شده در کارتان حرفه‌ای شوید و تلاش کرده‌اید تا به اینجا برسید. اما متاسفانه همانند بیشتر افراد باهوش و با درآمد بالا، باور دارید که هیچ نیازی به گرفتن مشاوره مالی ندارید و به همین دلیل مزایای بسیاری که می‌توانید از یک مشاوره بدست آورید از دست می‌دهید.


باید همانطور که برای یادگیری حرفه‌تان تعهد و زمان صرف کردید، برای مهارت یافتن در ایجاد ثروت نیز انرژی بگذارید تا ریسک وابسته بودن به پول و درآمدتان کاهش یابد.


6 – مخارج‌تان را ثبت نمی‌کنید و بودجه‌بندی ندارید

عدم ثبت مخارج و پیگیری آنها، همانند سایر عادت‌های مخرب در خرج کردن، ممکن است دلیل نرسیدن به آزادی مالی باشد. این مورد گرچه برای همه افراد با هر درآمدی صادق است، اما برای افرادی که درآمد بالایی دارند نیز بسیار مهم است. چرا؟ به خاطر اینکه همیشه راهی برای از دست دادن پول وجود دارد.


باید در نظر داشت بودجه بندی برای کسی که درآمد 5 میلیون تومانی در ماه دارد، نسبت به کسی که درآمد ماهانه 25 میلیون تومانی دارد آسان‌تر است.


اولین قدم برای اینکه ثروتمند بازنشسته شوید، درک کافی از این است که پول شما کجا می‌رود. با نادیده گرفتن این توصیه به احتمال قوی یک شخص با درآمد بالا ولی با مدیریت ضعیف پول خواهید بود که احتمالا نیاز باشد تا آخر عمر خود کار کند.


مهم نیست چقدر درآمد دارید، حساب هرریال هزینه‌ها و درآمدها را باید داشته باشید. با یک درآمد بالا می‌توان آزادی بیشتری داشت اما با داشتن پول زیاد نبایدکورکورانه هرچیزی که می‌خواهید را خریداری کنید. انتظارتان را پایین بیاورید، حتی افراد ثروتمند نیز نمی‌توانند هرچیزی که دوست دارند را بخرند.


به یاد داشته باشید همه می‌توانند از بودجه‌بندی ماهانه بهره بگیرند و بودجه بندی نباید برای شما محدودیت ایجاد کند. مهمترین جزییات بودجه بندی این است که چقدر درآمد دارید، چقدر خرج می‌کنید و چقدر از آن را پس‌انداز می‌کنید.


توجه داشته باشید که خود شما مسئول اینها هستند و هیچ‌کس اینکار را برای شما نمی‌کند.


7 – قصد دارید به خودتان پاداش دهید

داشتن درآمد بالا تضمین کننده پس‌انداز بالا نیست. این موضوع مخصوصا برای متخصصانی که باید لذت‌شان را برای مدتی طولانی به تاخیر اندازند صحت دارد.


به طور مثال دکترها و متخصصان دیگر در رشته پزشکی یا مهندسی ممکن است سال‌های طولانی برای یادگیری و تحصیل سپری کرده باشند. برخی از آنها پول قرض گرفته‌اند تا به تحصیلات دانشگاهی خود ادامه دهند و قبل از اینکه به درآمدهای بالا برسند، سال‌ها در شرایطی نه چندان مناسب برای آینده‌شان انرژی گذاشته‌اند.


بسیاری از این افراد حالا که به درآمد خوبی رسیده‌اند ملاحظه را کاملا از یاد می‌برند و دست به ولخرجی‌های بیهوده می‌زنند. زیرا در گذشته به سختی درس خوانده و کار کرده‌اند تا بتوانند الان از درآمدش استفاده کنند.


این افراد باید در مورد اهداف بلندمدت‌شان فکر کنند و اینکه آیا اینگونه رفتار با پول به آنها اجازه خواهد داد یک زندگی مناسب در بازنشستگی داشته باشند؟ خرید یک پورشه آخرین مدل شاید الان به عنوان یک پاداش عالی به نظر برسد اما مطمئنا وقتی این افراد از خودشان بپرسند با گرفتن این تصمیمات، 10 سال بعد زندگی‌شان چگونه خواهد بود، اولویت‌های کوتاه‌مدت‌شان تغییر می‌کند.


نتیجه گیری

 داشتن درآمد بالا همه چیز نیس، اما یک مزیت است تا بتوانید ثروت خودتان را بسازید. برای پیشرفت بیشتر مالی و داشتن ثروت بالا در زمان بازنشستگی، باید بطور مرتب پس‌انداز و سرمایه‌گذاری کنید و همچنین هزینه‌هایتان را پایین نگه دارید.


دکتر بودن به این معنی نیست که پولدار و ثروتمند بازنشسته می‌شوید و معلم بودن نیز به این معنی نیست که فقیر بازنشسته خواهید شد، چه درآمد شما کم باشد و چه زیاد، درآمدهایی که پس انداز و سرمایه‌گذاری می‌کنید هستند که سرنوشت شما را در دوران بازنشستگی رقم می‌زنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

نکاتی در مورد سرمایه گذاری در بورس

خیلی‌ها این سوال را می‌پرسن که چقدر سرمایه برای شروع فعالیت در بورس لازمه و یا اینکه چقدر سرمایه وارد کنیم؟ 1 میلیون ؟ 3 میلیون ؟؟  30 میلیون؟

پاسخ: در جواب باید عرض کنم مقدار سرمایه شما هرچقدر بیشتر باشه سود بیشتری میبرید. 

خیلی ساده است. فرض کنید شما با 2 میلیون تومان سرمایه دارید توی بورس معامله می‌کنید، اگر 10 درصد سود کنید، سود شما میشه 200 هزار تومان و سرمایه شما به 2 میلیون و 200 هزار تومان میرسه

ولی اگه مثلا با سرمایه 10 میلیون تومان وارد بورس بشید و 10 درصد سود کنید، سود شما میشه 1 میلیون تومان و سرمایه شما به 11 میلیون افزایش پیدا میکنه.


همونطور که اکثر افراد هم توصیه میکنند هیچ وقت با پولی که قرض گرفتید یا وام هست وارد بورس نشید. این موضوع از جنبه روانی باعث ایجاد استرس و اضطراب و ترس در شما میشه و با وجود این عوامل، کسب سود و داشتن معاملات موفق مشکل خواهد بود.


ماهانه در بورس چقدر می‌توان سود کرد؟

​آیا می‌توان در ۵۰ روز سرمایه‌ام را ۳ برابر کنم؟

نحوه سود کردن در بورس چگونه است؟ 

برای شروع در بورس چقدر ​سرمایه لازم است؟

 

به نظر شما چقدر زمان میبره تا 10 درصد سود کنیم؟


پاسخ: به سوال شما نمیشه پاسخ داد.

ممکنه شما امروز یک سهام رو بخرید و این سهم برای تعدیل مثبت بسته بشه و دو روز بعد با 30 درصد افزایش قیمت باز بشه. یا اینکه ممکنه سهمی که خریداری کردید به مدت طولانی (مثلا چندماه) در یک محدوده باقی بمونه و رشد یا افت زیادی نکنه. یا اینکه ممکنه سهمی رو بخرید و قیمتش شروع به افت بکنه.


پس هیچ‌چیز قابل پیش‌بینی نیست و سود یا ضرر شما به عوامل زیادی بستگی داره و در بورس سود و زیان اصلا مشخص نیست.


اما با وجود غیرقابل پیش‌بینی بودن بازار بورس، تا حدودی با روش‌های تحلیل و بررسی سهام شرکت‌ها به روش تکنیکال یا بنیادی و یا باهر دو روش، (که به تکنوفاندامنتال معروفه) می‌تونید مشخص کنید این سهم در قیمت فعلی و زمان حاضر ارزش خرید داره یا نه.


نکته مهم: اگه تازه کار هستید، در شروع معامله‌گری در بورس، سرمایه زیادی رو وارد بازار نکنید. تا اگر به دلیل تجربه و مهارت کم ضرر کردید، ضرر شما سنگین نباشه. با معاملات کوچک شروع کنید و سرمایه اصلی تون رو برای زمانی نگه دارید که مهارت واقعا بالایی کسب کردید.


مثال میزنم، فرض کنید شما 20 میلیون تومان سرمایه داشتید و در شروع کار با کل این مبلغ سهام خریدید. بنا به دلایلی (یا مهارت نداشتید یا سهام رو در زمان نامناسب خریدید یا…) سهام موردنظر افت کرد و شما 10 درصد ضرر کردید، مبلغی که از دست دادید برابر میشه با 2 میلیون تومان!


اما اگه برای شروع کار مبلغی زیر 1 میلیون تومان مثلا 600 هزارتومان رو وارد بازار کنید و 10 درصدضرر بشه، مبلغی که از دست دادید برابر میشه با 60 هزارتومان!


توجه کنید که من مخالفتی با ورود سرمایه انباشته شده شما ندارم و اتفاقا بورس یکی از بهترین جاها برای سرمایه‌گذاری هست اما وارد کردن سرمایه با بورس، باید همراه با افزایش دانش، مهارت و تجربه شما باشه.


نه اینکه به قول معروف بی‌گدار به آب بزنید و بدون اینکه حتی مهارت اولیه رو داشته باشید با هرچی دارید سهام بخرید!


با معاملات کم شروع کنید و سهام یک تا سه شرکت رو بخرید و همینطور معامله کنید تا تجربه‌‌تون رفته رفته افزایش پیدا کنه. بعد همینطور که یادمی‌گیرید کم کم این سرمایه رو هم افزایش بدید.




یه موضوع دیگه هم هست اونم اعتماد به نفس کاذبه!


یکی سرمایه‌اش رو وارد بورس می‌کنه، از قضای روزگار، این دوست ما توی دوران مثبت و روند صعودی وارد بورس میشه یا اتفاقا سهامی رو میخره که سود خوبی می‌کنه. این دوست خوب، به توصیه ما هم عمل کرده و فقط 600 هزارتومان سهام خریده. وقتی سهامش رو میفروشه می‌بینه 30 درصد سود کرده و سرمایه‌اش شده 780 هزار تومان.


اینجاست که رویاپردازی شروع میشه! میگه ای‌کاش ماشینم رو همون موقع می‌فروختم و 20 میلیون سهام می‌خریدم. اگه اینطور می‌کردم الان با 30 درصد سودی که کرده بودم، سرمایه‌ام شده بود 26 میلیون تومن!


پیش خودش فکر می‌کنه که الان دیگه با دو سه معامله‌ای که انجام داده دیگه استاد معامله‌گری سهام شده و بالاخره تصمیم می‌گیره که ماشینش رو بفروشه و وارد بازار کنه، غافل از اینکه فراموش کرده موفقیت در یک معامله، دلیل نمیشه که معاملات بعدی هم بر وفق مراد پیش بره و همیشه و همیشه احتمال ضرر هست. (اونم برای بی‌تجربه‌ها)


اما کسی که از موفقیت خودش سرمست شده رو خیلی مشکله بتونید قانع کنید، چون داره روی ابرها پرواز می‌کنه و ماها که روی زمین راه می‌ریم اصلا صدامون به گوشش نمیرسه!


بقیه قضیه رو احتمالا متوجه شدید. با کل سرمایه‌ای که داره سهام می‌خره و به قول خودش با تحلیل و بررسی هم اینکارو انجام میده ولی اوضاع کاملا برخلاف چیزی که فکرشو می‌کرد پیش میره. قیمت سهام شروع به کاهش می‌کنه ولی از اونجایی که این شخص اعتماد به نفس کاذب داره، اشتباهش رو قبول نمی‌کنه و توی یک معامله بازنده تا جایی باقی می‌مونه که درصد زیادی از سرمایه‌اش رو از دست میده.

و به احتمال قوی چنین فردی برای همیشه از بورس دلزده میشه و یک فرصت بزرگ رو برای رشد سرمایه‌اش از دست میده.


اینا رو هم بدونید بد نیست، فرقی نمی‌کنه سرمایه شما چقدر باشه:


اگه 20 درصد ضرر کنید باید 25 درصد سود کنید تا سرمایه شما دوباره برگرده.


اگه 30 درصد ضرر کنید باید 43 درصد سود کنید تا سرمایه شما دوباره برگرده.


اگه 40 درصد ضرر کنید باید 67 درصد سود کنید تا سرمایه شما دوباره برگرده.


اگه 50 درصد ضرر کنید باید 100 درصد سود کنید تا سرمایه شما دوباره برگرده!


همیشه برای کسب سود توی بازار فرصت هست. وقتی یه معامله سودآور انجام شد، به خودتون تبریک بگید ولی به قول معروف جوزده نشید و همیشه احتیاط رو در پیش بگیرید.


با پول کم معامله کنید و از آموزش‌های کامل بورسینس برای یادگیری استفاده کنید تا همیشه توی بازار باقی بمونید و سود کنید.


کسانی که توی بازار باقی می‌مونن برنده‌های واقعی بازار بورس هستند و همیشه سودهای شیرین نصیب‌شون میشه.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

چگونه برای سرمایه‌گذاری پس‌انداز کنیم؟



سرمایه گذاری صرفا برای افراد ثروتمند نیست. تقریبا هر فردی می تواند با افزایش درآمد و کم کردن هزینه‌های اضافی، مبلغی پول برای سرمایه گذاری کنار بگذارد. اگر چند میلیون تومان یا حتی چند صدهزار تومان داشته باشید، چندین پیشنهاد وجود دارد در خصوص اینکه چگونه به بهترین نحو از آن استفاده کنید.

 

نکته: فرض این مقاله بر این است که شما تمایل ندارید پول‌تان را در بانک نگه دارید و به دنبال افزایش پول خود در طول زمان هستید و تمایل دارید تا حدودی ریسک کنید. گرچه باید این واقعیت را پذیرفت که نگه داشتن پول در بانک، فقط باعث بی‌ارزش شدن پول شما در گذر زمان می‌شود. همچنین فرض بر این است که در حال حاضر مبالغی را برای اتفاقات اضطراری کنار گذاشته‌اید.


منظور از مبلغ اضطراری مبلغی است که در جای امنی (مانند بانک) نگهداری می‌کنید تا هزینه‌های عادی زندگی شما را تا چند ماه بپردازد تا اگر به طور ناگهانی درآمد شما به پایان رسید بتوانید بدون مشکل تا بدست آوردن درآمد مجدد، زندگی‌‌تان را سپری کنید.


اگر بدهی‌هایی مانند وام‌ها یا اقساط مختلف دارید، بهتر است بازهم برای سرمایه‌گذاری پول کنار بگذارید. ممکن است سخت باشد ولی شدنی است.


برخی‌ها توصیه می‌کنند تمام تمرکز افراد روی پرداخت بدهی‌هایشان باشد ولی به نظر من اینکار عاقلانه نیست. اگر تمرکز شما فقط روی پرداخت بدهی‌هایتان باشد، همیشه فقط بدهی‌ها تسویه می‌شود و حتی ممکن است پول کم بیاورید. ولی اگر تصمیم بگیرید همزمان 


پس انداز برای سرمایه گذاری در بورس

با پرداخت بدهی‌ها، بصورت ماهیانه یا هفتگی مبلغی را برایسرمایه‌گذاری کنار بگذارید، پس از مدتی می‌توانید با سودی که از سرمایه‌گذاری‌هایتان بدست می‌آورید، سرعت تسویه بدهی‌ها را افزایش دهید.


چگونه برای سرمایه‌گذاری پس‌انداز کنیم؟

من برای افرادی که درآمد کمی دارند و حتی افراد با درآمد بالاتر، چند راه زیر را پیشنهاد می‌کنم. با بکار بردن این روش‌های پیشنهادی می‌توانید مبلغ بیشتری برای سرمایه‌گذاری پس‌انداز کنید. ممکن در ابتدا این روش‌ها سخت به نظر برسد، ولی با انجام و تکرار آنها، رفته‌رفته آسان‌تر خواهند شد.


1 – اول به خودتان پرداخت کنید

وقتی پولی بدست آوردید، در همان ابتدا تا جایی که می‌توانید مبلغی از این پول را کنار بگذارید. این پول برای شماست و وقتی این پول را کنار گذاشتید باید فرض کنید اصلا وجود ندارد. فرقی نمی‌کند این پول از شغل اصلی شما بدست بیاید، سود سهام باشد یا از یک معامله کوچک یا از هر طریق دیگر… زمانی که پول بدست‌تان رسید باید بصورتی سخت‌گیرانه درصدی مشخص از این مبلغ را بردارید و دور از دسترس خودتان در جایی پس‌انداز کنید.


برداشتن مبلغ از روی درآمد در زمانی که درآمد بدست‌تان رسیده، دو مزیت دارد. اول اینکه از خرج شدن بیهوده پول شما جلوگیری می‌شود و دوم اینکه با انجام مداوم اینکار و مشاهده افزایش موجودی این پس‌انداز، انگیزه شما برای پس‌انداز بیشتر افزایش می‌یابد. (مانند ثروتمندترین مرد بابل که با انداختن هرسکه در کیسه همراهش، رفته‌رفته وزن آن سنگین‌تر می‌شد و شخص انگیزه و انرژی بیشتری برای کسب سکه‌های بیشتر بدست می‌آورد) این روش را انجام بدهید حتی اگر در ابتدا بتوانید چندده‌هزار تومان کنار بگذارید.


 


2 – هزینه‌های اضافی را کاهش دهید

صرفه جویی هر چندهزار تومان در هر هفته در طول زمان اضافه خواهد شد. سعی کنید هزینه های زندگی را کاهش بدهید. خود را از ضروریات محروم نسازید، اما از تجملات و هر چیزی که به آن نیاز ندارید بکاهید. بسیاری از افراد ثروتمند در دنیا با صرفه‌جویی زندگی می‌کنند، چرا شما اینگونه نباشید؟


3 – به دنبال آموزش و یادگیری باشید

بورسینس: مهارت‌های مهمی مانند بازاریابی و فروش، تبلیغات، مذاکره، مدیریت مالی، توانایی تحلیل اقتصادی و از اینگونه مهارت‌ها می‌تواند در افزایش درآمد شما چاره‌ساز باشد. البته بستگی دارد که شغل شما چیست و به دنبال چه چیزی هستید. مهارتی که در شغل‌تان باعث ایجاد تحول می‌شود را فرابگیرید و متعهد به پیشرفت و یادگیری بیشتر باشید.


وارن بافت، یکی از موفق ترین سرمایه گذاران، هر کتاب آموزش سرمایه گذاری را که در دسترس داشته است مطالعه نموده (حداقل 100 کتاب ) قبل از اینکه بیست ساله بشود.


کسانی که به دنبال آموزش خودشان نیستند و حاضر نیستند روی خودشان سرمایه‌گذاری کنند، محکوم به پرداخت بهای نادانی خود می‌باشند. مانند کسانی که بدون اطلاع وارد بورس می‌شود و ضرر می‌کنند.


4 – دست از خیال‌پردازی بردارید و هدف خودتان را مشخص کنید

مقدار واقعی دارایی‌های خودتان را محاسبه کنید. تا ندانید کجا هستید و به کجا می‌خواهید بروید، طی کردن مسیر بیهوده است. دقیقا مشخص کنید اگر دارایی‌های فعلی‌تان از قبیل پول نقد، وسیله نقلیه، سرمایه‌گذاری‌ها و … را همین الان بفروشید، چقدر پول نقد خواهید داشت. بعد از اینکار، هدف مالی خودتان را برای ماه‌ها و سال‌های آینده تعیین کنید.


توصیه می‌کنیم هدف شما واقع‌بینانه و به اندازه‌ کافی بلندپروازنه باشد تا وقتی به آن فکر می‌کنید انرژی بگیرید و برای ادامه راه انگیزه پیدا کنید.


پس از اینکه مقدار کافی پول پس‌انداز کردید، یکی از گزینه‌های سرمایه‌گذاری شما می‌تواند خرید سهام باشد. درباره این نوع سرمایه‌گذاری می‌توانید در این صفحه اطلاعات بیشتری کسب کنید.


5 – پول زیاد حمل نکنید

همانقدر که خساست باعث رنج و عذاب است ولخرجی زیاد هم باعث پشیمانی است. اگر ولخرجی معضل زندگیتان شده و هر ماه برای پولهای زیادی که هدر می دهید غصه می خورید، اگر کنترل خرج هایتان از دستتان خارج شده، اولین و ساده ترین راهکار این است که به اندازه نیاز هر روزتان پول حمل کنید. اینطوری هم دزدان احتمالی کیفتان را ناامید می کنید، هم از خرجهای زیادی جلوگیری خواهید کرد. این قانون شامل کارت های بانکی هم می شود. لازم نیست همیشه کارت بانکی شما در جیبتان باشد.


6 – با ولخرج‌ها نگردید

تاثیر کمال همنشین را هیچ وقت از یاد نبرید. دوستان ولخرج شما را ولخرج می کنند، از آنها فاصله بگیرید. نه اشتباه نکنید حرف خسیسها این نیست که دوستان ولخرجتان را رها کنید بلکه با آنها در مکانهایی قرار بگذارید که امکان ولخرجی کمتر است. یک مرکز خرید و یا یک رستوران گران قیمت محل مناسبی برای قرار گذاشتن با ولخرج ها نیست.


7 – برای خرید سقف بگذارید

برای هر نوع خریدی از لباس و تفریح گرفته تا مسافرت رفتن خود قاعده و قانون تعریف کنید. این به معنی خودآزاری نیست. دقت کنید این توصیه ها برای کسانی است که از اعتدال خارج شده اند و نیاز به کنترل دقیق دارند. اگر جزو ولخرج ها نیستید و می توانید تعادل را رعایت کنید لازم نیست خیلی سخت بگیرید اما برای ولخرج ها تا بازگشتن به مسیر درست این یک راهکار ضروری است.


8 – تب مارک‌ها را ترک کنید

کالاهای مارکدار با کلاس هستند و زندگی بدون مارک غیر ممکن است را کلا کنار بگذارید. سراغ کالاهای با کیفیت و با قیمت مناسب بروید. لزوما هر کالای گرانی با ارزش و با کیفیت نیست.


9 – دلیل داشته باشید

برای هر خرجی دلیل داشته باشید. یعنی هر وقت می خواهید برای هر کاری پولی خرج کنید اول از خودتان سوال کنید چرا دارم این پول را خرج میکنم و در مقابلش چه چیزی به دست می آورم.


10 – چانه بزنید

هرچیزی را که فروشنده ها می گویند قبول نکنید. حتما تا جایی که راه دارد چانه بزنید در ایران برای هر کالایی امکان چانه زنی وجود دارد. پس از فرصتتان استفاده کنید.


11 – تنبلی را کنار بگذارید

ولخرج ها همیشه منتظرند تا از اول ماه دیگر از ولخرجی دست بردارند و رویه منطقی برای خرج کردنشان در پیش بگیرند اما متاسفانه اول ماهشان هیچ وقت نمی آید. از همین امروز شروع کنید و کار امروز را به فردا نیندازید.


12 – حساب پولتان را داشته باشید

همیشه باید بدانید که موجودی حسابتان چقدر است و جیبتان چقدر پول دارد. خیلی از افراد هستند که از موجودی حسابشان بی اطلاعند. این امر باعث می شود که کنترل مخارج و درآمدها دشوار شود.


13 – خرید عمده یک راهکار ساده

مواد شوینده گالنی به صرفه تر از ظرف های کوچک است. یک جعبه 10 تایی دستمال کاغذی یک بسته جایزه دارد. علاوه بر این هر روز کالاها گران می شود. خرید عمده به معنای خرید زیاد نیست بلکه به این معنی است که کالاهای مصرفی که هر روز به آنها احتیاج دارید را به شکل عمده و مصرف چند ماه بخرید. آهسته و پیوسته پیش بروید


همیشه پس انداز کنید هر چقدر مبلغتان کم باشد مهم نیست مهم این است که همیشه به پس انداز فکر کنید و از هر مبلغی که به دست می آورید مبلغی هر چند اندک را پس انداز کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

با چه روشهایی می توانیم ثروتمند شویم؟

1 – پولدار شدن از طریق یک حرفه

بیایید روراست باشیم. این کار به حرف، راحت است. وقتی دنبال شغلی خوب هستیم اغلب مخلوطی از آرزوهای درونی را در نظر می گیریم و تحقیق می‌کنیم و از توصیه های افراد استفاده می‌کنیم تا تصمیم خود را بگیریم.

این امر باعث پیچیده‌تر شدن امور می‌شود؛ ولی نسل امروز آگاه است که می توان پول و اشتیاق را با هم داشت؛ اگر به درستی تحقیق کنید و از تکیه بر شایعات بپرهیزید.

امروز شما می‌توانید از بسیاری از منابع رایگان برای داشتن تصویری روشن تر از وضعیت اقتصادی کنونی و چشم‌اندازهای شغلی کمک بگیرید و بنابراین وقتی که در جستجوی شغلی خوب هستید، آسوده تر خواهید بود.

اطمینان پیدا کنید که تصمیمات خود را براساس چیزهایی اتخاذ می کنید که می‌دانید واقعیت دارند و اگر برنامه‌ای منسجم ندارید، اجازه ندهید احساسات‌تان بر شما غلبه کنند.

دانش آکادمیک فرا بگیرید

مهم نیست که دانش شما در رشته مورد نظر با تحصیل در مقطع دوره فوق لیسانس دانشگاه صنعتی شریف حاصل شده باشد یا اینکه از طریق ثبت نام در یک دوره آموزشی بدان دست یافته باشید بلکه باید دانش فیلد مطلوب کاری خود را در حد قابل قبولی داشته باشید. حتی مواردی که رویکرد کاملا تئوریک دارند، در بعضی مواقع در پروژه های واقعی به کمک شما آمده و باعث تمایز شما از سایر همکاران تان می شود. در ضمن، هنگام استخدام نیز رزومه علمی شما تاثیر بهتری از سوابق نامعلوم و حتی غیرمعتبر کاری در نزد کار فرما خواهد داشت.

حرفه آینده‌تان را درست انتخاب کنید

اگر اولویت اول شما کسب ثروت و زندگی راحت در آینده است، خیلی دنباله رو علاقه خود به رشته خاصی نباشید. به نتایج تحقیقاتی که در مورد متوسط درآمد مشاغل مختلف انجام شده، نگاه کنید تا ببینید در کدام رشته ها که به علایق شما نزدیک ترند، احتمال ثروتمند شدن بیشتر است. به طور مثال احتمال ثروتمند شدن شما در نقش یک مهندس مالی بیشتر از یک استاد دانشگاه خواهد بود.

مکان درستی را برای فعالیت شغلی انتخاب کنید

به جایی بروید که شغل های بهتر و بیشتری وجود دارد. مثلا به عنوان کارشناس مسائل مالی و بورس، زمینه کاری بهتر و امکان رشد بیشتری در تهران برای شما وجود خواهد داشت تا در یک شهرستان کوچک.

ابتدا شغلی برای کسب تجربه پیدا کنید

تا می توانید برای جاهای مختلف درخواست کار بفرستید و مصاحبه بروید. هنگامی که کار مورد نظر را یافتید آن را نگه دارید و سعی کنید تجارب لازم برای موفقیت های آینده را کسب کنید. تا پیدا شدن یک کار مناسب نیز می توانید در یک شرکت معتبر کارآموزی کنید و تجربه کسب کنید.

شغل و کارفرمایتان را تغییر دهید

با این کار می توانید دستمزد خود را افزایش داده، تجارب کاری و غیرکاری مختلف به دست آورده و ریسک بیکاری آینده به دلیل تک بعدی بودن را کاهش دهید. از اینکه این کار را بارها انجام دهید واهمه نداشته باشید. اگر شما کارمند با ارزشی باشید، حتی ممکن است کارفرمای فعلی تان برای نگه داشتن شما، افزایش حقوق و سایر مزایا را در نظر بگیرد. ممکن است وابستگی به شرایط فعلی، ترس از محیط و کار جدید یا وفاداری شغلی، شما را در این اقدام سست کند، اما به یاد داشته باشید برای پیشرفت باید مدام در حرکت باشید، بنابراین برای یافتن موقعیت های تازه گوش به زنگ باشید.

تجارت شخصی راه‌اندازی کنید

بیشتر افراد موفق یک درآمد جانبی به جز حقوق ثابت ماهانه دارند که گاهی از این کارهای جانبی درآمد بیشتری عایدشان می شود. این کار تمرکز و وقت زیادی می طلبد و استرس زیادی به شما وارد می کند، اما بعد از چند وقت که به سوددهی رسید، شما می توانید نتیجه آن را ببینید. علاوه بر درآمد بیشتر، شما این مزیت را خواهید داشت که رئیس خود باشید و زمان های کاری خودتان را تنظیم کنید. پیشنهاد می کنیم پس از کسب تجربه در یک زمینه خاص و به دست آوردن دانش جنبه های مختلف آن، تجارت خود را شروع کنید.

2 – پولدار شدن از طریق سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاری، فقط سرمایه‌گذاری پول و طلا و اینجور چیزها نیست.

سرمایه‌گذاری کردن در تحصیل

حتی اگر موفق نشدید از طریق کنکور وارد دانشگاه شوید، با هزینه شخصی به دانشگاه بروید. مطمئن باشید با انتخاب رشته صحیح بعدها چند برابر هزینه سرمایه گذاری شده برای تحصیل خود را به دست خواهید آورد. برای مثال اگر شخصی که به تجارت علاقه مند است، مدرک MBA بگیرد، هزینه تحصیل خود را بعدها در کمتر از یک سال به دست خواهد آورد.

در بازارهای مالی سرمایه‌گذاری کنید

بازارهای مالی محل مناسبی برای چند برابر کردن پول شما هستند. اگر خود را به دانش لازم مجهز کنید و فرد فرصت​شناسی باشید قادر خواهید بود چند برابر درآمد سالانه خود را از این طریق به دست آورید. خرید سهام شرکت های معتبر و اوراق قرضه راهی مطمئن برای ایجاد درآمد فرعی است. برای افراد ریسک پذیرتر، سرمایه گذاری در بازار بورس، سود بیشتری به دنبال خواهد داشت. در کنار اینها نباید از سرمایه گذاری روی طلا و ارز غافل شد. این بازارها در شرایط بحران های اقتصادی داخلی یا جهانی، به طرز شگفت آوری سودآوری دارند.


در مستغلات سرمایه گذاری کنید

خریداملاک استیجاری یا زمین در مکان های رو به رشد، سرمایه گذاری است که شما همواره برنده آن خواهید بود. با توجه به افزایش جمعیت و در نتیجه بالا رفتن تقاضا برای مسکن و همچنین املاک تجاری، می توانید انتظار یک سود تضمین شده را داشته باشید. اگر فرد ریسک پذیری نیستید می توانید با خرید یک واحد استیجاری، نه تنها از افزایش سرمایه خود مطمئن شوید، بلکه از اجاره ماهانه آن استفاده کنید. اگر هم وقت و انرژی کافی دارید و به دنبال سود بالا هستید، پیشنهاد می شود به صورت فردی یا مشارکتی اقدام به ساخت وساز کنید.

وقت خود را سرمایه بدانید

به جای اینکه چند ساعت در روز را به بطالت صرف کنید، سعی کنید برای کل روزتان برنامه ریزی داشته باشید. از هر زمانی برای یادگیری مطالبی مانند ساز و کارهای اقتصادی، عملکرد شرکت های بورس، مدل های ریاضی ساده و پیشرفته تحلیل مالی و … استفاده کنید.

از خریدهایی که ارزش آنها در آینده پایین خواهد آمد، اجتناب کنید

به طور مثال خرید یک ماشین گران قیمت، اقدام جالبی از لحاظ اقتصادی به شمار نمی آید، زیرا صرف نظر از میزان کاری که از آن می کشید، بعد از ۵ سال، ارزش آن به میزان زیادی افول خواهد کرد.


ثروت خود را حفظ کنید

ثروتمند شدن سخت است، اما ثروتمند ماندن حتی از آن هم سخت تر است. دارایی شما همواره از بازار تاثیر می پذیرد و بازار هم که پستی و بلندی های خود را دارد. اگر شما در زمانی که بازار در شرایط خوبی به سر می برد، بی خیال باشید و استفاده حداکثر را نبرید، در زمان رکود محکوم به شکست و بازگشت به پله نخست خواهید بود. اگر ارتقایی در حقوق خود داشتید یا سهامتان سوددهی خوبی داشت، این مبلغ اضافه را پس انداز یا سرمایه گذاری کنید، زیرا قریب به یقین با روزهای سخت مواجه خواهید شد.

3 – پولدار شدن از طریق پس انداز روزانه

این گونه است که جوان ها می توانند پولدار شوند… خیلی وقت است که از دوران انباشتن پول، دلار روی دلار و نگهداری آنها در حساب پس انداز به منظور افزایش آن، گذشته است. حالا این کار، وقت بسیار زیادی طلب می کند و ممکن است مانع رشد کاری شما شود. ممکن است یافتن شغل برای جوانان ترسناک باشد اما کارهای بسیاری وجود دارند که شما می توانید در منزل انجام دهید که بتواند دستاویزی برای شروع کارتان باشد.

پس انداز برای سرمایه گذاری تنها چیزی است که معنی می دهد. شما باید با سرمایه گذاری در امور جدید، پول خود را برای پولسازی بیشتر به کار اندازید.


چند حساب پس‌انداز باز کنید

بهتر است هر فردی بیش از یک حساب پس انداز داشته باشد تا با ریختن مقداری از درآمد ماهانه در حساب های دیگر از خرج های اضافی جلوگیری کند. به طور مثال، بهتر است هر زمان که حقوق خود را دریافت کردید و همان ابتدا درصدی از پولتان را در حساب مخصوصی بریزید و کارت آن را همیشه در منزل نگه دارید. یک حساب مخصوص خرج منزل و یک حساب هم برای تفریحات ماهانه داشته باشید.

بودجه‌بندی کنید

یک بودجه ماهانه که تمامی هزینه‌های اولیه شما را پوشش دهد، مقرر کرده و مقدار کمی را هم برای تفریح و سرگرمی کنار بگذارید. هیچگاه از این مقدار در خرج‌کردن فراتر نروید.

به ماشین و منزل سطح پایین رضایت دهید اما قانع نباشید

معمولا انتظاری را که از یک منزل ویلایی دارید، یک آپارتمان هم برآورده می‌سازد. آپارتمان مسکونی را می‌توان با یک نفر دیگر شریک شد و به یک ماشین دست دوم رضایت داد. در یک کلام تجمل‌گرا نباشید. با این کار ماهانه مقدار زیادی پول پس انداز خواهید کرد تا اینکه روزی برسد که بتوانید بهترین منزل و ماشین را بخرید بدون اینکه چیزی از درآمدزایی شما کم شود.

4 – پولدار شدن از طریق اینترنت

اینکه کسب‌وکار خودکاری راه‌اندازی کنید که پیامک‌های واریز پول مرتب به موبایل‌تان ارسال شود چیز جذابی است. بسیاری از افراد رویای پولدار شدن با اینترنت را دارند ولی آیا برای آن وقت می‌گذارند و تلاش می‌کنند آنرا فرا بگیرند؟
راه انداختن یک سایت چندان هم پول نمی‌خواهد و بدون سرمایه هم می‌توان شروع کرد، به شرط اینکه ابتکار داشته، وارد حوزه‌ای بشوید که تخصص آنرا را داشته باشید، می‌توانید از آن کسب درآمد کنید.
بعدش هم بازاریابی موثر و فعال می‌خواهد که از عهده‌اش بربیایید. 
اینترنت منبع درآمد خیلی خوبی محسوب می‌شود به شرط اینکه سعی کنید از زیر و بم آن اطلاعات بدست بیاورید و هر روز به دانش‌تان بیفزایید. 


5 – پولدار شدن با صنایع دستی

هنر همیشه بازار دارد به شرط آنکه نیاز سنجی کندید بدانید چه چیزی در چه زمانی و برای چه کسانی جذابیت دارد آن وقت است که به راحتی می‌توانید هنر دست خودتان را به بالاترین قیمت بفروشید و کلی سود کنید.

خیلی از افراد از نقاشی، مجسمه‌سازی، معرق کاری، کار با شیشه و فلز و .. درآمد کسب می‌کنند . می‌توانید با حضور در نمایشگاه‌های محلی و بین المللی فروش فوق‌العاده ای داشته باشید. امکان فروش اینترنتی هم می‌تواند فروش شما را چندین برابر کند. هرکاری که در زمینه صنایع دستی و هنری می‌توانید انجام دهید با خلاقیت می‌تواند برای شما پولساز باشد .

نکته: اگه می‌توانید با آموزش‌های فشرده این هنر را یاد بگیرید و اقدام کنید چرا که با مدرن شدن زندگی‌ها ٬ دلتنگی‌ها برای صنایع دستی بیشتر احساس خواهد شد … فرصت را از دست ندهید … صنایع دستی و هنری شما باید خلاقانه باشد و کیفیت و قیمت مناسبی داشته باشد. سعی کنید هر محصولی که تولید می‌کنید را در بازار هدف تبلیغ و اقدام به فروش کنید … صنایع دستی که مربوط به دکوراسیون منزل می‌شود٬ خریدار زیاد دارد …

توجه: علاوه بر فروش حضوری و فیزیکی، می‌توانید با فعالیت در شبکه‌های اجتماعی ( تلگرام و اینستاگرام و .. ) فروش‌تان را رویایی کنید.

6 – پولدار شدن با صنایع غذایی

خوردنی همیشه بازار دارد به شرط اینکه مبتکر باشید و سبک ارائه محصولات‌تان متفاوت باشد. جالب است بدانید گرفتن مجوز فعالیت از اتحادیه‌های مختلف مرتبط به صنایع غذایی خیلی هم دشوار نیست به شرط آنکه اهل نظافت باشید.

نوجوان ۱۶ ساله‌ای در بریتانیا مرباهای مادر بزرگش را شروع به فروختن کرد و در سال ۵۰۰ هزار شیشه می‌فروشد و ۱۰ ٪ بازار فعلی بریتانیا را دارد. فراسر که نام مرباهایش را سوپر جم گذاشته ارزش سهامش بالغ بر ۱ تا ۲ میلیون دلار است.

هنوز هم در ایران و البته بیشتر از قبل از غذاهای آماده استقبال می‌شود زیرا کسی نه وقت این کارها را دارد نه حوصله‌اش را. چرا شما اگر بلدید مربا درست کنید این کار را نمی‌کنید؟ استقبال زیادی از آن در بازار خواهد شد.

شما حتی می‌توانید با فروشگاه‌های اینترنتی محصولتان را بفروشید و برایش تبلیغ کنید و یا در گروه‌ها و صفحات مجازی برای محصول خانگی‌تان مشتری جذب کنید.

7 – پولدار شدن با ارائه خدمات

حوزه خدمات این روزها بازار خوبی دارد به شرط آنکه ابتدا موقعیت‌سنجی کنید که در چه منطقه‌ای و چه حوزه‌ای، چه خدمتی کم و یا محدود است.
سنگ بزرگ برندارید در سطح توان خودتان وارد عرصه شوید و به مرور خدمات‌تان را توسعه و بهبود بخشید و به فکر گسترش کارتان در حد یک شرکت بزرگ باشید.

مثال 1 : بیشتر شرکت‌ها و سازمان‌ها نیازمند خدمات برون سازمانی و سرویس‌های بازاریاب تلفنی و پیگیری‌های مکرر هستند.
می‌توانید یک سرویس ارائه خدمات بازاریابی را با دریافت حق عضویت به مشتریان ارائه کنید.

مثال 2 : با راه‌اندازی یک مرکز مشاوره زبان در کشور خود به صورت بین‌المللی برای انجام مکالمات در امور بازرگانی برای صادرات و واردات در کشور خود ار طریق یک وب‌سایت بپردازید و به صورت پاره‌وقت به امور ترجمه یا مکالمات بپردازید.

مثال 3 : در عرصه‌ی جدید تکنولوژی وجود یک وب‌سایت برای هر کسب و کاری واجب است. کافی است که بتوانیم مقالاتی در این زمینه بنویسیم که چقدر راحت در خانه و بدون پرداخت هزینه‌ی بالا هر فردی می‌تواند یک کسب و کار داشته باشد و این فرهنگ را که برای داشتن درامد حتما باید استخدام شویم را از بین ببریم و به رشد و شکوفایی خلاقیت‌های ذهنی مردم کمک کنیم.
شما با گذراندن چند دوره‌ی کوتاه مدت آکادمیک و گذراندن دوره‌های برنامه نویسی می‌توانید به مهارت ساخت وب‌سایت دست پیدا کنید و از این طریق درآمد کسب کنید.
هر چقدر زودتر اقدام به یادگیری کنید تجربه‌ی بیشتری خواهید داشت.

8 – پولدار شدن با بازاریابی و فروش

اگر بدون سرمایه هستید حتما لازم نیست شما خودتان تولیدکننده باشید اگرچه این بخش ایده‌آل ماجرا باشد اما اگر بتوانید برای دیگران مشتری و بازارهای تازه پیدا کنید اطمینان داشته باشید که برای سود خوبی خواهد داشت . خیلی‌ها هستند که تولیدات خوبی دارند اما راه فروشش را نمی‌دانند.

یک ایده این است که محصولات و خدماتی که در خارج از فضای مجازی عرضه می‌شود را در قالب اینترنت به طیف گسترده‌تری از افراد معرفی کنید. در نوجوانی انرژی زیادی وجود دارد و با شروع حرفه بازاریابی در نوجوانی می‌توان آینده روشنی را در انتظار داشت، زیرا اگر مهارت فروش و بازاریابی را کسب کنید، در هر کسب و کاری کمک می‌کند پول بیشتری بدست آورید.

چند نکته حیاتی که به پولدار شدن شما سرعت می‌بخشد

1- ارتباطات کمک می‌کند

از این توصیه برداشت اشتباه نکنید. حرف من این نیست که فقط با افراد پولدار معاشرت داشته باشید، بلکه شما باید ارتباطاتی تشکیل دهید از افرادی که مثل خودتان دنبال همین هدف هستند.

احتمال تحقق اهداف توسط جمعی از افرادی که هدف مشترک دارند بسیار بیشتر از انجام آن توسط یک فرد تنهاست.

راه‌های زیادی برای انجام این کار وجود دارند. یکی از بارزترین آنها استفاده از شبکه‌های اجتماعی است؛ ولی شما باید این کار را در دنیای واقعی هم انجام دهید. هیچ پل ارتباطی را قطع نکنید و با همکلاسی‌هایتان در تماس باشید. همکاران قدیمی و کنونی، شرکای تجاری و … سعی کنید ارتباطی تخصصی و تقویت شده را با آنان برقرار کنید. حتی اگر یک ارتباط در آن زمان خاص به نظر بی‌ربط برسد، چه کسی می‌داند که در طول مسیر چه اتفاقی خواهد افتاد؟

2- با غریزه مصرف‌گرای خود بجنگید

والدین ما در نوعی مصرف‌گرایی رشد کردند و به تدریج آن را پذیرفتند. نسل ما کمی متفاوت است. ما در جامعه‌ای که غرق در مصرف‌گرایی بود متولد شدیم و بخش بزرگی از نسل ما نیاموختند که چگونه با آن دست و پنجه نرم کنند.

نوجوانان و حتی برخی جوانان و بزرگسالان معمولا با تبلیغات رنگارنگ به هر سو کشیده می‌شوند و اگر با آخرین مدها هماهنگ نباشند، افسرده می‌شوند.

پولدارها چیزهایی می‌خرند که آنها را پولدارتر می‌کند اما افراد فقیر چیزهایی را می‌خرند که افراد پولدار را پولدارتر می‌کنند. همین برای درگیری با غریزه مصرف‌گرایی‌تان کافی است.

3- از افرادی که قبلا این کار را انجام داده‌اند، تحقیق کنید

این گونه است که جوان‌ها می‌توانند پولدار شوند… خیلی‌ها هستند که در جوانی می‌خواستند میلیاردر شوند و حتی تعداد بیشتری وجود دارند که اکنون میلیونر هستند. شاید داستان خالق واتس‌اپ را خیلی‌ها بدانند؛ چون از این رسانه استقبال زیادی شد.

در مورد این آدم‌ها تحقیق کنید و ببینید آنها از چه روند فکری استفاده کردند تا به جایی که اکنون قرار دارند برسند. چه چیزی الهام‌بخش آنان برای رسیدن به اهدافی بود که داشتند و چگونه به این موفقیت بزرگ دست یافته‌اند.

خلاقیت و الهام بهترین متحدانی هستند که می‌توانید در محیط کسب و کار داشته باشید و وقتی با سختی مواجه می‌شوید، در حفظ انگیزه به شما کمک می‌کنند.

4- اهداف باعث ماندن شما در مسیر پیشروی می‌شوند

به راحتی ممکن است در طول راه حواس‌تان پرت شود و چشم از اهداف‌تان بردارید. به علاوه، هر روز فکر‌کردن به اینکه «چگونه آرزو کنم که میلیونر باشم» چیزی نیست که بتوان نام آن را هدف داشتن گذاشت.

این بیشتر افکار آرزومندانه است. شما باید تعیین کنید که در زندگی چه می‌خواهید. آن وقت و تنها آن وقت است که برای رسیدن به آن اهداف برنامه‌ریزی می‌کنید. هنوز هم تکیه بر این هدف اصلی در زندگی به منظور ایجاد انگیزه کافی نیست. وقتی که برنامه‌ریزی می‌کنید، انگیزه را از درون اهداف کوتاه مدت خود بیرون بکشید تا شما را در مسیر نگه دارند؛ اما همیشه مقصد نهایی‌تان را در ذهن داشته باشید.

5- دنیای اینترنت طلاست

این گونه است که جوان‌ها می توانند پولدار شوند…

اطمینان دارم که بسیاری از جوانان امروز به خوبی آگاهند که اینترنت چه عظمتی دارد و هنوز زمینه‌های رشد آن به پایان نرسیده است. (مخصوصا در ایران، پتانسیل بزرگی برای ایجاد کسب و کار اینترنتی وجود دارد) جایگاه خاص شما هر کجا که باشد، اهداف کسب و کاری شما هر چه که باشند، اینترنت می‌تواند در برخی راه‌ها به شما کمک کند. به جز موارد نادری که در آن اینترنت فایده خاصی ندارد، نمی‌توان اینترنت را نادیده گرفت. البته به شرطی که بتوانید راه خود را در آن بیابید و می‌دانیم که خیلی از جوانان می‌توانند.

برای ایجاد ارتباط، بازاریابی، موقعیت‌های تجاری، سرمایه‌گذاری، تحقیقات بازار، تحقیقات رقابتی و هر چیزی که فکرش را بکنید، می توان راهی یافت تا به صورت آنلاین انجام شوند.

6- به سمتش بروید!

فکرکردن به آینده تان یک چیز است، انجام کاری برای رسیدن به اهدافی که برای خود تعیین می‌کنید، همه بازی را شامل می‌شود. اگر به زمان‌بندی میلیونرهای جوان بنگرید، خواهید دید که بسیاری از آنان 10 تا 12 ساعت در روز کار می‌کنند و از انجام آن شادمانند. شما نیاز به جوانی خود دارید تا خود را ثابت کنید و به نتایجی که برای پیشرفت نیاز دارید، برسید.

جوانی خود را تیغ برنده خود کنید، این گونه است که جوان‌ها می‌توانند پولدار شوند…

به طور حتم افراد جوان مورد انتقاد و تایید نشدن از سوی تاجران قدیمی‌تر قرار می‌گیرند؛ اما نباید اجازه دهید که این امر شما را مایوس کند. آنها بیشتر از شما تجربه دارند؛ اما شما نظم دنیای جدید را بسیار بهتر از آنان درک می‌کنید و علاوه بر آن می‌توانید 15 ساعت در روز کار کنید. 5 تا 6 ساعت بخوابید و سپس بازگردید و باز هم 15 ساعت کار کنید.

بسیاری کارها هستند که جوانان بهتر از افراد مسن‌تر می‌توانند انجام دهند؛ یکی از آنها داشتن ابتکار بیشتر در سازگاری با چیزهای جدید است. به جوانی خود تکیه کنید تا از تجربیات آنان بیاموزید و نظرات تجاری جدید به دست آورید و درک بهتری از شغل خود داشته باشید و اجازه ندهید که از انتقادهای آنان ترسی به دل راه دهید یا هر چیزی دیگری نظیر آن.


7- ترس دشمن شماست

بعضی چیزها هستند که شانس شما برای پولدار شدن را ویران می‌کنند و در این بین می‌توان به ترس اشاره کرد. رایج‌ترین آنها این است که «من خیلی جوانم» و این مورد بدترین آنهاست.

تنها به این دلیل که جوان هستید به این معنی نیست که نمی‌توانید کسب و کاری عالی داشته باشید و خیلی‌ها هستندکه با کسب و کار موفق‌شان این را به اثبات رسانده‌اند.

اگر خود را جدی نگیرید، هیچ کس دیگری این کار را نخواهد کرد. از ترس خود به عنوان علامت هوشیاری استفاده کنید اما خجالت نکشید که از موقعیت‌هایی که ناشی از ترس نامعقول هستند خود را دور کنید.

جوانی پر از پتانسیل است و بهترین سازمان‌دهنده تغییرات محسوب می‌شود. شما نباید هرگز به خود اجازه دهید که باور کنید پتانسیل رسیدن به چیزی را ندارید.

منابع یادگیری برای پولدار شدن: چه سایت‌ها و کتاب‌هایی را بخوانیم

برای پولدار شدن شما به دانشی بیش از دانش کنونی‌تان نیاز دارید. باید رشد کنید و یک شخص بهتر شوید و اینکار با خواندن کتاب، خواندن مقالات، تمرین و استمرار در این کارها ممکن است.

دو نوع دانش و منابع نیاز دارید:

1 – دانش موفقیت که پایه و اساس کار است، مانند باورها، روانشناسی موفقیت، هدف‌گذاری، افزایش بهره‌وری

2 – دانشی که ما به آن دانش فنی و نحوه انجام کار می‌گویم. مانند بازاریابی، فروش و بازاریابی اینترنتی، تولید محتوا و سایر مسائل مرتبط با کسب‌وکار

در ادامه چند کتاب برای یادگیری نوع اول دانش پولدارشدن و موفقیت معرفی می‌کنیم.

کتاب اسرار ذهن ثروتمند – تی‌ هارو اکراسرار ذهن ثروتمند

کتاب «اسرار ذهن ثروتمند» نوشته‌ی «تی. هارو اکر» و ترجمه‌ی «مرتضی ذوالانوار» با موضوع «ثروتمند فکر کنید تا ثروتمند شوید» و «در بازی ثروت درون خود استاد شوید» نگاشته شده است. تی هارو اکر با استفاده از اصول و قواعدی که به دیگران می‌آموزد، توانست تنها در عرض 2 سال و نیم به یک میلیونر تبدیل شود. او از نام تجاری و منحصر به فرد ” فروشنده زبل” استفاده می‌کند.

هارو اکر در این کتاب در بخش اول به طرح اولیه پول در ذهن می پردازد و بررسی می کند که هر فرد چه ذهنیتی نسبت به پول دارد و این ذهنیت را از کجا دریافت کرده است. سعی او در این بخش این است که به خواننده نشان دهد اغلب باورهایی که در مورد پول در ذهن شکل گرفته است نادرست می باشد و باید این ذهنیت را تغییر داد.

در بخش دوم کتاب اسرار ذهن ثروتمند نویسنده به پرونده های ثروت می پردازد که ۱۷ تفاوت فکری بین افراد ثروتمند و افراد فقیر را شرح می دهد. در هر کدام از این پرونده ها موضوع مد نظر شکافته می شود و در مورد آن توضیحات کاملی ارائه می شود. در نهایت هر پرونده با عبارت های بیانی و تمرینات بسته می شود.

کتاب دیوانگان ثروت‌ساز – دارن هاردیدیوانگان ثروت ساز

کتاب «دیوانگان ثروت ساز» نوشته دارن هاردی و ترجمه شادی حسن‌پور است. کتابی که پیش رو دارید جدیدترین اثر نویسنده‌ی کتاب مشهور اثر مرکب است. این اثر راهنمای خوبی برای کارمندان و کارآفرینان است و در آن دارن هاردی تمام پیچ‌وخم‌های زندگی امروز جامعه‌ی بشری را معرفی می‌کند و به شما مهارت‌ها و اصول زندگی را می‌آموزد.

در قسمتی از متن این کتاب می‌خوانید: « کتاب دیوانگان ثروت ساز اصول زندگی در دوران جدید است. دورانی که در آن از عصر انبوه‌سازی صنعتی خبری نیست و وعده‌ای داده نشده که برای اشخاص، امنیت شغلی و به‌تبع آن امنیت زندگی فراهم آورد.

به‌نوعی بازگشته‌ایم به یک قرن قبل که در آن نه‌چندان از استخدام‌های انبوه و جامعه‌ی حقوق‌بگیر خبری بود و نه از کار بدون ریسک با حقوق سرماه. مسئولیت زندگی به معنای واقعی و عیان بر دوش خودمان قرارگرفته و این ماییم که باید گلیم زندگی‌مان را از آب بیرون بکشیم. باید نه مثل پدران بلکه مثل پدربزرگانمان و ای‌بسا پدران پدربزرگانمان زندگی کنیم که در آن هر فرد، خودش یک کارفرما و کارافرین بود و امنیت زندگی خود و خانواده‌اش را بر عهده داشت.

تکنولوژی، بار دیگر ما را به همان عصر کشانده و از حباب عصر صنعتی فاصله‌مان داده. در این میان تنها کسانی موفق خواهند بود که فنون زندگی در عصر جدید را بدانند و به کار ببندند و فکر نکنند که آسمان همیشه این رنگی ست…» این کتاب توسط انتشارات شریف منتشرشده است.

سری کتاب‌های راز جذب پول در ایران – علی اکبریراز جذب پول

کتاب «راز جذب پول در ایران» نوشته‌ی «علی اکبری» و در زمینه‌ی پولدار شدن در بازار کنونی ایران با صد اسکناس هزارتومانی نگاشته شده است. این کتاب از در دو بخش اصلی و 11 فصل تدوین شده است. «باورت در مورد خودت چیه؟»،‌ «وسعت فکری خودتونو گسترش بدین!»، «شوهر بی‌خاصیت من» و «همیشه باید خوب بود و از هر فرصتی استفاده کرد!» عنوان برخی از این فصل‌ها است. 

نویسنده در نخستین فصل کتاب، با نثری روان آورده است: «وقتی من باور و ایمان ندارم که صد متر رو می‌تونم توی نه ثانیه و حتی کمتر از اون بدوم،‌ بدون شک نمی‌تونم و هرگز هم به خودم زحمت دویدنش رو نمی‌دم! چرا؟ می‌دونم که نمی‌تونم بدوم.» وی در ادامه این فصل کوشیده با ارایه راه‌حل‌هایی مانند «تبدیل نمی‌توانم به می‌توانم!» مخاطب را در درک بهتر مطالب کتاب یاری دهد.

بخش دوم کتاب حاوی سه بخش شامل «چرا اکثر فعالیت‌های اقتصادی من و شما سرانجام نافرجامی دارن؟»، «با بازی پول همین لحظه و همین الان در ایران می‌تونی پولدار بشی» و «یاد بگیر چطوری کار کنی تا پولدار بشی!» است. این کتاب را نشر «بهارسبز» منتشر کرده است.

کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید – ناپلئون هیلبیندیشید و ثروتمند شوید

این کتاب را چندین بار بخوانید. کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» اثر «ناپلئون هیل» و ترجمه‌ی «مهین خالصی» است. این کتاب شامل پانزده فصل و از نخستین و جامع‌ترین کتاب‌هایی است که در قرن بیستم به معرفی روش‌های موفقیت در زندگی و کسب و کار پرداخته و این روش‌ها را که تا آن زمان تنها در اختیار معدود افراد موفق بوده، همگانی کرده است.

این کتاب که پیشنهاد اولیه آن از سوی اندرو کارنگی، موسس و صاحب غول فولاد امریکا و دومین نفر در لیست ثروتمندترین افراد تاریخ به ناپلئون هیل ارایه شد و خود حاصل مصاحبه نویسنده با نزدیک به پانصد فرد موفق آن دوره از جمله فورد، ادیسون و … است و اولین بار هفت دهه قبل و در سال ۱۹۳۷ منتشر گردید. این کتاب را نشر «نسل نواندیش» منتشر کرده است.

