گردشگری/ تاریخی/ جاذبه های گردشگری/خاطرات/حوادث و رویدادها/ موفقیت/ مالی / اقتصادی / ثروت/ سرمایه گذاری

راه موفقیت


راه موفقیت 

داشتن هدف 

تلاش و استمرار 

اموزش مستمر 

و در نهایت در اغوش گرفتن موفقیت میباشد بدون تلاش ،ره به جایی نخواهی رسید.

پول در اوردن  کار زیاد سختی نیست اما هزینه و پس انداز مسىله بسیار سختیه  خیلی ها در زندگی فرصت بدست میارنند اما بدیل عدم  دقت در پس انداز و سرمایه گذاری از دست میدن فرصت ها


اگه هدف پس انداز طولانی مدت مد نظرتون بهترین راه خرید سکه و طلا میباشد با  حتی درامد کم سعی کنید پس انداز کنید


همه کارها تا اغاز نشه پر از استرس و مساىل پیچیده است برنامه ریزی کنید چالشها رو بشناسید اما مطمنن تا حرکت نکنید هیچ چالشی حل نخواهید کرد


همیشه سود در کسب و کارهای بظاهر راحت نیست گاهی گنج ها در خرابهاست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

پنج راهنمایی که به شما کمک می‌کند از شکست پیروزی بسازید:



-موانع را مطالعه کنید تا بتوانید مسیر خود را به سوی پیروزی هموار کنید. هنگامی که مغلوب می‌شوید درسی بگیرید و به قصد پیروز شدن در مرتبه‌ی بعد راه خود را ادامه دهید.


-شهامت آن را داشته باشید که منتقد سازنده‌ی خودتان باشید. عیوب و ضعف‌های خود را پیدا کنید و سپس در پی اصلاح آن‌ها برآیید.


-شانس خود را محکوم نکنید. هریک از موانع را مورد بررسی قرار دهید و اشکالات را پیدا کنید. از یاد نبرید که با مقصر دانستن اقبال خود به هیچ یک از هدف‌‌هایتان نمی‌رسید.


-پشتکار را با آزمایش ترکیب کنید. به هدف خود وفادار بمانید؛ ولی بخاطر درماندگی و بیچارگی سر خود را به دیوار نکوبید. راه‌های جدید را امتحان کنید.


– به خاطر داشته باشید که هر وضعیتی مانند سکه یک روی خوب دارد. آن روی خوب را پیدا کنید. جنبه‌های مثبت را ببینید و ناامیدی را از خود دور کنید.


موفقیت به مفهوم برخورداری از بسیاری مواهب است؛ از جمله: رفاه در زندگی، خانه‌ی مناسب، استفاده از تعطیلات، مسافرت و … موفقیت یعنی کسب احترام، بزرگی و عزت در محیط کار و درعرصه اجتماع. حال چرا می‌گوییم به موفقیت خود ایمان داشته باشید؟ نیروی ایمان نه چیزی سحرانگیز است و نه اسرارآمیز. ایمان به این شکل عمل می‌کند: اعتقاد به اینکه “من از عهده ی این کار برمی‌آیم” قدرت، مهارت و انرژی لازم را برای موفقیت در اختیارمان می‌گذارد. هرگاه باور داشته باشیم که می توانیم کاری را انجام دهیم، روش انجام دادن آن کار پیدا می‌شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

فهرست ثروتمندترین افراد جهان از نظر مجله فوریس در سال 2017


ثروتمندان ۲۰۱۶

مجله فوربس فهرست ثروتمندترین افراد جهان در سال ۲۰۱۷ را منتشر کرد که برای چهارمین سال متوالی بیل گیتس مؤسس مایکروسافت در صدر آن قرار دارد.

به گزارش ایبِنا، در این فهرست که طولانی‌ترین لیست در ۳۱ سال اخیر است، ۲ هزار و ۴۳ نفر با ثروتی ۱۰ رقمی حضور دارند که نسبت به یک هزار و ۸۱۰ نفر سال گذشته، با ۲۳۳ نفر بیشتر، افزایش ۱۳ درصدی را نشان می‌دهد.

ارزش ثروت خالص این افراد نیز با ۱۸ درصد افزایش به ۷.۶۷ تریلیون دلار رسیده است که رکورد جدیدی محسوب می شود.

در فهرست ثروتمندترین افراد جهان در سال ۲۰۱۷ بیل گیتس با ۸۶ میلیارد دلار دارایی برای چهارمین سال متوالی نفر اول است. وی طی ۲۳ سال گذشته، ۱۸ بار به عنوان ثروتمندترین فرد جهان شناخته شده است. ثروت وی در سال گذشته ۷۵ میلیارد دلار اعلام شده بود.

جف بیزوس مؤسس آمازون نیز با افزایش ۲۷.۶ میلیارد دلاری ثروت خود و رساندن آن به ۷۲.۸ میلیارد دلار، از رتبه پنجم در سال گذشته توانسته برای نخستین بار در جمع سه نفر اول قرار بگیرد.

وارن بافت کارآفرین و سرمایه گذار آمریکایی نیز بعد از انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا توانسته بیشترین درآمد را کسب کند. ثروت وی در ۱۲ ماه گذشته ۱۴.۸ میلیارد دلار افزایش یافته تا وی را به جای آمانسیو اورتگا مؤسس فروشگاه های زنجیره ای زارا اسپانیا، در مکان دوم فهرست ثروتمندترین افراد جهان قرار دهد.

اما اورتگا با افزایش ۴.۳ میلیارد دلاری ثروت خود نسبت به سال گذشته به رتبه چهارم سقوط کرده است.

مارک زاکربرگ مؤسس فیسبوک نیز پس از افزایش ۱۱.۴ میلیارد دلاری ثروتش در ۱۲ ماه گذشته، برای نخستین بار در جمع ۵ نفر اول قرار گرفته است؛ در حالیکه کارلوس اسلیم هلو سرمایه دار لبنانی تبار مکزیک که روزی ثروتمندترین مرد جهان بود، به رده ششم سقوط کرده است تا برای نخستین بار در ۱۲ سال گذشته جزء پنج نفر اول نباشد.

به فهرست امسال ثروتمندترین افراد جهان، ۱۹۵ نفر اضافه شده اند که بیشترین آنها با ۷۶ نفر چینی و ۲۵ نفر نیز از آمریکا هستند.

جوان‌ترین فرد این فهرست جان کولیسون ۲۶ ساله از ایرلند است که به همراه برادرش پاتریک، استارتاپی به نام Stripe را که متخصص در زمینه پرداخت آنلاین است مدیریت می‌کند.

وی دو ماه کوچکتر از ایوان اشپیگل مؤسس اسنپ چت است.

در فهرست ثروتمندترین افراد جهان در سال ۲۰۱۷، ۵۶ نفر زیر ۴۰ سال سن دارند. این تعداد سال گذشته ۶۶ نفر بود.

امسال ۱۶ زن نیز به فهرست اضافه شده اند که به جز یک نفر همگی از منطقه آسیا و اقیانوسیه هستند. از این تعداد ۱۰ نفر چینی هستند و یک نفر به نام تای چونگ تائو به عنوان مالک شرکت هواپیمایی "ویت جت ایر" از ویتنام است.

تنها زن آمریکایی فهرست ثروتمندان جهان در سال ۲۰۱۷ نیز تای لی است که در تایلند متولد شده اما در کودکی به آمریکا مهاجرت کرده است و اکنون اداره شرکت فروش فن آوری SHI را بر عهده دارد.  گفته می شود این شرکت از نظر فروش بزرگترین شرکت آمریکایی است که مالکیت آن را یک زن بر عهده دارد.

۲۷۷ زن دیگر هم در این فهرست حضور دارند که ۱۰ نفر از آنها کسب و کار مشترکی با همسر و یا برادر خود دارند و در نتیجه ثروتشان مشترک است.

بنابراین گزارش، آمریکا با رکورد ۵۶۵ نفر نسبت به ۵۴۰ نفر سال گذشته، همچنان بیشترین میلیاردر دنیا را در خود جای داده است و چین با ۳۱۹ نفر در مکان بعدی قرار دارد. آلمان با ۱۱۴ نفر سوم است و هند با ۱۰۱ نفر در رتبه چهارم قرار گرفته است.

از فهرست سال گذشته ۷۸ نفر از جمله ۳۳ چینی و ۷ آمریکایی حذف شده اند، ۹ نفر نیز با وجود اینکه همچنان جزء ثروتمندترین افراد جهان هستند اما ثروت خود را بین اعضای خانواده هایشان تقسیم کرده اند و بنابراین در این فهرست جای نمی گیرند.

علاوه بر این ۲۰ نفر از ثروتمندانی که در فهرست سال قبل حضور داشتند نیز درگذشته‌اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

کلام تو عصای معجزه گر توست

شوخیه مگه...
شوخیه مگه از فقر و بدبختی و فلاکت صبح تا شب صحبت کرد و انتظار ثروتمند شدن داشت؟

شوخیه مگه راجع به انواع بیماری و مریضی تحقیق کنیم و بدنی سالم داشته باشیم؟

شوخیه مگه هر روز انتظار اتفاقات بد داشته باشیم و اتفاقات خوب برامون بیفته؟

دوست من،
کلام تو عصای معجزه‌گر توست
خیلی از مردم ازش اطلاع ندارن 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

باب پراکتور از تجربیاتش می گوید




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

چگونه به موفقت برسیم ؟




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

چگونه در مصاحبه شغلی مورد علاقه خود استخدام شویم؟


چگونه در مصاحبه شغلی مورد علاقه خود استخدام شویم؟
چکیده این مطلب : انتشار : 1397/04/13  0 نظر

تصور کنید دنبال پیدا کردن شغل مورد علاقه‌ی خود هستید و بعد از گذشت مدتی یک آگهی استخدام توجهتان را جلب می‌کند. شغل مورد نظر همان کاری است که مدت‌ها دنبالش بوده‌اید و می‌خواهید رزومه‌ی خود را هرچه سریع‌تر ارسال کنید؛ اما مشکل این است که در قسمت توضیحات نوشته شده شخص مورد نظر باید مهارت‌های زیادی داشته و چند سال در این زمینه‌ی کاری فعالیت کرده باشد

چگونه در مصاحبه شغلی مورد علاقه خود استخدام شویم؟

تصور کنید دنبال پیدا کردن شغل مورد علاقه‌ی خود هستید و بعد از گذشت مدتی یک آگهی استخدام توجهتان را جلب می‌کند. شغل مورد نظر همان کاری است که مدت‌ها دنبالش بوده‌اید و می‌خواهید رزومه‌ی خود را هرچه سریع‌تر ارسال کنید؛ اما مشکل این است که در قسمت توضیحات نوشته شده شخص مورد نظر باید مهارت‌های زیادی داشته و چند سال در این زمینه‌ی کاری فعالیت کرده باشد. شما هیچ‌کدام از این شرایط را ندارید و با ناامیدی از ارسال رزومه منصرف می‌شوید؛ اما فراموش نکنید افراد کمی پیدا می‌شوند که همه‌ی شرایط را داشته باشند و بهترین کار این است که رزومه‌ی خود را باتمرکز روی نقاط قوت ارسال کنید.

گاهی‌ اوقات رزومه‌ای که در آن از کلمات کلیدی مناسب استفاده شده باشد و با تأییدیه‌ی کارفرمای قبلی یا استاد دانشگاه همراه باشد توجه مسئولاستخدام را جلب خواهد کرد. هدف اصلی این است که بتوانید قرار مصاحبه ترتیب دهید. بعد از اینکه وارد شرکت مورد علاقه شدید نیمی از راه را طی کرده‌اید و در مسیر درستی قرار گرفته‌اید.

 

استخدام


سرنا هولم، مدیرعامل و مدیر استخدام شرکت Tigris Events می‌گوید: «ما در روند استخدام نمی‌توانیم عوامل انسانی را نادیده بگیریم. مصاحبه واستخدام نیروی مورد نیاز برای یک موقعیت شغلی کار احساسی است. اگر بتوانید به مرحله‌ی مصاحبه برسید و احساسات مدیر منابع انسانی را تحت تأثیر قرار دهید احتمالا آن‌ها نیز فراموش می‌کنند که شما به‌طور صد درصد شرایط لازم برای استخدام را ندارید.»

سؤال مهم این است که چگونه می‌توانیم در جلسه‌ی مصاحبه احساسات طرف مقابل را تحت تأثیر قرار دهیم و در شغل رؤیایی خود استخدام شویم.


1- در رزومه‌ استخدام خود از کلمات کلیدی استفاده کنید

بدترین کاری که یک متقاضی شغل می‌تواند انجام دهد این است که یک رزومه‌ی عمومی تهیه و برای تمامی درخواست‌های شغلی ارسال کند. اگر در حال حاضر تمام شرایط درج‌شده در آگهی درخواست شغلی را ندارید بهتر است این موضوع را در رزومه بزرگ جلوه ندهید. در عوض سعی کنید آگهیاستخدام را یک بار دیگر با دقت مطالعه کنید و روی الزامات و صلاحیت‌هایی که به دنبالش هستند تمرکز کنید. اگر تجربیاتی که دارید مطابق با نیازمندی‌های شرکت است، بهتر است افعال مناسب برای بیان آن‌ها به کار ببرید و سپس آن‌ها را داخل رزومه درج کنید. استفاده از کلمات کلیدی و پررنگ کردن توانایی‌های مورد نظر کمک می‌کند از فیلترهای اولیه عبور کنید.



2- در شبکه‌های اجتماعی فعال باشید

گاهی اوقات شنیده شدن نام فرد در یک حوزه‌ی کاری می‌تواند بسیار مفید واقع شود و همان‌طور که می‌دانید شبکه‌های اجتماعی به دیده شدن فرد در این زمینه کمک زیادی می‌کنند. بنابراین سعی کنید در مورد شرکت مورد نظر در شبکه‌های اجتماعی فعالیت بیشتری داشته باشید. به‌عنوان مثال شرکت را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و در مورد پست‌هایی که به اشتراک گذاشته‌اند نظر دهید. این کار نشان می‌دهد که شما واقعا به این شرکت علاقه دارید و می‌خواهید در آنجا کار کنید.


3- سخنرانی آسانسوری خود را تمرین کنید

سخنرانی آسانسوری به مهارتی گفته می‌شود که شخص می‌تواند خودش را در مدت‌زمان کوتاهی معرفی کند. موضوع سخنرانی آسانسوری در جلسه‌ی مصاحبه باید به گونه‌ای انتخاب شود که به طرف مقابل توضیح دهد چرا شما برای استخدام در شغل مورد نظر مناسب هستید. این سخنرانی از سه قسمت باید تشکیل شده باشد: اینکه در گذشته چه فعالیت‌هایی انجام داده‌اید، در زمان حال به انجام چه کاری مشغول هستید و در آینده قصد دارید چه کاری انجام دهید.

این سخنرانی معمولا باید زمانی گفته شود که مسئول منابع انسانی از مصاحبه‌شونده بخواهد بیشتر در مورد خودش توضیح دهد. اگر در مصاحبه‌های شغلی شرکت کرده باشید می‌دانید که این سؤال در تمام آن‌ها مشترک است. بنابراین یک متن مناسب تهیه کنید و آن را در مدت دو دقیقه بیان کنید. هرقدر پاسختان کوتاه‌تر و در عین حال کامل‌تر باشد، کارمندان منابع انسانی بیشتر تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.


4- ارتباطات خود را افزایش دهید

اگر مدیر منابع انسانی یا مسئول استخدام شرکت در شبکه‌های اجتماعی مانند لینکدین فعالیت دارد، با او ارتباط برقرار کنید. پست‌هایی را که به اشتراک می‌گذارند لایک کنید و شما هم پست‌های مرتبط به اشتراک بگذارید. این کار توجه مسئولین منابع انسانی را جلب و نامتان را در ذهن آن‌ها ماندگار می‌کند. همچنین می‌توانید با کارمندان فعلی شرکت روابط دوستانه برقرار کنید و در مورد شرایط کار از آن‌ها بپرسید. اگر فردی را می‌شناسید که در آن شرکت مشغول به کار است، از او بخواهید شما را معرفی کند.

 

 

فرمول استخدام


تکنیک هاو فرمول پذیرش در مصاحبه و استخدام

پس اگر به دنبال کار هستید سه چیز را بدانید:
1-فرمول استخدام
2-چه زمانی ار آن استفاده کنیم
3-چگونه از آن استفاده کنیم.


 دودوتا چهارتا:

فرمول استخدام خیلی ساده است مهمترین قدم دانستن اصل طلایی استخدام است.بیشتر از اینکه شما به دنبال کار هستید کارفرما به دنبال کارجوی مناسب است. این قضیه هم شرکت های دولتی مصداق دارد هم در شرکت های خصوصی مصداق دارد و شک نکنید درست است.حتما تا کنون ده ها کارمند بی استفاده را دیده اید؟ یا شاید بارها کارفرمایانی دیدید که از کارمند یا عده ایی از کارمندانشان می نالند…کمر خیلی از کارفرماهه زیر استخدامکارمندتا می شود.چون در نهایت شخص مناسب را پیدا نمی کنند و با خوشون میگویند.”جهنم مجبورم فلان شخص را استخدام کنم بین این افرادی که آمدند لاقل فلانی بهتر بود”حال تصور کنید شما فرمول استخدام شدن را بلد باشید میدانید کارفرماوسط جلسه چی به ذهنش میاد؟”زدم تو خال همینه” یکی دو روز هم برای کلاس کاری ماجرا را کش میدهد و بعد از آن تبریک میگویم شما شغل مورد نظر خود را پیدا کردید.بد نیست اگر تجربه یک کارفرما که درگیر استخدام کردن بوده را با شما درمیان بگذارم. اینکه کارفرما چه فکرهایی در سر دارد.چقدر طول میکشه تا به نتیجه برسد و…


 در مغز کارفرما برای استخدام چیست؟

مسلما داخل جمجمه کارفرما هم مخ است.چرا این را گفتم؟چون باید این نکته را درک کرد که کارفرماهم آدمیست مانند همه ما.با این تفاوت که دنبال چیزی است.آیا راز کارفرما را به شما گفتم؟ کارفرمایی که به دنبال استخدام کردن است دقیقا مثل فردی می ماند که دنبال خرید چیزی است. فرض کنید شما برای خرید یک دستگاه خنک کننده روانه ی فروشگاهها هستید.مبلغ دویست هزار تومان هم برای خرید آن کنار گذاشتید. حال اینجا هنر فروشنده مطرح میشود. اولا باید دستگاهیی که دنبال آن هستید را به شما نشان دهد کمی راجع به آن هم به شما بگوید مزیت های آن را بشمارد راجع به گارانتیو اطمینان کار آن با شما صحبت کند بعد از آن راجع به امکانات فرعی آن حرف بزند.


به عبارتی مخ شما رادرست همانجور که مایلید شست و شو دهد خدا را چه دیدید؟ اگر درست عمل کند شاید علاوه بر اینکه یک دستگاه خنک کننده به مبلغ400هزار تومان خریدید یک دستگاه آبمیوه گیری هم به شما فروخت. حال بد نیست بدانید در مغز کارفرما چه میگذرد؟

 


 قبل مصاحبه استخدام :

قبل از اینکه شما وارد جلسه مصاحبه شوید قبل از اینکه کسی رزومه شما را دیده باشد یا حتی تصوری از شما در ذهن داشته باشد این حرف ها در ذهن کارفرما بارها و بارها مرور میشود کاش این همان کارمندی باشد که می خواهم کاش مثل قبلی ها نباشد کاش گیج نباشد امیدوارم از این جوان های قرطی نباشد کاش آدم پر رویی نباشد نکند از این آدم هایی باشد که بدون توقف حرف میزند نکند از آدم هایی باشد که فکر کند که عقل کل است و همه را مثل گله گوسفند میداند یعنی ممکن است این همان فرد مورد نظر باشد تا من بتونم با خیال راحت به بفیه کارها برسم؟ واقعا از این مصاحبه های مزخرف خسته شدم….

 

استخدام


هنگام مصاحبه استخدام :

همه فکر میکنن کارفرما کمین کرده تا کوچکترین سوتی شما را تو هوا بقاپد اگر یک سری آدم عقده ایی را کنار بگذاریم90درصد کارفرمایان سوتی های کوچیک شما را نادیده میگیرند دلیل آن را میدانید؟
کارفرما دائم با خودش میگوید”زود باش یه چیزی نشون بده تا تورا استخدام کنم.دیگر سوتی نده” اما چقدر وقت دارید تا خود را به کارفرما ثابت نمایید؟1ساعت؟2ساعت؟ اگر راستش را بخواهید به جز یک سری مصاحبه های بسیار جدی شغلی که برای تعیین مسول یک پست کلیدی سازمان است در99درصد مصاحبه در 5دقیقه اول شما یا انتخاب شدید یا رد شدید بعد از آن کارفرما دنبال اتلاف وقت خود و شماست.

درست دیدید5دقیقه.در این 5دقیقه شما آینده شما برای چندین سال مشخص خواهد شد.دقت کنید مصاحبه دقیقا مثل کنکور می ماند…شما روزها وقت گذاشتید و برای کنکور آماده شدید برای هر سوال کمتر از دو دقیقه وقت دارید.در لحظه جواب دادن باید همه مطالب مرتبط با ان سوال را به خاطر بیاورید. فرمولهل و مسائل مشابه و نحوه حل و….. اما مصاحبه یک کنکور است. یک کنکور تشریحی که در آن یک سوال مطرح میشود و برای آن3تا4 دقیقه به شما وقت میدهند. و آن سوال این است:چرا من باید شما را استخدام کنم؟


 کدام را می پسندید؟

شخصی که اصلا حرف در کله اش نمی رود یا فردی که انعطاف دارد؟ کارفرما اگر حس کند شما آدم خود رای یا یک کلامی هستید هر چقدر هم لایق باشید هیچ وقت شما را استخدام نمی کند اما اگر تقریبا نشان دهید که شخص مورد نظر هستید(حتی کمی از حداقلی که در ذهن وی است ضعیف تر) ولی بداند که ایرادات کوچک شما قابل اصلاح است شما را استخدام می کند و بعد ها کمی تغییر در شما ایجاد می کند> انعطاف داشتن به معنی تزلزل یا ضعف شخصیتی نیست حتی برعکس.یک هدیه است و نشان از هوش بالای شما دارد. همانطور که می دانید در علم روانشناسی روز تعریف قدیم آی کیو عوض شده وجای خود را به تعریف جدید داده است.آی کیو:”قدرت تطبیق با محیط اطراف”. پس اگر در امور خود انعطاف دارید و با محیط اطراف تطبیق پیدا می کنید شما آی کیو بالایی دارید و روراست باشم من خودم به دنبال استخدام فردی مثل شما هستم. پس یادتان باشد اگر سوتی وحشتناکی ندهید در آن 5 دقیقه طبق فرمول استخدام شدن رفتار کنید و انعطاف پذیری خود را نشان دهید کارفرما شما را استخدام می کند.

الان شاید میگویید: پس فرمول استخدام چیست؟ یا دارید در تیترها به دنبال تیتر فرمول استخدام شدن میگردید. کارجویان عزیز این شما و این فرمول استخدام




 فرمول استخدام:

فرمول استخدام شدن ساده است:

1-رزومه:قبل از اینکه کارفرما شما را ببیند از شما خوشش بیاید

2-ظاهر:وقتی کارفرما شما را دید از دیدن شما لذت ببرد

3-حرف زدن:وقتی حرف های شما را شنید از شنیدن آن لذت ببرد

4-القا:با تکنیک هایی که به شما یاد میدهیم کارفرما را به خود علاقه مند میکنید

5-نبایدها:تو ذوق کارفرما نزنید به عبارتی مثل یک لکه سیاه روی یک دیوار سفید به چشم نیایید.

 

حتما این جمله را در ابتدای بحث به یاد دارید مهمتر ازفرمول پنج گانه استخدام شدن این است که اولا این پنج مورد را درک کنیم.مهمتر از آن کی و چگونه استفاده کردن آن است. پس قدم اول میشود درک فرمول استخدام شدن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

عادات شکرکزاری

ما به طور فرهنگی شرطی شده ایم که به جای شکرگزاری و تمرکز بر روی داشته هایمان، روی چیزهایی که نداریم تمرکز کنیم. اهمیتی ندارد در زندگی تان چه چیزهایی دارید و چه چیزهایی ندارید، وقتی شکرگزاری می کنید می توانید شادی و رضایت را احساس کنید. شکرگزاری یکی از بالاترین حالت های احساسی و ارتعاشی است که هر کس می تواند آن را با تمام وجود حس کند. وقتی شکرگزار داشته های فعلی تان باشید ، به طور طبیعی چیزهای بیشتری را جذب می کنید که می توانید به خاطر آن ها نیز شکرگزار باشید. در ادامه جک کنفیلد شش عادت شکرگزاری برای جذب فراوانی را به ما آموزش می‌دهد:

 

1. هر صبح 7 دقیقه برای شکرگزاری اختصاص دهید.

هر صبح هر چیزی را که در زندگی قدردان آن هستید در دفتر شکرگزاری تان یادداشت کنید. زمانی که با شکرگزاری روزتان را آغاز می کنید، خود را برای قدردان بودن هر چیزی که در طول روز برایتان اتفاق می افتد آماده می کنید. همچنین به شما کمک می کند تا انرژی مثبتی از خود ساطع کنید تا افراد مثبت مثبت بیشتری به سمت شما جذب شوند. این ارتعاشات و انرژی مثبت، الهام بخش آن ها می شود تا بخواهند به شما کمک کنند تا به اهدافتان برسید.

 

2. هر روز قدردان حداقل 3 نفر باشید.

زمانی که اجازه دهید افراد بدانند که شما چقدر قدردان آن ها هستید، حس قدردانی و ارزش شان را بیشتر می کنید و آن ها را تشویق می کنید که این انرژی مثبت را به دیگران بدهند. بیشتر افراد از قدردانی شفاهی لذت می برند اما گاهی می توانید آن ها را با یادداشت های نوشته شده غافل گیر کنید.

 

3. بازی شکرگزاری کنید!

هر روز زمان خاصی را تنظیم کنید تا به طور هشیارانه شکرگزار هر چیزی باشید که با آن مواجه می شوید. زمان ایده آل این کار، زمان رفتن یا برگشتن از سر کار است. قدردان افرادی که از کنار آن ها عبور کردید باشید، مسیری که بر روی آن قدم برمی دارید یا رانندگی می کنید، تابلوهای خیابان که باعث می شوند مسیرها را راحت تر پیدا کنید و به مقصد برسید، بارانی که گیاهان و درختان را تغذیه می کند... مثل یک بازی در تمام وضعیت ها به دنبال چیزهای خوب بگردید.

 

4. چیزی را به عنوان یادآور شکرگزاری به همراه داشته باشید.

چیزی مانند سنگ با شکل قلب یا سایر چیزهای کوچک که به عنوان یادآور عمل می کنند، همیشه با خود به همراه داشته باشید. در این صورت هر بار که دستتان را در جیب تان می کنید، آن شئ، شکرگزاری را به شما یادآوری می کند و اگر ذهن تان روی چیزهای منفی منحرف شده باشد، به شما یادآوری می کند که در سطح ارتعاشی منفی هستید. در این لحظه، توفق کنید، نفس بکشید و لحظه ای وقت بگذارید تا دوباره حس شکرگزاری را تجربه کنید.

 

5. شکرگزار ساده ترین چیزها باشید.

بهترین راه فعال کردن شکرگزاری، قدردانی از موهبت هایی است که بیشتر افراد آنها را نادیده می گیرند. اگر در یخچالتان غذا دارید، اگر در کمدتان لباس دارید، اگر سقفی بالای سرتان است، باور داشته باشید یا نه، از 70% دنیا  شرایط بهتری دارید. اگر در روز 3 وعده غذایی می خورید، از یک میلیارد نفر در کره ی زمین اوضاع بهتری دارید که فقط یک وعده ی غذایی دارند. آیا تلفن دارید؟ ماشین دارید؟ خانواده تان سالم هستند؟ کامپیوتر و دسترسی به اینترنت دارید تا با دنیا در تماس باشید؟ آب پاکیزه برای نوشیدن دارید؟ ... این نعمت های ساده را جشن بگیرید.

 

6. قدردان خودتان باشید.

فراموش نکنید که قدردان ویژگی های مثبت و دستاوردهای خودتان باشید. علاوه بر جشن گرفتن موفقیت های بزرگتان قدردان موفقیت های کوچک روزانه تان هم باشید. همه ی ما به قدردانی نیاز داریم اما مهم ترین قدردانی، قدردانی است که از خودمان می کنیم. یکی از راه های قدرتمند سپاس گزاری از خودتان انجام تمرین آینه است. هر شب به مدت چند دقیقه با خودتان جلوی آینه صحبت کنید و بابت موفقیت های روزتان قدردان خود باشید.

 

تمرین عادت شکرگزاری روزانه ممکن است در ابتدا طبیعی احساس نشود، ممکن است شکرگزاری برای چیزهایی که از قبل دارید برایتان عادی نباشد، اما با تمرین مداوم این 6 عادت، شروع به تغییر ذهنتان می کنید و ضمیر ناخودآگاهتان را شرطی می کنید تا باعث شود چیزهای دیگری اتفاق بیفتد که می توانید شکرگزار آن ها نیز باشید. این 6 عادت ساده را دست کم نگیرید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

نگاهی به زندگی باب پراکتور

نام باب پراکتور برای میلیون‌ها نفر در سراسر جهان مترادف با موفقیت است. خیلی‌ها او را یک شخصیت افسانه‌ای در جهان پیشرفت شخصی بود.باب پراکتور، وارث میراث علم مدرن موفقیت است که توسط اندرو کارنگیِ سرمایه‌گذار پایه‌ریزی شد. کارنگی با به چالش کشیدن ناپلئون هیل که یک خبرنگار جوان بود برای پیدا کردن فرمولی برای موفقیت، منبع الهامی برای هیل شد که کتاب مشهور خود با نام “بیندیشید و ثروتمند شوید” را بنویسد.

پس از کشف این کتاب در سن 26 ‌سالگی، زندگی باب به طور ناگهانی تغییر کرد و این کتاب او را به جستجو برای پیدا کردن اسرار موفقیت خودش واداشت. این جستجو او را به ارل نایتینگیل رساند که یک شخصیت شناخته شده در مورد پیشرفت شخصی بود. این دو فرد همکاری با یکدیگر را شروع کردند و باب پراکتور توانست موارد زیادی را از ارل یاد بگیرد. امروزه نیز باب از آموزش‌های این سه شخصیت‌ قدرتمند در سخنرانی‌های خودش استفاده می‌کند و آن آمیزه‌ها را افراد دیگر که به دنبال رسیدن به موفقیت هستند آموزش می‌دهد.
باب پراکتور برای بیش از 40 سال، کمک به افراد برای ایجاد زندگی‌های مرفه، روابط مفید، و آگاهی معنوی را به عنوان هدف خودش قرار داده است. او که به عنوان یکی از معروف‌ترین سخنرانان در زمینه رسیدن به استقلال مالی در جهان شناخته می‌شود، به طور بین‌المللی به خاطر سبک الهام‌بخش و انگیزه دهنده خودش شناخته شده است.

 

باب پراکتور
 

باب پراکتور به خوبی می‌داند که چطور با زبان افرادی که به کمک و راهنمایی نیاز دارند صحبت کند، برای اینکه خود نیز یک زندگی پر از محدودیت را پشت سر گذاشته است. او که در دوران دبیرستان ترک تحصیل کرد، تا مدت طولانی کارهای بسیار سطح پایین و بدون آتیه‌ای انجام می‌داد. این وضعیت تا سن 26 ‌سالگی او، که با کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید ناپلئون هیل آشنا شد ادامه پیدا کرد. این کتاب بذر امید را در ذهن باب پراکتر جوان کاشت و او توانست ظرف یک سال، به درآمد بیشتر از 100،000 دلار رسیده و کمی پس از آن، از رکورد درآمد بیش از یک میلیون دلار نیز عبور کردباب پراکتور به عنوان یک سخنران، نویسنده، مشاور، مربی و آموزش‌دهنده، همکاری نزدیکی با شرکت‌های کسب و کار و افراد حقیقی و حقوقی در سراسر جهان دارد، و نه تنها پایه‌های فکری موفقیت و انگیزه برای رسیدن به هدف، بلکه همچنین استراتژی‌های عملی‌ای که امکان تقویت، رشد، و موفقیت آنها در این جهان دائماً در حال تغییر را فراهم می‌کند را در اختیار آنها قرار می‌دهد.

آیا تا به حال با خود فکر کرده اید که چرا بعضی‌ها همواره موقعیت‌های منفی را به زندگی خود جذب می‌کنند و جمعی دیگر تنها موقعیت‌های مثبت را جذب می‌کنند؟

شما تنها می‌توانید آن‌چه را که با فرکانس شما هماهنگی  دارد را به خود جذب کنید. هر چیزی در عالم هستی ارتعاش دارد و دارای فرکانس مشخصی است. ذهن و جسم شما هم از این قاعده مستثنی نیست. از طریق یک میکروسکوپ به بدن خود نگاه کنید. یک توده‌ی انرژی است که حرکت می‌کند و ارتعاش دارد. همین جاست که  مشخص می شود که چرا بعضی از افراد همواره درگیر مشکلات و موارد منفی هستند. نود درصد جمعیت خواسته و آرزوهایی مثبت دارند؛ اما منفی فکر می‌کنند. اندیشه‌های منفی‌شان، آن‌ها را در ارتعاش منفی قرار می‌دهد. 

اما راه حل چیست؟ چگونه می توانیم از لحاظ ارتعاشی با خواسته هایمان هماهنگ شویم؟

 

حقیقت این است که این پارادایم ها هستند که سطح ارتعاش افکار شما را مشخص می کنند. این پارادایم ها هستند که فرکانسی که به جهان هستی ارسال می کنید را مشخص می کنند.

 

باب پراکتور

 

پارادایم های شما (الگوهای ذهنی شما)

پارادایم مجموعه ای از عادت های رفتاری و الگوهای ذهنی است که در ضمیرناخودآگاه شما تثبیت شده اند. بیش از 95 درصد از رفتارها و تصمیمات شما در طول زندگی بر اساس این پارادایم ها است. این پارادایم ‌ها بستگی به این دارند که از دوران کودکی ذهن شما به چه نحوی برنامه ریزی شده اند، اما خبر خوب این است که شما می توانید این الگوهای قدیمی را تغییر دهید. پارادایم ها مانند نرم افزارهایی هستند که بر روی سخت افزار مغز و ذهن شما نصب شده اند، شما توانایی این را دارید که این نرم افزارها را پاک کنید و نرم افزارهای جدید را جایگزین آنها کنید.

 نیروی و قدرت بی‌انتهایی در درون هر یک از ما به ودیعه گذاشته شده است که با آن همه چیز امکان‌پذیر است. تنها با تغییر دادن بخش کوچکی از این پارادایم های قدیمی می‌توانید نتایج خود را به شکل قابل توجه ای تغییر دهید.

مجموعه باورها و الگوهای ذهنی شما، پاراد


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

برای داشتن یک ازدواج موفق این مقاله را مطالعه کنید


این روزها انتخاب همسر یکی از دغدغه های بزرگ و اساسی و از طرفی مهمترین تصمیم دختران و پسران جوان شده است، و هنگامی که انتخاب همسر به درستی انجام می شود برای صد سال آینده زندگی زناشویی با آسودگی خیال بیشتری آماده می شویم؛ همچنین برای نسل ها و آیندگان بعد از خود نیز مشکلات کمتری به ارث می گذاریم.

سال‌های سال مباحث بسیار کلیشه‌ای برای موفقیت در ازدواج در گوش جوانان خوانده می‌شود. به عنوان مثال

خانواده‌ی فرد مورد نظر را به خوبی بشناسید.
باطن فرد را بر ظاهرش ترجیح دهید.
فردی را انتخاب کنید که از نظر سن و سال و تحصیلات متناسب با شما باشد.
و … .
اگرچه این‌ها مواردی هستند که حتما باید به هنگام ازدواج آن‌ها را در نظر گرفت، اما اغلب در ابتدای آشنایی همه‌ی موارد در حالت ایده‌آل قرار دارند و مشکلات بعدها و اغلب به دلیل مهارت‌های ضعیف افراد در برقراری ارتباطات شکل می‌گیرند. با گذشت زمان، ما بیشتر از این‌که نگران روابط‌مان باشیم، نگران ماشینِ در گاراژمان هستیم و یا نگران بیمه‌ی بازنشستگی‌مان.

بنابراین همان‌طور که می‌بینید قسمت کوچکی از یک ازدواج موفق به انتخاب صحیح شریک زندگی برمی‌گردد، قسمت اعظم آن به بلوغ فکری افراد وروابط خوب بعد از ازدواج وابسته است




ملاک های ازدواج برای هر فردی متفاوت است

دختر و پسری که قصد ازدواج دارند در وهله اول باید بدانند که قرار نیست فقط یک «آدم خوب» پیدا کنند. چرا فقط خوب بودن کافی نیست؟ بگذارید موضوع را با مثالی روشن کنیم؛ مثلا در مشاوره پیش از ازدواج وقتی از دخترخانم سوال می شود که اگر پسری به خواستگاری شما بیاید که پاک باشد، خانواده دار باشد، با اخلاق باشد، متعهد باشد یا هر ویژگی را که مد نظر شما هست داشته باشد ولی این آقا یک ویژگی دیگر هم دارد؛ اینکه او فوق العاده خسیس است، آیا باز هم با او ازدواج می کنید؟ پاسخ اغلب دخترخانم ها منفی است یا مثلا به آقاپسری بگویند دختر خانمی هست پاکدامن، محترم، دارای خانواده خوب و همه ملاک های شما برای ازدواج را دارد ولی بدبین است و اگر چند دقیقه دیر به منزل برسید باید به او جواب پس بدهید، آیا شما می توانید با این فرد زیر یک سقف زندگی کنید؟

مسلما اکثر افراد نمی پذیرند. مگر اینکه عاشق باشند و چشم هایشان را روی خیلی از مسائل ببندند؛ مثلا یکی از مواردی که زوج ها حتما باید راجع به آن صحبت کنند دیدگاه هایشان در خصوص زندگی جنسی است. این روزها تامین خواسته های جنسی بیش از گذشته برای افراد اهمیت پیدا کرده است و برای برخی حتی از جمله ملاک های مهم ازدواج محسوب می شود. پس تنها پیدا کردن یک آدم خوب کافی نیست؛ اگرچه ملاک های ازدواجبرای هر فردی متفاوت است
ازدواج یعنی پذیرش همیشگی فردی که کاملا از شما متفاوت است. روحیات متفاوتی دارد، علایقش فرق می کند و شرایط رشد و پرورش متفاوتی دارد. بنابراین اگر فردیت تان خیلی پررنگ است یا عادت ندارید، سازهای مخالف را بشنوید، هنوز آماده ازدواج نیستید.


افسانه ها و ضرب المثل های عامیانه را کنار بگذارید، اینکه «من و تو باید ما شویم» یا «من و تو یک روح هستیم در دو بدن» به درد ارتباط عاطفی طولانی مدت نمی خورند، در واقع این عقاید نه تنها مفید نیستند، بلکه می توانند به رابطه آسیب هم برسانند. وقتی طرفین رابطه «فردیت» خود را به نفع «رابطه» کنار بگذارند، نه تنها بهبودی در رابطه ایجاد نمی شود، بلکه پس از مدتی نارضایتی از رابطه شروع می شود و اختلاف ها به شکل شدیدتری دیده می شوند.


در رابطه عاطفی سالم، طرفین فردیت دیگری را به رسمیت می شناسند، علایق و نیازهای او را می پذیرند و آن ها را نادیده نمی گیرند. اشکال کار از جایی آغاز می شود که شما توانایی کنار آمدن با تفاوت های طرف مقابل تان را ندارید و بنابراین سعی می کنید که او را شکل خودتان کنید، تغییر دهید و کنترل یا محدودش کنید. ارتباط عاطفی طولانی مدت، نیازمند «سازگاری» و «پذیرش» ویژگی های متفاوت دیگری است. شما قرار است مدتی طولانی با فردی که کاملاً متفاوت با شماست، زندگی کنید، پس به جای جنگ برای تغییر دیگری، پذیرش تان را بالا ببرید.

 

5 معیار ازدواج


5 معیار ازدواج موفق از دید دکتر هلاکویی

 

1) برابری

در سن ( اختلاف سن حداکثر 5 تا 7 سال )
در زیبایی
عیب ها را 10 تا 20 درصد بیشتر در نظر بگیرید.
خوش بخت کسی است که مردم او را بدتر از آن چه هست بدانند. بدبخت کسی است که مردم اورا بهتر از آن که هست بدانند
"دنبال ازدواج نا برابر نروید که دورانش به سر آمده است.
از نظر جامعه شناسی ازدواج و 
خانواده یک نهاد « Institution» است.واقعیت مساله این است که در حالی که نهاد به حساب می آید، روابط داخلی در آن بر اساس « Organization» و سازمان بوده.مفهوم آن این است که مساله برتری یا مساله رهبری، فرماندهی و فرمانبرداری بوده.مساله بالا و پایین بوده. به همین جهت است، که ما در طول تاریخ در حالی که به یک اعتبار نهاد خانواده داشتیم، از نظر من سازمان خانواده داشتیم و در آن کاملا سیستم سلسله مراتب وجود داشته.  کاملا طبقه بندی شده بوده بر اساس سن و جنس و بقیه جنبه ها و به همین دلیل است که ما در دنیای امروز دنبال ازدواجبرابر هستیم.

معنی ازدواج برابر این هست که نسبتا همه چیزتون باید با هم برابر باشد.



از سنتان گرفته که بین بیست تا چهل سالگی بیشتر از پنج یا هفت سال فاصله را اصلا توصیه نمی کنم تا حتی زیباییتون.بیخودی نروید دنبال یک زن بسیار زیبا، وقتی که خودتون زشتید اشکال کارتون در این است که بعد از سه چهار ماه می گویند که هرچه سیب سرخ است مال دست چلاغ است. 
به همسرتون توجه می شود و او گرفتاری هایی پیدا می کند شما حرص می خورید و بدبختی پیدا می کنید.در هیچ زمینه ای دنبال آدم متفاوت در این مورد نروید. 
ازدواج، ازدواج برابر است امروز دوتا بال برابر یک پرنده است یا دوتا پرنده هستند که بتوانند بال در بال هم در آسمان ها پرواز کنند.دنبال ازدواج نابرابر نروید که از پا در می آیید. یعنی اینجا اصلا جایش نیست.  تمام شده دورانش.سیستم بر اساس نابرابری کار نمی کند.
مانند دو چرخ اتوموبیلی که اگر برابر نباشد، گرفتاریست و یادتان باشد که بیخودی فکر نکنید مانند گذشتگان که در ازدواج آدم باید کم بدهد و زیاد بخرد. در گذشته ها سن را کم می کردند و اوضاع رو عوض می کردند تا بتوانند کسی را به دست بیاورند.



فرض این بود که بعد از اینکه ازدواج کردند دیگر تمام شده، قسمت بوده و همین.اما، متاسفانه در دنیای امروز پشت ازدواج نوشته شده بعد از فروش پس گرفته می شود؛ حتی اگر کاملا مصرف شده باشد.حتی، من پیشنهادم این است که عیب و اشکالاتتان را ده بیست درصد هم بیشتر نشان دهید که دیگر راحت باشید، همین است.یادتان باشد آدم خوشبخت کسی است که مردم او را بدتر از چیزی می دانند که هست.آدم بدبخت و گرفتار کسی است که مردم او را بهتر از چیزی می دانند که هست.
بنابراین، اینقدر کوشش نکنید که بگید من از این بهترم. بعدا می خواهید چه خاکی تو سرتون (ببخشید) بکنید.




2) شباهت ها و تناسب ها

به دنبال شباهت ها و تناسب ها یا همگن بودن ها بروید.در اصول کلی و اساسی باید شبیه و مانند باشید. در گذشته ازدواج را اقتران میگفتند.یعنی قرین و قرینه. نزدیک شبیه و مانند.یک دفعه کار عجیب و غریب نکنید. یک مرتبه نروید یک کسی را درست عکس خودتون انتخاب کنید و فکر کنید که حالا ترکیب ما درست شد.ترکیبتون درست شده ولی یک حرف دیگری راجع به این ترکیب می زنند.و به همین جهت است که مواظب تناسب ها باشید. از زمینه های مختلف و جنبه های مختلف.   


3) برای همدیگر جذاب باشند ( زیبایی عادی میشود ولی زشتی هرگز عادی نمیشود)

در ارتباط با زیبایی و ظاهر، مطمئن باشید کسی را که می خواهید با او ازدواج کنید "physically you are attractive"  اصلا هم گوش به حرف بزرگسالان ندهید که قیافه عادی می شود.
راست میگویند قیافه زیبا بعد از یک مدتی عادی می شود تا حدی.اما قیافه زشت هیچ وقت عادی نمی شودبنابراین، فریب یک چنین بازی ای را نخورید.
زشتی از نظر شماست اگر یک کسی را از نظر فیزیکی بهش جذب نیستید، کشش ندارید زور بیخودی نزنید 
دعا نخوانید مواد استفاده نکنید. که انشالله بعدا میشه.

نه، اوضاع در این موارد معمولا بدتر میشه که بهتر نمیشه. بنابراین مطمئن باشید که در ظاهر این آدم را می پذیرید.   

 

ازدواج


4) شباهت خانواده ها (ترکیب خانواده ها به هم بیایند)

درست است که شما دونفر ازدواج می کنید، اما هم ریشه در خانواده دارید هم بسیاریتون ساقه و شاخه و برگ در خانواده دارید.نگاه کنید که ترکیب خانواده ها به هم بخورد.برخی از خانواده ها به هم نمی خورند با وجودی که میتوانند ایرانی باشند، و با وجودی که می توانند در بسیاری از زمینه ها مانند هم باشند.مهم این است که این دو خانواده در یک اصولی شباهت هایی با هم دارند.


باورها و اعتقاد های مشابه ( مذهب و فرهنگ )


نظام باورها و اعتقادات بر می گردد به مسایل مذهبی و ترکیب این دو به نظر من مساله مذهب و فرهنگ را مطرح می کند.
درست است که آدم ها با مذاهب و فرهنگ های مختلف می توانند ازدواج کنند و بنده هم نه می گویم نمی توانند و نه حرفم این است که بد و غلط است.ولی روزی که شما با کسی که خارج از مذهب و فرهنگتون باشد، ازدواج می کنید؛ خودتان را به زحمت و خطر بسیار انداخته اید.یعنی درست مانند کسی می مانید که به مجرد اینکه سوار اتوموبیل می شوید سرعت اتوموبیل شما شصت-هشتاد مایل است، احتمال دارد در برخی مواقع کمتر باشد، اما اینکه جریمه بگیرید و تصادف های سنگین بکنید فراوان است. 
به همین جهت است که من فکر می کنم در حالی که این مسایل جنبه استثنای خودش را دارد؛ ولی اصولا وقتی که به آمار و ارقام نگاه می کنید و به روابط علت و معلولی نگاه می کنید که بالاتر از مفهوم آماری است؛ شما کاملا می توانید ببینید که روزی که آمدید با کسی ازدواج کردید که مذهب و فرهنگش با شما متفاوت است، اشکالات و گرفتاری های بسیار دارید.


 

مگر اینکه شما نخواهید با آن آدم واقعا در بیامیزید.چون بنده این نکته را عرض کنم که شما به نظر من می توانید پنج جور ازدواج کنید.
یکی اینکه فقط ده بیست درصدتون با آن آدم شریک است، یکی چهل درصد/ یکی شصت درصد / و یکی هشتاد درصد و یکی صد درصد.ازدواج سالمی که پایدار می ماند این ازدواج است ولی اگر شما آمدید با کسانی که تفاوتهای زیاد دارند ازدواج  کردید شما در حقیقت قبول کردید که در این زمینه ها چهل درصد ما کاری به کار هم نداریم و اینجاست که یک خطر جدی در این خلا و فضا وجود دارد که همیشه می تواند به وجود بیاید.
به همین جهت است که بنده یک توصیه ای دارم که، کاری را که نمی خواهید تمام کنید/ نمی توانید تمام کنید / نباید تمام کنید/ را اصلا شروع نکنید!
بنابراین، روزی که شما فرضتان بر این است که تفاوت مذهبی برای من با این ویژگی های مذهبیم می تواند مساله بیاورد/ خانواده من را خوشحال نمی کند / درگیری به وجود می آورد/ حمایت آنها را ندارم/ مخالفتشان را خواهد داشت/ وقتی با کسی آشنا می شوید که مذهبش متفاوت است، نزدیک نشوید.
چون اگر نزدیک شوید، برخی از اوقات دقیقا به خاطر اشکالاتی که با خانواده و فرهنگ یا مذهبتان دارید، به سمت آن آدم کشیده می شوید و در آغاز گرچه این ارتباط شما با آن آدم است، ولی بعدا چاقوی گرفتار کننده شما با او خواهد بود.
مخصوصا در فرهنگ ها و مذاهبی که با هم در حال تضاد هستند و تناقض یا به عنوان فرهنگ متقابل می شناسیم.
یا مذاهبی که با هم در طول تاریخ یا هم اکنون در جنگند. شما وقتی که تلویزیون را روشن می کنید و اخبار می آید، مساله خواهید داشت.
در حالی که در یک خانه نشسته اید و همدیگر را دوست دارید.زیرا حوادث و اتفاقات، کاملا می تواند 
زندگی شما را به هم بزند.در حالی که اصلا موضوع آن طرف دنیا ای بسا به شما ارتباطی پیدا نمی کرد، اگر مذهب و فرهنگتون متفاوت نبود.بنابراین مهم است که مواظب این تفاوت ها باشیم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر