بهرام پیشگیر

گردشگری/ تاریخی/ جاذبه های گردشگری/خاطرات/حوادث و رویدادها

بهرام پیشگیر

گردشگری/ تاریخی/ جاذبه های گردشگری/خاطرات/حوادث و رویدادها

این سایت به مطالب گردشگری ، تاریخی ، جاذبه های گردشگری ایران ، خاطرات و حوادث و رویدادها به مناسبتهای مختلف می پردازد.
دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
کلمات کلیدی

#بهرام پیشگیر# خاندان سهل#دیوانسالاری#

#Tourism#

#بهرام پیشگیر#پل طبیعت#تهران#گردشگری#

#History of Iran#

#ایرانگردی#

#خاطرات#پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی#

#گردشگری#توریسم#محیط زیست#

#درگذشت#دکتر صادق آیینه وند#

#بهرام پیشگیر#دکتر رضا شعبانی#

#اروپا#کاروانسراها#صادرات#

#شاه عباس#ارامنه#اصفهان#اقتصاد#

#سرمایه گذاری#خرید سکه#خرید طلا#خرید سهام#

#سرمایه گذاری#ایران#بانکها#ارز#خرید سکه#بازار مسکن#خرید سهام#

#گیلان#سنگر#رشت#لاهیجان#

#سورنا پیشگیر#

#سیاست اقتصادی#

#بهرام پیشگیر#یخاب طبس#گردشگری#

#تاریخ اسلام#

#بزرگداشتها#اساتید#دانشگاه شهید بهشتی#

#خاطرات#مشروطیت#منصوره اتحادیه# نظام مافی#

#خلافت عباسی#فضل بن سهل#خاندان سهل#برمکیان#

#احد عظیم زاده#موفقیت#

@#

# شاهرخ ظهیری# صنایع غذایی#

#کریم باقری#مهدی مهدوی کیا#

#قلعه نویی#فرهاد مجیدی#جواد نکونام#

#فوتبالیست#علی دایی#خداداد عزیزی#علی کریمی#

#حامد کاویانپور#

#میلیارد#برنامه ریزی#

#دیجی کالا#خرید و فروش اینترنتی#

 هنگامی که در دانشگاه شهید بهشتی ( سالهای 1372-1370 )   در مقطع لیسانس درس می خوندم  مبانی تاریخ اجتماعی ایران را با جناب آقای دکتر رضا شعبانی داشتیم. استاد دکتر شعبانی در کلاس طوری درس می دادند که درس زندگی بود یعنی اینکه گویی تاریخ زنده هست و اکنون نیز در گذار است و مطالبی که استاد می گفتند صرفا مطالب حفظی نبود . زمانی که ما خواستار ارایه مطالب بودیم و بر این کار اصرار داشتیم که برای امتحان چه بخونیم چون بنظرمون مطالب استاد گویا چیزی نبود که رنگ و بوی امتحانی داشته باشد. استاد ضمن بیان پیشنیه تدریس در دانشگاه های انگلیس ( کمبریج ) مطالبی هرچند اندک در مورد مسایل اجتماعی و تاریخی ایران بیان داشتند و فرمودند که نگران امتحان نباشند. از اونجا فهمیدم که استاد می خواهند درس زندگی به ما بدهند نه مطالبی که در ذهن انبار شده و اندکی بعد فراموش شوند. یادم هست بیشتر به خاطرات و زندگی واقعی تاکید داشتند ، مثلا اینکه که در این که در انگلیس مرسوم است که اگر هوا خوب بود حتما چتر با خودتون ببرید و اگر بارانی بود خود دانید. همیشه در رفتار استاد یک رفتار وجیه و سنگین نمودار بود و به همه با دیده احترام و تکریم برخورد می کردند و این رفتار سبب شده بود که استاد شعبانی در روابط عمومی بسیار موفق باشند . اما من استاد را بیشتر بعد از قبولی در فوق لیسانس شناختم موقعی که دانشجوی فوق لیسانس بودم و به دنبال کار می گشتم ، مطابق معمول به استادم عرض کردم فرمودند من فلان روز در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات هستم بعدظهر فلان روز بیایید تا صحبت کنیم.

وقتی به دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات و گروه تاریخ آن ، که اون زمان در قلهک قرار داشت رفتم و  وارد دفتر جناب آقای دکتر شعبانی شدم دیدم یک شخص بسیار وجیه ، وزین ، آراسته با چهره ای نورانی نزد جناب آقای دکتر شعبانی هستند دکتر شعبانی ضمن سلام و علیک با بنده رو به اون شخص کردند و فرموند جناب آقای دکتر آیا توی موسسه تاریخ معاصر کاری برای آقای پیشگیر دارید. دکتر هم فرمودند فلان روز بیان موسسه تا ببینیم چکار میشه کرد.

بعدا فهمیدم که این شخص کسی جز جناب آقای عبدالحسین نوایی نبود . خلاصه بعد از این موضوع بابی برای آشنایی با جناب آقای دکتر نوایی شد هرچند من اندکی به صورت کار دانشجویی در موسسه تاریخ معاصر کار نکردم ولی خاطرات زیادی برای من به همراه داشت که همچنان در ذهنم با وجود سالها که از آن زمان سپری شده است ، حک شده و باقی خواهد ماند.

یکبار دیگر  برای کار خدمت جناب آقای شعبانی که در نشر تاریخ رسیدم که اینبار نیز این مرد بزرگ و استاد عزیز بعد از احوال پرسی گرم بنده را خدمت آقای دکتر کیانی معاون محترم سازمان اسناد و کتابخانه ملی معرفی کردند . ایشان پشت کارت که مربوط به خودشان بود توصیه کردند که تا جایی که ممکن است کاری کنند که مشغول بشوم و به این موضوع را به زبان و مثلی لری اعلام داشتند که موجب تبسم جناب آقای دکتر کیانی شد و دکتر کیانی نیز قول مساعد دادند و بنده را خدمت معاون اداری مالی سازمان جناب آقای احمدی معرفی کردند و تشکیل پرونده دادم هرچند که قسمت نشد در آن سازمان مشغول بشوم و تقدیر بر جای دیگری قرار گرفته بود. حتی جناب آقای دکتر شعبانی فرمودند اگر اونجا هم نشد بازم بیایید تا جای دیگه معرفی کنم .این مرد بزرگ و استاد موفق ، درس زندگی را به ما یا دادند نه اینکه مطالبی که در ذهن انبار کرده و سپس از یاد ببریم.




بهرام پیشگیر

صدای استاد

امسال مطابق هر سال به مناسبت عید نوروز و آغاز سال جدید پیام تبریک برای همه دوستانی که شماره اونها را داشتم فرستادم که برخی بلافاصله و برخی در فواصل بعد به صورت پیام پاسخ تبریک اینجانب را دادند . یک روز که به آریشگاه رفته بودم دیدم تلفن همراهم زنگ می خورد  گوشی را که برداشتم دیدم صدای استاد عزیزم جناب آقای دکتر خلعتبری  را شنیدیم که تلفن زده بودند و در پاسخ به پیام این حقیر به پیام اکتفا نکرده بودندو فرموند از اینکه صدای حقیر رو می شنوند خوشحالند بنده نیز بسیار خوشحال شدم این موضوع را به جناب آقای دکتر حاجی بابایی دوست عزیزم در دانشگاه اراک گفتم و از بزرگ منشی استاد گفتم  فرمودند: که ایشان بزرگ زاده اند به این خاطر خودشون را نمی گیرند و مغرور نیستند. 

بهرام پیشگیر

بهرام پیشگیر

استاد نگین یاوری یکی از موثرترین اساتیدی بود که من داشته ام در سال ۱۳۷۲ هنگامی که از دانشگاه اصفهان به تهران آمدم با استاد اشنا شدم و این یک افتخار برای اینجانب است. وی نه تنها یک استاد بلکه به عنوان یک خواهر خوب من متن های انگلیسی مربوط به مقالات بروز را برای من ترجمه کردند ، کاری که کمتر کسی به عنوان یک استاد انجام می دهد. اما این دولت اگر چه خوش درخشید ولی دولتی مستعجل بود و بعد ایشان راهی امریکا شدند انشالله هرجا که هستند موفق باشند.

بهرام پیشگیر


نام: احد عظیم‌زاده


موقعیت: بزرگ‌ترین تولیدکننده و صادرکننده فرش دستباف کشور

متولد: 1336، روستای اسفنجان ـ اسکو





من احد عظیم‌زاده هستم. در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسکو متولد شدم. هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم و یتیم شدم. امکانات مالی‌مان اجازه نمی‌داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالیبافی کنم. تا 13 سالگی روزها قالی می‌بافتم و شب‌ها درس می‌خواندم. چاره‌ای نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمی‌داد. خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در سال 2بار بیشتر نمی‌توانستیم برنج بخوریم. یک بار روز 21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم. کارم را با به دوش کشیدن پشتی و قالی‌های کوچک و بردن آن از اسفنجان یا اسکو برای فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام از آنها یک یا دو تومان (نه هزار یا 2هزار تومان) سود می‌کردم. پنج سال اینچنین سخت کار کردم. بسیار دشوار بود. اما پشتکار و اعتقاد به هدف با توکل به خدا تحمل سختی‌ها را آسان می‌کرد. در 18 سالگی توانستم 20 هزار تومان پس‌انداز کنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا این‌که مجبور به ترک تحصیل شدم.

غصه یتیمی چون باری سنگین به دوشم بود. (بغض می‌کند) یتیم هیچ‌کس را ندارد. کارمند، کارگر، بانکی، کاسب و هرکس دیگری شب که به خانه‌اش می‌رود دستی به سر و روی بچه‌اش می‌کشد. اما یتیم این محبت بزرگ را ندارد. شب‌ها، شب‌های جمعه پاهایش را در بغل می‌گیرد و به انتظار می‌نشیند. در انتظار آن کس که دستی به سرش بکشد...

در این فکر بودم که سرمایه‌ام را افزایش بدهم تا بتوانم کاری بکنم. می‌خواستم یک کارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او 20 هزار تومان قرض کردم و 60 هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایه‌ام شد 100 هزار تومان یعنی به اندازه یک تراول صد تومانی امروزی. وقتی این پول دستم آمد تازه به فکر افتادم که چه بکنم. چه ایده جدیدی داشته باشم؟ ماه‌ها فکر کردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا 2 سال به هیچ ایرانی پاسپورت نمی‌دادند. در این مدت فکر کردم و فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که با صادرات کارم را شروع کنم. اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مرکز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در یک مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالن‌ها و انبارهای فرش آنجا سرزدم و با سلیقه‌ها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس می‌روند. ویزای 15 روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم. زبان هم نمی‌دانستم. در یک هتل با تاجری آشنا شدم و او ایده اصلی را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمی‌شد و کیفیت تولید فرش و رنگ‌بندی‌ها هم مناسب نبود. چای و قهوه‌ام را خوردم و همان روز به ایران برگشتم. به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره کردم. دستگاه خریدم، با 10 درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسک‌پذیر باشد و من هم ریسک کردم. با دست خالی و از هیچ. شروع به بافتن فرش گرد کردم و چند نمونه که بیرون آمد سر و کله تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور می‌کنید یا نه؟ در اولین معامله 6.5 میلیون تومان نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چک دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایه 100 هزار تومانی من که 80 هزار تومانش قرض بود در کارخانه اجاره‌ای اینچنین سودی نصیب من کرده بود، در اولین قدم... کسب و کارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها آغاز کردم. بسیار سفر کردم و ایده‌های جدید دادم. از موزه‌های فرش کشورها بازدید می‌کردم و از طرح‌ها اقتباس یا از آنها عکس می‌گرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طرح‌ها، ایده‌های نو بیرون می‌دادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم. اصول کار خودم را پیدا کردم. من شریک ندارم. هیچ‌گاه نداشته‌ام و نخواهم داشت. اگر شریک خوب بود، خدا برای خودش شریک می‌گذاشت. اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر که می‌خواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی که جلوی تیمسار خبردار می‌ایستد، با احترام می‌ایستم. اتکای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفکر و پشتکار و ریسک‌پذیری خودم است. بسیار ریسک می‌کنم، بسیار. کمی بعد در بازدید از هتل‌های معروف جهان تصمیم گرفتم وارد کار ساخت بزرگ‌ترین پروژه هتل کشور شوم. تاکنون 180 میلیارد تومان در این پروژه سرمایه‌گذاری کرده‌ام. تمام مصالح این پروژه خارجی و بهترین است. سنگ برزیل، شیشه بلژیک، دستگیره در انگلیس و تاسیسات آلمانی است. کابین چهار آسانسور نیز از طلای 18 عیار است. این هتل 340 واحد مسکونی در 25 طبقه، هفت طبقه سالن ورزشی، 34 طبقه هتل، 7 رستوران روی دریاچه، 10 هزار متر شهر آبی، 70 هزار متر زمین آمفی‌تئاتر، 90 هزار متر زمین گلف و 2 باند هلیکوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازی این پروژه با فرانسوی‌ها 9 میلیون دلار (9 میلیارد تومان)‌ است. این پروژه آبروی کشور است و من با افتخار روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌ام. من ایران را دوست دارم. بروید بگردید حتی یک دلار و ریال در خارج کشور ندارم و سرمایه‌گذاری یا ذخیره نکرده‌ام....

می‌پرسید چه احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر مرا ارضا نمی‌کند. هدف من کارآفرینی است. تنها در پروژه آن هتل 600 نفر به طور مستقیم کار می‌کنند. من 2 بار برنده تندیس الماس بزرگ‌ترین بیزینس‌من جهان شدم و بزرگ‌ترین صادرکننده فرش کشور هستم. اما می‌دانید بزرگ‌ترین افتخار من چیست؟ یتیم‌نوازی. افتخار می‌کنم 2 سال خیر نمونه کشور شدم. افتخار می‌کنم جزو 100 کارآفرین برتر کشور هستم. دوست دارم اشتغالزایی کنم. دوست دارم سفره مرتضی علی باز کنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است. هم‌اکنون 1070 بچه یتیم را زیر پوشش دارم و با خودم پیمان بستم تا عمر دارم هر سال 100 بچه به آنها اضافه کنم. وصیت کرده‌ام وقتی مردم تا 10 سال بعد از عمرم هر سال 100 بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتیم‌ها را از محل ارثم بپردازند. بعد از 10 سال هم اگر بازماندگانم لیاقت داشتند، راه من را ادامه می‌دهند. سفره که می‌اندازیم برای یتیم‌ها و می‌آیند و غذا می‌خورند، کیف می‌کنم. گریه می‌کنم و حال می‌کنم. این گونه ارضا می‌شوم. در یک مراسمی بچه‌ها دورم جمع شده بودند و هر کس چیزی می‌خواست. در این میان دختربچه‌ای به من نزدیک شد و به جای آن که چیزی بخواهد، فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بیایند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من است. روی پایم نشست و بابایی صدایم کرد. من به هر دخترم 50 میلیون تومان جهاز دادم و مقرر کردم به این یکی 100 میلیون تومان جهاز بدهند. این دست خداست که مهر این دختر را به دل من انداخت. یتیمی سخت است. بهترین ساعات عمر من زمانی است که در خدمت یتیمان هستم. پول را برای چه می‌خواهیم؟ خدا به ما داده و ما هم باید به بقیه بدهیم. ما وسیله هستیم. باید بخشید و بی‌منت و زیاد بخشید. این توصیه من به همکارانم است. من از زیر صفر شروع کردم. توصیه من به جوانان این است که منطقی فکر کنند. این گونه نبوده که شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاک خوردم و رنج کشیدم و آثار این رنج هنوز در من هست. امیدشان به خدا و فکر و بازوی خودشان باشد. درستکار باشند و تلاش و تلاش و تلاش کنند. این فرمول من است.

بهرام پیشگیر

نام: شاهرخ ظهیری


موقعیت: پیشکسوت صنعت غذایی کشور و مبدع سس مایونز در کشور

تولد: ملایر

من شاهرخ ظهیری هستم. من در خانواده‌ای متوسط در ملایر زندگی می‌کردم و شغل پدرم کشاورزی بود. در اصلاحات ارضی شاه معدوم بیشتر دارایی پدرم از دست رفت و او مجبور به استخدام در دارایی قم شد به عنوان رئیس. پدرم خیلی زود فوت کرد و من به عنوان پسر ارشد مسوول اداره خانواده شدم، لذا تحصیلاتم در این مقطع تا دیپلم (پنجم دبیرستان آن زمان)‌ ناتمام ماند و ناچار به استخدام فرهنگ درآمدم و معلم شدم. بعدها همزمان با معلمی وارد دانشگاه هم شدم و لیسانس حقوق قضایی گرفتم و از معلمی به دبیری ارتقا رتبه دادم؛ اما این کار از نظر درآمدی و ذهنی و روحی مرا راضی نمی‌کرد. من فکرهای بزرگی در سر داشتم و استعداد خدادادی را در خودم کشف کرده بودم. بنابراین فکر کردم در کنار تدریس، کار دیگری را نیز شروع کنم، لذا تحصیلدار یک کارخانه پارچه‌بافی شدم. صبح‌ها در آنجا کار می‌کردم و عصرها در دبیرستان درس می‌دادم. کم‌کم به لحاظ صداقتی که داشتم و در کار بازاریابی و فروش خبره بودم، مورد توجه صاحبان کارخانه قرار گرفتم و پس از این‌که کار کارخانه افزایش یافت و به رشته‌های دیگر چون واردات ماشین‌آلات کشید، به عنوان مدیر فروش از کف بازار به بالای شهر آمدم و آنجا هم به خاطر فروش بالایی که داشتم و صمیمانه کار می‌کردم و در بین سایر شرکت‌ها شناخته شدم. این نقطه ورود من به کار تجارت است. در آن زمان مهدی بوشهری شوهر اشرف، خواهر شاه معدوم به همراه اسدالله علم وزیر دربار و چند نفر دیگر گروهی تحت عنوان ماه داشتند که صاحب شرکت‌های متعدد در رشته‌های گوناگون بود. مانند ماه یار، مه‌کشت، ماه سال و غیره.

من مدیر شرکت مه‌کشت شدم که کار تجارت و واردات تراکتور و کمباین را داشت. کمی بعد به خاطر باند بازی‌های قدرت قرار شد بوشهری از شرکت خارج شده و اصولا شرکت به هم بخورد. کمی قبل از این ماجرا از من خواسته بودند کنار کارهای ساختمانی، نیروگاهی، برق و غیره در صنایع غذایی نیز وارد شویم و یک شرکت صنایع غذایی تاسیس کنیم. ما در فکر تاسیس بودیم و نام آن را نیز انتخاب کرده بودم که کارگروه ماه به هم خورد و بیرون آمدیم. سپس تصمیم گرفتم ایده تاسیس این شرکت را خودم دنبال کنم و همراه یک شریک دیگر در سال 1349 مهرام را با یک میلیون تومان سرمایه تاسیس کردم. واقعا به آن روزها که نگاه می‌کنم می‌بینم این موفقیت مرهون چه درس‌ها از بزرگان بازار و تجارت و چه سختی‌های طاقت‌فرسا و بویژه صحت فکر و عمل، صداقت و راستی، پشتکار و خلاقیت است.

بزرگ‌ترین خلاقیت من با مهرام تولید سس مایونز است. شاید باور نکنید اما آن زمان کسی نمی‌دانست مایونز چیست، چگونه خورده می‌شود و مصرفش برای چیست.

برای شروع کار مهرام مثلا ما سراغ تولید رب گوجه‌فرنگی که همگان می‌شناختند نرفتیم. ما خلاقیت ایجاد کردیم تا یک فرهنگ غذایی جدید در کشور درست شود تا جایی که هنگام جنگ تحمیلی سس مایونز بازار سیاه پیدا کرد! اوایل کار کسی اصلا سس مایونز را تحویل نمی‌گرفت و ما برای جا انداختن آن روش‌های جدید بازاریابی ابداع کردیم که یکی از آنها خرید کاذب بود. من 40 ـ 30 نفر از مرد و زن و بچه و پیرمرد را استخدام کرده بودم که بروند در مغازه‌ها و سس مایونز بخواهند و بخرند. خودم این سس‌ها را می‌خریدم و کارتن می‌کردم و دوباره به مغازه‌ها می‌دادم. در نتیجه 50 درصد تولید را خودم می‌خریدم و 50 درصد دیگر را مغازه‌دارها می‌فروختند بعد دیدم این کار کافی نیست. مغازه‌دار باید علاقه‌مند به فروش کالای من شود. آن زمان که کامپیوتر نبود. به ویزیتورهایم گفتم تاریخ تولد مغازه‌دارها را که اکثرا آذری‌زبان بودند بگیرند. براساس تاریخ تولد افراد کارت‌تبریک چاپ کردیم و با یک سبد گل برایشان می‌فرستادیم. بعد آنها تلفن می‌کردند می‌گفتند بابا ما خودمان هم یادمان نبود تولدمان کی است، دست شما درد نکند. به این ترتیب کم‌کم فروشمان زیاد شد. چون مغازه‌دار می‌گفت وقتی چنین شخص بامعرفتی برای من گل فرستاده و تولدم را تبریک گفته، باید جنس او را بفروشم؛ لذا به هر صورتی بود، سس مایونز را برای من تبلیغ و به مشتری‌اش توصیه می‌کرد. واقعا روزهای سخت، پرکار، پرهیجان و پرباری بود. تجربه‌ها آموختم. ما از ورشکستگی و بی‌چیزی شروع کردیم و از صفر بالا آمدیم؛ اما بدون حساب و کتاب نبود.

من درس‌ها گرفتم و این درس‌ها را به کار بستم. من صداقت و درستی را از کف بازار یاد گرفتم. یادم نمی‌رود. برای کارخانه پارچه درخشان یزد پنبه می‌خریدم. من به عنوان تحصیلدار کارخانه می‌رفتم تا پول پنبه را بدهم. پدر آقای لاجوردی (همان لاجوردی که گروه صنعتی بهشهر را تاسیس کردند) و برای اولین بار در کشور از پنبه روغن گرفتند، نزد ایشان بودم تا چک پنبه‌ها را بدهم. داشتم چای می‌خوردم که یکی از دلال‌هایی که برای ایشان کار می‌کرد، آمد و گفت حاج‌آقا من پنبه‌های دیروز را یک تومان گران‌تر فروختم و چک هم گرفتم. ایشان گفت کدام پنبه؟ دلال گفت همان پنبه‌ای که شما دیروز به حاج محسن‌آقا فروختید. ایشان گفت: آن را که فروختم. دلال گفت می‌دانم. اما چک آن را گرفتید؟ پول گرفتید؟ امضایی چیزی کردید؟ ایشان گفت: خیر. دلال پاسخ داد حاج‌آقا شما که فقط حرف زدید. اما من برایتان چک هم گرفتم. آقای لاجوردی گفت وقتی حرف می‌زنی، حرف یعنی چک، یعنی امضاء. یک تومان که ارزش ندارد. شما بگو صد میلیون تومان. نه! من قبلا آن را فروخته‌ام، برو پسش بده. حالا تصور کنید من یک جوان 24 ـ 23 ساله از ایشان چه یاد می‌گیرم. این‌گونه بود که من شروع به ترقی کردم.

طوری که در سال 75 که سهامی عام شدیم، حدود یک میلیارد و 500 میلیون تومان سود انباشته داشتیم و کامیون از خط تولید به محل فروش می‌رفت و در عین حال یک واحد ما به 7 کارخانه در کشور تبدیل شد و شدیم نخستین صنعت غذای ایران.تمام این موفقیت‌ها با دست و سرمایه خودم به دست آمد و صد البته دشواری‌ها. الان که به این موقعیت رسیده‌ام، صادقانه بگویم: «رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند». پول هیچ سعادتی نمی‌آورد دوست من. چند خواهی تن را برای پیرهن / تن رها کن تا نخواهی پیرهن. من یک میلیاردر بااصالت هستم. آنچه را که دارم، آبروست و حرمتی است که دارم، چون کلاه سر کسی نگذاشتم، مال کسی را نخوردم، تقلب نکردم و دروغی نگفتم. من ماهیت وجودی خودم را حفظ کردم، اما شک ندارم که هدفم از ابتدا پولدار شدن بود و این که از معلمی برای مادر، خواهر، برادر و خودم زندگی بسیار خوبی درست کنم که کردم . اما وقتی به قله پول رسیدم، دیدم اینجا خبر آنچنانی نیست و آنچه بر جای می‌ماند خوبی، پاکی و صداقت است که ثمره عمر من محسوب می‌شود، نه پول، نه پول و نه پول ... .

بهرام پیشگیر

کسب و کار ۱۰ فوتبالیست پولدار ایرانی آفتاب: فوتبالیست‌ها را باید قشری دانست که اصطلاحا «پولدارند»؛ افرادی که سردمدار آنها را باید علی دایی دانست. فردی که در کنار موفقیت‌های بزرگ فوتبال، حالا یکی از مردان بزرگ بیزینس است. در زیر اشاره‌ای می‌کنیم به ۱۰ فوتبالیست برتر ایران در حوزه کسب و کار.

افکارنیوز در ادامه نوشت: موضوع کسب و کار و فعالیت‌های اقتصادی، فرآیندی است که اصلا نیاز نیست یک فرد تخصصی در این حوزه داشته باشد یا به این فکر کند که می‌تواند فرد توانمندی باشد یا خیر. در بازی اقتصاد و کسب و کار، پول و سرمایه حرف اول را می‌زند. به عبارتی پول و سرمایه که باشد، با کمی تکیه بر فکر و تجربه دیگران می‌توان فردی موفق بود.

کسی که اگر کمی هم شهرت پشت‌سر داشته باشد، مسیر موفقیت را با سرعتی ورای تصور خواهد پیمود. فوتبالیست‌ها اتفاقا از همین دست افراد موفق هستند. به طور عامیانه فوتبالیست‌ها را باید قشری دانست که اصطلاحا «پولدارند»؛ افرادی که از نگاه همگان غم آب و نان ندارند.

اما این دلیل نمی‌شود آنها به قراردادهای چند صد میلیونی فوتبال بسنده کنند و به فکر این نباشند که سرمایه‌های خود را – که اتفاقا کم هم نیست – در کارهای دیگر به کار نگیرند. این قشر که کم تعداد هم نیستند، از چند سال پیش و در پی بالا رفتن دستمزد بازیکنان فوتبال، یکی پس از دیگری پا در فضای کسب و کار گذاشتند.

افرادی که سردمدار آنها را باید علی دایی دانست. فردی که در کنار موفقیت‌های بزرگ فوتبال، حالا یکی از مردان بزرگ بیزینس است. در زیر اشاره‌ای می‌کنیم به ۱۰ فوتبالیست برتر ایران در حوزه کسب و کار.


۱- علی دایی، آقای پولدار فوتبال ایران

علی دایی آن روز که از اردبیل راه تهران را برای ادامه تحصیل در پیش گرفت، شاید فکر نمی‌کرد روزی آنقدر پولدار شود که مهمترین رکن زندگی در دنیای مدرن امروز، برایش در اولویت چندم قرار بگیرد. دایی را باید مرد شماره یک اقتصاد فوتبال و حتی ورزش ایران دانست. او که از کنار فوتبال به همه جا رسید و همه نیازهای مالی خود و اطرافیان نزدیکش را مرتفع کرد، این روزها علاوه بر عضویت در اتاق بازرگانی تهران، به عنوان یک تاجر جوان همچنان به دنبال ساخت یک شهرک توریستی در اطراف چالوس است.

آقای گل فوتبال جهان علاوه بر مالکیت چندین فروشگاه و گالری کفش و لباس در مراکز خرید یوسف آباد، منیریه، میدان محسنی و میلاد نور، نمایندگی انحصاری محصولات آدیداس و نایک را هم در ایران دارد و در کنار اینها یک کمپانی تولید البسه ورزشی را هم از چند سال پیش با نام و برند خود ایجاد کرده و پوشاک ورزشی بسیاری از باشگاه‌ها را تولید می‌کند.

دایی البته در کنار تمام تلاش‌هایش در حوزه کسب و کار در تمام این سال‌ها هیچ گاه از فوتبال فاصله نگرفته و بعد از کنار گذاشته شدن از پرسپولیس، دو فصل است هدایت تیم فوتبال راه آهن را برعهده دارد. حرفه‌ای که دایی در آن هم مثل حوزه اقتصاد، تحصیل و بازی فوتبال موفق بوده و قراردادهای کلانی به واسطه جاذبه شخصی و جایگاهش منعقد می‌کند. ناگفته نماند در کنار همه اینها دایی دستی هم در کارهای خیر دارد.


۲- خداداد عزیزی، مرد پرحاشیه اما موفق

چهره پر دردسر، جنجالی، پرحاشیه اما با نمک دهه ۷۰ و ۸۰ فوتبال ایران را هم باید یکی از مردان موفق در حوزه کسب و کار و فعالیت‌های اقتصادی دانست. او که به لطف درخشش در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۹۸ و ثبت حماسه ملبورن به اسطوره فراموش نشدنی ما ایرانی‌ها بدل شد و بلافاصله راه فوتبال اروپا و کشور آلمان را در پیش گرفت، پس از پایان دوران حرفه‌ای فوتبال، اگرچه یکی از مربیان خاص و پرحاشیه اما کم اثر فوتبال کشور هم به شمار می‌رود، در طول همه این سال‌ها نشان داده است که شم اقتصادی خوبی دارد و بسیار با مهارت فکرش را در این مسیر به کار گرفته است. او ابتدای فعالیت اقتصادی خود را با سرمایه‌گذاری در حوزه پوشاک ورزشی آغاز کرد و همراه با مجید ساعدی‌فر کمپانی تولید پوشاک «مجید» را که معروفترین برند داخلی است، راه اندازی کرد.

خداداد اما خیلی زود به این نتیجه رسید که سرمایه‌گذاری در حوزه پوشاک وقت تلف کردن است و سرمایه‌اش را در بخش‌های دیگری به کار گرفت. از معاملات املاک تا ساختمان‌سازی و این اواخر هم واردات قطعات خودروهای خارجی. او البته این روزها بخشی از سرمایه خود را به دبی برده و یک شرکت تولید قطعات یدکی خودرو هم در کشور سنگاپور احداث کرده است.

این شرکت به نظر می‌رسد درآمد بسیاری برای حماسه ساز ملبورن دارد و او را راضی نگه داشته است. خداداد اخیرا و بعد از یک دوره حضور در باشگاه ابومسلم به عنوان مدیر فنی، فعالیت خاصی در حوزه فوتبال ندارد.


۳- علی کریمی، شماره هشت پولدار

شماره هشت تاریخی فوتبال ایران، سال‌ها قبل پیش از آنکه ردای جادوگری بر تن کند، در کرج مسافرکشی می‌کرد. او یک پیکان گوجه‌ای داشت. دورانی که به عنوان یک پدیده در فتح تهران بازی می‌کرد. او وقتی که به پرسپولیس هم پیوست، قبل و بعد از تمرین با ماشین خود کار می‌کرد تا خرج خود را دربیاورد. از آن روز که فوتبال و زندگی روی خوشش را به علی کریمی نشان داد، توانست به اندوخته‌های مالی بسیار دست یابد.

حضور چند ساله در سطح اول فوتبال دنیا و مهمتر از آن، عقد قراردادهای میلیاردی با تیم‌های عربی حوزه خلیج فارس، رفته رفته از علی کریمی مردی پولدار و اقتصادی ساخت. او جدا از تمام موفقیت‌های ریز و درشتش در فوتبال و البته منهای تمام محبوبیتی که در این حوزه برای خود به دست آورد، در حوزه کسب و کار هم مردی است که توانایی زیادی دارد.

کریمی فعالیت خود را در فضای اقتصادی و کسب و کار از شراکت با حامد کاویانپور در بحث ساخت و ساز آغاز کرد ولی در ادامه به تیم دو نفره خداد و مجید ساعدی‌فر در شرکت پوشاک «مجید» پیوست و سرمایه‌گذاری در این حوزه را آغاز کرد و امروز هم به تنهایی ساخت و ساز ساختمان را در دستور کار دارد. کریمی اخیرا ویلایی در منطقه خوش آب و هوای لواسان ساخته که چند میلیارد هزینه روی دستش گذاشته است. کریمی هم مثل علی دایی، اهل بذل و بخشش بین فقرا و ایتام است.


۴- کریم باقری، علاقه مند به فرش و کامیون

کریم باقری هم از جمله تبریزی‌های محبوب فوتبال ایران، علی‌الخصوص باشگاه پرسپولیس است. کریم باقری از جمله آخرین نفرات نسل طلایی فوتبال ایران بود که اتفاقا در همان دوره ترانسفر دایی و خداداد، او نیز در سطح اول فوتبال آلمان و باشگاه آرمینیا بیلیفلد توپ می‌زد. «آقا کریم» هواداران پرسپولیس، برخلاف دایی و خداداد که بعد از پایان دوران حرفه‌ای فوتبالشان راه بازار کسب و کار را در پیش گرفتند، در همان دوران فوتبالی‌اش از آنجا که علاقه بسیاری به «ولوهای زردرنگ» سوئدی داشت، با کمک پدرش هر چه پول داشت در همین راه هزینه کرد و چند دستگاه از همین کامیون‌ها خرید. کریم باقری به همراه پدر همسرش هم یکی از تجار معروف فرش ایران و تبریز در دنیای فرش است.

تجارتی که به نظر سود بسیاری برای مرد کم حاشیه فوتبال ایران داشته و او به منابع مالی بسیاری از این راه رسیده است. باقری این روزها از دور و نزدیک با باشگاه پرسپولیس همکاری می‌کند.


۵- مهدی مهدوی کیا، ملاک بزرگ

مهدی مهدوی کیا از آن دست بازیکنانی است که به واسطه حضور قریب به یک دهه‌ای در فوتبال آلمان، سرمایه بسیاری کسب کرده است. او که به واسطه سال‌ها حضور در تیم فوتبال‌ هامبورگ، امروز به یکی از اسطوره‌های این باشگاه متمول و بزرگ آلمانی بدل شده است، در فضای اقتصاد و کسب و کار علاقه زیادی به ملک دارد و تقریبا همه داشته‌های مالی‌اش را در مسیر خرید املاک، آن هم در آلمان و تهران به کار گرفته است.

موشک سال‌های گذشته‌ هامبورگ، اگرچه این روزها کم فروغ‌تر از همیشه از جمله کاپیتانان پرسپولیس به شمار می‌رود، اخیرا سرمایه‌گذاری در بخش صادرات و واردات را نیز آغاز کرده و حتی علاقه زیادی به زمین‌های کشاورزی پدرش در یکی از روستاهای اراک دارد.


۶- قلعه نویی، مرد شیک پسند فوتبال

ژنرال استقلالی‌ها آنقدر درگیر مربیگری در لیگ برتر است که کمتر فرصت رسیدن به امور دیگر را دارد. او که همیشه مدعی است بزرگترین قرارداد مالی تاریخ فوتبال ایران را به خاطر استقلال رد کرده، بیشترین درآمدش از محل مربیگری در لیگ برتر است. او که حالا به عنوان پرافتخارترین مربی فوتبال ایران سالانه مبالغ بسیاری از باشگاه‌های لیگ برتر می‌گیرد، در کنار فعالیت در حوزه فوتبال، بخشی از سرمایه بسیار زیاد خود را صرف خرید یک مبل فروشی در خیابان ولیعصر کرده است و البته بدش هم نمی‌آید در بازار ساخت و ساز سرمایه اش را به کار گیرد. در مورد ژنرال آبی‌ها شنیده می‌شود که او استخر و سونای پرطرفداری هم دارد.


۷- غلام پیروانی، کسب و کار با گاوداری

«شاغلام» برخلاف چهره و خلق و خوی سنتی‌اش، یکی از پولدارترین‌های فوتبالی به شمار می‌رود. ارث به جا مانده از خانواده پدری برای برادران پیروانی خوش یمن بود و در این بین فقط غلام بود که علاوه بر حضوری فعال در کار خرید و فروش زمین، شغل پدر را ادامه داد و گاوداری مدرنی را که یادگار پدرش بود، حفظ کرد و سرپا نگه داشت. البته به دلیل مشغله زیاد کاری، مدیریت این گاوداری را به عهده یکی از نزدیکانش گذاشته است و خود فقط گاهی به آنجا سر می‌زند تا خیالش از بابت تنها یادگار پدرش، راحت باشد.


۸- فرهاد مجیدی، سرمایه‌دار آبی‌ها

کاپیتان تازه به استقلال برگشته آبی‌ها هم که می‌توان نقش علی کریمی را در پرسپولیس، در استقلال به او داد، به واسطه سال‌ها حضور در فوتبال کشورهای حوزه خلیج فارس، سرمایه بسیاری جمع کرده و خود را از جمله مردان موفق اقتصادی فوتبال ایران می‌داند. مجیدی تقریبا همه داشته‌های مالی خود را در بخش ساختمان‌های دبی سرمایه‌گذاری کرده و یکی از مالکان بزرگ ساختمانی در این شهر تفریحی، اقتصادی است.


۹- جواد نکونام، مردی در بازار عطر

کاپیتان تیم ملی فوتبال و البته تیم استقلال، یکی از خوش پوش‌ترین چهره‌های فوتبالی است و شاید به همین دلیل است که به بازار عطر و ادکلن توجه زیادی دارد و حالا در واردات عطرهای خارجی یکی از فعالترین‌ها به شمار می‌آید. البته نکونام در کنار این تجارت شیک و البته پول‌ساز، با تنی چند از دوستان خودش تولیدی پوشاک و لوازم ورزشی هم تاسیس کرده است. نکونام از آخرین قرارداد خود با باشگاه اوساسونا، مبلغ زیادی دریافت کرد که در کنار آن علی فتح‌الله ‌زاده هم مبلغ زیادی برای حضور او در استقلال هزینه کرد.


۱۰- حامد کاویانپور، نمایشگاه دار اتومبیل

حامد کاویانپور؛ شاید جمع دارایی‌هایش یک چندم علی دایی و دیگران نباشد ولی این‌هافبک سابق ملی‌پوش تیم پرسپولیس، یک مدرسه فوتبال تاسیس کرده که همه امکانات و سهام آن متعلق به خودش است.

او در کنار آموزش فوتبال به نونهالان علاقه‌مند، علاقه بسیاری هم به بازار اتومبیل و علی‌الخصوص خودروهای گرانقیمت خارجی دارد. کاویانپور یک نمایشگاه بزرگ اتومبیل دارد که معمولا بازیکنانی نظیر علی کریمی و دیگران، ماشین‌های گرانقیمت خود را معمولا از طریق این بازیکن سابق پرسپولیس خریداری می‌کنند.

بهرام پیشگیر

رای ثروتمند شدن خیال پردازی کنید ، آرزو کنید ، اشتیاق داشته باشید.............

کلیف 1 :
مقدار دقیق پولی رو که میخواین ، در ذهن خودتون تعیین کنین. این کافی نیست که صرفا بگین '' من پ.ل فراوون میخوام "
راجع به مقدار پول قاطع باشید...
من ....................... پول میخواهم.
تکلیف 2 :
در ازای پولی که میخواین بدست بیارین ، چیزهایی رو که مایلید ببخشید ، به طور دقیق مشخص کنید.
من مایلم این چیزها را بدهم :
1- ..........
2- ..........
3- ..........
چرا این راه رو برای بخشیدن انتخاب میکنیم؟ برای مثال ، من همیشه دوست داشتم برای بچه ها ، بیخانمانها و نیازمندان کار کنم.این کار باعث میشه احساس کنم بخشی از جامعه هستم ، باعث میشه احساس کنم سخاوتمندم
ویا احساس کنم سخاوتمندم و یا احساس کنم که چیزی برای بخشیدن دارم.
تکلیف 3 :
یک موعد معین مشخص کنید ،زمانی که دوست دارید مقدار پول دلخواهتونو داشته باشید.
موعد قطعی من این است : ......................
تکلیف 4 :
یک طرح معین برای خواسته خود تهیه کنید و فورا دست به کار شوید، صرف نظر از اینکه آمادگی کافی دارید یا خیر ، اونو به اجرا در بیارین...
طرح عملیاتی من عبارتند از :
1 -.....................
2 -.....................
3 -.....................
تکلیف 5 :
یک شرح واضح از موارد یاد شده تهیه کنید ، به عنوان مثال :
من ......... تومان پول میخواهم و قصد دارم ......... را در عوض پولی که درخواست کردم ، بدهم. تصمیم دارم تا تاریخ
................. صاحب این پول شوم. طرح عملیاتی من عبارت است از :
1 -...................
2 -...................
3 -..................
تکلیف 6 :
بیانیه مکتوب خودتونو روزی 2 بار بخونید..... قبل از اینکه شب بخوابین و یکبار صبح پس از بلند شدن از خواب..
وقتی که اونو میخونین ، ببینین ، احساس کنین و باور داشته باشین که صاحب اون پول هستین...
باید بدونین که همه کسانی که ثروت کلان اندوخته اند ، ابتدا به میزان مشخصی خیال پردازی کردن ، امید داشتند، آرزو کردند ، اشتیاق داشتند ، برنامه ریزی کردند و سپس به ثروت دست یافتند....
ثروتمندیتونو آرزومندم دوستان ............
بهرام پیشگیر



مصاحبه با دو برادری که با (دیجی کالا) میلیاردر شدند ، می‌خواهیم آمازون ایران باشیم
ایده شکل گیری دیجی کالا حمید و سعید محمدی در سال ۱۳۸۴ هر دو عکاسی دیجیتال را پیگیری می‌کردند. بعد از جست و جو در اینترنت درباره دوربین‌ها، دوربین مورد نظر را از بازار جمهوری تهران خریداری کردند. اما بعد از چند روز پی بردند، لنز روی دوربین دست دوم و تعمیری است. این اتفاق ناخوشایند از تجربه خرید به شکل سنتی، که خیلی قابل اعتماد هم نبود، جرقه اولیه تاسیس شرکت دیجی کالا بود.

تاریخچه دیجی کالا مدیران این سایت از سال ۸۳ تصمیم به راه‌اندازی آن گرفته و در سال ۱۳۸۵ توسط حمید محمدی و سعید محمدی بنیانگذاری شد. پرسنل اولیه آن ۵ نفر بودند که تا اسفند ۱۳۹۲ به ۲۰۰ نفر افزایش پیدا کرد و طبق گفته مدیران تا پایان سال ۹۳ به ۷۰۰ نفر می‌رسد. این شرکت در سال ۹۱ پیشنهاد شراکت صندوق سرمایه‌گذاری سرآوا را پذیرفت. محمدی در مصاحبه‌ای در سال ۱۳۹۲ مدعی شد که دیجی‌کالا سهم بیش از ۸۵ درصدی از بازار خورده فروشی آنلاین ایران را در دست دارد. محیط کاری طبقه اول دفتر مرکزی که بخش خدمات و امور مشتریان نام دارد مدرن و پرنور طراحی شده است. در این بخش مراجعه کنندگان افرادی هستند که از ضمانت ۷ روزه دیجی کالا استفاده می‌کنند. در این بخش ۱۴ نفر هشت و نیم صبح تا پنج بعدازظهر مشغول به کار هستند و در روز حدود ۱۵ تا ۲۰ نفر مراجعه می‌کنند. در این بخش روی هر کدام از میزها یک رایانه قرار دارد تا در صورت نیاز نحوه دسترسی به خدمات آنلاین را به مشتری آموزش دهند. طبقه پنجم ساختمان مرکزی بخش تامین کالا است. به ادعای مدیر تامین شرکت دیجی‌کالا تمام محصولاتش را از توزیع‌کننده‌های موجود تامین می‌کند و خود وارد کننده نیست. در مرکز تماس و ارتباط با مشتری که در انتهای همان طبقه واقع شده حدود ۳۰ نفر به مشتریان و کاربران دیجی‌کالا پاسخ می‌دهند. این بخش به دفتر دوم منتقل شد.

بر اساس گزارش مجلهٔ اکونومیست در سال ۲۰۱۴ این وب‌گاه با سرمایهٔ ۱۵۰ میلیون دلار در رتبهٔ اول شرکت‌های اینترنتی ایران قرار گرفت. طبق گزارش واشنگتن پست در سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴ میلادی) این وبگاه روزانه ۳٬۰۰۰ درخواست خرید دارد و در ۱۶ شهر مهم ایران برای پخش محصولاتش شعبه دارد. این شرکت ۴۵۰ کارمند در سال ۱۳۹۳ دارد و تحویل محصولات به مشتریان را کارمندان شرکت به عهده می‌گیرند. این دو برادر متولد سال ۵۸ هستند و با یک تجربه تلخ از یک خرید سنتی به فکر ایجاد این شرکت افتاده‌اند. آنها شرکتی تاسیس کردند که در کنار فراهم آوردن محتوای مناسب برای کسب اطلاع از محصولات، بتوانند این محصولات را به صورت آنلاین، به فروش برسانند. آنها کار خود را با تنها دو محصول تلفن همراه و دوربین آغاز کردند و رفته‌رفته آن را گسترش دادند. امروزه نه‌تنها تمامی کالاهای دیجیتال را در سبد فروش خود دارند، بلکه محصولاتی چون ساعت، کتاب و رسانه نیز به سبدشان افزوده شده است. حدود دو سال قبل یکی از سرمایه‌گذاران خطر‌پذیر برای این شرکت سرمایه‌گذاری کرد که نتیجه بسیار خوبی را برای آنان به همراه داشت. چندی پیش اکونومیست در مقاله‌ای ارزش شرکت دیجی‌کالا را بالغ بر ۱۵۰ میلیون دلار برآورد کرد. این دو برادر از ابتدای تاسیس این شرکت تاکنون روزانه به طور متوسط ۱۳ تا ۱۴ ساعت کار کرده‌اند و معتقدند اگر هم‌اکنون کسی تصمیم به تاسیس یک شرکت یا تجارتی به شکل استارت‌آپ بگیرد، باید روزانه ۱۸ ساعت در روز برای چندین سال کار کند تا به نتیجه خوبی دست پیدا کند. • با معرفی شروع کنیم. تحصیلات‌تان چیست؟ من حمید محمدی، لیسانس صنایع از دانشگاه خواجه نصیر و فوق‌لیسانس ام‌بی‌ای از دانشگاه علم و صنعت دارم و سعید برادرم، لیسانس مکانیک و فوق‌لیسانس ام‌بی‌ای از دانشگاه سازمان مدیریت صنعتی است. • فکر می‌کردید روزی به این موفقیت دست پیدا کنید؟ فکر می‌کنم همه ما در مواقعی پتانسیل لازم برای موفقیت را در خودمان می‌بینیم، اما برای برخی این موفقیت پیش می‌آید و برای برخی دیگر نه. • چه مسائل و مشکلاتی در کسب و کار اینترنتی وجود دارد؟ به نظر ما مسائل و مشکلات خیلی بزرگ و حل‌نشدنی بر سر راه کسب و کار اینترنتی در ایران وجود ندارند؛ اما خیلی‌ها اظهارنظر می‌کنند که امکان ندارد بتوانید در این حوزه فعالیت کنید، زیرا زیرساخت‌های لازم و فرهنگ خرید اینترنتی وجود ندارد. ما با این نظر مخالف هستیم. البته چالش‌ها و مشکلاتی وجود دارد که ممکن است در کشورهای توسعه‌یافته‌تر وجود نداشته باشد یا کمتر باشد. به طور مثال مشکلات می‌تواند زیرساخت‌های تجارت الکترونیک از توزیع تا قیمت بالای پهنای باند و سرعت اینترنت برای مصرف‌کنندگان عادی، نبود قوانین و متولی‌های مشخص در این حوزه و مهم‌تر از همه فضای اقتصادی غیر‌شفاف باشد. • دیجی‌کالا از کجا شروع شد؛ قبل از آن مشغول به چه تجارت یا فعالیتی بودید؟ در سال ۱۳۸۴ و از فارغ‌التحصیلی ما چند سالی می‌گذشت. هر دو به عکاسی دیجیتال علاقه زیادی داشتیم و کمابیش عکاسی دیجیتال را پیگیری می‌کردیم. البته تجهیزات عکاسی حرفه‌ای نداشتیم. دقیقاً زمانی بود که عکاسی آنالوگ به دیجیتال در حال تغییر بود ولی اطلاعات فنی زیادی در این حوزه وجود نداشت. عکاس‌ها هم خیلی اطلاعات فنی دقیقی راجع به عکاسی دیجیتال نداشتند و بعضی از آنها هم اعتقادی به این عکاسی نداشتند. تصمیم گرفتیم یک دوربین دیجیتال بخریم تا در سطح حرفه‌ای‌تری عکاسی را ادامه دهیم. شروع به جمع‌آوری اطلاعات درباره عکاسی دیجیتال و دوربین‌های این حوزه کردیم. هیچ اطلاعاتی وجود نداشت؛ هم عکاسی دیجیتال جدید بود و هم اینکه دوربین دیجیتال وسیله‌ای مصرفی اما به شدت تخصصی بود. اطلاعات فنی و کاربردی زیادی برای مصرف‌کننده وجود نداشت، در نتیجه در اینترنت جست‌وجو درباره دوربین‌ها و عکاسی دیجیتال را شروع کردیم. با یک سایت تخصصی خارجی در حوزه عکاسی دیجیتال آشنا شدیم، نقد و بررسی‌ها و مقایسه‌هایش را خواندیم و در نهایت بهترین دوربین موردنظرمان را انتخاب کردیم و از بازار جمهوری تهران خریدیم. بعد از چند روز استفاده احساس کردیم این دوربین اشکال دارد. نمی‌دانستیم اشکال کار کجاست اما تصاویر ثبت‌شده با نمونه‌هایی که در اینترنت از آن دوربین دیده بودیم تفاوت داشت. بعد از مدتی فهمیدیم لنز همراه دوربین با نمونه‌ای که باید روی آن باشد، متفاوت است. لنز روی دوربین دست‌دوم و تعمیر شده بود. این اتفاق برای ما بسیار ناخوشایند بود. یک اتفاق خوشایند با اطلاعات و تجربه‌ای که کسب کرده بودیم و یک اتفاق ناخوشایند با تجربه خرید به شکل سنتی که خیلی قابل اعتماد هم نبود. این تجربه جرقه یک ایده تجاری برای ما شد. سال ۱۳۸۵ شروع کردیم به مطالعه در این حوزه و مدل تجاری دیجی‌کالا حول نقد و بررسی و فروش اینترنتی کالای دیجیتال شکل گرفت. می‌خواستیم همزمان هم به بالا رفتن سطح اطلاعات مخاطب‌مان کمک کنیم تا بتوانند مانند یک متخصص کالاها را بررسی کنند و هم به شیوه درست، اصولی و امروزی خریداری کنند. با این ایده دیجی‌کالا با گروه محصولی موبایل و دوربین عکاسی شروع به کار کرد. با یک تیم کوچک و سختکوش که در مجموع هفت نفر بود، کار را در آپارتمان اداری برادر بزرگ‌ترمان در خیابان سعدی شروع کردیم و یک سال در آنجا فعالیت کردیم. به تدریج و با سرویس‌های متفاوتی که هر روز ارائه می‌شد، از دیجی‌کالا استقبال شد و بازدید سایت بالا رفت. رفته‌رفته قابلیت‌های فروش را اضافه کردیم. هر چند ماه یک بار، گروه‌های جدید محصولی را به سبد کالاهای عرضه‌شده اضافه می‌کردیم تا اینکه توانستیم تمام کالاهای دیجیتال را پوشش دهیم و تیم را در حوزه تولید محتوا و بازاریابی تقویت کنیم. س‍پس با افزایش بازدید و تعداد سفارش‌های روزانه به مسائل زیرساختی تجارت الکترونیک مثل پلت‌فورم نرم‌افزاری پرداختیم. پلت‌فورم مورداستفاده توسط تیم دیجی‌کالا طراحی و تولید شد که تاثیر زیادی در رشد و گسترش فروشگاه داشت. • چه مراحلی را طی کرده‌اید تا دیجی‌کالا به وضعیت کنونی رسیده است؟ اولین مرحله، طراحی مدل تجاری دیجی‌کالا و توسعه آن با توجه به شرایط کشور و مخاطبان بود. در ابتدا بیشتر به تولید محتوای غنی و مفید و به زبان فارسی پرداختیم که باعث جذب هرچه بیشتر بازدیدکنندگان سایت شد. تعداد بالای بازدیدکنندگان به لطف محتوای غنی و در مرحله بعد پلت‌فورم قوی دیجی‌کالا، یک دستاورد بزرگ به حساب می‌آمد و ما را تبدیل به یک برند موفق کرد. شاید بتوان گفت تولید محتوای تخصصی و بی‌طرفانه که مورد استقبال کاربران قرار گرفت، مهم‌ترین عاملی بود که دیجی‌کالا را به شرایط موفق امروزی نزدیک کرد. • مجوز شما برای فروش چه کالاهایی بود؟ تا سال ۱۳۸۷ مجوز فعالیت در حوزه تجارت الکترونیک به شکل امروزی تعریف نشده بود و صرفاً محدود به ثبت وب‌سایت در ستاد ساماندهی وب‌سایت‌ها می‌شد. پس از مدتی عضو هیات موسس کانون فروشگاه‌های اینترنتی در مرکز توسعه تجارت الکترونیک وزارت بازرگانی شدیم که نتیجه فعالیت آن، منجر به شکل‌گیری آیین‌نامه فروشگاه‌های مجازی شد. مجوز صادره را از یک طرف اصناف و از طرف دیگر مرکز توسعه تجارت الکترونیکی با نماد اعتماد الکترونیک صادر می‌کرد. اکنون برای فعالیت در حوزه تجارت الکترونیک و فروش اینترنتی صرفاً به این مجوز و نماد اعتماد نیاز است. • چه زمانی دسته‌بندی محصولات از دوربین و موبایل فراتر رفت؟ در کمتر از یک سال گروه لپ‌تاپ و کامپیوتر جیبی را به کالاها اضافه کردیم. در آن زمان تبلت و بقیه ابزارهای هوشمند امروزی هنوز وجود نداشت. • یعنی شما در حال حاضر هر چیزی که بخواهید می‌توانید بفروشید؟ بله، هیچ فرقی نمی‌کند که چه چیزی باشد اما باید عرضه و فروش آن کالا منع قانونی نداشته باشد. • چرا دیجی‌کالا بعضی محصولات خاص مانند اپل را خودش وارد نمی‌کند تا دست واسطه‌ها را کوتاه کند و جنس را ارزان‌تر به مردم ارائه دهد؟ نظام توزیع و خرده‌فروشی در همه جای دنیا یکسری ساختارهای مشخص دارد. تغییر در این ساختار موجب آشفتگی نظام توزیع کالا خواهد شد. ما ترجیح می‌دهیم ارتباطمان را با برندها و توزیع‌کنندگان رسمی آنها نزدیک‌تر و قوی‌تر کنیم و به عنوان یک خرده‌فروش آنلاین بزرگ در نظام توزیع حضور داشته باشیم. امروزه یک خرده‌فروش آنلاین شرکتی دانش‌بنیان محسوب می‌شود و تمرکزش را بر روی فعالیت‌های بازرگانی صرف مانند واردات کالا قرار نمی‌دهد. تمرکز ما نیز بر روی خرده‌فروشی آنلاین، ارتباط موثر با مشتریان و همچنین برندهاست. • در این چند سال کسی به عنوان سرمایه‌گذار به شما اضافه شده است؟ بله، کمتر از دو سال قبل یک شرکت داخلی سرمایه‌گذاری خطرپذیر (VC) در دیجی‌کالا سرمایه‌گذاری کرد. • برای آینده فکر یا تصمیمی برای گسترش بین‌المللی تجارت‌تان دارید؟ در حال حاضر تمرکز ما بر روی بازار اینترنتی ایران و ارائه سرویس‌های با‌کیفیت به هموطنان است؛ اما زمانی می‌توانیم به گسترش فعالیت در کشورهای دیگر فکر کنیم که از ارائه بهترین خدمات در بازار داخل ایران مطمئن شویم. تا آن زمان شرایط برای حضور در کشورهای دیگر هم مساعدتر خواهد بود. • ما شنیده‌ایم که قرار است چند مرکز در نقاط مختلف تهران دایر کنید. درست است؟ بله، برای دسترسی سریع‌تر، چند مرکز توزیع در نقاط مختلف تهران در حال راه‌اندازی است. تجارت الکترونیک چه در ایران، چه در نقاط دیگر دنیا نیاز به یک زیرساخت و بستر دارد. در حال حاضر زیرساخت توزیع و گستردگی شبکه پستی در ایران نسبتاً مناسب عمل می‌کند اما متناسب با کسب‌ و کارهای اینترنتی طراحی نشده است. این برای ما و هر کسی که در این حوزه فعالیت می‌کند یک چالش محسوب می‌شود. ما از هر روشی برای ارائه سرویس بهتر به مشتری استقبال می‌کنیم. در تهران چهارساعته و در کرج در همان روز سفارش‌ها را تحویل می‌دهیم؛ یعنی اگر مشتری ثبت سفارش را تا ساعت ۱۶ انجام دهد، همان روز کالا را تحویل می‌گیرد. به تدریج تا پایان سال سفارش مشتریان در اکثر مراکز استان‌ها در کمتر از یک روز تحویل داده خواهد شد. • در چه شهرهای دیگری مراکزتان را گسترش خواهید داد؟ تا پایان سال در ۱۵ شهر دیگر به جز تهران این مراکز را دایر خواهیم کرد. • تعداد پرسنل دیجی‌کالا از ابتدای تاسیس تاکنون چه تغییراتی کرده است؟ تعداد پرسنل دیجی‌کالا در ابتدای تاسیس هفت نفر بود و هر سال به طور مداوم افزایش یافت. در حال حاضر تعداد پرسنل ثابت دیجی‌کالا حدود ۴۵۰ نفر است؛ اما با توجه به برنامه‌های توسعه و حجم خدمات و افتتاح ۱۵ مرکز تا پایان سال، پیش‌بینی می‌شود تعداد پرسنل به ۶۵۰ تا ۷۰۰ نفر برسد. • فکر می‌کنید در ایران رقیب داشته باشید، می‌توانید شرکتی را نام ببرید؟ بله، ممکن است؛ اما با توجه به داده‌های موجود فضای رقابت هنوز جدی نیست؛ یعنی رقبای دیگر هنوز نتوانسته‌اند دستاوردهای بزرگی داشته باشند و دارای سهم‌های بسیار کمی هستند، البته ممکن است در آینده این‌طور نباشد. • مزیت رقابتی شما در برابر خرده‌فروشان فیزیکی چیست؟ واقعیت این است که مزیت‌های خرید از دیجی‌کالا به نسبت خرید سنتی بسیار است، از جمله خرید آگاهانه از طریق مقایسه و بررسی محصولات پیش از خرید، سهولت در خرید، ضمانت هفت روز بازگشت کالا، تضمین اصل بودن کالا، تضمین بهترین قیمت، حمل رایگان و پرداخت در محل، تنوع بالای محصول، طرح‌های فروش ویژه روزانه با تخفیف‌های قابل‌ملاحظه، طرح‌های وفاداری مشتری، سرویس رایگان ارسال هدیه، ارائه خدمات حتی در روزهای تعطیل. • آیا فروش اجناس بدون گارانتی منع قانونی دارد؟ بله، جرم است. البته متاسفانه پدیده‌ای است که در کشور ما بسیار رایج است و باید برای این موضوع راه‌حلی اندیشیده شود؛ زیرا در این شرایط امکان رقابت فروشندگانی مانند دیجی‌کالا که فقط کالای با گارانتی و رسمی ارائه می‌کنند با سایر فروشندگان غیررسمی دشوارتر خواهد بود. • اکونومیست در مقاله‌ای بر اساس گزارش ورد استارت‌آپ، ارزش دیجی‌کالا را ۱۵۰ میلیون دلار برآورد کرده بود. در مورد حواشی این خبر توضیحاتی به ما می‌دهید؟ در گزارش اکونومیست با‌ارزش‌ترین کسب‌ و کارهای آنلاین در ۵۰ کشور معرفی شده بودند؛ اما افرادی نمی‌توانستند تصور کنند که ممکن است کسب و کاری در حوزه تجارت الکترونیک در ایران وجود داشته باشد که به این اندازه ارزشمند باشد. در واقع ‌بین مردم این آمادگی وجود نداشت. از دید عموم هنوز یک مغازه فیزیکی در یکی از بازارهای تهران با‌ارزش‌تر از خیلی از کسب‌ و کارهای آنلاین است. حتی ممکن است بسیاری فکر کنند دیجی‌کالا را یک کارمند در زمان آزاد بعدازظهر خود اداره می‌کند و نمی‌دانند که در حدود ۴۵۰ نفر در این شرکت کار می‌کنند. شوک وارد‌شده در رابطه با ارزش کسب و کار آنلاین در ایران بسیار طبیعی است؛ اما افراد بسیاری به اکونومیست برای ارائه این ارقام اعتراض کردند و معتقد بودند این ارقام اشتباه است. اکونومیست هم در پاسخ به این اعتراضات اعلام کرد که این مساله را بررسی مجدد می‌کند و از اعتراض‌کنندگان درخواست کرد مدارک ادعای خود را برای اکونومیست بفرستند یا اگر اطلاعات لازم کسب و کاری را در اختیار دارند که می‌تواند جزو سه شرکت برتر در حوزه کسب و کار آنلاین باشد برای آنها بفرستند. بر اساس اطلاعات دریافت‌شده، اکونومیست ارزیابی ارزش انجام داد. این ارزیابی ارزش هم بر اساس موارد مشابه منطقه‌ای در کشورهای همسایه مثل ترکیه، هند و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بود. موارد مشابه هم شامل کسب و کارهای مشابه دیجی‌کالا در این مناطق است. در نهایت اکونومیست ارزشی بیش از ۱۵۰ میلیون دلار پیشین برای دیجی‌کالا تعیین کرد که با درخواست ما رقم پیشین را اکونومیست تغییر نداد. به عنوان مثال، هپسی‌بورادا فروشگاه آنلاینی در ترکیه است که حدود نصف بازدید روزانه دیجی‌کالا را دارد. ارزش هپسی‌بورادا یک میلیارد دلار تعیین شده است. البته این بدان معنی نیست که دیجی‌کالا دو برابر هپسی‌بورادا ارزش دارد، اما یکی از عوامل موثر در ارزش‌گذاری است. • میزان فروش روزانه دیجی‌کالا چقدر است؟ این ارقام را بهتر است زمانی که دیجی‌کالا سهامی عام شد اعلام کنیم، زیرا در حال حاضر رقابت وجود دارد و از این ارقام استفاده رسانه‌ای می‌شود. • دیجی‌کالا در گذشته تبلیغات گسترده‌ای نداشت، اما اخیراً شاهد تبلیغات گسترده در بیلبوردها به صورت فیزیکی و در سایت‌ها به صورت مجازی هستیم. علت فعال شدن دیجی‌کالا در زمینه تبلیغات چیست؟ در چند سال گذشته ما در حال ساخت زیرساخت‌ها و توسعه بودیم و عملاً امکان پاسخ دادن به حجم عظیمی از درخواست‌ها را نداشتیم. تبلیغات نداشتیم و اساساً زمان آن هم برای ما فرا نرسیده بود؛ اما در حال حاضر احساس می‌کنیم این زیرساخت‌ها ایجاد شده‌اند و در حال توسعه فعالیت‌های خود چه به لحاظ گروه‌های محصولی جدید و چه به لحاظ حجم فعالیت هستیم. ما قصد داریم نه‌تنها کاربران حرفه‌ای اینترنت، بلکه سایر کاربران نیز اینترنتی خرید کنند و این خدمات را به عموم مردم عرضه کنیم. در واقع تلاش می‌کنیم روند گذار از خرید سنتی به خرید اینترنتی را تسریع کنیم. ما قصد داریم تمامی کالاهایی را که امکان عرضه آنلاین دارند تا آخر امسال به دسته‌های محصولی خود اضافه کنیم و به طور متوسط در هر ماه یک یا دو دسته را معرفی خواهیم کرد. البته این دسته‌های محصولی جدید به محصولات دیجیتال محدود نمی‌شوند. • درباره ضرورت جذب سرمایه‌گذار در استارت‌آپ‌ها توضیح می‌دهید؟ به طور کلی هر کسب و کاری برای توسعه خود نیازمند سرمایه‌گذاری است. البته ما باور داریم، برای استارت‌آپ‌های این‌چنینی که در فضای آنلاین فعالیت می‌کنند، سرمایه‌گذاری یکی از آخرین موضوع‌های مهم برای توسعه آنها محسوب می‌شود. ما تا به حال دغدغه سرمایه‌گذاری نداشته‌ایم بلکه موضوع، داشتن ایده، فکر، یک تیم اجرایی قوی و به‌کارگیری تجربیات جهانی و الگوهای آزمایش‌شده جهانی است. البته منظور ما این نیست که از اهمیت سرمایه‌گذاری بکاهیم اما سرمایه‌گذاری را در آخر لیست اهمیت خود قرار می‌دهیم. متاسفانه در فضای استارت‌آپ‌های ایران، سرمایه‌گذاری خیلی بیشتر از آنچه باید مورد توجه قرار می‌گیرد؛ یعنی احساس می‌کنند اگر استارت‌آپ خود را چند سال پیش راه‌اندازی کرده‌اند و در حال حاضر نتوانسته‌اند آن را به یک شرایط مطلوب برسانند به این دلیل است که سرمایه‌گذاری لازم بر روی کسب و کار آنها انجام نشده است. مسائل مهمی مانند مدل کسب‌وکار و تجربه مشتری وجود دارد که نادیده گرفته می‌شود. ایجاد برند در طول زمان با تلاش فراوان به وجود می‌آید؛ زیرا شما باید خدمات مناسب به مشتریان بدهید و تجربه خوبی برای آنها ایجاد کنید تا به مرور زمان برند شما در ذهن مشتریان جای گیرد. • در این مدت شکست هم داشته‌اید؟ تجربه‌های ناموفق داشته‌ایم. به طور مثال تقریباً یک سال و نیم پیش برای راه‌اندازی پلت‌فورم جدید خود اقدام کردیم و با اینکه آزمایش‌های اولیه موفق بود و آمادگی لازم را داشتیم اما در چند دقیقه اول سایت با مشکل مواجه شد و مجبور شدیم نسخه قبلی سایت را جایگزین کنیم و عملاً راه‌اندازی نسخه جدید سه ماه به تعویق افتاد. • بیشترین زمان آفلاین بودن سایت چقدر بوده است؟ در گذشته آمارهای بزرگ‌تری وجود داشت اما اخیراً خیر، شاید هر چند ماه یک بار به دلیل حملات سایبری، سایت برای یک یا دو دقیقه با مشکل مواجه شود. زمان‌هایی هم در سطح دیتاسنتر مشکل ایجاد می‌شود به طوری که بیشتر از کل پهنای باند دیتاسنتر حملات انجام می‌شود و کل دیتاسنتر با مشکل مواجه می‌شود. • روزانه چند کالای برگشتی دارید؟ نرخ برگشت ما بسیار پایین است زیرا تمامی اجناس ما اصل هستند و کنترل کیفیت می‌شوند. و یک مصاحبه هم در سال ۱۳۹۲ تردیدی‌ نیست که دیجی‌کالا در بازار فعلی کسب و کارهای فناوری فراتر از یک فروشگاه اینترنتی صرف است. وب‌سایتی که دیگر تنها یک مرجع محتوایی برای ابزار تکنولوژیکی به شمار نمی‌آید و می‌توان آن را یک فروشگاه آنلاین تمام‌عیار ابزار الکترونیکی محسوب کرد: از لپ‌تاپ، موبایل و دوربین دیجیتال گرفته تا لوازم آشپزخانه، اداری و صوتی تصویری که وجه مشترک همه آنها الکترونیکی بودن‌شان است. پشت صحنه‌اش بسیار مفصل‌تر از جلوی صحنه‌اش است. ۴۰۰ هزار نفر بازدید در هر روز سرمایه بسیار ارزشمندی برای دیجی کالا بوده تا سرمایه‌گذاری در بخش فروشگاه اینترنتی‌اش را سرعت بیشتری ببخشد. یک‌شبه هم به اینجا نرسیدند؛ از سال ۸۳ نیاز چنین وب‌سایتی را در وب فارسی احساس کردند و در سال ۸۵ آن را پیاده‌سازی کردند. در سال ۹۱ پیشنهاد شراکت صندوق سرمایه‌گذاری سرآوا را می‌پذیرند و جهش معقولی در کسب و کارشان ایجاد می‌کنند. «توسعه فزاینده» مجموعه، کوتاه‌ترین واژه‌ای است که می‌توان برای توصیف هدف مدیران همزاد، جدی و مصمم دیجی‌کالا در سال ۹۳ استفاده کرد. شرکت در مجموع شامل ۳۰۰ نفر پرسنل است که مدیران آن یعنی حمید و سعید محمدی با قطعیت می‌گویند:«این تعداد تا پایان سال به ۷۰۰ نفر می‌رسد.» رسیدن به قلب سایت آسان نیست، قصد دارند در همان هفته با چند فروشگاه خارجی تبادل اطلاعات کنند، بنابراین سرگرم مهمانداری هستند. سعید رحمانی مرد اول سرآوا در سفر است و هماهنگی به درازا می‌کشد. این همه دشواری برای جوان‌ترین شرکتی که در بخش شرکت‌گردی پیوست معرفی شده است؟ همان‌طور که پیشتر هم اشاره شد این سایت و بنیانگذارانش قدیمی‌ترین شرکت جوان در فضای کسب و کار حال حاضر ایران هستند. داستان موفقیت آنها آرزوی انبوه جوانانی است که می‌خواهند گوگل، مایکروسافت و شاید هم مثل این دو آمازون آینده ایران را بسازند. فرهنگسرای ارسباران نشانه خوبی بود تا بتوان به راحتی ساختمان رو‌به‌روی آن را که دیجی‌کالایی‌ها در آن اقامت داشتند، پیدا کرد. اگر خیلی تهران‌گرد باشید، ساختمانی را که بسیاری به اسم اوریفلیم می‌شناختند، راحت پیدا خواهید کرد؛ اکنون آن ویترین بزرگ شیشه‌ای میزهای خوش‌ساخت بخش خدمات مشتریان و لوگوهای جدید دیجی‌کالا را نشان می‌دهد. بخش خدمات و امور مشتریان را که طراحی شیک و زیبایی داشت می‌شد از خیابان اصلی دید. دم در سعید محمدی را می‌بینیم که پای آسانسور ایستاده ‌است. برخلاف راهروهای باریک و نیمه‌تاریک فضای عمومی هیچ دیواری میان کارکنان و مدیران نبود. هر چند این‌گونه دیوارهای شیشه‌ای نشان از یک فرهنگ سازمانی مدرن و تا حدودی نشان از ساختار افقی مجموعه دارد اما در عین حال به دلبازتر شدن فضای کاری نیز کمک شایانی می‌کند. همان برداشت اولیه درست است؛ شرکت قصد دارد ساختار، بازاریابی و حتی هویت بصری خود را بازتعریف کند. حمید هم در اتاق شیشه‌ای به جمع ما اضافه می‌شود:«شرکت در حال حاضر در دو نقطه از تهران متمرکز است ولی قرار است دفتر سومی هم در چند روز آینده در پارک علم و فناوری شهر پردیس نیز راه‌اندازی شود.» دفتر مرکزی که هم‌اکنون در آن هستیم و به ساختمان ارسباران معروف است، به کارهای مالی و بازرگانی می‌پردازد و جلسات مدیریتی در آن برگزار می‌شود و می‌توان حکم راهبر مجموعه دیجی‌کالا را به آن نسبت داد. دفتر دوم که نام آن مرکز پردازش سفارشات است، در جاده فتح قرار دارد و دفتر سوم هم که نیروهایش قرار است در آینده‌ای نزدیک به آنجا منتقل شوند، مرکز تکنولوژی و بازاریابی نام دارد. پراکندگی این سه دفتر از یکدیگر برایمان عجیب به نظر رسید؛ حمید محمدی یکی از دلایل آن را محدودیت پیدا کردن ساختمانی در تهران که بتواند این سه مجموعه را در کنار هم داشته باشد، بیان کرد. کم‌کم متوجه شدیم مرکز پردازش خدمات، حداقل به لحاظ ابعاد و اندازه باید چیزی فراتر از تصور ذهنی ما باشد که عامل محدودیت، مانع از اختصاص فضایی در مرکز شهر تهران به دیجی‌‌کالا شده است. به همراه بنیانگذاران دیجی‌کالا گشت و گذارمان در شرکت را از طبقه اول یعنی بخش خدمات و امور مشتریان شروع می‌کنیم: جایی که از در شیشه‌ای آن می‌توان فرهنگسرای ارسباران را مشاهده کرد. مدرن و پرنور طراحی شده تا مشتری احساس مثبت و راحتی در آن داشته باشد. محمد جهان‌نما سرپرست این بخش است و با اینکه در حال صحبت با یک مراجعه‌کننده بود، به استقبال ما آمد و پس از راهنمایی‌های لازم به مراجعه‌کننده توضیحات خود را در خصوص این واحد آغاز کرد:«دیجی‌کالا خدمات پس از فروشی برای کالاهایی که می‌فروشد ندارد اما مدت‌زمان هفت‌روزه‌ای برای خریداران از این فروشگاه اینترنتی در نظر گرفته تا بتوانند کالای خود را اگر ایرادی داشت، تعویض کنند.» این ضمانت می‌تواند یکی از مهم‌ترین رموز موفقیت دیجی‌کالا تلقی شود که در واقع می‌توان آن را الگویی از آمازون -که بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین در دنیا محسوب می‌شود- دانست:‌«در این بخش ۱۴ نفر مشغول به کار هستند که از هشت و نیم صبح تا پنج بعدازظهر به مشتریان پاسخ می‌دهند و در روز حدود ۱۵ تا ۲۰ مراجعه‌کننده داریم.» ویترینی را که مشتری به طور مستقیم با آن در تماس است، بسیار هوشمندانه طراحی کرده‌اند و مشخص است تجربه و تلقی مشتری از مجموعه، برایشان بسیار اهمیت دارد. روی هر کدام از میزها یک رایانه قرار دارد تا در صورت نیاز به مشتری نحوه دسترسی به خدمات آنلاین را آموزش دهند. یک نیم‌طبقه بالاتر هم می‌توان مرکز تماس همین بخش را مشاهده کرد. از راه‌پله‌هایی که در بعضی جاها، پله‌هایش نیز با همدیگر هم‌ارتفاع نیست، به طبقه سوم می‌رویم. «مرجوعات رسیده به حسابداری» تیتر یکی از مستنداتی است که روبه‌روی یکی از کارکنان این واحد در نرم‌افزار اکسل باز است. سعی برای بیرون کشیدن آمارهای فروش بی‌فایده است. سعید به خنده می‌گوید هیچ کس همه اطلاعات را یکجا در دیجی‌کالا ندارد!‌ پس از بازدیدی گذرا از طبقه سوم که بخش مالی در آن قرار داشت به طبقه پنجم نقل مکان می‌کنیم و به اتاق مجید کاظمی، مدیر تامین می‌رویم تا با او درباره جریان تامین کالا در دیجی‌کالا صحبت کنیم. جوان است و صدایش پرطنین و بم، و اصلا به چهره‌اش نمی‌آید:«ما در تامین کالاها همکاری استراتژیکی با بزرگان توزیع‌کننده داریم و هیچ وارداتی نداریم. به علاوه برندها و تامین‌کننده‌ها بسیار مایلند کالاهایشان به شکل صحیح و باعزت فروخته شود تا به اعتبار آنها لطمه نخورد و دیجی‌کالا یکی از بهترین جاهایی است که این خواسته‌ها را تامین می‌کند.» مرکز تماس و ارتباط با مشتری نیز در طرف دیگر طبقه قرار دارد که در آن حدود ۳۰ نفر در حال پاسخگویی به مشتریان و کاربران دیجی‌کالا هستند. حمید محمدی‌ مدیرعامل دیجی‌کالا که در تمامی مراحل بازدید از شرکت در کنار برادر دوقلویش همراه ماست، عنوان می‌کند مرکز تماس‌ها به ساختمان اپراتور (مرکز پردازش سفارش‌ها) -که به تازگی راه‌اندازی شده- منتقل خواهد شد:«در روز بیش از هزار تماس با مرکز تماس ما برقرار می‌شود و البته شماره سفارش به صورت پیامک و ایمیل هم به مشتریان فرستاده می‌شود.» البته کاربرانی که اقدام به خرید از وب‌سایت دیجی‌کالا می‌کنند، می‌توانند به صورت آنلاین از وضعیت کالایی که سفارش داده‌اند باخبر شوند و با گزاره‌هایی مثل «در انبار»، «ارسال شد» و… می‌توانند بفهمند سفارش‌شان در چه وضعیتی قرار دارد. وقتی به طبقه ششم می‌رویم،‌ وقت ناهار است و کارکنان برای خوردن غذا، گروه گروه به غذاخوری که در طبقه هفتم قرار دارد، کوچ می‌کنند. واحد محصول و زیرساخت آی‌تی شامل دو قسمت می‌شود؛‌ یک قسمت که در آن واحد توسعه نرم‌افزار مستقر است و قسمت دیگر، واحد زیرساخت که روی ارتباطات بین واحدها و ساختمان‌های دیجی‌کالا،‌ دیتاسنتر، کلود و مباحثی از این دست کار می‌کند. در واقع اینجا خود دیجی‌کالا به عنوان کالا در نظر گرفته می‌شود و واحد محصول، کار مربوط به نگهداری و توسعه آن را انجام می‌دهد.
رضا حمزه،‌ مدیر واحد توسعه نرم‌افزار فرآیند انتخاب تکنولوژی و طراحی وب‌سایت را پروسه‌ای طولانی توصیف می‌کند که بسیار روی آن فکر شده تا به اینجا رسیده ‌است. مشخص است از نظر دیجی‌کالا هنر اصلا نه در صرف کالا و محتوای همراه آن، بلکه در ویترین مجازیشان نیز نهفته است:«دیجی‌کالا در سیر بلوغش، نرم‌افزار خود را هم بالغ‌تر می‌کند و این نرم‌افزاری که ما الان داریم، چندین برابر ویرایش قبلی است و فرآیندهای بسیار بیشتری را پوشش می‌دهد.» در ابتدا با چهار توسعه‌دهنده نرم‌افزار شروع کردند و با توجه به اینکه دیجی‌کالا از حالت استارت‌آپی خارج و به بلوغ خود نزدیک شده این تعداد به هشت نفر رسیده است اما حمید محمدی که ایستاده نظاره‌گر تیم خبرنگاری و مدیر بخش توسعه نرم‌افزاری است، از رسیدن تعداد این تیم به ۵۵ نفر تا پایان سال خبر می‌‌دهد. مدیران دیجی‌کالا به شدت بر جنبه‌های نرم‌افزاری و توسعه آن تاکید دارند و به جز در موارد خاص قائل به برون‌سپاری این بخش به بیرون از سازمان نیستند و معتقدند نگاه دیجی‌کالایی، فرهنگی است که باید در داخل خود سازمان شکل گیرد. به نقطه اول یعنی طبقه چهارم بازمی‌گردیم تا با این طبقه که واحدهای بازاریابی، منابع انسانی و مدیریت در آن قرار دارد، بیشتر آشنا شویم. گیتا بیانی، مسوول بخش ارزیابی تجربه مشتریان است و همان‌طور که از نام سمتش پیداست، در واحدشان تجربه مشتریان را سنجش و در جهت بهبود آن تلاش می‌کنند:«از لحظه‌ای که مشتری وارد وب‌سایت می‌شود تا وقتی که سفارش‌ به دستش برسد، سعی می‌کنیم هر نکته‌ای را که بر تجربه آنها به عنوان مشتری تاثیرگذار است، جویا شویم و در جهت بهبود این تجربه گام برداریم و بازخوردهای آن را به مدیریت گزارش دهیم.» در حالی که دیجی‌کالا در داخل مجموعه روی ارزیابی تجربه مشتریان کار می‌کند اما در حوزه تحقیقات میدانی هم از شرکت‌های متخصص در حوزه تحقیقات بازار استفاده کرده‌ و می‌کند تا رشد و توسعه این مجموعه را در سال ۹۳ بهتر و موثرتر پیش ببرد:«تحویل به موقع،‌ کیفیت بسته‌بندی، کیفیت کالا، قیمت و هر فاکتوری را که در فرآیند خرید برای مشتریان مهم است، بررسی می‌کنیم و سعی می‌کنیم با پنج درصد از مشتریان تماس بگیریم تا بتوانیم برآیند مناسبی از نظر آنها داشته باشیم و نتیجتا در ارائه خدمات موفق‌تر عمل کنیم.» به طور حتم در کنار فاکتور تحویل کالا، قیمت از دیگر عوامل مهم در تشویق کاربران اینترنت به خرید آنلاین به شمار می‌رود و سعید محمدی باور دارد قیمت‌های دیجی‌کالا بهترین قیمت در بازار است:«خیلی محکم و قاطع بگویم که قیمت‌های دیجی‌کالا در شرایط برابر، بهترین قیمت در بازار است. وقتی می‌گویم شرایط یکسان منظورم این است که دیجی‌کالا هیچ کالای بدون گارانتی، قاچاق و غیرسلامتی نمی‌فروشد چون معتقدیم مشتری از این قضیه لطمه خواهد دید و در مجموع کالاهایی که در دیجی‌کالا برای فروش موجود است، در رده قیمتی، پایین‌تر از متوسط و کف بازار قرار دارد و به عبارت بهتر کالاهایی با کف قیمت و پایین‌تر از متوسط، بیشترین فراوانی را در میان کالاهای ما دارد.» اعتماد مشتری به یک مجموعه از مهم‌ترین رموز موفقیت هر کسب و کاری است. نکته‌ای که گیتا بیانی به عنوان مسوول بخش ارزیابی تجربه مشتریان، بسیار با آن مواجه شده‌ است:«جالب است خیلی از مشتریان وفادار ما هستند که اصلا وقتی نظرشان را درباره قیمت‌ها می‌پرسیم، می‌گویند ما به خاطر اعتمادی که به دیجی‌کالا داریم قیمت‌ها را چک نمی‌کنیم و مستقیما می‌آییم از دیجی‌کالا خرید می‌کنیم.»

وقتی به واحد محصول سر زدیم، وقت ناهار بود و نتیجتا نتوانستیم با مدیر آن بخش یعنی فاطمه کروبی درباره موبایل اپلیکیشن دیجی‌کالا صحبت کنیم. خوش‌رو و خوش‌بیان است و ادعا می‌کند دیجی‌کالا یکی از اولین شرکت‌هایی است که در ایران به صورت جدی در مورد «تجربه کاربری» کار می‌کند: «نزدیک ۱۰ ماه است ما تیم «تجربه کاربری» در دیجی‌کالا داریم که با توجه به فعالیت خودم در این حوزه به جرات می‌توانم بگویم اولین شرکتی‌ هستیم که در محیط آنلاین یعنی وب، روی این موضوع کار می‌کنیم.» تحقیقات بسیار گسترده این تیم به جهت افزایش کیفیت تجربه کاربری منجر به تعریف دو فاز برای این گروه شد که در فاز اول با هدف قرار دادن کاربرهایی که در جامعه هدف دیجی‌کالا قرار دادند، تلاش شده ‌است وب‌سایت، کاربرپسندتر شود و کاربران احساس بهتری در کار کردن با آن داشته باشند؛ فاز دوم به اپلیکیشن موبایل اختصاص یافته‌ است:«الان تقریبا فاز مطالعات و طراحی موبایل اپلیکیشن‌مان به پایان رسیده و داریم پیاده‌سازی آن را شروع می‌کنیم؛ برنامه‌مان این است که در ابتدا این کار را روی سیستم‌عامل‌های اندروید و آی‌او‌اس برای موبایل و تبلت در سایزهای متنوع انجام دهیم.» برای یک سفر درون‌شهری به حوالی جاده قدیم کرج، جایی که مرکز پردازش سفارش‌های دیجی‌کالا در آن مستقر است، آماده می‌شویم. قبل از خروج از ساختمان مرکزی در حالی که برادران محمدی در حال آماده شدن برای این سفر درون‌شهری بودند، سری به اتاق آنها می‌زنیم. اتاقی با دیوارهای شیشه‌ای که نشان می‌داد مدیران دیجی‌کالا خود را از بدنه مجموعه می‌دانند و تمایل دارند فرهنگ استارت‌آپی دیجی‌کالا را کماکان در شرکت زنده نگه دارند. تندیس چهارمین جشنواره فاوا و تندیس وب‌سایت برتر در پنجمین جشنواره وب ایران در بهمن ۹۱ بخشی از تندیس‌هایی بود که در آنجا قرار داشت و توجه‌ را جلب می‌کرد که گوشه‌ای از موفقیت‌های این مجموعه را در سال‌های اخیر نشان می‌دهد. هر چند بزرگ‌ترین موفقیت آنها موفقیت در به سرانجام رساندن یک استارت‌آپ در فضای کاهنده آی‌تی ایران است؛ فضایی که به نظر می‌رسد در سال ۹۳ و پس از روی کار آمدن دولت جدید رنگ و بوی بهتری به خود گرفته‌ است. اتومبیل‌هایشان را برای رفتن به مرکز پردازش سفارش‌های دیجی‌کالا روشن می‌کنند و به‌رغم اینکه چهره‌هایشان شبیه به یکدیگر است اما اتومبیل‌هایشان تفاوت‌های عمده‌ای دارد. در این زمان کمی فرصت پیدا می‌کنیم از حمید محمدی درباره پیشینه دیجی‌کالا و خودش بشنویم:«کارشناسی مهندسی صنایع را از دانشگاه خواجه نصیر و کارشناسی ارشد را در رشته ام‌بی‌ای با گرایش بازاریابی از علم و صنعت گرفتم و پس از چندین سال کار کردن در بازار کار ایده دیجی‌کالا را به اتفاق برادرم در سال ۸۵ اجرایی کردیم.» امکان ندارد در بدو ورود به انبار دیجی‌کالا شگفت‌زده نشوید. محیطی که وارد آن شدیم چه به لحاظ کیفی و چه کمی بسیار فراتر از تصورم بود. محیطی به مساحت ۱۰ هزار متر مربع که در آن سوله‌ای به مساحت پنج هزار متر مربع ساخته شده بود. در قسمت ورودی نگهبان‌هایی خوش‌پوش و نونوار پذیرای ما بودند و در قسمت راست اتاقی تعبیه شده بود که کمدهای بسیار منظمی در آن وجود داشت و مخصوص کارکنان بود. در این ساختمان هم خبری از دیوار نیست و شیشه‌ها حائل میان اتاق‌های مختلف هستند. سوله یک ورودی و یک خروجی اصلی دارد. دو در بزرگ که یکی در سمت راست مربوط به آوردن بار است و دیگری که پیک‌ها، کامیونت‌های پست و تیپاکس در آنجا محصولات را بارگیری می‌کنند تا به دست مشتریان برسانند. یک در هم در وسط مجموعه قرار دارد که کارکنان بیشتر از آنجا ورود و خروج می‌کنند.

جایی در مقابل غلتک‌ها، کالاها و قفسه‌های متعدد سعید مختصری از روند شکل‌گیری سفارش و تامین کالا را برایمان بیان می‌کند:«پس از مشخص شدن طبقه‌بندی کالاها، فهرست کالاها از بازاریابی به واحد بازرگانی می‌رود و پس از مذاکره با عرضه‌کننده‌ها و تامین‌کننده‌ها کالاهای توافق‌شده خریداری می‌شوند و به انبار که اینجا باشد، تحویل داده می‌شود. پس از ثبت در سیستم نرم‌افزاری برای هر محصول بارکد و شماره سریال مخصوص تولید می‌شود و با توجه به اندازه و سایز آن در محل مناسبی از انبار قرار می‌گیرد. پس از آمدن سفارش به وسیله نرم‌افزار‌های ویژه انبارداری صورت کالاها برداشته می‌شود و بعد از بسته‌بندی و با توجه به نشانی سفارش‌‌دهنده مشخص می‌شود که محصول از چه طریقی به مشتری رسانده شود.» فراتر از یک سایت وقتی در فضای بیرون از شرکت‌گردی با برادران موسس دیجی‌کالا گپ می‌زنیم مشخص است که باور دارند تازه آغاز راهند و باید توسعه پیدا کنند:«تمرکز جدی ما روی بخش‌های محصول و تکنولوژی است و بنا داریم بهترین استعدادها را با هر مکانیسم و قیمتی به دیجی‌کالا بیاوریم. از دید ما دیجی‌کالا می‌تواند نماد تکنولوژی وب در ایران باشد و بهترین محیط برای کار کردن هر کسی با هر تخصصی است که دیجی‌کالا به آن نیاز دارد.» رسیدن به یک سرمایه‌گذار بیرونی از دید سعید ارتباط چندانی به تغییر عطش شرکت برای توسعه ندارد:«در فرآیند توسعه برای دیجی‌کالا، سرمایه‌گذاری صرفا مادی نیست و از نظر ما مساله حائز اهمیت این بود که همواره یک شریک استراتژیک وارد مجموعه شود تا به فرآیند رشد در دیجی‌کالا کمک کند. به اعتقاد ما مجموعه سرآوا از همین جنس بود و الان هم هست. سرآوا برای دیجی‌کالا بیشتر نقش یاری‌دهنده به فرآیند رشد را دارد تا یک سرمایه‌گذار صرف.» طی حرف‌هایی که درباره وسواس‌شان برای ورود یک سرمایه‌گذار جدید می‌زنند می‌توان واقعا رد این حساسیت‌ها را دید:«هنوز می‌بینیم طرز تفکرهای سنتی نسبت به مدیریت شرکت‌ها وجود دارد و به نظر ما یکی از دلایل اصلی اینکه شرکت‌های آی‌تی شکل می‌گیرند و عملا پس از مدتی دچار افول می‌شوند، این است که تمایل چندانی ندارند از فرمول‌های بین‌المللی‌ای که جواب داده‌اند و منطبق بر روند رشد هستند، پیروی کنند. بسیاری از شرکت‌های آی‌تی هستند که جلسات هیات مدیره‌ و مجامع‌شان حول محور بحث سوددهی می‌چرخد؛ اینکه سال پیش چقدر سود دادیم یا سال بعد چقدر سود خواهیم داد که این نوع نگاه برای رشد و پیشرفت استارت‌آپ‌ها در حوزه آی‌تی اصلا مناسب نیست. البته باید ذکر کرد علت اصلی این موضوع آن است که شاید در فضای اقتصادی اخیر ثبات اقتصادی وجود ندارد و هیچ کس حاضر نیست نقد را به نسیه بفروشد و سود را فدای آینده کند.» خیلی قاطع به جذابیت فروشگاه فیزیکی جواب منفی می‌دهند و استدلال‌شان برآمده از تجربه است:«فروش در فضای فیزیکی با استراتژی‌های ما کاملا در تضاد قرار دارد چون روح دیجی‌کالا آنلاین و فرهنگ آن یک فرهنگ کسب و کاری مدرن است و اینها هیچ‌گاه با یکدیگر آشتی نخواهند کرد. اگر بخواهیم کالایی را به لیست فروش در سایت اضافه کنیم، حتما آن را به شیوه دیجی‌کالایی عرضه خواهیم کرد. وقتی می‌گویم دیجی‌کالایی منظورم این است که محتوا در آن نقش پررنگی دارد و نقش دستیار خریدی دیجی‌کالا همچنان در آن گروه‌ها حفظ خواهد شد.» روحیه فروشگاهی در جمع دونفره آنها به معنای همان احترام مقدس‌شان به مشتری است. حمید در این‌باره به آمار و ارقامی اشاره می‌کند و می‌گوید:«منابعی که قصد داریم برای توسعه در خصوص دیجی‌کالا صرف کنیم، در حوزه‌های افزایش کیفیت در تجربه مشتری به عنوان یک موضوع بسیار بااهمیت خواهد بود و می‌توانم بگویم بیش از نیمی از منابع دیجی‌کالا در یکی دو سال آینده صرف موضوع افزایش کیفیت تجربه مشتری خواهد شد.» درباره نداشتن اپلیکیشن یا حضور موبایلی اصلا از خود ضعف نشان نمی‌دهند و معتقدند دیجی‌کالا هیچ گاه موج‌سوار نبوده است:«شرکت‌های زیادی را می‌بینیم که دستپاچه وارد برخی پارادایم‌های جدید تکنولوژی می‌شوند. برای مثال در خصوص موبایل اپلیکیشن این جریان را زیاد مشاهده می‌کنیم. اتفاقی که در ایران در حوزه موبایل افتاده، این است که در خیلی جاها شرکت‌ها بدون مطالعه وارد این حوزه شده‌اند. بخش عمده‌ای از ورود شرکت‌ها به بحث موبایل در واقع واکنشی است که آنها صرفا خواسته‌اند به دلیل حضور در این فضا داشته باشند. در پایان باید بگویم به زودی حتما موبایل اپلیکیشن و شیوه‌های پرداخت جدید قابل قبولی راه‌اندازی خواهد شد.» پس از خوردن یک چای در اتاق کنفرانس با مهدی رضایی همراه شدیم تا بتوانیم فرآیندها را به صورت تصویری با گفته‌های محمدی تطبیق دهیم. رضایی را در ساختمان ارسباران هم رویت کرده بودیم ولی وقتی او را در مرکز پردازش دیدیم متوجه شدیم به عنوان مدیر این بخش، وظیفه سنگینی بر دوشش‌ است: «در این مرکز پنج هزار متر فضای انبار داریم و در مجموع، حدود هزار متر فضای اداری وجود دارد. هر کالا یک شماره سریال مختص به خود می‌گیرد و پس از مشخص شدن سفارش به بخش بسته‌بندی می‌رود تا به نشانی مورد نظر فرستاده شود.» بسته‌بندی‌های شهرستان و تهران کاملا با هم متفاوت است و ۶۰ موتورسوار به طور مستقیم با دیجی‌کالا برای پوشش مناطق مختلف تهران کار می‌کنند که لجستیک دیجی‌کالا را تشکیل می‌دهند:«به دلیل اینکه برای سفارش‌های شهرستان مسیر طولانی‌تر است، در نتیجه احتمال آسیب محصولات هم بیشتر است و به خاطر همین برای سفارش‌های مربوط به شهرستان‌ها از بسته‌بندی محکم‌تری استفاده می‌کنیم.» کالاهای حجیم و کوچک‌تر به شکل منظمی از یکدیگر مجزا شده‌اند و می‌توان با تابلوهای بزرگ رنگی که هر بخشی را مشخص کرده‌اند، به راحتی فهمید هر یک از گروه‌ها مشغول انجام چه کاری هستند. در مجموع به صورت همزمان همیشه دست‌کم ۲۰ هزار کالا در انبار وجود دارد که ۱۰ هزار عدد از آن کالاها در حال گردش است. عمده کارها به شکل مکانیزه انجام می‌شود و نقاله‌ای که دو طرف کارخانه را به شکل طولی به هم وصل می‌کند، کار جابه‌جایی کالاها را انجام می‌دهد.
بهرام پیشگیر