افکار ما گفتار ما را می سازند ،گفتار ما رفتار ما را شکل می دهند ، رفتارهای ما عادت های ما را می سازند و این عادت های ما هستند که سرنوشت ما را رقم می زنند


 


ولی بیاد داشته باشید که عادت ها سرنوشت ما نیستند و قابل تغییرند بیایید کمی در مورد عملکرد مغز نسان بیشتر بدانیم مغز انسان همواره بدنبال راههایی است تا سعی و تلاش را کم کرده تا در انرژی مصرفی صرفه جویی کند  به همین دلیل است که عادت ها بوجود می آیند اما گاهی این عادت ها بهترین خدمتکاران ما هستند (مثل عادت به مطالعه و یادگیری) و گاهی بدترین اربابان ما(مثل عادت به مصرف مواد مخدر یا سیگار کشیدن) و این خود ما هستیم که انتخاب می کنیم خدمتکارانی مطیع داشته باشیم یا اربابانی بی رحم در این مقاله سعی داریم  بررسی کنیم که چگونه می توان اربابان خود را تبدیل به خدمتکارانی مطیع تبدیل کرد


عملکرد مغر انسان در تشکیل عادت ها  چگونه است؟

شاید برایتان جالب باشد که مغز انسان با یک عامل تحریک کننده برانگیخته می شود تا کاری را  انجام دهد و سپس  یک کار تکراری انجام می دهد و پاداشی را دریافت می کند. برای مثال عامل تحریک کننده ای ما را عصبانی می کند  و ما یک کار تکراری انجام می دهیم مثلا سیگار می کشیم و سپس مغز ما پاداشی را دریافت می کند و ما آرام می شویم یعنی با محرک عصبانی شدن، مغز، ما را مجبور به سیگار کشیدن می کند تا نیکوتین را به عنوان پاداش دریافت کند و اما مسئله مهم اینست که


مغز ما فرق بین عادت خوب و بد را تشخیص نمی دهد و با تغییر پاداش ها و کار روتین می توانیم عادت های بد را به عادت خوب تبدیل کنیم

این نکته بسیار مهم  را به خاطر بسپارید وابستگی مغر به کارهای عادی خودکار می تواند خطرناک باشد عادت ها به همان اندازه که مفیدند می توانند خطرناک باشند و این بستگی به کار روتین و پاداشی است که ما انتخاب می کنیم به حکایت زیر توجه کنید


در زمان های گذشته مردی بود که عادت به گِل خوردن داشت . روزی برای خرید قند به دکان عطاری رفت و تقاضای خرید قند کرد(قند در آن موقع بسیار گران بود). عطار گفت به میزانی که شما قند می خواهید من سنگ ندارم اما مقداری گِل دارم که هموزن آن مقداری است که شما می خواهید اشکالی ندارد که با آن گِل برایتان وزن کنم؟مرد جواب داد خیر مشکلی ندارد و عطار مشغول شکستن قند شد و مرد بادیدن گِل وسوسه شد که از گِل ها بخورد و دزدکی از آن گِل می خورد و نگاه می کرد که عطار نبیند ولی عطار او را دیده بود و با خود می گفت بیشتر بخور که داری از مال خود می خوری تو می ترسی که من ببینم و من می ترسم که تو کمتر بخوری، زمان کشیدن قندها می فهمی که احمق و عاقل کیست(مثنوی معنوی دفتر چهارم)


آری بسیاری از عادت ها کشنده و باعث ضرر مادی و روحی انسان می شوند و باید آنها را شناسایی و نسبت به تغییر آنها تلاش کنیم.


برای غلبه بر عادت ها می بایست تشخیص دهیم کدام تمایل باعث تحریک رفتار می شود. یعنی عوامل تحریک کننده را بشناسیم و بعد از آن بنویسیم  که کار روتین که ما انجام می دهیم چیست و با انجام آن مغز ما چه پاداشی را دریافت می کند و توجه داشته باشید که عوامل تحریک کننده را نمی توانیم از بین ببریم بلکه روتین ها و پاداش ها را می توانیم تغییر بدهیم


عادت ورزش کردن : در یک گروه 92 درصد افراد گفتند که از روی عادت ورزش می کنند زیرا آنها با ورزش کردن احساس خوبی را در خود احساس می کنند علم تا کنون اثبات کرده با ورزش کردن اندروفین در بدن آزاد می شود و باعث نشاط و احساس خوب در فرد می شود این همان ماده ای است که با کشیدن سیگار نیز در بدن تولید می شود و تفاوت اساسی آن با ورزش اینست که بدن حداقل تا 24 ساعت آن را درخواست نمی کند ولی پس از سیگار کشیدن بدن پس از حداکثر 1 ساعت آن را درخواست می کند و در صورت عدم رسیدن نیکوتین به بدن  مغز برعکس عمل کرده و احساس ناراحتی در ما ایجاد می شود. به خاطر بسپارید که یک فرد سیگاری نمی تواند سیگار را ترک کند  مگر اینکه فعالیتی را پیدا کند که وقتی تمایل به نیکوتین پیدا کرد جایگزین سیگار شود


در واقع نمی توان یک عادت بد را خاموش کرد فقط می توان آن را تغییر داد

فکر می کنم تا کنون به قدرت عادت ها پی برده باشید. عادت ها به اندازه حافظه و منطق، ریشه و اساس رفتار ما هستند. اگر توجه کرده باشید بسیاری از اعمالی که ما انجام می دهیم کاملا غیر ارادی  هستند و از روی عادت انجام می دهیم توجه داشته باشید اگر شما یک بوکسر باشید و قصد قهرمانی در مسابقات را دارید با استفاده از عادت ها می توانید به آن دست یابید. می دانید که در بوکس حرکات بسیار زیادی وجود دارد و همچنین در این ورزش سرعت از اهمیت زیادی برخوردار است فقط دو حرکت را انتخاب کنید و آنقدر آن دو حرکت را تکرار کنید که از بخش ارادی مغز  (قسمت بالایی)  به بخش غیر ارادی مغز انتقال پیدا کند آنوقت شما در آن دو حرکت جزو سریعترین افراد در دنیا می شوید و می توانید قهرمان بوکس شوید


تایپیست ها نیز از همین تکنیک استفاده می کنند یعنی آنقدر یک عمل را تکرار می کنند تا با دیدن یک کلمه انگشتشان به طور غیر ارادی آن دکمه را فشار بدهد و چون این عمل به طور غیر ارادی در مغز پردازش می شود سرعت به طور صعودی افزایش پیدا می کند


و اما نکته بسیار مهمی که وجود دارد اینست که بزرگترین بخش موفقیت باور است


می دانیم برای اینکه  عادت ها به طور دائمی تغییر کنند افراد باید باور کند که تغییر امکانپذیر است


هیچ محدودیتی در مورد آنچه می خواهید انجام دهید وجود ندارد به شرطی که یاد بگیرید چطور می توانید تغییر کنید


حداقل 95 درصد موفقیت شما در زندگی و کار بستگی به عادت های مختلفی دارد که در مرور زمان کسب می کنید. عادت تعیین الویت ها ، غلبه بر تنبلی و اصرار در انجام کار ها مهمترین مهارتی است که می توانید یاد بگیرید


یکی از بزرگترین رازهای موفقیت اینست که شما در خود یک اعتیاد مثبت نسبت به کارهای خوب  ایجاد کنید