کتاب شامل پانزده فصل می‌باشد که به این شرح هستند: اندیشه ثروت است اشتیاق، نقطه شروع همه موفقیت‌ها ایمان تلقین به خود، راه نفوذ بر ذهن نیمه هوشیار دانش تخصصی تخیل، کارگاه ذهن برنامه‌ریزی سازمان یافته ابرام قدرت همکاران کیمیاگری احساس جنسی ذهن نیمه هوشیار مغز، ایستگاه گیرنده و فرستنده اندیشه حس ششم، قلعه درایت شش شبح ترس

از نکات جالب توجه برای کسانی که هم این کتاب را خوانده‌اند و هم فیلم راز را دیده‌اند، نزدیکی مفاهیم این دو به یکدیگر است. همچنین بیاندیشید و ثروتمند شوید، یکی از سه کتایی است که رندی گیج در درس رشد شخصی خود از آن نام می‌برد.

کتاب اثر مرکب – دارن هاردیاثر مرکب

از جهاتی، کتاب «اثر مرکب» نوشته‌ی دارن هاردی را می‌توان جان کلام کتاب‌هایی دانست که در دهه‌های گذشته در زمینه‌ی توانمندسازی و رسیدن به موفقیت منتشر شده‌اند. 
شاید به همین خاطر باشد که شماری از نام‌آورترین اساتید جهانی این رشته، نظرشان را در مورد این کتاب نوشته‌اند و همگان را به مطالعه‌ی دقیق و حتا چندباره‌ی آن دعوت کرده‌اند. 
فلسفه و تفکر پشت این کتاب می‌تواند به حدی اثرگذار شود و تحول ایجاد کند که هیچ بعید نیست در سال‌های آینده گروه‌هایی در فضاهای آنلاین و آفلاین شکل بگیرند که حامل اندیشه‌ی اثر مرکب باشند. این کتاب را باید آمیخته با جان کنیم و در اکنون‌مان جاری سازیم و نتایج‌اش را هم در مقیاس یک عمر متشکل از امروزها و این لحظه‌ها ببینیم و بسنجیم که گفت: «زندگی، آبتنی کردن در حوضچه‌ی اکنون است.» آنچه خواندید نظر حسین یاغچی ویراستار مجموعه‌ی «ثروتمندان خودساخته» است که درباره کتاب اثر مرکب اظهار نموده است.

کتاب اثر مرکب و مضمون و هدف گذاری آن به نحوی است که مدیر، کارمند، مرد، زن، پیر، جوان و هر مخاطبی در هر قشر و سن و شغل و حرفه ای بتواند به فراخور نیازش از آن بهرمند شود و برای موفقیت و تداوم موفقیت به آن نیازمند باشد. تا آنجا که نویسنده در مقدمه کتاب ادعایی بزرگ می‌کند و می‌گوید: مهم نیست چه چیزی یاد می گیرید یا از چه استراتژی و تاکتیکی استفاده می کنید، موفقیت در نتیجه اثر مرکب به دست می آید.

حتی با وجود ترس، نبود همراه و تنهایی باز هم دست به عمل بزنید، شما می‌توانید دنیای خودتان را تغییر دهید. موفق باشید و انگیزه‌تان روز‌به‌روز افزون باد! 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

چطور می توان از صفر شروع کرد؟



فکر می کنم "برایان تریسی" را می شناسید. وی کتاب های پرفروشی در مورد فروشندگی و موفقیت تجاری نوشته است و خواندن کتابهایش را به همه توصیه می کنم.


یک بار در جایی از زبان وی ماجرای جالبی را شنیدم که به دردت خواهد خورد پس خوب گوش بده.


وی تعریف می کرد که یکبار به مهمانی شامی دعوت شده بود که تمام مدعوین از افراد سوپر موفق و پولدار تشکیل شده بودند. سر میز غذا بحث آن ها به اینجا کشید که هر یک تعریف کنند از کجا شروع کرده اند.


و دقت کن که افراد حاضر بر سر میز هر کدام از زمینه ی کاملا متفاوتی به ثروت و دارندگی رسیده بودند.


و بعد از آنکه نفر اول ماجرای زندگی خود را تعریف کرد، جملاتش را با این عبارت تمام کرد "من از هیچ شروع کردم و به اینجا رسیدم!"


و اتفاق جالبی که افتاد این بود که نفر بعد وسط حرف وی پرید و گفت "این خیلی شگفت آوره! من هم از هیچ شروع کردم..." و بعد ماجرای زندگی خودش را تعریف کرد.


و این بحث همینطور سر میز شام ادامه پیدا کرد. بعد از آنکه هر کدام قصه ی زندگی خود را تعریف کردند، نتیجه گیری از صحبت های آنان بسیار ساده بود: همه ی آنها از هیچ شروع کرده بودند!


البته هر کدام از آنها مهارت ها و علایق متفاوتی داشته اند، مسیر کاملا متفاوتی را طی کرده بودند و میزان دارایی و ثروتشان با هم یکسان نبود. اما نکته ی مشترک بین تمام آنها این بود که همه از هیچ شروع کرده بودند!


و این باید درسی برای شما و بنده باشد.


اما من می خواهم کمی فراتر از حرف آنان بروم. خود من نیز به نوعی از هیچ شروع کرده ام، اما واقعیت این است که نه هیچ مطلق!


به عبارت درستتر من سفر خود را به سمت ثروت و موفقیت با "اشتیاقی دیوانه کننده" شروع کردم. اشتیاقی که نمی گذارد تو به راحتی بخوابی، یا برای خورت ول بچرخی و وقتت را هدر دهی.


مثلا کسی که به  برنامه نویسی علاقه دارد می بینی که در لیست 100 ثروتمند بزرگ دنیا را نگاه کنی در همان 50 نفر اول کسانی را پیدا می کنی که تخصص اولیه آنها برنامه نویسی بوده است. این ها همان کسانی هستند که Ebay, Google, Microsoft, Facebook را به وجود آورده اند.


و اگر کارنامه ی تحصیلی آنها را نگاه کنی می بینی که خیلی از آنها درسشان را نیمه کاره رها کرده اند و اصلا شاگران خوبی نبوده اند.


و این برای من کاملا قابل درک است. وقتی کسی واقعا به مهارتی علاقه داشته باشند  به سرعت یادگیری او خیلی بالاتر از محیط کلاس درس می شود. اما معلم تو نمی تواند با سرعت مناسب به او آموزش دهد. چون احتمالا 29 شاگرد دیگر نیز در آن کلاس هستند که آماده ی بهانه گیری و اعتراض سر هر چیز ریز و درشتند.


به همین خاطر من به همه توصیه می کنم که به خودشان متکی باشند و سعی کنیند خودشان، به خودشان آموزش دهیند. من اکثر مهارتهایی را که دارم خودم یاد گرفتم. و اگر فردی با هوش متوسط، مثل من قادر به چنین کاری است، پس تو نیز می توانی.


همین امروز برو به کتابفروشی و به دنبال کتاب هایی بگردید که برنامه نویسی را به شکلی ساده و قدم به قدم یاد می دهند. کافی است سری به آنها بزنی، مطمئنم که در هر مورد با چندین عنوان کتاب روبرو خواهید شد. همه ی آنها را بخرید و غرق در مطالعه و تمرین آنها شوید.


به محض اینکه چند دستور ساده ی برنامه نویسی را یاد بگیرید و بفهمید که می توانید یک برنامه ی ساده بنویسی که کارهای کم اهمیت ولی با نمک انجام می دهد، دیگر نیاز به تشویق و حمایت من یا هیچ کس دیگری نخواهید داشت!


اگر نمی توانید کتاب مورد نظر را بخرید، از کتابخانه امانت بگیرید. همیشه راهی برای رسیدن به دانش وجود دارد.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

کاری را شروع کن که به آن عشق می ورزی


 

تا به حال فکر کردی قیمت زندگی چند است؟

عمر ما محدود است و هر دقیقه ای که می گذرد برگشت ناپذیر است.

در این چند روز اخیر چند ایمیل عجیب دریافت کردم که من را به فکر فرو برد.

 

در یکی از این ایمیل ها نوشته  شده بود من می خواهم فلان کسب و کار را راه اندازی کنم و... آیا پولش خوب هست؟

پرسیدم عاشقش هستی؟

گفت حقیقتش نه چون دیدم پر طرفداره انتخاب کردم تا از این طریق پول در بیاورم و بعدش برم دنبال کار مورد علاقه ام.

 

می دانی مشکل کسب و کاری که با این طرز تفکر راه اندازی شود چیست؟

وقتی ایده ای را انتخاب می کنی که عاشقش نیستی یا دغدغه آن را نداری نمی توانی 100% خودت را در کار بگذاری در نتیجه باعث می شود هم بسیار کند پیش بروی هم به احتمال زیاد محصول بی کیفیتی تولید کنی

اما تصور کنیم توانستی در این حالت هم یک کسب و کار راه اندازی کنی و بعد از چند ماه به درآمد قابل قبولی برسی

ده میلیون، سی میلیون، پنجاه میلیون...

اما در قبال چه چیزی این پول را بدست آوردی؟

فروختن روزهای زندگی ات....روزهای بی عشق و مرده...

"اکثر مردم در بیست و سه سالگی می میرند و در هشتاد سالگی دفن می شوند"

 

و این در صورتی است که می توانی ایده ای را  انتخاب کنی که واقعا عاشقش هستی و از کار کردن برای آن خسته نشوی

در این صورت هم لذت می بری و هم پول خوبی بدست میاوری...

 

بگذار یک داستان تعریف کنم تا ارتباط عشق و پول را ببینی

 

چند سال پیش یک خانم آمریکایی که اضافه وزن داشت یک وب سایت راه اندازی کرد و در صفحه درباره ما اینطوری نوشت:

 

من لیزا هستم و یک دختر اما نه معمولی

این عکس من است.

من 40 کلیو اضافه وزن دارم. نه در دبیرستان و نه در دانشگاه هیچ پسری بهم حتی یک پیشنهاد دوستی هم نداد.

تنها هستم و حالم از این چربی های دور شکمم بهم می خورد تصمیم دارد تا دوازده ماه آینده از شر این چربی های لعنتی خلاص شوم.

 

هر روز از تمرین هایی که انجام می داد در وبلاگش عکس می گذاشت.

از غدایی که درست می کرد عکس می گرفت و می نوشت من این غذا را امروز درست کردم چون 100 کالری کمتر از غذای دیروزم دارد 

و 280روز به همین روش نوشت

 

یازده ماه و خورده ای گذشت که توانست 40 کیلو را کم کند.

خوانندگاه بلاگش دوستش داشتند چون می توانستند آینده خودشان را در لیزا پیدا کنند.

دختری که از منفی صفر شروع کرد و توانست شکل جذابی به اندامش بدهد.

دقیقا همینجا بود که یک محصول لاغری از تجربیات این دوازده ماه تولید کرد و در معرفی اولیه این محصول، 267 تا پک فروخت

 قیمت این محصول 199 دلار بود و در مجموع  53133 دلار بدست آورد

اگر می خواهی بدانی به تومان چقدر می شود:

 318.798.000 تومان

درسی که می توانی از داستان لیزا و هزاران لیزای دیگر بگیری این است که در زندگی یک هدف بزرگ برای خودت بگذار و عاشق آن هدف باش.

 

وقتی با عشق کاری را شروع می کنی احتمال موفقیت را به مراتب افزایش می دهی.

همین امروز ببین چه چیزی را دوست داری در زندگی داشته باشی که نداری

همان ایده را تبدیل به کسب و کار پردارمد کن .

 

زمانی که با عشق کاری را انجام  می دهی، مردم می توانند آن را حس کنند و قطعا احساس شان را می توانی در لا به لای نظراتشان مشاهده کنی

 

در هر صورت تو قرار است برای کسب و کارت وقت بگذاری پس چه بهتر وقتت را صرف ایده ای کنی که عاشقش هستی و قلبت با تمام وجود برایش می تپد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

چگونه پولدار شوم؟ اول دوراهی ثروت و فقر

چگونه پولدار شوم؟ اول دوراهی ثروت و فقر

آموزش قانون جذب,چگونه پولدار شوم,راز جذب پول

لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 30 امتیاز : 4.2]

چگونه پولدار شوم؟

چگونه پولدار شوم! چند بار این سوال را از خود پرسیده‌اید؟

 

در ابتدا پیشنهاد می‌کنم راز جذب ثروت را مطالعه کنید. 

پول تنها یک ابزار است که در اختیار دارید تا آنچه در زندگی دوست دارید را تجربه کنید. وقتی درباره‌ی کارهایی که با پول می‌توانید انجام دهید فکر می‌کنید نسبت به زمانی که فقط به پول فکر می‌کنید عشق و شور و شوق به مراتب بیشتری را احساس می‌کنید.

تصور کنید آن‌چه را دوست دارید هم اکنون دارید و آن‌کارهایی که دوست دارید را انجام می‌دهید. آن‌گاه خیلی احساستان بهتر است نسبت به زمانی که در مورد خود پول فکر می‌کنید.

قانون جذب، قانون احساس

شما باید احساس خوبی داشته باشید تا چیزهایی که می‌خواهید را به دست بیاورید. طبیعی است که به چیزهایی که با پول به دست می‌آورید خیلی حس بهتری و راحت‌تری می‌توان داشت تا به خود پول.

100 میلیون تومان در حساب بانکی صرفا یک عدد است ولی یک ماشین عالی را خیلی راحت‌تر می‌توان حس کرد. سعی کنید وقت خود را صرف احساس چیزهایی که قرار است داشته باشید بکنید نه خود مبلغ حساب بانکی.

قانون جذب، قانون نامحدود

اشتباه نکنید! فکر نکنید پول تنها راهی است که می‌توانید چیزی را جذب کنید. این دیدگاه خیلی محدود است در صورتی که قانون جذب نامحدود است. شما می‌توانید در قرعه کشی برنده شوید. می‌توانید به صورت کاملا اتفاقی –برای کسانی که قانون جذب را نمی‌شناسند یا کاملا بر طبق قانون جذب برای کسانی که آن را می‌شناسند- به یک ماشین حتی نصف قیمت اصلی برخورد کنید. می‌توانید خدمتی در قبال چیزی که می‌خواهید ارائه کنید و … .

من نمی‌خواهم بگویم که به دریافت پول و افزایش درآمدتان فکر نکنید فقط می‌خواهم بگویم چیزهایی که با پول می‌توانید به دست بیاورید خیلی راحت‌تر احساس می‌شوند و مسئله خیلی مهم‌تر این‌که محدود فکر نکنید.

 

راه‌های قانون جذب

بگذارید خیالتان را راحت کنم. تا زمانی که خواسته‌ی خود نرسیدی به هیچ وجه نمی‌توانید حدس بزنید که از چه طریقی دریافتش خواهید کرد. کافی است اطراف خود را نگاهی بیاندازید. تعداد زیادی از افراد حتی شغلشان را یک اتفاق رقم زده است.

قانون جذب می‌داند

شما نمی‌دانید اما قانون جذب می‌داند. قانون جذب شیوه‌ای عالی خواهد یافت تا دریافتش کنید. ذهن بشری ما محدود است اما نبوغ الهی نامحدود. شیوه‌های پروردگار عالم از ذهن بشری ما خارج است. با فکر این‌که پول تنها راه به دست آوردن چیزیست که می‌خواهید زندگی‌تان را محدود نکنید. پول را تنها هدف زندگی‌تان قرار ندهید، بلکه آنچه می‌خواهید باشید، انجام دهید، یا داشته باشید را به عنوان هدف خود قرار دهید.

اگر خانه‌ای جدید می‌خواهید، لذت زندگی در آن خانه را تصور و احساس کنید. اگر لباس‌های زیبا، لوازم خانگی، یا ماشین می‌خواهید؛ اگر می‌خواهید کالج بروید، به کشور دیگری نقل مکان کنید، آموزش موسیقی، بازیگری یا ورزشی ببینید، تصورش را بکنید! تمام این‌ها می‌توانند از راه‌های مختلف و نامحدود سوی شما بیایند.

قانون اصلی جذب پول

برای پول تنها یک قانون وجود دارد: شما هرگز نمی‌توانید پول را بر احساس خوب مقدم بدانید. اگر این کار را بکنید از قانون جذب تخطی کرده‌اید. شما اول باید احساس خوب داشته باشید بعد پول به سمت شما سرازیر می‌شود.

البته این قانون نه تنها برای پول بلکه برای همه چیز صادق است. کلا نقطه مشترک تمام خوشبختی‌ها احساس خوب است ولی در این مطلب تمرکز ما بیشتر روی جذب پول است. یک تصویر زیبا در این رابطه در یکی از بلاگ‌ها پیدا کردم که براتون به اشتراک می‌گذارم.


این مطلب را هم بخوانید: قانون جذب عشق

 

 

 

آموزش قانون جذب,چگونه پولدار شوم,راز جذب پول

 

“اگر به عشق نیاز دارید، سعی کنید بفهمید که تنها راه گرفتن عشق، دادن عشق است. هر چه بیشتر بدهید بیشتر خواهید گرفت، و تنها راهی که می‌توانید عشق بدهید این است که خود را از آن لبریز سازید تا به یک مغناطیس بدل شوید”

                                                                                                                             چالز هانل

                                                                                                                        نویسنده‌ی تفکر نو

کار اجباری یا کار بر اساس قانون جذب؟

اگر دارید کار می‌کنید چون فکر می‌کنید تنها راهیست که می‌توانید پول درآورید، و به آن علاقه‌ای ندارید، این‌طوری هرگز پول یا شغلی که دوست دارید را به دست نمی‌آورید. شغلی که دوست دارید همین حالا وجود دارد و تنها کاری که باید برای به دست آوردن آن انجام دهید احساس خوب به شغلتان است. به نکات مثبت شغل فعلی‌تان تمرکز کنید. شما عشق می‌دهید و اینجاست که قدرت قانون جذب در اختیار شما قرار می‌گیرد.

شکسپیر زمانی گفت:
من همیشه خوشحال هستم، می دانید چرا؟
انتطارات همیشه صدمه زننده هستند
زندگی کوتاه است
پس به زندگی ات عشق بورز
خوشحال باش
و لبخند بزن
فقط برای خودت زندگی کن
و قبل از اینکه صحبت کنی، گوش کن!
قبل از اینکه بنویسی، فکر کن!
قبل از اینکه خرج کنی، در آمد داشته باش!
قبل از اینکه دعا کنی، ببخش!
قبل از اینکه صدمه بزنی، احساس کن!
قبل از تنفر، عشق بورز!
زندگی این است
احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

 

کل این مطلب بی‌نظیره ولی جا داره جمله اولش را دوباره تکرار کنم.

“من همیشه خوشحال هستم”

بزرگان همه احساس خود را به خوبی به خدمت گرفتند.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر