گردشگری/ تاریخی/ جاذبه های گردشگری/خاطرات/حوادث و رویدادها/ موفقیت/ مالی / اقتصادی / ثروت/ سرمایه گذاری

۱۰ کتاب نوشته شده توسط میلیاردرهای جهان که باید بخوانید



اگر بخواهیم پولدار شویم، احتمالاً بهترین کار این است که پای صحبت پولدارها بنشینیم. اما مگر پولدارها جایی بند می‌شوند که بتوان ۵ دقیقه خِرِشان را گرفت؟ اکثرشان داخل اقیانوس آرام جزیره‌های شخصی دارند و دست هیچ احدی بهشان نمی‌رسد. حتی مأمور چک کردن کنتور آب را هم به خانه‌شان راه نمی‌دهند چه برسد به من و شما. اما خوشبختانه بعضی از پولدارها کتاب‌هایی نوشته‌اند و راز پولداری خودشان را در آن کتاب‌‌ها برملا کرده‌اند. این شما و این ۱۰ کتاب برتر که آدم‌ پولدارها نوشته‌اند.


حتما بخوانید: راز ثروتمند شدن میلیاردرهای معروف چیست؟

بین خودمان بماند، اگر صدایش را در نمی‌آورید باید بگویم که اکثر ماها به آدم‌های پولدار حسودی‌مان می‌شود (لااقل یک ریزه). به نظر می‌رسد زندگی برای پولدارها آسانتر است؛ پولدارها نگران روزهای آخر ماه نیستند و عادت ندارند نیم ساعت به مبلغ شارژ ساختمان خیره بشوند و به اختلاس مدیر ساختمانشان مشکوک باشند. قیمت ماشینی که سوارش هستند از کل خانه و زندگی ما بیشتر است، مسافرت‌های خوب می‌روند، غذاهای خوب می‌خورند، برای تولد زن و بچه‌شان، به اندازه پول دیه‌ی بنده خرج می‌کنند و راجع به دوران پیری و عصا به دست‌گیری هم اصلا و ابدا استرس ندارند.


البته ما بی‌‌پول‌ها کارهای دیگری هم می‌کنیم. مثلا می‌نشینیم و فکر می‌کنیم چطور می‌توان ثروتمند شد؟ آیا مغز آدم پولدارها جور دیگری فکر می‌کند؟ فرمولی، وردی، جادویی، چیزی دارند که ما نداریم؟ جواب هر دو سوال آخر «بله» است، بسته به این که سوال‌تان راجع به کدام آدم پولدار باشد.


حالا اگر شرایطی فراهم می‌شد که می‌توانستید بروید پای صحبت پولدارها بنشینید و ازشان بپرسید چطوری می‌شود پولدار شد، آیا این کار را می‌کردید؟ اگر جوابتان مثبت است، این ۱۰ کتاب را بخوانید و خاک مغزتان را با ذهنیت خوشبختی طلبی، حاصلخیز کنید.


۱. The Secrets of the Millionaire Mind, by T Harv Eker – اسرار ذهن میلیونرها، به قلم تی هارو اِکِر:



آیا قادرید برای چند روز درباره هیچ چیزی غُر نزنید؟ یک روز چطور؟ جناب اِکِر بر این باور است که غُر زدن یا غُر نزدن همان چیزی است که پولدارها را از بی‌پول‌ها جدا می‌کند. چکیده این کتاب این است که همه ما از سنین خیلی کم، ذهنیتی درباره پول برای خودمان می‌سازیم و این ذهنیت ما را به خودش محدود می‌کند. داخل خودمان ترموستاتی نصب می‌کنیم که به ما می‌گوید قادریم چقدر پول در بیاوریم و با آن زندگی کنیم. آدم‌های بی‌‌پول، معمولا دارای ذهنیتی هستند که خودشان را قربانی می‌پندارند و دائم از این چیز و آن چیز گلایه دارند؛ آدم‌های بی‌پول مرد عمل نیستند؛ اما آدم‌های پولدار عمل‌گرا هستند. کتاب را که خوب مطالعه کنید می‌بینید پولدارها و بی‌پول‌ها از نظر ذهنی، ۱۷ تفاوت با هم دارند. نثر اصلی این کتاب بسیار ساده و روان است و خواندنش فرقی با تفریح کردن ندارد.


۲. The Richest Man in Babylon, by George Clason – ثروتمندترین مرد بابِل، به قلم جورج کِلَسون :



این کتاب نسبتا کوچک که در سال ۱۹۶۲ و در قالب داستانی خیالی نوشته شده است، درباره‌ی ثروتمندترین مرد دنیای کهن و ۷ درسی است که او به دو دوست خود می‌دهد تا بتوانند ثروتمند شوند. درس‌هایی که به هیچ وجه قدیمی نمی‌شوند. با خواندن این داستان، بدون اینکه بخواهید زور بزنید، مفاهیمی نظیر «پول‌هایت را پس انداز کن» و «کمتر از چیزی که درمیاری خرج کن» به زیر پوست‌تان خواهد رفت.


حتما بخوانید: چگونه پولدار شویم؛ ۱۶ راه پولدار شدن که باید بدانید

۳. The Automatic Millionaire, by David Bach – میلیونر اتوماتیک، به قلم دیوید باخ :



چند‌بار شده که این نصیحت را شنیده باشید، «اگر هر روز فلان خرج الکی را نکنی، سر سال ۵ میلیون ذخیره کردی؟» مغز این کتاب هم همین است. دیوید باخ می‌آموزد که میلیونر شدن راهی آهسته و پیوسته است و برای رسیدن به آن باید چیزهای کوچکی نظیر این خرج‌های الکی روزمره را فدا کرده و قطره قطره جمع کنید، وانگهی دریا شود. آن قارچ و پنیر اضافه هر روزی را بی‌خیال شوید تا چندرغازی ذخیره شود. همین چندرغازها را جمع کنی تا آخر سال خودش حکم وام بانکی را دارد. البته علاوه بر اجتناب از اینجور خرده‌خرج‌ها، این کتاب نصیحت دیگری هم دارد و آن این است که درصدی از درآمدتان را خیلی سریع و قبل از اینکه به حساب صاحب‌خانه و اداره‌جات مختلف واریز کنید، یا اصلا قبل از اینکه دست خودتان بهش برسد، به حساب خودتان واریز کنید. باخ اعتقاد دارد که برای پولدار شدن باید عادت ذخیره‌سازی را در خود نهادینه کنید. از آن کتاب‌های کاربردی است.


۴. Think and Grow Rich, by Napoleon Hill – فکر کنید و پولدارتر شوید، به قلم ناپلئون هیل :



از اسم کوچک نویسنده مشخص است که این کتاب مال زمان پدربزرگ‌های من و شماست و راستش را بخواهید، نوشتار خیلی مدرن و باحالی هم ندارد. اما همینکه هنوز هم آن‌ را در آمریکا با اصلاحات قرن بیست و یکمی دارند چاپ کنند، نشان می‌دهد که چه کتاب به‌دردبخوری است. شادروان هیل هم مثل اِکِر مُصِر است که پولدار شدن یک چیز ذهنی است. آدم هدف می‌گذارد که در ۵ یا ۱۰ سال آینده به جایی برسد. سعی می‌کند همه‌ی تمرکزش را هم بگذارد روی این اهداف. اگر انرژی فکری روی این اهداف بگذارید، به آن‌ها دست خواهید یافت. هیل در این کتاب، پرده از ۸ گام ذهنی برمی‌دارد که اگر رویشان تمرین کنید، هر روز پولدارتر از دیروز می‌شوید.


۵. The Millionaire Next Door, by Thomas Stanley and William Danko – میلیونر همسایه، به قلم توماس استنلی و ویلیام دانکو:



بر اساس نظریات عالیجنابان استنلی و دانکو، آدم‌های پولدار زیادی در همسایگی ما زندگی می‌کنند که ما تصورش را هم نمی‌کردیم تا این حد پول و پَله داشته باشند. این دوستان تحقیقاتی در این زمینه انجام داده‌اند و دریافته‌اند که: تعداد بسیاری از ثروتمندان «زیر سطح میانگین توقعاتشان» زندگی می‌کنند و به جای اینکه پول‌های‌شان را خرج «اسباب بازی» بکنند، آنرا به سرمایه‌گذاری عاقلانه‌ای تبدیل می‌کنند. اینها کسانی هستند که هر وقت درآمدشان بیشتر شد، سبک زندگی‌شان یک شبه تغییر نمی‌کند و مثل چیز ندیده‌ها نمی‌روند فِرتی محل سکونت‌شان را به بالاشهر انتقال بدهند و یک اتومبیل ۸ سیلندر بخرند و روی ماسه تمام سواحل دنیا طرحی از گُلابی دربیندازند. این جور آدم‌ها تا موقعی که خیال‌شان از تثبیت شدن وضعیت‌شان روشن نشود، با پول‌شان پُز نمی‌دهند و آن‌ را به نحوی عاقلانه سرمایه‌گذاری می‌کنند. این کتاب ارزش خواندن دارد و «اسباب بازی» نیست. همانطور که گفتم برای نوشتن این کتاب، تحقیقات پدر-مادر-داری انجام شده است.


حتما بخوانید: کارآفرینان برتر جهان و داستان موفقیت آنها

۶. Rich Dad, Poor Dad, by Robert Kiyosaki – پدر پولدار، پدر بی‌پول، به قلم رابرت کیوساکی :



داستان این کتاب راجع به پسر کوچکی است که مثلاً دو تا پدر دارد. اولی پدر بیولوژیکیش (پدر بی‌پول) است و دومی پدر معنویش (پدر پولدار – در واقع بابای یکی از دوست‌هایش) است. هر کدام از این پدرها درس‌هایی راجع به پول به این پسر بچه می‌آموزند که از زمین تا آسمان با یکدیگر فرق دارد. پدر بی‌پول شَم اقتصادی چندان بالایی ندارد، برای تأمین پول مورد نیاز برای معیشت خود کار می‌کند و بلد نیست کار چندانی با پول انجام بدهد. پدر پولدار اما برای پول کار نمی‌کند. پول برایش کار می‌کند. از نظر مالی آدم باسوادی است و در نهایت ۶ درس به این پسرک یاد می‌دهد که چطور پولدار شود.




این کتابِ بسیار بسیار پرفروش به شدت مغزتان را به کار می‌اندازد و دیدگاه‌های رک و راستی راجع به ثروت بهتان می‌بخشد، متن ساده و بامزه‌ای دارد و اکثر کتابفروشی‌ها آن را می‌شناسند.


۷. How to Get Out of Debt, Stay Out of Debt and Live Prosperously, by Jerrold Mundis- چگونه بدهی خود را بپردازید، از مقروض ماندن به دور بمانید و با سعادت زندگی کنید، به قلم ژرولد موندیس :



لابد از روی اسم قطار مانند و پر از قرض و بدهی این کتاب فکر می‌کنید «خب این چه ربطی به پولدار شدن دارد؟»، اما ربط دارد. فقط تفاوتش این‌جاست که شما را از مسیری جداگانه به ایستگاه پولدار شدن می‌رساند. داستان این کتاب، ریشه در زندگی شخصی خود ژرولد موندیس، مفهوم بدهی و فرآیندی دارد که بر او گذشت تا بتواند تصور اشتباه «غیرقابل اجتناب بودن بدهی» را از ذهن خود جارو کند و به بیرون بریزد. وقتی خودتان را از شر بدهی‌هایتان خلاص کنید تازه آن موقع است که می‌توانید چشم‌بند بدهکاری را از چشمانتان بردارید، آنوقت می‌بینید که فرصت‌های پس‌انداز و سرمایه‌گذاری الکی نیستند و می‌توانند شما را به ثروت برسانند. من که حتماً این کتاب را برای یکی از آشنایانم که تا تقریبا گردن غرق بدهی‌ست می‌خرم بلکه توانست خود را آزاد کند!


حتما بخوانید: ۸ باوری که باید در مورد پول داشته باشید

۸. Get Rich Carefully, by Jim Cramer – با دقت پولدار شوید، به قلم جیم کریمر :



جیم کریمر از آن کسانی است که دائم در تلویزیون سر و کله‌اش پیدا می‌شود و اگر فرصت کردید ویدئوهایش را در اینترنت ببینید و از صحبت‌هایش مستفیض شوید. جیم کسی است که با سرمایه‌گذاری دست و رویش را می‌شوید و از راه همین شور و شوق خاص توانسته چندین و چند میلیون دلار ثروت به جیب بزند. بر خلاف خیلی از ثروتمندان که سعی می‌کنند قیافه بگیرند، جیم از آن آدم‌هایی است که از شنیدن صحبت‌هایش انرژی می‌گیرید. قشنگ می‌‌توان حس کرد که طرف بلد است اشتیاق خودش را به دیگران منتقل کند. این کتابش هم دستورالعملی است برای تجزیه و تحلیل مفاهیمی نظیر شرکت، سهام و روند‌های بازار. خیال‌تان راحت که بعد از مطالعه‌ی این کتاب، دیگر پول‌هایتان در بانک خاک نخواهد خورد.


۹. The Millionaire Fast Lane, by M.J. DeMarco- لاین سرعت میلیونرها، به قلم ام.جی.دی مارکو :



دی مارکو نظر جالبی دارد و می‌گوید مردم از سه «لاین» زندگی را می‌پیمایند. پیاده رو برای بی‌پول‌ها، لاین آهسته برای قشر متوسط و لاین سرعت برای پولدارها. سپس واکنش هر دسته به نصیحت قدیمی «اگر می‌خواهی ثبات مالی داشته باشی، خوب درس بخوان تا شغل خوبی داشته باشی و برای دوران بازنشستگی پولی را ذخیره کن» را بررسی می‌کند.


آدم بی‌پول یا اصلا این نصیحت به گوششان نخورده، یا اینکه ترجیح می‌دهند بی‌خیالش شوند و برای همین با سرعت یک رهگذر در پیاده رو به جلو می‌‏روند، اما قشر متوسط این نصیحت را آویزه‌ی گوش‌شان می‌کنند. اینها دانشگاه‌شان را تمام می‌‏کنند، نیازمندی‌های روزنامه را برمی‌‏دارند، دور فرصت‌های شغلی دایره‌های کج و کُلاج می‏‌کشند، نامه‌ای را ضمیمه‌ی رزومه‌شان می‌کنند و داخلش می‏‌نویسند که چقدر انگیزه برای کار کردن دارند، شغل را می‌گیرند و با سرعتی مطمئن از لاین آهسته مسیرشان را طی می‌کنند. حرکت از لاینی شلوغ و خسته کننده.


دی مارکو می‌گوید: «ورود به لاین سرعت یعنی این‌که من نصیحت قدیمی را شنیده‌ام، اما با کمال احترام ترجیح می‌دهم ریسک کنم و دنباله‌روی میل درونی‌ام باشم و کسب و کاری برای خودم بسازم.» در این راه یک سری‌هایشان به گارد ریل می‌زنند و حتی چپ می‌کنند، اما در نهایت کسانی از این گروه هستند که جلو می‌افتند و به جای تحمل دود و دم ترافیک، می‌توانند از منظره زیبای اطراف جاده لذت ببرند. اگر روح کارآفرینی دارید، این کتاب مال شماست.


حتما بخوانید: ۷ ویژگی که هیچ‌وقت در میلیونرها نمی‌بینید

۱۰. Screw It, Let’s Do It, by Richard Branson – (ترجمه مؤدبانه) به جهنم، برو تو کارش، به قلم ریچارد برانسون:



کتابی از کارآفرین مشهور و صاحب خطوط هوایی Virgin، ریچارد برانسون، که به صورت اتوبیوگرافی نوشته است و چنان الهام‌بخش است که اگر آن را برای سنگ بخوانی، بلند می‌شود و کسب و کاری برای خودش راه می‌اندازد و به قطب‌نمای پول درآوردن تبدیل می‌شود. برانسون که این اواخر با اشتیاق تمام در حال آزمایش هواپیماهایی است که مسافر عادی را به فضا ببرد، در لابلای داستان‌هایش، اصول رسیدن به موفقیت و ثروت را با لحنی بسیار خودمانی (مثل عنوان کتاب) بیان می‏‌کند. بیشترین بُردی که از خواندن این کتاب می‌کنید، این است: اگر در دلتان شعله‌ی اشتیاقی روشن است و برای عملی شدنش هیچ تلاشی نمی‌کنید، نه خوشحال خواهید شد و نه پولدار. اگر این کتاب را خواندید و ریسک‌پذیرتر نشدید، حاضرم تا یک سال خانه‌تان را جارو بکشم.


شما چه کتاب‌هایی در این زمینه خوانده‌اید که به‌دردتان خورده؟ به ما هم معرفی کنید تا بخوانیم و به سوادمان افزوده شود. شاید بعدا پولدار شدیم و یک پول سیاه هم بهتان ندادیم، اما حداقلش این است که از شما پول دستی هم طلب نمی‌کنیم 😉



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

10 روش برای جذب فوری ثروت ثروتمند شوید؟





 


۱.به‌غیر از شغل‌تان به چهار روشی فکر کنید که می‌توانید پول دربیاورید.


اگر می‌خواهید ثروتمند شوید مهم است از این تفکر که “من به‌اندازه‌ی کافی پول درمی‌آورم” دست بردارید و این طور فکر کنید که “من می‌توانم بیش‌تر پول در بیاورم.”


چهار روشی را که می‌توانید به‌غیر از شغل‌تان پول در بیاورید روی کاغذ بنویسید.


از درست کردن کتاب‌های الکترونیکی گرفته تا ایجاد سایت اینترنتی، راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توانید درآمدتان را افزایش دهید، روش‌هایی که تنها کمی زمان و تلاش می‌طلبند.


 


۲.در وقت فراغت‌تان به یادگیری بپردازید.


 


برای پیشرفت در شغل‌تان و ثروتمند شدن، باید در حوزه‌ی کاری خود به دانش و مهارت‌های جدید احاطه داشته باشید.


به‌جای این‌که فقط روی تلاش کردن در سر کار تمرکز کنید، یادگیریِ بیش‌تر در رابطه‌ با حوزه‌ی کاری‌تان در وقت فراغت می‌تواند مفید واقع شود.


راه‌های بسیاری برای انجام این کار وجود دارد، از کتاب خواندن گرفته تا شنیدن پادکدست ها و شرکت در کلاس‌ها و سمینارها.


به‌یاد داشته باشید هرچه ماهرتر باشید، بیش‌تر برای کسب پول شایستگی دارید.


 


۳.اهداف مالی مشخصی تعیین کنید.


 


“اگر همان کاری را انجام بدهید که همیشه انجام می‌داده‌اید، به چیزی خواهید رسید که همیشه داشته‌اید.”


با وجود آدم‌هایی که معتقدند اهداف مالی‌شان فقط قرار است اجاره‌بها و صورت‌حساب‌ها را پرداخت کند،


این گفته در امور مالی بسیار صدق می‌کند.


اگر همین حالا هم برای پرداخت اجاره‌بها و صورت‌حساب‌ها هزینه می‌کنید، وقت آن است که اهداف مالی بالاتری تعیین کنید، مثلا تسویه‌ی بدهی یا افزایش درآمد سالانه‌ی‌تان.


ذهنیت مهم است؛ پای امور مالی‌تان که وسط می‌آید، همیشه بزرگ فکر کنید.


۴.با پول به جای دشمنی کردن، دوستی کنید.


 


پول هزینه‌های خانه‌ی‌تان را می‌پردازد و می‌تواند به شما امنیت ببخشد، پس مهم است که آن را دوست خود به حساب بیاورید و نه دشمن خود.


۲۰ چیزی را که خوشحال هستید پول هزینه‌های‌شان را می‌پردازد، مثل خانه و کفش نو، روی کاغذ بنویسید.


اگر سخت است به پول با دیدی مثبت نگاه کنید، به خودتان یادآوری کنید پول هم می‌تواند درها را باز کند و هم می‌تواند درها را ببند- انتخاب با شما است.


 


۵.هر هفته یک مشکل را حل کنید.


 


آدم‌های ثروتمند به جای شکایت‌کردن از مشکلات، روی آنها تمرکز می‌کنند.


این وضعیت کمک می‌کند تفکر راه‌حل یابی‌تان را تقویت کنید، و چشمان‌تان را به فرصت‌ها و موقعیت‌های مالی جدید که می‌تواند به سود شما باشد باز می‌کند.


هر هفته یک مشکل مالی را بنویسید، مثلا افزایش درآمدتان یا پیداکردن راه‌حلی برای کاستن از هزینه‌های خرید خواربارتان، و سعی کنید برای برطرف کردن آن مشکل به راه‌حلی عملی برسید.


آن‌قدر به کارتان ادامه دهید تا تمام جنبه‌های وضعیت مالی‌تان را بهبود ببخشید.


 


۶.کارت عضویت کتاب‌خانه بگیرید.


 


کارت کتاب‌خانه به لحاظ پولی ارزش بسیارزیادی دارد و درِ جهان‌های جدیدی از دانش را به روی ما می‌گشاید.


داشتن کارت کتاب‌خانه به شما این امکان را می‌دهد که دانش‌تان را در حوزه‌ی مطلوب‌تان بدون صرف هزینه‌ی زیاد گسترش دهید، و شگرد بی‌نقصی است که به شما کمک می‌کند در حرفه‌ای که دارید پول بیش‌تری در بیاورید

 


۷.کاری انجام بدهید که شما را از حریم آسایش‌تان بیرون بکشد.


 


بسیاری از آدم‌ها از اتخاذ تصمیم‌های سخت بسیار می‌ترسند، ولی آدم‌های ثروتمند اغلب به این کار راغب‌تر هستند.


از ترک شغل‌تان برای این‌که بتوانید کسب‌وکار خودتان را راه بیندازید تا درخواست افزایش حقوق، بسیاری از انتخاب هایی که در بدو امر دشوار به نظر می‌رسند به لحاظ مالی باارزش خواهند بود.


کاری انجام بدهید که به شما احساس ناخوش‌آیندی می‌دهد ولی احتمال دارد وضعیت زندگی‌تان را بهتر کند. راحت بودن خوش‌آیند است، ولی بهتر آن است که وضعیت مالی و زندگانی خود را بهبود ببخشید.


 


۸.هر ماه پیشرفت مالی‌تان را زیر نظر داشته باشید.


 


اگر بد پول خرج می‌کنید، فرقی نمی‌کند ثروتمند باشید یا نه.


ممکن است دستمزد بسیار بالای بگیرید، با وجود این در پایان ماه جز مبلغ ناچیزی یا هیچ‌چیزی برای‌تان باقی نماند.


درآمدتان را بنویسید، و همین‌طور تمامِ هزینه‌های خروجی‌تان را.


آیا چیزی هست که هزینه‌ی زیادی برای‌تان داشته باشد و بتوانید آن را حذف کنید؟


این کار به شما فرصت می‌دهد تصویر بزگ‌تری را ببینید و اجازه می‌دهد تغییراتی ایجاد کنید که اوضاع مالی‌تان را بهتر خواهد کرد.


 


۹.اهداف‌تان را اولویت‌بندی کنید.


 


احتمالا هم‌اکنون هم اهداف مالی دارید، ولی داشتن اهدافِ بیش‌ازاندازه می‌تواند به معنی نرسیدن به هیچ‌یک از هدف‌های‌تان باشد.


به جای آن‌که هم‌زمان موقع پرداخت بدهی‌ها سعی کنید برای خرید ماشین یا تعطیلات هم پس‌انداز کنید، تصمیم بگیرید که کدام هدف مهم‌ترین هدف‌تان است. روی رسیدن به آن تمرکز کنید، و بعد بروید سراغ هدف بعدی‌تان.


 


۱۰.عاقلانه سرمایه‌گذاری کنید.


 


اگر هیچ تجربه‌ای در سرمایه‌گذاری ندارید، بدون کسب اطلاع سرمایه‌گذاری را شروع نکنید.


در مورد چگونگی سرمایه‌گذاری با یک حرفه‌ای صحبت کنید، یا به‌صورت برخط درباره‌ی این موضوع مطالعه کنید.


وقتی درمورد سرمایه‌گذاری تعلیم دیدید و دانش کافی را به‌دست آوردید، در کسب وکاری که می‌دانید سودآور خواهد بود سرمایه‌گذاری‌های کوچکی انجام دهید.


 


وقت آن رسیده است که به زندگی مالی خود سر و سامان بدهید پیشنهادی شگفت انگیز برایتان دارم



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

20 تفاوت باور افراد ثروتمند و فقیر




پول پارو کردن هم مثل هر کار دیگری اصولی دارد و با فکر و خیال به دست نمی آید. در واقع اصل ماجرا این است که آنچه آدم ها را به دو دسته افراد معمولی و پول دار تقسیم می کند، طرز تفکر است (باور) و نه فکر و خیال.


۱. آدم های فقیر فکر می کنند پول چرک کف دست و ریشه همه بدی هاست، در حالیکه از نظر پولدار ها فقر ریشه همه بدی هاست.


۲. آدم های فقیر توجه به خود را بد می دانند، در حالیکه از نظر افراد پولدار توجه به خود نوعی پرهیزکاری است.


۳. آدم های فقیر فکر می کنند همه چیز شانسی و الله بختکی است، در حالیکه از نظر افراد ثروتمند زندگی یعنی جنبش و حرکت و عمل.


۴. آدم های فقیر فکر می کنند راه ثروتمند شدن از مسیر تحصیلات رسمی و َآکادمیک می گذرد، در حالیکه از نظر افراد ثروتمند برای پول دار شدن باید در دانش یا مهارت خاصی استاد بود.


۵. آدم های فقیر در خاطرات گذشته درجا می زنند، در حالیکه از نظر افراد ثروتمند آینده را باید دید.


۶. آدم های فقیر می خواهند با احساسات و جوگیری به پول برسند، در حالیکه از نظر افراد ثروتمند بهترین راه رسیدن به پول منطقی فکر کردن است.


۷. آدم های فقیر معمولا برای کسب درآمد کارهایی را انجام می دهند که دوست ندارند، در حالیکه از نظر افراد ثروتمند برای پولدار شدن باید کاری را با عشق و علاقه انجام داد.


۸. آدم های فقیر سطح توقعاتشان پایین است و در نتیجه ناامیدی به سراغشان نمی آید، در حالیکه از نظر افراد ثروتمند زندگی یعنی چالش و کلنجار رفتن با مشکلات بزرگ.


۹. آدم های فقیر فکر می کنند باید کار خاصی انجام داد تا به ثروت کلان رسید، در حالیکه از نظر افراد ثروتمند برای کسب ثروت خود فرد باید چیزی در چنته داشته باشد.


۱۰. آدم های فقیر فکر می کنند برای پولدار شدن باید سرمایه خوب اولیه داشت، در حالیکه از نظر افراد ثروتمند در قدم اول باید از پول دیگران استفاده کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

برخی باورهای افراد غنی و فقیر


1 مردم غنی اعتماد دارند

به طرز شگفت انگیزی، بسیاری از افراد ثروتمند ماشین و درب خانه خود را باز می کنند. برعکس، در مناطقی از فقر، متوجه خواهید شد که این رفتار بسیار غیرممکن است. افراد ثروتمند تمایل دارند به کسانی که آنها را می بینند (در درون ذهن) اعتماد کنند و به دیگران فرصت دهند که خودشان باشند.


2 مردم فقیر گمراه می شوند

افرادی که فقیر هستند، به جای راه حل، همیشه به دنبال مشکلات هستند. آنها در نهایت به محکوم کردن محیط، شرایط، شغل، آب و هوا، دولت می پردازند و لیست گسترده ای از اتهامات را در مورد اینکه چرا موفق نمی شوند.


3 افراد ثروتمند موفق می شوند.

افراد غنی درک می کنند که همه چیز به دلیل اتفاق می افتد. به جای اینکه زندگی به آنها برسد، آنها اقدام مستقیم می کنند و کارهای بزرگی انجام می دهند. آنها تمام اتهامات را کنار گذاشتند و فهرست سرزنش خود را ریشه کن کردند.

4مردم ضعیف فرض می کنند.

هنگامی که به دانستن حقیقت می رسد، افراد فقیر اغلب پیش فرض ها را بیان می کنند. اگر آنها می خواهند به یک مشهور برسند، ممکن است بگویند: "آنها احتمالا زمان برای صحبت با من ندارند." به جای بررسی حقایق و یا سوالات، آنها هرگز تلاش واقعی را برای رسیدن به آنچه که می خواهند انجام نمی دهند.


5 افراد ثروتمند سؤال می کنند

بسیاری از افراد ثروتمند از این سوال می پرسند: "اگر چه؟" به عنوان مثال، "اگر من یک ایمیل به رئیس جمهور نوشتم و او پاسخ می دهد؟" اگر شما شروع به سوال کنید، شما بدون هیچ زحمتی را صرفه جویی خواهید کرد. قدرت در دست کسانی است که از سوالات درست می پرسند. آنها سوالات شما را پاسخ نمی دهند، پاسخ های شما را مطرح می کنند.



6مردم فقیر ارزان ترین راه را می خواهند.

من یک بار با یک دوست که فقط می خواستم بخرم، اگر بتوانم ارزان ترین لباس را پیدا کنم، خریدم. آنها به قفسه های ترمینال عجله می کنند و لباس هایی را انتخاب می کنند که حتی نمی خواهند، اما به دلیل "معامله" به خرید ادامه دادند. متأسفانه، آنها هرگز پوشیدن آن را نداشتند، زیرا فقط قیمت را خریداری کردند.


8 مردم ثروتمند بهترین ها را می خواهند.

افراد ثروتمند برای پیدا کردن مواد با کیفیت بسیار مناسب خواهند بود. آنها خود را به قیمت محدود نمی کنند و اغلب هنگام خرید به دنبال خدمات می گردند. افراد غنی خواهان خدمات سازمان یافته هستند و هرگز با مواردی که بی ارزش و غیر قابل استفاده هستند حل نخواهند شد.


9 مردم فقیر فکر می کنند پول از زمان مهم تر است.

میلیون ها نفر از مردم در سراسر جهان زمان ارزشمند خود را برای پول به فروش می رسانند. شما همیشه می توانید 500 دلار دریافت کنید، اما شما نمی توانید 50 ساعت دوباره دریافت کنید. با این وجود، اکثریت مردم زمان تجارت را برای پول به دست می آورند و هرگز به دلیل آن نمی توانند پتانسیل واقعی خود را بدست آورند.


10 افراد غنی می دانند که زمان مهم تر از پول است.

افراد ثروتمند هرگز برای پول پول نمی گذارند علاوه بر این، آنها به دنبال تجربیاتی هستند که به طرز چشمگیری جان آنها را تغییر می دهد. شغل آنها بیشتر به انجام آنچه که دوست دارند و کمک به دیگران متمرکز است، به جای صرفه جویی در زمان برای چک های ضعیف.


11 مردم فقیر رقابت می کنند

هنگامی که یک فرد فقیر یک فرصت را می بیند، آنها متوجه می شوند که دیگران چه کاری انجام می دهند و آنها را شبیه سازی می کند. اغلب آنها هرگز راه دیگری برای انجام آن ندارند. در عوض، آنها بر این باورند که انجام آنچه دیگران انجام می دهند، بهترین کاری است که می توانند برای خود انجام دهند.



12 افراد ثروتمند ستایش و لذت بردن از نعمت خود را.

افراد ثروتمند می دانند که دارای امتیازات فراوان هستند و آنها را به عهده نمی گیرند. به خاطر قدردانی آنها از هدیه، عشق و شرایط، آنها هستند

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

برخی باورهای مثبت برای ثروتمند شدن


من باید یاد بگیرم.

من مسئول شرایط زندگی ام هستم

پول و ثروت خوب است.

فراوانی پول و ثروت وجود دارد.

هر کس توانایی تبدیل شدن به ثروتمندشدن را دارد. من می توانم ثروتمند باشم

من می توانم هر مشکلی را حل کنم

من می توانم بر هر مانعی غلبه کنم.

من شانس خودم را ایجاد می کنم

فرصت ها در همه جا هستند

فرصت فرصت نیست. من باید بروم و آن را پیدا کنم و اقدام کنم.

باید احترام کسب کنم

شکست فقط راه دیگری برای یادگیری است.

ناکامی راهی سنگی است که پایان این جاده سنگی برای موفقیت است.

خطر ریسک خوبی است.

بدهی خوب و بدهی بد وجود دارد.

هیچکس موفق نیست. من فقط می توانم موفق شوم اگر من خود را با دیگر افراد موفق به خود جذب کنم.

من می توانم چیزی را که ذهنم را به آن می رسم انجام دهم.

زمان ارزشمندترین منابع است. من باید از زمان خودم استفاده کنم. از دست دادن این جرم است.

کبوتر با کبوتر، باز با باز. من از مردم سمی اجتناب خواهم کرد و خود را با افراد موفق به خود جذب خواهم کرد.

رویاها و اهداف رانندگی در نردبان موفقیت است.

اگر به دیگران کمک کنم موفق خواهم شد.

اگر زندگی دیگران را بهبود ببخشیم، زندگی ام را بهبود خواهم داد.

همیشه از انتظارات دیگران فراتر باید رفت.

من در کنترل افکار و احساساتم هستم

هرگز رویایی را ترک نکن

موفقیت طول می کشد

درآمد من باید بیش از هزینه هایم باشد.

من شگفت انگیز و غیر قابل توقف هستم .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

برخی باورهای فقرا نسبت به پول


چرا  ثروتمندان ثروتمندتر شوند، در حالی که فقرا فقیرتر می شوند، زیرا اعتقادات هر گروه در رابطه با پول فرق دارد.

برخی باورهای فقرا نسبت به پول:

1. پول شر است

مردم فقیر اعتقاد دارند که پول منجر به استرس، عوارض در زندگی و مشکلات بزرگتر می شود. مسیر موفقیت با ناسازگاری، شیوه های سایه دار و رفتار غیرقانونی است. به همین دلیل است که آنها از موفقیت می ترسند.


افراد ثروتمند پول را به عنوان راهی برای از بین بردن منفی بودن از زندگی خود می بینند. آنها پول می کنند تا بتوانند اصول خود را از بین ببرند. آنها پول می گیرند تا بتوانند جهان را برای همه بهتر سازند.


2. پول نمی تواند شادی را خریداری کند.



افرادی که کمتر موفق هستند فکر می کنند که شادی محصولی از یک قلب خوب و یک زندگی ساده است. آنها تصور می کنند که تلاش برای پول منجر به معضلات اخلاقی است که آنها را از لذت بردن از موفقیت مالی و شادمانی متوقف می کند.


مردم موفق به استفاده از پول برای بهبود شرایط زندگی کمک می کنند. آنها افتخار می کنند وقتی که می توانند انتخاب های هوشمندانه ای را انجام دهند که زندگی و زندگی آنها در اطرافشان را افزایش می دهد.


3. شانس، ارتباطات و استعداد طبیعی ایجاد ثروت است.

مردم فقیر زندگی خود را تغییر نمی دهند زیرا ثروت محصول ارتباطات، شانس و توانایی های طبیعی است. آنها دلیل آن را بدون این عناصر موفق نمی شوند، بنابراین آنها از دست دادن امید و متوقف کردن تلاش می کنند.


افراد ثروتمند انتظار دارند که به سختی کار کنند و امیدوار باشند تا بتوانند بدانند که بسیاری از ایده هایشان شکست خواهد خورد. برای موفقیت پایدار بدون در نظر گرفتن وضعیت اجتماعی، ارتباطات خانوادگی و استعدادها لازم است.


.


4. جاه طلبی بسیار خطرناک است.



جاه طلبی منجر به ناامیدی می شود و اهداف آسمان بالا غیر عملی است. مردم فقیر دلیل این که اهداف چالش برانگیز استرس استرس را هدایت می کنند و منجر به غفلت از عزیزان می شود. آنها جاه طلبی را با خودکفایی و خودخواهی مرتبط می کنند.


مردم موفق به استفاده از جاه طلبی به عنوان انگیزشی نیاز دارند که به جلو حرکت کنند. آنها اهداف خود را بالا می برند، مطمئن هستند که اعتقاد دارند که می توانند موفق شوند.


5. پول برای پول لازم است.

غنی ها ثروتمندتر می شوند، در حالی که فقرا فقیرتر می شوند. این یک الگوی تکراری در جهان امروز است. مطمئنا پول می تواند فرصت های باز را در اختیار شما قرار دهد، اما این بدان معنی نیست که کار سخت، سرسختی و رانندگی ضروری نیست.


مردم فقیر اعتماد به نفس، انگیزه و صبر ندارند تا به آرامی ثروت خود را بسازند - و متاسفانه اکثریت مایل به موفقیت فوری هستند.


بسیاری از افراد ثروتمند از هیچ چیز شروع به ساختن امپراتوری کردند. نه همه افراد موفق، شروع به پیشرفت کرده بودند. از آنها یاد بگیر


6. شما نمی توانید هم ثروت و هم زندگی شاد خانواده را با هم داشته باشید.



مردم فقیر می گویند این یکی یا دیگری است. چگونه می توان یک زندگی خانوادگی شاد با استرس و تلاش ثابت برای ایجاد موفقیت آمیز خود ساخت؟ این چیزی است که آنها تمایل به زمان خود را برای تجارت ندارند.


افراد ثروتمند برای ثروت تلاش می کنند تا بتوانند خانواده هایشان را خوشحال کنند. خانواده های آنها یک انگیزه بزرگ هستند.


7. موفقیت در ستاره نوشته شده است.

سرنوشت تصمیم خواهد گرفت که آیا شما ثروتمند یا فقیر هستید. برخی از فرهنگها میگویند شرایط فعلی در اثر اقدامات در زندگیهای پیشین است. دیگران معتقدند مسیر زندگی شما در سنگ قرار دارد، بنابراین شما نمیتوانید همه چیز را داشته باشید.


افراد موفق، سرنوشت خود را می نویسند. آنها گذشته را اجازه نمی دهند رویاهای خود را محدود کنند و محدودیت هایی را در مورد آنچه که می توانند به دست بیاورند محدود نکنند.


حقیقت این است، حتی اگر زندگی ما پیش از موعد و تصمیم گیری با سرنوشت است، هیچ نقشی در این نیست که بهترین تصویر را به شما بدهد.


8. شانس موفقیت در موفقیت مالی کم است.



مردم فقیر در مورد شانس موفقیت در زندگی تغییر شک و تردید دارند. آنها بر این باورند که آنها به اندازه کافی خوش شانس نیستند و یا به مهارت های خود اطمینان ندارند. آنها آن را بی خطر نگه می دارند و خود را به شرایط خود رها می کنند. این شانس موفقیت خود را کاهش می دهد.


افراد ثروتمند شانس دارند. آنها خطرات را محاسبه می کنند و فرصت ها را در هر فرصتی می گیرند. وقتی آنها شکست می خورند، از اشتباهاتشان یاد می گیرند و دوباره امتحان می کنند.


9. عادت های روزانه بر موفقیت تاثیر نمی گذارد.

افرادی که موفق نیستند ارتباط بین شیوه زندگی و موفقیت را نمی بینند. آنها موفقیت را به آنچه که در دفتر انجام می دهید، با مجموعه ای از مهارت ها برای مجموعه ای از زمان به دست می گیرند.


افراد موفق، ذهنیت خود، محیط اطراف و عادت های خود را برای ایجاد یک محیط تولیدی تغییر می دهند. آنها همیشه در جستجوی فرصت هستند.


10. شما نیازی به لذت بردن از کار خود ندارید.



برای افرادی که کمتر موفق هستند، عرق کردن و خرد کردن برای پول ضروری است و نباید آسان باشد.


افراد ثروتمند آرزوها و آرزوهای خود را دنبال می کنند، که باعث می شود سخت تر شدن کار سخت تر شود. آنها روش های جدید را امتحان می کنند و نمی ترسند ریسک کنند تا موفق شوند.


برای اقامت کمتری قضاوت نکنید، زیرا باورهای شما شما را از تبدیل شدن به یک فرد مستقل مالی محدود می کند. حجم داستان های موفقیت نشان می دهد که نگرش به موفقیت دست می یابد. شما نگرش خود را کنترل می کنید و موفقیت در دست شماست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

باورهای انسانهای ثروتمند و فقیر از نظر T. Harv Eker



T. Harv Eker نویسنده، تاجر و سخنران انگیزشی شناخته شده ای است نظریه هایی زیادی در مورد ثروت و انگیزه دارد.

شکستن تنها موقتی است اگر شما اجازه ندهید که او برای همیشه شما را در فقر نگاه دارد. فقدان در ذهن شروع می شود. ذهنیت شما عادت های خود را ایجاد می کند و عادت های شما نوع زندگی شما را شکل می دهد.


T. Harv Eker در کتاب خود "اسرار میلیونر ذهنی" جزئیات و تفسیر هایی را بیان می کند که شما را از داشتن یک زندگی موفق تر و چگونگی غلبه بر آنها محروم می کند.


من برای شما امروز 17 باور که T. Harv Eker در کتاب خود اشاره می کند:

1. افراد ثروتمند معتقدند "زندگی خودم را من ایجاد می کنم". مردم فقیر اعتقاد دارند "زندگی برای من اتفاق می افتد".


2. افراد ثروتمند بازی با پول  را برای پیروزی بازی می کنند. مردم فقیر بازی با پول را برای بازنده شده انجام می دهند.

3. افراد ثروتمند متعهد به ثروتمند شدن هستند. مردم فقیر می خواهند ثروتمند شوند.


4. افراد ثروتمند بزرگ فکر می کنند. مردم فقیر کوچک فکر می کنند.


5. افراد غنی بر امکانات احتمالی تمرکز می کنند. مردم فقیر بر مشکلات تمرکز می کنند.


6. افراد ثروتمند دیگر افراد ثروتمند و موفق را تحسین می کنند. مردم فقیر از مردم ثروتمند و موفق نفرت دارند.


7. افراد ثروتمند با افراد مثبت و موفق به خود ارتباط می دهند. مردم فقیر خود را با افراد منفی و ناموفق مرتبط می کنند.


8. افراد ثروتمند می خواهند خود و ارزش خود را ارتقا دهند. افراد ناتوان فقیر خود را افزایش می دهند و ارزش خود را دارند.


9. افراد ثروتمند بزرگتر از مشکلاتشان هستند. مردم فقیر کوچکتر از مشکلاتشان هستند.


10. افراد ثروتمند گیرنده های عالی هستند. مردم فقیر گیرنده های ضعیف هستند.


11. افراد غنی بر اساس نتایج پول دریافت می کنند. مردم فقیر تصمیم می گیرند که بر اساس زمان پول به آنها پرداخت شود.


12. افراد ثروتمند هم به پول و سلامتی "هر دو" فکر می کنند. مردم فقیر به یکی "این یا آن" فکر می کنند.


13. افراد غنی بر ارزش خالص خود تمرکز می کنند. مردم فقیر بر درآمد خود تمرکز می کنند.


14. افراد ثروتمند پول خود را به خوبی مدیریت می کنند. مردم فقیر پول خود را خراب می کنند.


15. افراد ثروتمند اجازه می دهند پول برای آنها کار کنند. مردم فقیر برای پول کار می کنند


16. افراد غنی حتی زمانی که احساس ترس می کنند اقدام می کنند. مردم فقیر به خود اجازه می دهند که از ترس متوقف شوند.


17. افراد ثروتمند همیشه یاد می گیرند و رشد می کنند. مردم فقیر فکر می کنند همه چیز را می دانند.



T. Harv Eker is an author, businessman and motivational speaker known for his theories on wealth and motivation.

Being broke is only temporary if you do not allow yourself to be poor forever. Being poor starts in the mind. Your mindset create your habits, and your habits will shape the kind of life you will live.

In his book Secrets of the Millionaire Mind,” T. Harv Eker mentions and explains in details the thoughts that are blocking you from having a more successful life and how to overcome them.

I selected for you today 17 beliefs that T. Harv Eker mentions in his book:
1. Rich people believe ‘I create my life’. Poor people believe ‘Life happens to me”.

2. Rich people play the money game to win. Poor people play the money game to not lose.

3. Rich people are committed to become rich. Poor people want to become rich.

4. Rich people think big. Poor people think small.

5. Rich people focus on possibilities. Poor people focus on problems.

6. Rich people admire other rich and successful people. Poor people hate rich and successful people.

7. Rich people associate themselves with positive, successful people.  Poor people associate themselves with negative, unsuccessful people.

8. Rich people like to promote themselves and their value. Poor people dislike promote themselves and their value.

9. Rich people are bigger than their problems. Poor people are smaller than their problems.

10. Rich people are excellent receivers. Poor people are poor receivers.

11. Rich people  choose to be paid based on result. Poor people choose to be paid based on time.

12. Rich people think ‘both’. Poor people think ‘this or that’.

13. Rich people focus on their net worth. Poor people focus on their income.

14. Rich people manage their money well. Poor people manage their money poor.

15. Rich people let money work for them. Poor people work for money.

16. Rich people take action even when they feel fear. Poor people let themselves be stopped by fear.

17. Rich people learn and grow all the time. Poor people think they know everything.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

باورهای انسانهای ثروتمند و باور انسانهای فقیر




کار برای زندگی:


1- آدم های ثروتمند معتقدند: من زندگی خویش را می سازم. آدم های فقیر معتقدند: زندگی من تصادفی پیش می رود.

2- آدم های ثروتمند بر روی فرصت ها تمرکز می کنند. آدم های فقیر بر روی موانع تمرکز می کنند.

3- آدم های ثروتمند، افراد موفق و ثروتمند را ستایش می کنند. آدم های فقیر از آدم های ثروتمند بیزار و متنفرند.

4- آدم های ثروتمند با آدم های مثبت و موفق معاشرت می کنند. آدم های فقیر با آدم های منفی و شکست خورده معاشرت می کنند.

5- آدم های ثروتمند ترجیح می دهند تا بر اساس دستاوردها به آنها پول پرداخت شود. آدم های فقیر ترجیح
می دهند تا بر اساس زمان به آنها پول پرداخت شود.

6- ثروتمندان پول و سلامتی را با هم می خواهند. فقیران می پرسند که پول یا سلامتی؟

7- آدم های ثروتمند برخلاف ترسی که دارند دست به عمل می زنند. آدم های فقیر به ترس اجازه می دهند که متوقفشان کند.

8- آدم های ثروتمند همیشه در حال رشد کردن و یاد گرفتن هستند. آدم های فقیر فکر می کنند که همه موارد را می دانند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

سندرم یعنی نشانه بیماری و سازمان ها هم بیماری های مختلفی می توانند داشته باشند.



 یکی از بیماری هایی که در این شرایط مدیران نیز به آن دامن می زنند سندرم کم خونی سازمانی است؛ یعنی اینکه نیروهای بدرد بخور را کنار می گذارند که در این شرایط یک اشتباه بزرگ است. 


 نیروی انسانی را به چهار دسته می توان تقسیم نمود:


• دسته اول: گلدرمن ها؛ نیروهایی که فراتر از انتظار کار می کند و بسیار توانمند و عالی هستند. حدود یک درصد از نیروهای سازمان را شامل می شود. 


• دسته دوم: سیلورمن ها؛ 6 درصد از نیروهای سازمانی سیلورمن ها هستند. این دسته هم فراتر از انتظار کار می کند اما نه به اندازه گلدرمن ها. 


• دسته سوم: برنزمن ها؛ حدود 46 درصد نیروهای سازمان برنزمن ها هستند و وظایف خود را خوب انجام می دهند اما نه بیشتر از حد وظایف. 


• دسته چهارم: وودرمن ها (نیروهای چوبی)؛ در اکثر سازمان ها چون ارزیابی عملکرد درستی وجود ندارد 47 درصد نیروها در این دسته قرار می گیرند یعنی نیروهایی هستند که اگر از سازمان بیرون روند، شرایط بهتری خواهید داشت. 


 معمولاً در دوران بحران اقتصادی، گلدرمن ها و سیلورمن ها تمایل بسیاری برای خروج از سازمان را دارند چون در این شرایط خواستگار پیدا می کنند و از طرفی نیروهای چاپلوس و وودرمن ها به سازمان می چسبند و چون مدیران فکر می کنند بایستی هزینه ها را پایین بیاورند، هزینه ها به شکل اشتباهی کاهش می یابد. 


  دکتر پرویز درگی  | کتاب اداره کسب و کار در بحران اقتصادی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

اصلا یاد رفته بود زندگی کنم

ﺧﺎﻧﻢ ﺑﺎﺭﺑﺎﺭﺍ ﺩﯼ ﺁﻧﺠﻠﺲ، ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻄﻠﺐ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽﮐﻨﺪ:

ﺍﻭﻝ ﺩﻟﻢ ﻟﮏ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ

ﺑﺮﻭﻡ!

ﺑﻌﺪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯽﻣُﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﻭﻡ!

ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﻮﻡ!

ﺑﻌﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﻢ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭ ﺷﻮﻡ!

ﺑﻌﺪ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﻪ ﺷﻮﻡ!

ﻭ ﺣﺎﻻ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯽﻣﯿﺮﻡ، ﮐﻪ ﯾﮏ ﺩﻓﻌﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ:

‏«ﺍﺻﻼ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ...!!»

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر