گردشگری/ تاریخی/ جاذبه های گردشگری/خاطرات/حوادث و رویدادها/ موفقیت/ مالی / اقتصادی / ثروت/ سرمایه گذاری

یادی و خاطره ای از استاد دکتر رضا شعبانی

 هنگامی که در دانشگاه شهید بهشتی ( سالهای 1372-1370 )   در مقطع لیسانس درس می خوندم  مبانی تاریخ اجتماعی ایران را با جناب آقای دکتر رضا شعبانی داشتیم. استاد دکتر شعبانی در کلاس طوری درس می دادند که درس زندگی بود یعنی اینکه گویی تاریخ زنده هست و اکنون نیز در گذار است و مطالبی که استاد می گفتند صرفا مطالب حفظی نبود . زمانی که ما خواستار ارایه مطالب بودیم و بر این کار اصرار داشتیم که برای امتحان چه بخونیم چون بنظرمون مطالب استاد گویا چیزی نبود که رنگ و بوی امتحانی داشته باشد. استاد ضمن بیان پیشنیه تدریس در دانشگاه های انگلیس ( کمبریج ) مطالبی هرچند اندک در مورد مسایل اجتماعی و تاریخی ایران بیان داشتند و فرمودند که نگران امتحان نباشند. از اونجا فهمیدم که استاد می خواهند درس زندگی به ما بدهند نه مطالبی که در ذهن انبار شده و اندکی بعد فراموش شوند. یادم هست بیشتر به خاطرات و زندگی واقعی تاکید داشتند ، مثلا اینکه که در این که در انگلیس مرسوم است که اگر هوا خوب بود حتما چتر با خودتون ببرید و اگر بارانی بود خود دانید. همیشه در رفتار استاد یک رفتار وجیه و سنگین نمودار بود و به همه با دیده احترام و تکریم برخورد می کردند و این رفتار سبب شده بود که استاد شعبانی در روابط عمومی بسیار موفق باشند . اما من استاد را بیشتر بعد از قبولی در فوق لیسانس شناختم موقعی که دانشجوی فوق لیسانس بودم و به دنبال کار می گشتم ، مطابق معمول به استادم عرض کردم فرمودند من فلان روز در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات هستم بعدظهر فلان روز بیایید تا صحبت کنیم.

وقتی به دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات و گروه تاریخ آن ، که اون زمان در قلهک قرار داشت رفتم و  وارد دفتر جناب آقای دکتر شعبانی شدم دیدم یک شخص بسیار وجیه ، وزین ، آراسته با چهره ای نورانی نزد جناب آقای دکتر شعبانی هستند دکتر شعبانی ضمن سلام و علیک با بنده رو به اون شخص کردند و فرموند جناب آقای دکتر آیا توی موسسه تاریخ معاصر کاری برای آقای پیشگیر دارید. دکتر هم فرمودند فلان روز بیان موسسه تا ببینیم چکار میشه کرد.

بعدا فهمیدم که این شخص کسی جز جناب آقای عبدالحسین نوایی نبود . خلاصه بعد از این موضوع بابی برای آشنایی با جناب آقای دکتر نوایی شد هرچند من اندکی به صورت کار دانشجویی در موسسه تاریخ معاصر کار نکردم ولی خاطرات زیادی برای من به همراه داشت که همچنان در ذهنم با وجود سالها که از آن زمان سپری شده است ، حک شده و باقی خواهد ماند.

یکبار دیگر  برای کار خدمت جناب آقای شعبانی که در نشر دانش رسیدم که اینبار نیز این مرد بزرگ و استاد عزیز بعد از احوال پرسی گرم بنده را خدمت آقای دکتر کیانی معاون محترم سازمان اسناد و کتابخانه ملی معرفی کردند . ایشان پشت کارت که مربوط به خودشان بود توصیه کردند که تا جایی که ممکن است کاری کنند که مشغول بشوم و به این موضوع را به زبان و مثلی لری اعلام داشتند که موجب تبسم جناب آقای دکتر کیانی شد و دکتر کیانی نیز قول مساعد دادند و بنده را خدمت معاون اداری مالی سازمان جناب آقای احمدی معرفی کردند و تشکیل پرونده دادم هرچند که قسمت نشد در آن سازمان مشغول بشوم و تقدیر بر جای دیگری قرار گرفته بود. حتی جناب آقای دکتر شعبانی فرمودند اگر اونجا هم نشد بازم بیایید تا جای دیگه معرفی کنم .این مرد بزرگ و استاد موفق ، درس زندگی را به ما یا دادند نه اینکه مطالبی که در ذهن انبار کرده و سپس از یاد ببریم.




۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

صدای استاد

صدای استاد

امسال مطابق هر سال به مناسبت عید نوروز و آغاز سال جدید پیام تبریک برای همه دوستانی که شماره اونها را داشتم فرستادم که برخی بلافاصله و برخی در فواصل بعد به صورت پیام پاسخ تبریک اینجانب را دادند . یک روز که به آریشگاه رفته بودم دیدم تلفن همراهم زنگ می خورد  گوشی را که برداشتم دیدم صدای استاد عزیزم جناب آقای دکتر خلعتبری  را شنیدیم که تلفن زده بودند و در پاسخ به پیام این حقیر به پیام اکتفا نکرده بودندو فرموند از اینکه صدای حقیر رو می شنوند خوشحالند بنده نیز بسیار خوشحال شدم این موضوع را به جناب آقای دکتر حاجی بابایی دوست عزیزم در دانشگاه اراک گفتم و از بزرگ منشی استاد گفتم  فرمودند: که ایشان بزرگ زاده اند به این خاطر خودشون را نمی گیرند و مغرور نیستند. 

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

مروری کوتاه بر زندگی دکتر مصدق استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

استاد نگین یاوری

استاد نگین یاوری یکی از موثرترین اساتیدی بود که من داشته ام در سال ۱۳۷۲ هنگامی که از دانشگاه اصفهان به تهران آمدم با استاد اشنا شدم و این یک افتخار برای اینجانب است. وی نه تنها یک استاد بلکه به عنوان یک خواهر خوب من متن های انگلیسی مربوط به مقالات بروز را برای من ترجمه کردند ، کاری که کمتر کسی به عنوان یک استاد انجام می دهد. اما این دولت اگر چه خوش درخشید ولی دولتی مستعجل بود و بعد ایشان راهی امریکا شدند انشالله هرجا که هستند موفق باشند.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

۱۰ قاعده طلائی سرمایه‌گذاری موفق


سرمایه‌گذاری به معنای به تعویق انداختن مصرف فعلی برای به دست آوردن منافع بیشتر در آینده است. در حقیقت سرمایه‌گذار به امید به دست آوردن سود بیشتر در آینده از ارزش‌های کنونی چشم پوشی می‌کند. اما باید همیشه نکاتی را برای یک سرمایه‌گذاری موفق مد نظر قرار داد. در این بلاگ به چند نکته اشاره شده است.

۱) شیفته و مبهوت بازده های گذشته نشوید. سرمایه‌گذاری خود را منطبق با نیازهای خود انتخاب کنید
پژوهش‌ها نشان داده اند که عموما” عملکرد گذشته‌ی بازار ضامن بازده‌های آینده نیست. از این رو سرمایه‌گذاری‌ها را بر اساس ویژگی هایشان انجام دهید. صرفا” به عملکرد گذشته دل نبندید. به عبارت دیگر احساساتی عمل نکنید.

۲) تنها از یک روش برای انتخاب سرمایه‌گذاری استفاده نکنید
حتی خبرگان سرمایه‌گذاری نیز بعضا” در پیش‌بینی حرکت‌های بازار و تعیین بهترین زمان خرید موفق نیستند . همه ممکن است اشتباه کنند فقط کسانی اشتباه نمی‌کنند که هیچ‌گاه سرمایه‌گذاری نمی‌کنند. و این نیز خود بزرگ‌ترین اشتباه است. از این رو روش ناموفق یا موفق قبلی سرمایه‌گذاری ممکن است در شرایط فعلی نتیجه معکوس به بارآورد. مهم این است که از اشتباهات قبلی درس بگیریم.

۳) به طور مستمر سرمایه‌گذاری کنید
همواره فرصت‌های مناسبی برای سرمایه‌گذاری وجود دارد . بنابر این هر ماهه مبلغ معینی را پس انداز کنید و از فرصت‌های جدید سرمایه‌گذاری استفاده نمایید. سرمایه‌گذاری مستمر غالبا” شما را در برابر ضربه‌های سخت بازار ایمن می‌سازد.

۴) به سرمایه‌گذاری‌های خود تنوع ببخشید
برای به حداقل رساندن ریسک‌های سرمایه‌گذاری‌ها و افزایش بازده‌های احتمالی، به سرمایه‌گذاری خود تنوع ببخشید. سرمایه‌گذاری را می‌توان با خرید دارایی‌های مالی مانند سهام صنایع و بخش های متفاوت و اوراق مشارکت و دارایی‌های حقیقی مانند زمین و ساختمان یا دیگر دارایی های فیزیکی متنوع ساخت.

۵) به هنگام ناپایداری و بی‌ثباتی بازار، صبر و بردباری پیشه کنید
توجه داشته باشید که، به لحاظ تاریخی پس از یک کاهش بازده غالبا” افزایش بازده یا جبران نیز رخ داده است. چنانچه مجهز به یک استراتژی سرمایه‌گذاری باشید آن گاه نوسان‌های بازار آسیب جدی به سرمایه گذاری شما نخواهد رساند.

۶) حد معقولی از ریسک را بپذیرید تا از رشد باالقوه‌ی بازار سهام محروم نشوید
پرتفویی که شامل سهام، سپرده‌ی بانکی و اوراق مشارکت است ریسکش کمتر از پرتفویی است که تنها از سپرده‌ی بانکی یا اوراق مشارکت تشکیل شده است. از این رو به منظور کسب نتایج دلخواه، همواره با توجه به میزان ریسک‌پذیری خود، نسبت مناسبی از سهام را نیز در پرتفوی خود سرمایه‌گذاری نمایید. برای تعیین سطح ریسک پذیری باید ابتدا اهداف سرمایه‌گذاری خود را معین کنید. افق زمانی سرمایه‌گذاری، یکی از عوامل مهم در تعیین اهداف سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذاران بلند مدت ریسک پذیرترند.

۷) همواره به بازارهای غیر مالی نیز توجه کنید
محتوا و افق سرمایه‌گذاری خود را گسترش دهید. توجه به بازارهای غیر مالی مثل مسکن، طلا، محصولات و مواد اولیه علاوه بر امکان گسترش محتوای پرتفوی پربازده، امکان تحلیل دقیق‌تر سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی را نیز می دهد.

۸) تنها بر اساس شنیده‌ها عمل نکنید
بازار سرمایه بازاری است که کالای آن اطلاعات است. اطلاعات سطوح مختلفی دارد. هر قدر اطلاعات دقیقتر باشد امکان تحلیل و پیش بینی درست تر نیز بالاتر می رود. اطلاعات شنیداری و شایعات در پایین‌ترین سطح دقت و صحت قرار دارند. محتوای شنیده‌ها ممکن است در اثر منافع گوینده، ادراک گوینده و شنونده، منابع اطلاعاتی و تفاوت‌های ادراکی به کنش‌ها غیر منطقی بینجامد. به هر ترتیب فراموش نکنید که قبل از هر سرمایه‌گذاری، بررسی و تحلیل اطلاعات درست ضروری است.

۹) با هوشیاری و آگاهی سرمایه‌گذاری کنید
همواره بر سرمایه‌گذاری های خود نظارت نمایید . سهامی وجود ندارد که شما آن را برای همیشه نگه دارید. برای یک سرمایه‌گذاری همواره زمانی برای خرید و زمانی برای فروش وجود دارد. سرمایه‌گذار موفق کسی است که این دو زمان را تشخیص دهد.

۱۰) از خدمات مشاوران مالی و سرمایه گذاری استفاده کنید
نیازها و شرایط مالی شما دائما” در حال تغییر است. از این رو مراجعه شما به متخصصان سرمایه‌گذاری به شما در ترکیب و انتخاب مناسب سرمایه‌گذاریتان کمک می نماید. غالبا” ضروری است که حداقل سالی یک بار به متخصصان سرمایه‌گذاری مراجعه کنید. توجه داشته باشید که سرمایه‌گذاری یک کار تخصصی است. بهره‌گیری از متخصصان در هر رشته‌ی کاری موجب ارتقاء بهره وری، کارایی و اثر بخشی می گردد.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

هوش مالی به روش رابرت کیوساکی

جنبه های هوش مالی کدامند؟

هوشیاری مالی در مقایسه با هوش مالی

پنج جنبه هوش مالی

هوشیاری مالی

پنج نوع هوش مالی پایه وجود دارد که عبارتند از:

هوش مالی شماره ۱: کسب پول بیشتر.

هوش مالی شماره ۲: حفاظت از پول.

هوش مالی شماره ۳: بودجه بندی و برنامه ریزی برای پول

هوش مالی شماره ۴: استفاده از پول به عنوان ابزار اهرم

هوش مالی شماره ۵: ارتقاء اطلاعات مالی

هوشیاری مالی در مقایسه با هوش مالی

تقریبا همه ما می دانیم که شخصی با بهره هوشی ۱۳۰ ظاهرا باید از شخصی با بهره هوشی ۹۵ باهوش تر باشد. می توان چنین معادله ای را برای هوش مالی نیز در نظر گرفت. ممکن است شما از نظر هوش آکادمیک در سطح یک نابغه باشید در حالی که از لحاظ هوشیاری مالی همسطح یک آدم معمولی باشید.

بارها از من پرسیده اند که «تفاوت میان هوشیاری مالی و هوش مالی چیست؟». من اینگونه پاسخ داده ام که «هوشیاری مالی آن بخش از هوشیاری ذهنی ما است که از آن برای حل مشکلات مالی استفاده می کنیم. و هوش مالی معیاری برای اندازه گیری هوشیاری مالی است. در واقع میزان هوشیاری مالی خود را با اندازه هوش مالی نشان می دهیم و بیان می کنیم به عنوان مثال اگر من ۱۰۰ هزار دلار بدست آورم و ۲۰ درصد آن را مالیات دهم، نسبت به شخصی که ۱۰۰ هزار دلار در آمد دارد و ۵۰ درصد آن را مالیات می دهد، از هوش مالی بالاتری برخوردارم.» در این مثال کسی که پس از کسر مالیات به طور خالص ۸۰ هزار دلار بدست می آورد از هوش مالی بالاتری نسبت به فردی که پس از کسر مالیات۵۰ ,هزار دلار عایدش می شود، برخوردار است. هر دو از هوشیاری مالی برخوردارند، اما آن که در نهایت پول بیشتری را حفظ می کند از هوش مالی بالاتری برخوردار است.

ارزیابی هوشیاری مالی

هوش مالی شماره ۱: کسب پول بیشتر.

اغلب ما از هوشیاری مالی لازم برای کسب پول بهره مندیم. هر چه پولی که بدست می آورید بیشتر باشد، هوش مالی شماره ۱ شما بیشتر است. به عبارت دیگر، شخصی که یک میلیون دلار در سال در آمد دارد نسبت به فردی که ۳۰ ,هزار دلار در سال کسب می کند، از هوش مالی شماره ۱ بالاتری برخوردار است، و چنانچه دو شخص درآمدی برابر یک میلیون دلار در سال داشته باشند، آن کسی که مالیات کمتری پرداخت می کند از هوش مالی بالاتری برخوردار است، زیرا این شخص به رسیدن به مرحله یکپارچگی مالی از طریق هوش مالی شماره ۲ (حفاظت از پول) بسیار نزدیک تر است.

همه ما به خوبی می دانیم یک شخص ممکن است از هوش آکادمیک بالایی برخوردار باشد و در کلاس درس نابغه باشد، اما در دنیای واقعی در بدست آوردن پول ناتوان باشد. به عقیده من پدر فقیرم که مردی زحمتکش و استادی برجسته بود، از هوش آکادمیک بالا اما از هوش مالی پائینی برخوردار بود. او در دنیای تحصیل و آموزش عالی عمل کرد اما در دنیای کسب و کار بسیار ضعیف بود.

هوش مالی شماره ۲: حفاظت از پول

هوشیاری مالی

حقیقتی ساده که در این زمینه وجود دارد این است که دنیا مترصد گرفتن پول شما است. اما کسانی که پول شما را از چنگتان در می آورند تنها کلاهبردارها و تبهکاران نیستند. یکی از بزرگترین شکارچیان پول شما مالیات ها هستند. دولت ها پول ما را به صورت قانونی از ما می گیرند.


چنانچه شخصی از هوش مالی شماره ۲ پائینی برخوردار باشد، مالیات بیشتری خواهد پرداخت. نمونه ای در مورد هوش مالی شماره ۲ این است که شخصی ۲۰ درصد مالیات می پردازد و شخصی دیگر ۳۵ درصد مالیات می پردازد. آن که مالیات کمتری پرداخت می کند به مراتب از هوش مالی بالاتری برخوردار است.

هوش مالی شماره ۳: بودجه بندی و برنامه ریزی برای پول

برنامه ریزی برای پول نیازمند هوش مالی بالایی است. بسیاری از افراد به جای آنکه مانند یک پولدار برای پولشان برنامه ریزی کنند همچون یک شخص فقیر عمل می کنند. بسیاری از مردم پول زیادی به دست می آورند اما در حفظ قسمت اعظمی از آن ناتوان هستند، زیرا برنامه ریزی صحیحی برای پولشان ندارند. برای مثال، شخصی که در سال ۷۰هزار دلار درآمد دارد و تمام آن را در طول سال خرج می کند، نسبت به فرد دیگری که

۳۰۰۰۰ دلار در سال کسب می کند و با ۲۵٫۰۰۰ دلار آن زندگی خوبی را می گذراند و ۵٫۰۰۰ دلار باقیمانده را سرمایه گذاری می کند، از هوش مالی شماره ۳ پائین تری برخوردار است. خوب زندگی کردن و در کنار آن سرمایه گذاری به هر میزان ممکن، نیازمند هوشیاری مالی بالا است. برنامه ریزی برای باقیمانده در آمد، بحثی است که در آینده به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت.

هوش مالی شماره ۴: استفاده از پول به عنوان ابزار اهرم

هوشیاری مالی

پس از آنکه شخصی برای مازاد پول خود برنامه ریزی کرده، چالش مالی بعدی اهرم کردن مازاد پول است. اغلب مردم مازاد پول خود را در بانک پس انداز می کنند. این کار تا پیش از سال ۱۹۷۱- پیش از آنکه دلار آمریکا به یک واحد پولی در گردش تبدیل شود – ایده هوشمندانه ای محسوب می شد. در حالی که پس از سال ۱۹۷۴ نیز کارمندان، نیازمند پس انداز کردن پول خود برای دوران بازنشستگی شان بودند. بسیاری از کارمندان نمی دانستند که در چه حوزهای سرمایه گذاری کنند، بنابراین مازاد پول خود را در صندوق های سرمایه گذاری متنوعی سرمایه گذاری می نمودند به این امید که این کار به شکل اهرمی برای بیشتر شدن ارزش پول آنها عمل کند.

در حالی که پس اندازها و ترکیبی متنوع از مالکیت واحدهای صندوق های سرمایه گذاری مشترک از نمونه های اهرم سازی پول هستند، اما روش های بهتری هم برای این کار وجود دارد. اگر شخصی صادق باشد، باید این مطلب را تصدیق کند که پس انداز پول و سرمایه گذاری در واحدهای صندوق های سرمایه گذاری مشترک نیازمند هوشیاری مالی چندانی نیست. شما حتی می توانید پس انداز پول و سرمایه گذاری در صندوق های سرمایه گذاری را به یک میمون آموزش دهید. به همین دلیل است که بازدهی این نوع سرمایه گذاری ها در طول تاریخ همیشه پائین بوده است.

هوش مالی شماره ۴ به ارزیابی بازده سرمایه گذاری می پردازد. به عنوان مثال، شخصی که ۵۰ درصد سود از پول خود بدست می آورد نسبت به کسی که ۵ درصد سود کسب می کند، از هوش مالی شماره ۴ بالاتری برخوردار است. و فردی که ۵۰ درصد سود معاف از مالیات کسب می کند نسبت به شخصی که از ۵ درصد سود پولش ۳۵ درصد آنرا به عنوان مالیات پرداخت می کند، مسلما از هوش مالی بالاتری برخوردار است.


نکته مهم دیگر این است که اغلب مردم فکر می کنند سود بیشتر نیازمند ریسک بیشتر است. در حالی که این تفکر صحیح نیست. در ادامه این کتاب توضیح خواهم داد که چگونه به سودهای فوق العاده ای دست یافته ام و مالیات تقریبا ناچیزی را پرداخته ام، در حالی که همزمان ریسک بسیار کمی را متحمل شده ام. داشتن ترکیبی متنوع از سهام صندوق های سرمایه گذاری و پس انداز کردن در بانک برای من بسیار مخاطره آمیز تر از کاری است که خودم انجام می دهم. این بحث تماما به هوشیاری مالی مربوط می شود.

هوش مالی شماره ۵: ارتقاء آگاهی و هوشیاری مالی

داشتن کمی خرد کافی است تا این مطلب را تصدیق کنید که باید راه رفتن را یاد بگیرید تا پس از آن بتوانید بدوید». این مطلب در مورد هوشیاری مالی نیز صادق است. پیش از آنکه مردم بتوانند یاد بگیرند که چگونه سودهای فوق العاده ای از پول خود بدست آورند (هوش مالی شماره ۴: استفاده از پول به عنوان ابزار اهرم) باید راه رفتن را یاد بگیرند؛ به این معنا که اصول مقدماتی و بنیادی هوشیاری مالی را بیاموزند.

هوشیاری مالی

” یکی از دلایلی که اغلب مردم با هوش مالی شماره ۴ (استفاده از پول به عنوان ابزار اهرم) در کشمکش هستند این است که آنها یاد گرفته اند که پول خود را به «کارشناسان مالی از قبیل موسسات مالی و یا مدیران صندوقهای سرمایه گذاری مشترک خود بسپارند. اشکال این کار این است که نمی توانید یاد بگیرید، قادر به افزایش هوشیاری مالی خود نخواهید بود و هرگز به یک کارشناس مالی برای خود تبدیل نمی شوید. چنانچه شخص دیگری پول شما را مدیریت کند و مشکلات مالی شما را حل کند، می توانید

هوشیاری مالی خود را افزایش دهید. در واقع شما به دیگران برای کاری که . برای خودشان انجام می دهند و نه برای شما، پاداش میدهید؟

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

نگاهی متفاوت به تصمیم ترامپ از منظر سید حسین عباس منش

امروز مکالمه ای با یکی از دوستانم در ایران داشتم که می گفت، امروز، یعنی سه شنبه ۸ می ۲۰۱۸، اکثر مردم و بازاری ها در ایران منتظر تصمیم ترامپ درباره موضوع برجام هستند. زیرا اوضاع بازار و همه کسب و کارها بستگی به این تصمیم دارد.

پس از این مکالمه، احساسم مرا جلوی دوربین آورد تا درباره اصلی بسیار اساسی که دوره جهان بینی توحیدی را نیز به خاطر آموزش و یادآوری این اصل مهم آماده نموده ام، با شما صحبت کنم و به همه افرادی که منتظرند تا تصمیم یک فرد، دولت یا یک اتفاق، اوضاع آنها را مشخص نماید بگویم :

وقتی یک تصمیم و اتفاق یکسان، مثل بالا یا پایین آمدن ارزش دلار، برای برخی از افراد همین جامعه، نعمت می شود و برای برخی ها نگرانی و مشکل، نشانه ایست که می گوید، قوانین و اصول دیگری در کار است که زندگی ما را رقم می زند.  خداوند خواسته تا تمام اتفاقات زندگی ما در دست باورهای مان باشد، نه تصمیمات دیگران.

به اندازه ای که می توانی این قانون را باور و خداوند را برای خود کافی بدانیم، به سمت دریافت آن نعمت ها هدایت می شویم.

به اندازه ای الهامات را دریافت می کنیم  که به وسیله نگاه توحیدی، از عهده کنترل نجواهای ذهنمان بر آییم. نجواهایی که می گوید اوضاع بازار خراب است. همه چیز در دست ترامپ است، وضعیت کسب و کارت در دست نرخ دلار است و …

اما اگر درک کنیم که خداوند قدرت کنترل ذهن مان را به ما داده و می توانیم با ایجاد باورهای قدرتمند کننده، زندگی خود را آنگونه که می خواهیم خلق کنیم، فارغ از اینکه اوضاع و شرایط اقتصادی مملکت چیست یا دولت ها قصد چه تصمیماتی دارند، در هر صورت، همه آن شرایط ، برای ما فقط رحمت خواهد بود.

این یعنی توحید عملی. یعنی فقط خداوند و قوانینش را کافی دانستن. یعنی در مسیر ساختن جهان بینی توحیدی بودن. 

به اندازه ای که از عهده کنترل نجواهای ذهنت بر می آیی و سعی می کنی به جای نگران بودن درباره تصمیمات افراد، دولت ها و شرایط، باورهای هماهنگ با قوانین خداوند را بسازی و با خداوند هماهنگ شوی، جهان بینی ات توحیدی می شود و به اندازه ای که جهان بینی ات توحیدی می شود، آرامشی وارد زندگی ات می شود که تو را به سمت نعمت ها و ثروت ها هدایت می کند. به گونه ای که، دیگر نیازی نیست نگران تصمیمات آدمها، دولت ها یا شرایط اقتصادی و … باشی

هدف همین باور است که: هماهنگی با خداوند و قوانینش برایم کافی است.

دلیل تاکیدم بر  ایجاد جهان بینی توحیدی، این است که با تمام وجودم نقش مهم توحید عملی را در تک تک تجربه های زندگی ام، درک کرده ام. به یقین رسیده ام  که تنها راه در دست گرفتن قدرت کنترل زندگی مان، ایجاد جهان بینی توحیدی است. میزان رضایت ما از همه جنبه های زندگی مان، به اندازه توانایی مان در اجرای توحید عملی است.

تفاوت زندگی با نگاه جهان بینی توحیدی و بدون این نگاه،

تفاوت ثروت است با فقر

سلامتی است با بیماری

عشق است با نفرت

این قانونش است و ماموریت این دوره، مهارت اجرای توحید عملی در تمام جنبه های زندگی است. اگر فقط همین توانایی را ایجاد نمایی، آنوقت هدایت خداوند را در مسیر دریافت می کنی. حسی از درون به شما می گوید که چه زمانی چه تصمیمی بگیری، چه ملکی بخری، چه نیرویی را استخدام یا اخراج نمایی.

در یک کلام همواره در زمان مناسب در مکان مناسب قرار می گیری که نتیجه اش تجربه خواسته هایت است.

به همین دلیل افرادی که به تصویر کشیدن چگونگی تمرکز بر نکات مثبت، چگونگی کنترل ذهن و چگونگی اجرای توحید عملی در هر لحظه است، وارد مدار بالاتری می شوند و  به اندازه ای که متعهد بر اجرای شیوه این دوره می شوند، زندگی شان با کیفیت تر می شود. یعنی به همان میزان:

از محله شان، به محله ای با کیفیت تر، نقل مکان می کنند

وارد روابطی با کیفیت تر می شوند

وضعیت سلامتی شان بهتر می شود

وضعیت کسب و کار و مشتری های شان با کیفیت تر می شوند. حتی به کشورهای باکیفیت تری هدایت می شوند.


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

ضرورت بازنگری در اخباری که می دهید

بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد:

 

حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از همه استانداردهای بین المللی برخوردار بود. این زندان همه امکاناتی که باید یک زندان طبق قوانین بین المللی برای رفاه زندانیان داشته باشد را دارا بود.

 

این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود و حتی امکان فرار نیز تا حدی وجود داشت.

 

آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد.

 

در آن از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد، اما...

 

اما بیشترین آمار مرگ زندانیان

در این اردوگاه گزارش شده بود.  

 

عجیب اینکه زندانیان به مرگ طبیعی میمردند.

 

با این که حتی امکانات فرار وجود داشت اما زندانیان فرار نمیکردند. 

 

بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند. 

 

آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خودشان و نسبت به هموطنان خودشان که مافوق آنها بودند رعایت نمیکردند،

 

و در عوض عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.

 

دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:

 

در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بود را به دست زندانیان میرساندند و نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشد.

 

هر روز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خودخیانت کرده اند، یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکردند را تعریف کنند.

 

هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت.

اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود و معلوم شده بود خلافی کرده هیچ نوع تنبیهی نمیشد.

 

در این شرایط همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند.

 

تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است، چرا که با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین میرفت.

 

با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند.

 

با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت.

 

و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.

این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود.


⭐️⭐️نتیجه :


اگر این روزها فقط خبرهای بد میشنویم، اگر هیچکدام به فکر عزت نفس مان نیستیم و اگر همگی در فکر زدن پنبه همدیگر هستیم،

به سندرم «شکنجه خاموش» مبتلا شده ایم.

 

این روزها همه خبرهای بد را فقط به گوشمان میرسانند و ما هم استقبال میکنیم ...

دلار گران شده ...

طلا گران شده ...

کار نیست ...

مدرسه ای آتش گرفت ...

زورگیری در ملاءعام...

 

این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس ما نیست!

شما چطور فکر میکنید؟ ... 

ما ایرانیها دزدیم! ...

ما ایرانیها همه کارهایمان اشتباه است.

ما ایرانیها هیچی نیستیم!

ما ایرانی ها از زیر کار درمیرویم!

ما هیچ پیشرفتی نکردیم!

ما ایرانیها هیچ هنری نداریم!

ما ایرانیها آدمِ حسابی نداریم!

ما ایرانیها هر عیبی که یک انسان میتواند داشته باشد داریم!

 

توی همین محیطای مجازی چقدر با دلیل و بی دلیل به خودمان بد میگوییم و لذت میبریم.

به خودمان فحش میدهیم و کیف می کنیم و میخندیم.

 

اقوام مختلف ایرانی را مسخره می کنیم و همه با هم کل ایران را !

 

بزرگان علمی، هنری، ادبی و دینی کشور خودمان را وسیله خنده و تفریح کرده ایم و هیچکس هم نباید فکر کند اینها نقشه است.


این روزها همه در فکر زیرآب زدن بقیه هستند، شما چطور؟


این روزها همه احساس می کنند در زندانی بدون دیوار دوران بی پایان محکومیت خود را می گذرانند، شما چطور؟


این روزها همه شبیه زندانیان جنگ آمریکا و کره منتظر مرگ خاموش هستند٬ شما چطور؟


بیاییم از خواندن و شنیدن اخبار منفی‌‌ فاصله  بگیریم و تا میتوانیم به خود و اطرافیانمان امید بدهیم، احترام بگذاریم و در هرشرایطی شاد زندگی کنیم. 

 

⭐️با انتشار این مطلب در حفظ و ارتقاء سطح بهداشت روانی جامعه سهیم باشیم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر

یکی از مهمترین شاخصه های سرمایه گذاری میزان کنترل بر بازار مورد سرمایه گذاری است

یکی از مهمترین شاخصه های سرمایه گذاری  میزان کنترل بر بازار مورد سرمایه گذاری است. کیوساکی در کتاب هوش مالی خود در نظر گرفتن این شاخص را توصیه می کند.

منظور از کنترل بر سرمایه گذاری این است که  بر عوامل رشد یا کاهش مورد سرمایه گذاری اشراف اطلاعاتی وجود داشته باشد و سناریوهای مختلف برای شرایط متفاوت بازار در نظر گرفته شود.  این موضوع مهم  توسط  اغلب افراد نادیده گرفته می شود و آنها  بدون اشراف اطلاعاتی در بازارهای مختلف سرمایه گذاری کرده و ضرر می کنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بهرام پیشگیر